بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
كهيعص
﴿۱﴾
انصاریان: کهیعص
خرمشاهی: كهيعص فولادوند: كافها يا عين صاد قمشهای: کهیعص (این حروف رموز و اسراری است در میان خدا و رسول صلّی اللّه علیه و آله و سلّم). مکارم شیرازی: كهيعص
ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا
﴿۲﴾
انصاریان: [آیاتی که بر تو خوانده می شود] یاد رحمت پروردگارت بر بنده اش زکریاست.
خرمشاهی: [كاف ها يا عين صاد] اين بيان رحمت پروردگارت در حق بندهاش زكرياست فولادوند: [اين] يادى از رحمت پروردگار تو [در باره] بنده اش زكرياست قمشهای: در این آیات پروردگار تو از رحمتش بر بنده خاصّ خود زکریا سخن میگوید. مکارم شیرازی: اين يادي است از رحمت پروردگار تو نسبت به بنده اش زكريا.
إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاءً خَفِيًّا
﴿۳﴾
انصاریان: هنگامی که پروردگارش را با دعایی پنهان خواند،
خرمشاهی: چنين بود كه به ندايى خاموش پروردگارش را به دعا خواند فولادوند: آنگاه كه [زكريا] پروردگارش را آهسته ندا كرد قمشهای: (یاد کن حکایت او را) وقتی که خدای خود را پنهانی (و از صمیم قلب) ندا کرد. مکارم شیرازی: در آن هنگام كه پروردگارش را در خلوتگاه (عبادت) خواند.
قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُنْ بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا
﴿۴﴾
انصاریان: گفت: پروردگارا! به راستی استخوانم سست شده و [مویِ] سرم از پیری سپید گشته، و پروردگارا! هیچ گاه درباره دعا به پیشگاهت [از اجابت] محروم و بی بهره نبودم.
خرمشاهی: گفت پروردگارا استخوانم سستى گرفته و برف پيرى بر سرم نشسته است، و پروردگارا هرگز در دعاى تو سخت دل نبودهام فولادوند: گفت پروردگارا من استخوانم سست گرديده و [موى] سرم از پيرى سپيد گشته و اى پروردگار من هرگز در دعاى تو نااميد نبوده ام قمشهای: عرض کرد که پروردگارا، استخوان من سست گشت و فروغ پیری بر سرم بتافت و با وجود این من از دعا به درگاه کرم تو خود را هرگز محروم ندانستهام. مکارم شیرازی: گفت پروردگارا! استخوانم سست شده و شعله پيري تمام سرم را فرا گرفته و من هرگز در دعاي تو از اجابت محروم نميشدم.
وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِنْ وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا
﴿۵﴾
انصاریان: و همانا من پس از خود از خویشاوندانم بیمناکم، و همسرم [از شروع زندگی] نازا بوده است، پس مرا از سوی خود فرزندی عطا کن.
خرمشاهی: و من پس از خويش از وارثان بيمناكم، و همسرم نازا است، پس از پيشگاه خود به من وارثى عطا فرما فولادوند: و من پس از خويشتن از بستگانم بيمناكم و زنم نازاست پس از جانب خود ولى [و جانشينى] به من ببخش قمشهای: و من از این وارثان کنونی (که پسر عموهای من هستند) برای پس از خود بیمناکم (مبادا که پس از من در مال و مقامم خلف صالح نباشند و راه باطل پویند) و زوجه من هم نازا و عقیم است، تو از لطف خاص خود فرزندی به من عطا فرما. مکارم شیرازی: و من از بستگانم بعد از خودم بيمناكم (كه حق پاسداري از آئين تو را نگاه ندارند) و همسرم نازا است، تو به قدرتت جانشيني به من ببخش.
يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا
﴿۶﴾
انصاریان: که از من و خاندان یعقوب ارث ببرد، و او را پروردگارا! [از هر جهت] مورد رضایت [خود] قرار ده.
خرمشاهی: تا هم وارث من باشد و هم وارث آل يعقوب، و پروردگارا او را مقبول بگردان فولادوند: كه از من ارث برد و از خاندان يعقوب [نيز] ارث برد و او را اى پروردگار من پسنديده گردان قمشهای: که او وارث من و همه آل یعقوب باشد و تو ای خدا او را وارثی پسندیده و صالح مقرر فرما. مکارم شیرازی: كه وارث من و آل يعقوب باشد و او را مورد رضايتت قرار ده.
يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا
﴿۷﴾
انصاریان: ای زکریا! ما تو را به پسری که نامش یحیی است، مژده می دهیم، [و] پیش از این همنامی برای او قرار نداده ایم.
خرمشاهی: [فرمود] اى زكريا ما تو را به پسرى كه نامش يحيى است و تاكنون همنامى برايش قرار ندادهايم، مژده مىدهيم فولادوند: اى زكريا ما تو را به پسرى كه نامش يحيى است مژده مى دهيم كه قبلا همنامى براى او قرار نداده ايم قمشهای: ای زکریا همانا تو را به فرزندی که نامش یحیی است و از این پیش همنام و همانندش (در تقوا) نیافریدیم بشارت میدهیم. مکارم شیرازی: اي زكريا! ما تو را به فرزندي بشارت ميدهيم كه نامش يحيي است، پسري همنامش پيش از اين نبوده است.
قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا
﴿۸﴾
انصاریان: گفت: پروردگارا! چگونه برایم پسری خواهد بود در حالی که همسرم نازا بوده است و خود نیز از پیری به فرتوتی رسیده ام؟!
خرمشاهی: گفت پروردگارا چگونه مرا پسرى باشد، حال آنكه همسرم نازا است و خود نيز از پيرى به فرتوتى و فرسودگى رسيدهام فولادوند: گفت پروردگارا چگونه مرا پسرى خواهد بود و حال آنكه زنم نازاست و من از سالخوردگى ناتوان شده ام قمشهای: زکریا (از فرط شوق و شگفتی و برای حصول اطمینان) عرض کرد: الها، مرا از کجا پسری تواند بود در صورتی که زوجه من نازاست و من هم از شدت پیری خشک و فرتوت شدهام؟! مکارم شیرازی: گفت: پروردگارا! چگونه فرزندي براي من خواهد بود در حالي كه همسرم نازا است، و من نيز از پيري افتاده شده ام؟!
قَالَ كَذَلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئًا
﴿۹﴾
انصاریان: [فرشته وحی به او] گفت: چنین است [که گفتی، ولی] پروردگارت فرمود: این [کار] بر من آسان است، و همانا تو را پیش از این در حالی که چیزی نبودی آفریدم.
خرمشاهی: [فرشته] گفت اين چنين است، پروردگارت فرموده است آن كار بر من آسان است، و خودت را پيشتر آفريدهام و چيزى نبودى فولادوند: [فرشته] گفت [فرمان] چنين است پروردگار تو گفته كه اين [كار] بر من آسان است و تو را در حالى كه چيزى نبودى قبلا آفريده ام قمشهای: (فرشتهای از زبان خدا) گفت: چنین خواهد شد؛ پروردگارت گوید: این کار برای من بسیار آسان است و منم که تو را پس از هیچ و معدوم صرف بودن، نعمت وجود بخشیدم. مکارم شیرازی: فرمود: اينگونه پروردگارت گفته (و اراده كرده) اين بر من آسان است من قبلا تو را آفريدم و چيزي نبودي!
قَالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا
﴿۱۰﴾
انصاریان: گفت: پروردگارا! برای من نشانه ای قرار ده. گفت: نشانه تو این است که سه شبانه روز در حالی که سالم هستی، قدرت سخن گفتن با مردم نخواهی داشت.
خرمشاهی: گفت پروردگارا براى من نشانهاى قرار بده فرمود نشانه تو اين است كه سه شب [و روز] در عين سلامت، با مردم نتوانى سخن گفت فولادوند: گفت پروردگارا نشانه اى براى من قرار ده فرمود نشانه تو اين است كه سه شبانه [روز] با اينكه سالمى با مردم سخن نمى گويى قمشهای: زکریا باز عرضه داشت: بارالها، برای من نشانه و حجتی بر این بشارت قرار ده، خدا فرمود: بدین نشان که تا سه شبانهروز با مردم تکلم نکنی (و بر سخن قادر نباشی) با آنکه تندرست هستی. مکارم شیرازی: عرض كرد: پروردگارا! نشانه اي براي من قرار ده. گفت نشانه تو اين است كه سه شبانه روز قدرت تكلم (با مردم) نخواهي داشت، در حالي كه زبان تو سالم است.
فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا
﴿۱۱﴾
انصاریان: پس [به دنبال ناتوانی از سخن گفتن] از عبادتگاهش بر قومش درآمد و به آنان اشاره کرد که صبح و شام خدا را تسبیح گویید.
خرمشاهی: [زكريا] از محراب به نزد قومش بيرون آمد، و به آنان اشاره كرد كه بامدادان و شامگاهان [او را] نيايش كنيد فولادوند: پس از محراب بر قوم خويش درآمد و ايشان را آگاه گردانيد كه روز و شب به نيايش بپردازيد قمشهای: پس زکریا در حالی که از محراب (عبادت) بر قومش بیرون آمد به آنان اشاره کرد که صبح و شام به تسبیح و نماز قیام کنید. مکارم شیرازی: او از محراب عبادتش به سوي مردم بيرون آمد و با اشاره به آنها گفت صبح و شام (به شكرانه اين نعمت) خدا را تسبيح گوئيد.
يَا يَحْيَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا
﴿۱۲﴾
انصاریان: ای یحیی! کتاب را به قوت و نیرومندی بگیر؛ و به او در حالی که کودک بود، حکمت دادیم.
خرمشاهی: [گفتيم] اى يحيى كتاب آسمانى را به جد و جهد بگير، و به او در عهد صباوت نبوت بخشيديم فولادوند: اى يحيى كتاب [خدا] را به جد و جهد بگير و از كودكى به او نبوت داديم قمشهای: (چون زکریا ذکر تسبیح و نماز کرد ما به او یحیی را عطا کردیم و چون سه ساله شد به وی خطاب کردیم که) ای یحیی، تو کتاب آسمانی ما را به قوت (نبوت) فراگیر، و به او در همان سن کودکی مقام نبوت بخشیدیم. مکارم شیرازی: اي يحيي! كتاب (خدا) را با قوت بگير، و ما فرمان نبوت (و عقل كافي) در كودكي به او داديم.
وَحَنَانًا مِنْ لَدُنَّا وَزَكَاةً وَكَانَ تَقِيًّا
﴿۱۳﴾
انصاریان: و از سوی خود مهرورزی [به همه مردم] و پاکی و شایستگی [به او عطا کردیم] و او همواره پرهیزکار بود.
خرمشاهی: و از سوى خويش بر او رحمت آورديم و پاكيزهاش داشتيم و او پرهيزگار بود فولادوند: و [نيز] از جانب خود مهربانى و پاكى [به او داديم] و تقواپيشه بود قمشهای: و نیز او را به لطف خاص خود رحمت و مهربانی و پاکی و پارسایی دادیم و او طریق تقوا پیش گرفت. مکارم شیرازی: و به او رحمت و محبت از ناحيه خود بخشيديم، و پاكي (روح و عمل) و او پرهيزگار بود.
وَبَرًّا بِوَالِدَيْهِ وَلَمْ يَكُنْ جَبَّارًا عَصِيًّا
﴿۱۴﴾
انصاریان: و به پدر و مادرش نیکوکار بود و سرکش و نافرمان نبود.
خرمشاهی: و در حق پدر و مادرش نيكوكار بود و زورگوى سركش نبود فولادوند: و با پدر و مادر خود نيكرفتار بود و زورگويى نافرمان نبود قمشهای: و هم در حق پدر و مادر خود بسیار نیکوکار بود و هرگز به احدی ستم نکرد و معصیت خدا را مرتکب نگردید. مکارم شیرازی: او نسبت به پدر و مادرش نيكوكار بود و جبار (و متكبر) و عصيانگر نبود.
وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا
﴿۱۵﴾
انصاریان: و بر او سلام باد روزی که زاده شد، و روزی که می میرد، و روزی که زنده برانگیخته می شود.
خرمشاهی: و بر او در روزى كه زاد، و روزى كه در مىگذرد و روزى كه زنده برانگيخته مىشود، درود باد فولادوند: و درود بر او روزى كه زاده شد و روزى كه مى ميرد و روزى كه زنده برانگيخته مى شود قمشهای: و سلام حق بر او باد در روز ولادتش و روز وفاتش و روزی که زنده برانگیخته خواهد شد. مکارم شیرازی: و سلام بر او آن روز كه تولد يافت، و آن روز كه ميميرد، و آن روز كه زنده و برانگيخته ميشود.
وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا
﴿۱۶﴾
انصاریان: و در این کتاب [سرگذشتِ] مریم را یاد کن هنگامی که از خانواده اش [در] مکان شرقی کناره گرفت.
خرمشاهی: و در كتاب از مريم ياد كن آنگاه كه از خاندان خويش، در گوشهاى شرقى، كناره گرفت فولادوند: و در اين كتاب از مريم ياد كن آنگاه كه از كسان خود در مكانى شرقى به كنارى شتافت قمشهای: و یاد کن در کتاب خود احوال مریم را آنگاه که از اهل خانه خویش کنار گرفته به مکانی به مشرق (بیت المقدس برای عبادت) روی آورد. مکارم شیرازی: در اين كتاب (آسماني قرآن) از مريم ياد آر، آن هنگام كه از خانواده اش جدا شد و در ناحيه شرقي قرار گرفت.
فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا
﴿۱۷﴾
انصاریان: و جدا از آنان پوشش و پرده ای برای خود قرار داد. و ما روح خود را به سوی او فرستادیم، پس برای او [به صورت] بشری خوش اندام و معتدل نمودار شد.
خرمشاهی: و از آنان پنهان شد، آنگاه روح خويش [جبرئيل] را به سوى او فرستاديم كه به صورت انسانى معتدل به ديده او درآمد فولادوند: و در برابر آنان پرده اى بر خود گرفت پس روح خود را به سوى او فرستاديم تا به [شكل] بشرى خوشاندام بر او نمايان شد قمشهای: و آنگاه که از همه خویشانش به کنج تنهایی محتجب و پنهان گردید ما روح خود را (روح القدس که فرشته اعظم است) بر او فرستادیم و او در صورت بشری زیبا و راست اندام بر او ظاهر شد. مکارم شیرازی: و حجابي ميان خود و آنها افكند (تا خلوتگاهش از هر نظر براي عبادت آماده باشد) در اين هنگام ما روح خود را به سوي او فرستاديم و او در شكل انساني بيعيب و نقص بر مريم ظاهر شد.
قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا
﴿۱۸﴾
انصاریان: مریم گفت: همانا من از تو به [خدای] رحمان پناه می برم، اگر پرهیزکار هستی [از من فاصله بگیر.]
خرمشاهی: [مريم] گفت من از تو اگر پرهيزگار باشى به خداى رحمان پناه مىبرم فولادوند: [مريم] گفت اگر پرهيزگارى من از تو به خداى رحمان پناه مى برم قمشهای: مریم گفت: من از تو پناه به خدای رحمان میبرم اگر مرد پرهیزکاری هستی. مکارم شیرازی: او (سخت ترسيد و) گفت من به خداي رحمن از تو پناه ميبرم اگر پرهيزگار هستي.
قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا
﴿۱۹﴾
انصاریان: گفت: جز این نیست که من فرستاده پروردگار تو هستم برای آنکه پسری پاک و پاکیزه به تو ببخشم.
خرمشاهی: گفت من فقط فرستاده پروردگارت هستم، تا به تو پسرى پاكيزه ببخشم فولادوند: گفت من فقط فرستاده پروردگار توام براى اينكه به تو پسرى پاكيزه ببخشم قمشهای: گفت: من فرستاده خدای توام، آمدهام تا تو را پسری بخشم بسیار پاکیزه و پاک سیرت. مکارم شیرازی: گفت من فرستاده پروردگار توام (آمده ام) تا پسر پاكيزه اي به تو ببخشم!
قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا
﴿۲۰﴾
انصاریان: گفت: چگونه برای من پسری خواهد بود در حالی که نه هیچ بشری با من ازدواج کرده است و نه بدکار بوده ام.
خرمشاهی: [مريم] گفت چگونه مرا پسرى باشد، و حال آنكه هيچ بشرى به من دست نزده است و من پليدكار نبودهام فولادوند: گفت چگونه مرا پسرى باشد با آنكه دست بشرى به من نرسيده و بدكار نبوده ام قمشهای: مریم گفت: از کجا مرا پسری تواند بود در صورتی که دست بشری به من نرسیده و کار ناشایستهای هم نکردهام؟ مکارم شیرازی: گفت چگونه ممكن است فرزندي براي من باشد در حالي كه تاكنون انساني با من تماس نداشته، و زن آلوده اي هم نبوده ام؟!
قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَقْضِيًّا
﴿۲۱﴾
انصاریان: گفت: چنین است [که گفتی، ولی] پروردگارت فرموده است: این کار بر من آسان است و [فرزندی بدون ازدواج به او بخشیدن] برای این [است] که او را نشانه ای [از قدرت خود] برای مردم و رحمتی از سوی خود قرار دهیم؛ و این کار شدنی است.
خرمشاهی: گفت همين است، پروردگارت فرموده است آن كار بر من آسان است، تا او را پديده شگرفى براى مردم قرار دهيم و رحمتى از ماست و كارى انجام يافتنى است فولادوند: گفت [فرمان] چنين است پروردگار تو گفته كه آن بر من آسان است و تا او را نشانه اى براى مردم و رحمتى از جانب خويش قرار دهيم و [اين] دستورى قطعى بود قمشهای: گفت: این چنین کار البته خواهد شد، خدایت فرموده که بسیار بر من آسان است (تا قدرت ما را بر آن دریابی) و تا این پسر را آیت بزرگ و رحمت واسع خود برای خلق گردانیم؛ و قضای الهی بر این کار رفته است. مکارم شیرازی: گفت مطلب همين است كه پروردگارت فرموده، اين كار بر من سهل و آسان است، ما ميخواهيم او را نشانه اي براي مردم قرار دهيم و رحمتي از سوي ما باشد، و اين امري است پايان يافته (و جاي گفتگو ندارد).
فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا
﴿۲۲﴾
انصاریان: پس به عیسی حامله شد و به خاطر او در مکانی دور کناره گرفت.
خرمشاهی: سپس [مريم] به او باردار شد و با او در جايى دوردست كناره گرفت فولادوند: پس [مريم] به او [=عيسى] آبستن شد و با او به مكان دورافتاده اى پناه جست قمشهای: پس مریم (به مشاهده جبرئیل، در گریبانش نسیم اهتزازی یافت و) به آن پسر بار برداشت و (برای آنکه از سرزنش قوم جاهل برکنار باشد) با آن به مکانی دور خلوت گزید. مکارم شیرازی: سرانجام (مريم) باردار شد و او را به نقطه دوردستي برد.
فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنْتُ نَسْيًا مَنْسِيًّا
﴿۲۳﴾
انصاریان: آن گاه درد زاییدن، او را به ناچار به جانب درخت خرما کشانید؛ [در آن حال] گفت: ای کاش پیش از این میمردم و یکسره از خاطره ها فراموش شده بودم.
خرمشاهی: آنگاه درد زايمان او را به پناه تنه درخت خرمايى كشانيد گفت اى كاش پيش از اين مرده بودم و از ياد رفته بودم و فراموش شده بودم فولادوند: تا درد زايمان او را به سوى تنه درخت خرمايى كشانيد گفت اى كاش پيش از اين مرده بودم و يكسر فراموششده بودم قمشهای: آنگاه درد زاییدن او را به کنار درخت خرمایی کشانید (و از شدت حزن و اندوه با خود) گفت: ای کاش من از این پیش مرده بودم و از صفحه عالم به کلی نامم فراموش شده بود. مکارم شیرازی: درد وضع حمل او را به كنار تنه درخت خرمائي كشاند، (آنقدر ناراحت شد كه) گفت اي كاش پيش از اين مرده بودم و به كلي فراموش شده بودم.
فَنَادَاهَا مِنْ تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا
﴿۲۴﴾
انصاریان: پس کودک از زیر [پای] او ندایش داد: غمگین مباش که پروردگارت از زیر [پای] تو نهر آبی پدید آورده است [تا بیاشامی و شستشو کنی.]
خرمشاهی: از فرودست او ندا در داد كه اندوهگين مباش، پروردگارت از فرودست تو جويبارى روان كرده است فولادوند: پس از زير [پاى] او [فرشته] وى را ندا داد كه غم مدار پروردگارت زير [پاى] تو چشمه آبى پديد آورده است قمشهای: پس از زیر آن درخت (روح القدس یا فرزندش عیسی) او را ندا کرد که غمگین مباش که خدای تو از زیر قدم تو چشمه آبی جاری کرد. مکارم شیرازی: ناگهان از طرف پائين پايش او را صدا زد كه غمگين مباش پروردگارت زير پاي تو چشمه آب (گوارائي) قرار داده است.
وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا
﴿۲۵﴾
انصاریان: و تنه خرما را به سوی خود بجنبان تا برایت خرمای تازه و از بار چیده بریزد.
خرمشاهی: و تنه درخت خرما را به سوى خود تكان بده تا بر تو رطب تازه چيده فرو ريزد فولادوند: و تنه درخت خرما را به طرف خود [بگير و] بتكان بر تو خرماى تازه مى ريزد قمشهای: شاخ درخت را به سوی خود حرکت ده تا از آن بر تو رطب تازه فرو ریزد. مکارم شیرازی: و تكاني به اين درخت نخل بده تا رطب تازه بر تو فرو ريزد.
فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا
﴿۲۶﴾
انصاریان: پس [از آن خرما] بخور و [از آن نهر] بیاشام و خاطرت را شاد و خوش دار، و اگر از مردم کسی را دیدی [که درباره نوزادت پرسید] بگو: من برای [خدای] رحمان روزه [سکوت] نذر کرده ام، پس هرگز امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت.
خرمشاهی: پس بخور و بياشام و ديده روشن دار، آنگاه اگر انسانى را ديدى بگو براى خداوند رحمان روزه[ى سكوت] گرفتهام و هرگز امروز با هيچ انسانى سخن نمىگويم فولادوند: و بخور و بنوش و ديده روشن دار پس اگر كسى از آدميان را ديدى بگوى من براى [خداى] رحمان روزه نذر كرده ام و امروز مطلقا با انسانى سخن نخواهم گفت قمشهای: پس (از این رطب) تناول کن و (از این چشمه آب) بیاشام و چشم خود (به عیسی) روشن دار، و هر کس از جنس بشر را که ببینی (به اشاره) با او بگو: برای خدای رحمن نذر روزه (سکوت) کردهام و امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت. مکارم شیرازی: از (اين غذاي لذيذ) بخور، و از (آن آب گوارا) بنوش، و چشمت را (به اين مولود جديد) روشن دار، و هر گاه كسي از انسانها را ديدي با اشاره بگو: من براي خداي رحمان روزه گرفته ام و با احدي امروز سخن نميگويم (اين نوزاد خودش از تو دفاع خواهد كرد).
فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ قَالُوا يَا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئًا فَرِيًّا
﴿۲۷﴾
انصاریان: آن گاه نوزاد را در حالی که [در آغوشش] حمل می کرد، نزد قومش آورد. گفتند: ای مریم! به راستی که تو کاری شگفت [و بی سابقه و ناپسندی] مرتکب شده ای.
خرمشاهی: سپس او [عيسى] را برداشت و به نزد قومش آورد گفتند اى مريم كار شگرفى پيش آوردى فولادوند: پس [مريم] در حالى كه او را در آغوش گرفته بود به نزد قومش آورد گفتند اى مريم به راستى كار بسيار ناپسندى مرتكب شده اى قمشهای: آنگاه کودک را برداشته نزد قوم خود آورد گفتند: ای مریم عجب کاری منکر و شگفتآور کردی! مکارم شیرازی: (مريم) او را در آغوش گرفته به سوي قومش آمد، گفتند: اي مريم! كار بسيار عجيب و بدي انجام دادي!
يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا
﴿۲۸﴾
انصاریان: ای خواهر هارون! نه پدرت مرد بدی بود و نه مادرت بدکاره بود [این طفل را از کجا آورده ای؟]
خرمشاهی: اى خواهر هارون نه پدرت مردى نابكار، و نه مادرت پليدكار بود فولادوند: اى خواهر هارون پدرت مرد بدى نبود و مادرت [نيز] بدكاره نبود قمشهای: ای خواهر هارون، تو را نه پدری ناصالح بود و نه مادری بدکار (پس تو دختر بکر از کجا فرزند یافتی). مکارم شیرازی: اي خواهر هارون! نه پدر تو مرد بدي بود، و نه مادرت زن بدكاره اي!
فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا
﴿۲۹﴾
انصاریان: پس مریم به نوزاد اشاره کرد [که از او بپرسید.] گفتند: چگونه با کودکی که در گهواره است، سخن بگوییم؟!
خرمشاهی: آنگاه [مريم] به او [نوزاد] اشاره كرد گفتند چگونه با كودكى كه در گهواره است، سخن بگوييم فولادوند: [مريم] به سوى [عيسى] اشاره كرد گفتند چگونه با كسى كه در گهواره [و] كودك است سخن بگوييم قمشهای: مریم به اشاره حواله به طفل کرد، آنها گفتند: ما چگونه با طفل گهوارهای سخن گوییم؟ مکارم شیرازی: (مريم) اشاره به او كرد، گفتند ما چگونه با كودكي كه در گاهواره است سخن بگوئيم؟!
قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا
﴿۳۰﴾
انصاریان: نوزاد [از میان گهواره] گفت: بی تردید من بنده خدایم، به من کتاب عطا کرده و مرا پیامبر قرار داده است.
خرمشاهی: [نوزاد به سخن درآمده و] گفت من بنده خداوندم كه به من كتاب آسمانى داده است و مرا پيامبر گردانيده است فولادوند: [كودك] گفت منم بنده خدا به من كتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است قمشهای: آن طفل (به امر خدا به زبان آمد و) گفت: همانا من بنده خاص خدایم که مرا کتاب آسمانی و شرف نبوت عطا فرمود. مکارم شیرازی: (ناگهان عيسي زبان به سخن گشود) گفت من بنده خدايم به من كتاب (آسماني) داده و مرا پيامبر قرار داده است.
وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنْتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا
﴿۳۱﴾
انصاریان: و هر جا که باشم بسیار بابرکت و سودمندم قرار داده، و مرا تا زنده ام به نماز و زکات سفارش کرده است.
خرمشاهی: و مرا، هر جا كه باشم، مبارك گردانيده و مرا مادام كه زنده باشم به نماز و زكات سفارش فرموده است فولادوند: و هر جا كه باشم مرا با بركت ساخته و تا زنده ام به نماز و زكات سفارش كرده است قمشهای: و مرا هر کجا که باشم مایه برکت (و رحمت) گردانید، و تا زندهام به عبادت نماز و زکات سفارش کرد. مکارم شیرازی: و مرا وجودي پر بركت قرار داده در هر كجا باشم، و مرا توصيه به نماز و زكات مادام كه زنده ام كرده است.
وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا
﴿۳۲﴾
انصاریان: و مرا نسبت به مادرم نیکوکار [و خوش رفتار] گردانیده و گردنکش و تیره بختم قرار نداده است.
خرمشاهی: و نيز مرا در حق مادرم نيكوكار گردانده و مرا زورگوى سخت دل نگردانده است فولادوند: و مرا نسبت به مادرم نيكوكار كرده و زورگو و نافرمانم نگردانيده است قمشهای: و مرا نیکوکار به مادرم ساخت و مرا ستمکار و شقی نگردانید. مکارم شیرازی: و مرا نسبت به مادرم نيكوكار قرار داده، و جبار و شقي قرار نداده است.
وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا
﴿۳۳﴾
انصاریان: و سلام بر من روزی که زاده شدم، و روزی که می میرم، و روزی که زنده برانگیخته می شوم.
خرمشاهی: و بر من در روزى كه زادم و در روزى كه درگذرم و روزى كه زنده برانگيخته شوم درود باد فولادوند: و درود بر من روزى كه زاده شدم و روزى كه مى ميرم و روزى كه زنده برانگيخته مى شوم قمشهای: و سلام حق بر من است روزی که به دنیا آمدم و روزی که از جهان بروم و روزی که (برای زندگانی ابدی) باز زنده برانگیخته شوم. مکارم شیرازی: و سلام (خدا) بر من آن روز كه متولد شدم و آنروز كه ميميرم و آنروز كه زنده برانگيخته ميشوم.
ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ
﴿۳۴﴾
انصاریان: این است عیسی بن مریم، همان قول حق که [یهود و نصاری] درباره او در تردیدند.
خرمشاهی: [آرى] اين است عيسى بن مريم، اين سخن راست و درستى است كه آنان در آن شك و شبهه دارند فولادوند: اين است [ماجراى] عيسى پسر مريم [همان] گفتار درستى كه در آن شك مى كنند قمشهای: این است (قضیه) عیسی بن مریم که مردم در امر خلقتش شک و ریب دارند، اکنون به سخن حق و صواب، حقیقت حالش بیان گردید. مکارم شیرازی: اينست عيسي بن مريم، گفتار حقي كه در آن ترديد ميكنند.
مَا كَانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحَانَهُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
﴿۳۵﴾
انصاریان: خدا را نسزد که هیچ فرزندی [برای خود] برگیرد؛ او منزّه است؛ چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن می گوید: باش، پس بی درنگ موجود می شود.
خرمشاهی: سزاوار نيست كه خداوند فرزندى برگيرد، او منزه است، آنگاه كه كارى را مقرر فرمايد فقط به آن مىگويد، موجود شو، و بىدرنگ موجود مىشود فولادوند: خدا را نسزد كه فرزندى برگيرد منزه است او چون كارى را اراده كند همين قدر به آن مى گويد موجود شو پس بى درنگ موجود مى شود قمشهای: خدا را هرگز نشاید که فرزندی اتخاذ کند، که وی منزه از آن است، (او قادری است که) چون حکم نافذش به ایجاد چیزی تعلق گیرد همین که گوید: «موجود باش» بیدرنگ آن چیز موجود میشود. مکارم شیرازی: هرگز براي خدا شايسته نبود فرزندي انتخاب كند، منزه است او، هر گاه چيزي را فرمان دهد ميگويد: موجود باش! آن هم موجود ميشود.
وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ
﴿۳۶﴾
انصاریان: [عیسی گفت:] بی تردید خدا [یِ یکتا] پروردگار من و شماست؛ پس او را بپرستید [که] این راهی راست است.
خرمشاهی: و خداوند پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستيد كه اين راه راست است فولادوند: و در حقيقت خداست كه پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستيد اين است راه راست قمشهای: خدای یکتا پروردگار من و شماست، او را پرستید که راه راست همین راه خداپرستی است. مکارم شیرازی: و خداوند پروردگار من و شماست، او را پرستش كنيد اينست راه راست.
فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِنْ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ
﴿۳۷﴾
انصاریان: ولی گروه هایی از میان آنان [درباره عیسی] اختلاف کردند، پس وای بر کسانی که [با افراط در شأن عیسی] کافر شدند از حضور در روزی بزرگ!
خرمشاهی: ولى گروه منكران در ميان خود اختلافورزيدند، پس واى بر كافران از حضور در روزى سترگ فولادوند: اما دسته ها[ى گوناگون] از ميان آنها به اختلاف پرداختند پس واى بر كسانى كه كافر شدند از مشاهده روزى دهشتناك قمشهای: آنگاه طوایف مردم (یعنی نصاری) در میان خود (درباره مسیح پسر مریم) اختلاف کردند (برخی او را از کفر و جهل، خدا دانستند و برخی پسر خدا و برخی پسر یوسف نجارش خواندند)، پس وای بر این مردم کافر از حضور در آن روز بزرگ قیامت. مکارم شیرازی: ولي (بعد از او) گروهها از ميان پيروان او اختلاف كردند، واي به حال كافران از مشاهده روز بزرگ (رستاخيز).
أَسْمِعْ بِهِمْ وَأَبْصِرْ يَوْمَ يَأْتُونَنَا لَكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ
﴿۳۸﴾
انصاریان: آنان روزی که به سوی ما می آیند [نسبت به حقایق] چه شنوا و چه بینا می شوند، ولی امروز ستمکاران در گمراهی آشکارند.
خرمشاهی: روزى كه نزد ما آيند چقدر شنوا و چقدر بينا هستند، ولى امروز ستمگران در گمراهى آشكارند فولادوند: چه شنوا و بينايند روزى كه به سوى ما مى آيند ولى ستمگران امروز در گمراهى آشكارند قمشهای: روز محشر که خلق به سوی ما بازآیند چقدر شنوا و بینا شوند! ولی امروز (که باید حقیقت را بشنوند و ببینند) مردم ستمکار همه به گمراهی و ضلالت آشکار فرو رفتهاند. مکارم شیرازی: چه گوشهاي شنوا و چه چشمهاي بينائي (در آنروز) كه نزد ما ميآيند پيدا ميكنند؟ ولي اين ستمگران امروز در گمراهي آشكارند.
وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ وَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ
﴿۳۹﴾
انصاریان: و آنان را از روز حسرت ـ آن گاه که کار از کار بگذرد ـ بترسان، در حالی که آنان در بی خبری [شدیدی] هستند و ایمان نمی آورند.
خرمشاهی: و آنان را از روز حسرت بترسان، كه امر [الهى] تحقق يابد و آنان غافلند و ايمان نياورند فولادوند: و آنان را از روز حسرت بيم ده آنگاه كه داورى انجام گيرد و حال آنكه آنها [اكنون] در غفلتند و سر ايمان آوردن ندارند قمشهای: و (ای رسول ما) امت را از روز غم و حسرت (یعنی روز مرگ و قیامت) بترسان که آن روز دیگر کارشان گذشته است و آنها سخت از آن روز غافلند و به آن ایمان نمیآورند. مکارم شیرازی: آنها را از روز حسرت (روز رستاخيز كه براي همه مايه تاسف است) بترسان، روزي كه همه چيز پايان مييابد در حالي كه آنها در غفلتند و ايمان نميآورند.
إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَمَنْ عَلَيْهَا وَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ
﴿۴۰﴾
انصاریان: یقیناً ماییم که زمین و همه کسانی را که روی آن قرار دارند به میراث می بریم و [همه] به سوی ما بازگردانده می شوند.
خرمشاهی: ما زمين را با هر كه روى آن است، ميراث مىبريم و به سوى ما بازگردانده شوند فولادوند: ماييم كه زمين را با هر كه در آن است به ميراث مى بريم و [همه] به سوى ما بازگردانيده مى شوند قمشهای: تنها ماییم که (پس از فنای خلق و انتقالشان به عالم آخرت) زمین و اهلش را وارث میشویم و همه به سوی ما بازگردانده خواهند شد. مکارم شیرازی: ما زمين و تمام كساني را كه بر آن هستند به ارث ميبريم و همگي به سوي ما باز ميگردند.
وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَبِيًّا
﴿۴۱﴾
انصاریان: و در این کتاب، [سرگذشتِ] ابراهیم را یاد کن، یقیناً او بسیار راستگو و پیامبر بود.
خرمشاهی: و در كتاب آسمانى از ابراهيم ياد كن كه صديقى پيامبر بود فولادوند: و در اين كتاب به ياد ابراهيم پرداز زيرا او پيامبرى بسيار راستگوى بود قمشهای: و یاد کن در کتاب خود شرح حال ابراهیم را که او شخص بسیار راستگو و پیغمبری بزرگ بود. مکارم شیرازی: در اين كتاب از ابراهيم ياد كن كه او بسيار راستگو و پيامبر خدا بود.
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا يَسْمَعُ وَلَا يُبْصِرُ وَلَا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئًا
﴿۴۲﴾
انصاریان: آن گاه که به پدر [خوانده] اَش گفت: پدرم! چرا چیزی را که نمی شنود و نمی بیند و نمی تواند هیچ آسیب و گزندی را از تو برطرف کند، می پرستی!؟
خرمشاهی: آنگاه كه به پدرش گفت پدرجان چرا چيزى را مىپرستى كه نمىبيند و نمىشنود و به حال تو سودى ندارد فولادوند: چون به پدرش گفت پدر جان چرا چيزى را كه نمى شنود و نمى بيند و از تو چيزى را دور نمى كند مى پرستى قمشهای: هنگامی که با پدر خود (یعنی عموی خویش آزر) گفت: ای پدر، چرا بتی جماد را که چشم و گوش (و حس و هوشی) ندارد و هیچ رفع حاجتی از تو نتواند کرد پرستش میکنی؟ مکارم شیرازی: هنگامي كه به پدرش گفت اي پدر! چرا چيزي را پرستش ميكني كه نميشنود و نميبيند و هيچ مشكلي را از تو حل نميكند؟!
يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا
﴿۴۳﴾
انصاریان: پدرم! همانا برای من [از طریق وحی] دانشی آمده که تو را نیامده؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی راست راهنمایی کنم.
خرمشاهی: پدرجان از علم [وحى] چيزى به من رسيده است كه به تو نرسيده است، پس از من پيروى كن كه تو را به راهى راست رهنمايى كنم فولادوند: اى پدر به راستى مرا از دانش [وحى حقايقى به دست] آمده كه تو را نيامده است پس از من پيروى كن تا تو را به راهى راست هدايت نمايم قمشهای: ای پدر، مرا (از وحی خدا) علمی آموختند که تو را آن علم نیاموختهاند، پس تو مرا پیروی کن تا به راه راستت هدایت کنم. مکارم شیرازی: اي پدر! علم و دانشي نصيب من شده است كه نصيب تو نشده، بنابراين از من پيروي كن تا تو را به راه راست هدايت کنم.
يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا
﴿۴۴﴾
انصاریان: پدرم! شیطان را مپرست؛ زیرا شیطان همواره نسبت به خدا نافرمان است.
خرمشاهی: پدرجان شيطان را مپرست، كه شيطان در برابر خداوند رحمان سركش است فولادوند: پدر جان شيطان را مپرست كه شيطان [خداى] رحمان را عصيانگر است قمشهای: ای پدر، هرگز شیطان را نپرست که شیطان سخت با خدای رحمان مخالفت و عصیان کرد. مکارم شیرازی: اي پدر! شيطان را پرستش مكن كه شيطان نسبت به خداوند رحمن عصيانگر بود.
يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِنَ الرَّحْمَنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا
﴿۴۵﴾
انصاریان: پدرم! به یقین می ترسم که عذابی از سوی [خدای] رحمان به تو برسد، و در نتیجه همنشین شیطان شوی.
خرمشاهی: پدرجان مىترسم كه عذابى از سوى خداوند رحمان به تو برسد و دوستدار شيطان شوى فولادوند: پدر جان من مى ترسم از جانب [خداى] رحمان عذابى به تو رسد و تو يار شيطان باشى قمشهای: ای پدر، از آن سخت میترسم که از خدای مهربان بر تو قهر و عذاب رسد و (به دوزخ) با شیطان یار و یاور باشی. مکارم شیرازی: اي پدر! من از اين ميترسم كه عذابي از ناحيه خداوند رحمن به تو رسد در نتيجه از دوستان شيطان باشي!
قَالَ أَرَاغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْرَاهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا
﴿۴۶﴾
انصاریان: گفت: ای ابراهیم! آیا تو از معبودهای من روی گردانی؟ اگر [از بت ستیزی] باز نایستی، قطعاً تو را سنگسار می کنم، و [تا از من آسیبی به تو نرسیده] زمانی طولانی از من دور شو.
خرمشاهی: گفت اى ابراهيم آيا از خدايان من روى بر مىتابى؟ اگر دست برندارى سنگسارت مىكنم و روزگارى دراز از من دور شو فولادوند: گفت اى ابراهيم آيا تو از خدايان من متنفرى اگر باز نايستى تو را سنگسار خواهم كرد و [برو] براى مدتى طولانى از من دور شو قمشهای: گفت: ای ابراهیم، تو مگر از خدایان من روگردان و بیعقیده شدی؟ چنانچه دست (از مخالفت بتان) برنداری بیگمان تو را سنگسار کنم، و گرنه سالها از من به دور باش. مکارم شیرازی: گفت اي ابراهيم آيا تو از خدايان من روي گرداني ؟ اگر (از اين كار) دست برنداري تو را سنگسار ميكنم، از من براي مدتي طولاني دور شو!
قَالَ سَلَامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كَانَ بِي حَفِيًّا
﴿۴۷﴾
انصاریان: ابراهیم گفت: سلام بر تو، به زودی از پروردگارم برای تو آمرزش می خواهم؛ زیرا او همواره نسبت به من بسیار نیکوکار و مهربان است.
خرمشاهی: [ابراهيم] گفت سلام بر تو، زودا كه از پروردگارم برايت آمرزش خواهم كه او به من مهربان است فولادوند: [ابراهيم] گفت درود بر تو باد به زودى از پروردگارم براى تو آمرزش مى خواهم زيرا او همواره نسبت به من پر مهر بوده است قمشهای: باز ابراهیم گفت: سلامت باشی، من از خدای خود برای تو آمرزش خواهم خواست، که او بسیار در حقّ من مهربان است. مکارم شیرازی: (ابراهيم) گفت سلام بر تو! من به زودي برايت از پروردگارم تقاضاي عفو ميكنم چرا كه او نسبت به من مهربان است.
وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاءِ رَبِّي شَقِيًّا
﴿۴۸﴾
انصاریان: و من از شما و معبودانی که به جای خدا می خوانید، کناره می گیرم و پروردگارم را می خوانم، امید است در خواندن پروردگارم [از اجابت او] محروم و بی بهره نباشم.
خرمشاهی: و از شما و آنچه به جاى خداوند مىپرستيد كناره مىكنم و پروردگارم را مىخوانم، باشد كه در دعاى پروردگارم سخت دل نباشم فولادوند: و از شما و [از] آنچه غير از خدا مى خوانيد كناره مى گيرم و پروردگارم را مى خوانم اميدوارم كه در خواندن پروردگارم نااميد نباشم قمشهای: من از شما و بتانی که به جای خدا میپرستید دوری کرده و خدای یکتایم را میخوانم و امیدوارم که چون او را بخوانم از درگاه لطفش محروم نمانم (و مرا از شرّ مشرکان حفظ کند). مکارم شیرازی: و از شما و آنچه غير از خدا ميخوانيد كناره گيري ميكنم، و پروردگارم را ميخوانم و اميدوارم دعايم در پيشگاه پروردگارم بيپاسخ نماند.
فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلًّا جَعَلْنَا نَبِيًّا
﴿۴۹﴾
انصاریان: پس هنگامی که از آنان و آنچه جز خدا می پرستیدند، کناره گرفت، اسحاق ویعقوب را به او بخشیدیم وهر یک را پیامبر قرار دادیم.
خرمشاهی: و چون از ايشان و آنچه به جاى خداوند مىپرستيدند، كناره گرفت، به او اسحاق و يعقوب را بخشيديم و همه را پيامبر گردانديم فولادوند: و چون از آنها و [از] آنچه به جاى خدا مى پرستيدند كناره گرفت اسحاق و يعقوب را به او عطا كرديم و همه را پيامبر گردانيديم قمشهای: و چون ابراهیم از آن قوم و بتانی که به جای خدا میپرستیدند دوری گزید ما هم (به لطف و رحمت خود) به او اسحاق و (فرزند او) یعقوب را عطا کردیم و به همه شرف نبوت بخشیدیم. مکارم شیرازی: هنگامي كه از آنها و از آنچه غير خدا ميپرستيدند كناره گيري كرد ما اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم، و هر يك را پيامبر بزرگي قرار داديم.
وَوَهَبْنَا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّا
﴿۵۰﴾
انصاریان: و به آنان از رحمت خود بخشیدیم، وبرای آنان [در میان مردم] نامی نیک و ستایشی والامرتبه قرار دادیم.
خرمشاهی: و به آنان از رحمت خويش بخشيديم و براى آنان آوازه راستين و بلند پديد آورديم فولادوند: و از رحمت خويش به آنان ارزانى داشتيم و ذكر خير بلندى برايشان قرار داديم قمشهای: و آنها را از رحمت خود بهرهمند ساختیم و بر زبان عالمی آوازه نکونامیشان را بلند گردانیدیم. مکارم شیرازی: و از رحمت خود به آنها ارزاني داشتيم و براي آنها نام نيك و مقام مقبول و برجسته (در ميان همه امتها) قرار داديم.
وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا
﴿۵۱﴾
انصاریان: و در این کتاب، [سرگذشتِ] موسی را یاد کن، بی تردید او انسانی خالص شده و فرستاده ای پیامبر بود.
خرمشاهی: و در كتاب آسمانى از موسى ياد كن كه او اخلاص يافته و فرستادهاى پيامبر بود فولادوند: و در اين كتاب از موسى ياد كن زيرا كه او پاكدل و فرستاده اى پيامبر بود قمشهای: و یاد کن در کتاب خود شرح حال موسی را که او بندهای برگزیده و رسولی بزرگ و مبعوث به پیمبری بود. مکارم شیرازی: در اين كتاب (آسماني) از موسي ياد كن، كه او مخلص بود، و رسول و پيامبر والامقامي.
وَنَادَيْنَاهُ مِنْ جَانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَقَرَّبْنَاهُ نَجِيًّا
﴿۵۲﴾
انصاریان: و او را از جانب راست طور ندا کردیم، و او را در حالی که با وی راز گفتیم، مقرّب خود قرار دادیم.
خرمشاهی: و او و او را از جانب طور ايمن ندا داديم و او را به همرازى خود نزديك گردانديم فولادوند: و از جانب راست طور او را ندا داديم و در حالى كه با وى راز گفتيم او را به خود نزديك ساختيم قمشهای: و ما او را از جانب راست (وادی مقدس) طور ندا کردیم و به مقام قرب خود برای استماع کلام خویش برگزیدیم. مکارم شیرازی: ما او را از طرف راست (كوه) طور فرا خوانديم، و او را نزديك ساختيم و با او سخن گفتيم.
وَوَهَبْنَا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنَا أَخَاهُ هَارُونَ نَبِيًّا
﴿۵۳﴾
انصاریان: و از رحمت خود برادرش هارون را که دارای مقام پیامبری بود، به او بخشیدیم.
خرمشاهی: و از رحمت خويش برادرى چون هارون كه پيامبر [و شريك و ياور او] بود به او ارزانى داشتيم فولادوند: و به رحمت خويش برادرش هارون پيامبر را به او بخشيديم قمشهای: و از لطف و مرحمتی که داشتیم برادرش هارون پیامبر را نیز (برای مشارکت و مساعدت او) به او عطا کردیم. مکارم شیرازی: و ما از رحمت خود برادرش هارون را كه پيامبر بود به او بخشيديم.
وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا
﴿۵۴﴾
انصاریان: و در این کتاب، [سرگذشتِ] اسماعیل را یاد کن، که او وفا کننده به عهد و فرستاده ای پیامبر بود.
خرمشاهی: و در كتاب آسمانى از اسماعيل ياد كن كه درست وعده و فرستادهاى پيامبر بود فولادوند: و در اين كتاب از اسماعيل ياد كن زيرا كه او درست وعده و فرستاده اى پيامبر بود قمشهای: و یاد کن در کتاب خود شرح حال اسماعیل را که بسیار در وعده صادق و رسول و پیغمبری بزرگوار بود. مکارم شیرازی: در كتاب آسماني خود از اسماعيل ياد كن كه او در وعده هايش صادق و رسول و پيامبر بزرگي بود.
وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا
﴿۵۵﴾
انصاریان: و همواره خانواده اش را به نماز و زکات فرمان می داد، و نزد پروردگارش پسندیده بود.
خرمشاهی: و خاندانش را به نماز و زكات امر مىكرد و نزد پروردگارش مقبول بود فولادوند: و خاندان خود را به نماز و زكات فرمان مى داد و همواره نزد پروردگارش پسنديده[رفتار] بود قمشهای: و همیشه اهل بیت خود را به ادای نماز و زکات امر میکرد و او نزد خدایش بندهای پسندیده بود. مکارم شیرازی: او همواره خانواده خود را به نماز و زكات دعوت ميكرد و همواره مورد رضايت پروردگارش بود.
وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَبِيًّا
﴿۵۶﴾
انصاریان: و در این کتاب، [سرگذشتِ] ادریس را یاد کن، که او بسیار راستگو و پیامبر بود.
خرمشاهی: و در كتاب آسمانى از ادريس ياد كن كه صديقى پيامبر بود فولادوند: و در اين كتاب از ادريس ياد كن كه او راستگويى پيامبر بود قمشهای: و یاد کن در کتاب خود احوال ادریس را که او شخصی بسیار راستگو و پیغمبری عظیم الشأن بود. مکارم شیرازی: و در اين كتاب (نيز) از ادريس ياد كن، او بسيار راستگو و پيامبر بزرگي بود.
وَرَفَعْنَاهُ مَكَانًا عَلِيًّا
﴿۵۷﴾
انصاریان: و او را به جایگاه و مقام بلندی ارتقا دادیم.
خرمشاهی: و او را بلندمرتبه گردانديم فولادوند: و [ما] او را به مقامى بلند ارتقا داديم قمشهای: و مقام او را بلند و مرتبهاش را رفیع گردانیدیم. مکارم شیرازی: و ما او را به مقام بلندي رسانديم.
أُولَئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا
﴿۵۸﴾
انصاریان: اینان کسانی از پیامبران بودند که خدا به آنان نعمت داد، از نسل آدم و از نسل کسانی که با نوح در کشتی سوار کردیم و از نسل ابراهیم و اسرائیل و از کسانی که آنان را هدایت کردیم و برگزیدیم؛ هنگامی که آیات [خدایِ] رحمان بر آنان خوانده می شد، سجده کنان و گریان به رو می افتادند.
خرمشاهی: اينان كسانى هستند از پيامبران، از زاد و رود آدم و از كسانى كه همراه نوح در كشتى سوار كرديم و از زاد و رود ابراهيم و اسرائيل [ يعقوب] و از كسانى كه هدايت كردهايم و بر گزيدهايم، كه خداوند به آنان انعام و اكرام فرموده است، كه چون آيات خداوند رحمان بر آنان خوانده، مىشد، گريان به سجده مىافتادند فولادوند: آنان كسانى از پيامبران بودند كه خداوند بر ايشان نعمت ارزانى داشت از فرزندان آدم بودند و از كسانى كه همراه نوح [بر كشتى] سوار كرديم و از فرزندان ابراهيم و اسرائيل و از كسانى كه [آنان را] هدايت نموديم و برگزيديم [و] هر گاه آيات [خداى] رحمان بر ايشان خوانده مى شد سجده كنان و گريان به خاك مى افتادند قمشهای: اینان (که از زکریا تا ادریس اوصافشان یاد شد) همان رسولانی هستند که خدا از میان همه اولاد آدم و اولاد آنان که با نوح در کشتی نشاندیم و اولاد ابراهیم و یعقوب و دیگر کسان که هدایت کرده و برگزیدیم، آنها را به لطف و انعام خود مخصوص گردانید (و حال آنها در بندگی چنان است) که هرگاه آیات خدای رحمن بر آنها تلاوت شود با گریه (شوق و محبت) روی اخلاص بر خاک نهند. مکارم شیرازی: آنها پيامبراني بودند كه خداوند مشمول نعمتشان قرار داده بود، از فرزندان آدم و از كساني كه با نوح بر كشتي سوار كرديم، و از دودمان آنها كه هدايت كرديم و برگزيديم، آنها كساني بودند كه وقتي آيات خداوند رحمان بر آنان خوانده ميشد به خاك ميافتادند و سجده ميكردند، در حالي كه گريان بودند.
فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا
﴿۵۹﴾
انصاریان: سپس بعد از آنان نسلی جایگزین [آنان] شد که نماز را ضایع کردند و از شهوات پیروی نمودند؛ پس [کیفر] گمراهی خود را [که عذابی دردناک است] خواهند دید.
خرمشاهی: ولى پس از آنان جانشينان ناخلفى بازماندند كه نماز را فرو گذاشتند و از شهوات پيروى كردند، و زودا كه با زيان و ذلت رو در رو شوند فولادوند: آنگاه پس از آنان جانشينانى به جاى ماندند كه نماز را تباه ساخته و از هوسها پيروى كردند و به زودى [سزاى] گمراهى [خود] را خواهند ديد قمشهای: سپس جانشین آن مردم خداپرست قومی شدند که نماز را ضایع گذارده و شهوتهای نفس را پیروی کردند و اینها به زودی کیفر گمراهی را خواهند دید. مکارم شیرازی: اما بعد از آنها فرزندان ناشايسته اي روي كار آمدند كه نماز را ضايع كردند و پيروي از شهوات نمودند و به زودي (مجازات) گمراهي خود را خواهند ديد.
إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ شَيْئًا
﴿۶۰﴾
انصاریان: مگر آنان که توبه کرده و ایمان آورده و کار شایسته انجام داده اند، پس آنان به بهشت درآیند و ذرّه ای مورد ستم قرار نمی گیرند.
خرمشاهی: مگر كسى كه توبه كند و ايمان آورد و كارى شايسته پيشه كند، اينانند كه وارد بهشت مىشوند و هيچگونه ستم [و كم و كاستى] نمىبينند فولادوند: مگر آنان كه توبه كرده و ايمان آورده و كار شايسته انجام دادند كه آنان به بهشت درمى آيند و ستمى بر ايشان نخواهد رفت قمشهای: مگر آن کس که توبه کند و ایمان آرد و نیکوکار شود، که آنان در این صورت بیهیچ ستم به بهشت ابد داخل خواهند شد. مکارم شیرازی: مگر آنها كه توبه كنند، ايمان آورند، و عمل صالح انجام دهند، چنين كساني داخل بهشت ميشوند و كمترين ستمي به آنها نخواهد شد.
جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمَنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّهُ كَانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا
﴿۶۱﴾
انصاریان: بهشت های جاویدی که [خدای] رحمان به بندگانش وعده داده در حالی که اکنون از نظرها پنهان است، یقیناً وعده خدا آمدنی است.
خرمشاهی: همان جنات عدن كه خداوند رحمان به ناديده به بندگانش وعده داده است، همانا كه وعده او وفا خواهد شد فولادوند: باغهاى جاودانى كه [خداى] رحمان به بندگانش در جهان ناپيدا وعده داده است در حقيقت وعده او انجامشدنى است قمشهای: آن بهشتهای عدنی که خدای مهربان برای بندگان (صالح) خود در غیب این جهان وعده فرمود، و البته وعده خدا یقین به انجام میرسد. مکارم شیرازی: باغهائي است جاوداني كه خداوند رحمان، بندگانش را به آن وعده داده است، هر چند آن را نديده اند، وعده خدا حتما تحقق يافتني است.
لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا إِلَّا سَلَامًا وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا
﴿۶۲﴾
انصاریان: در آنجا کلام لغو و بیهوده ای نمی شنوند، بلکه آنچه می شنوند فقط سلام و درود است؛ و در آنجا صبح و شام، رزقشان برای آنان [آماده] است.
خرمشاهی: در آنجا هيچگونه لغوى نشنوند و جز سلام نشنوند، و بامدادان و شامگاهان در آنجا رزقشان برقرار است فولادوند: در آنجا سخن بيهوده اى نمى شنوند جز درود و روزيشان صبح و شام در آنجا [آماده] است قمشهای: در آن بهشت هرگز سخن لغوی نشنوند بلکه همه گفتارشان سلام (و ستایش یکدیگر) است و در آنجا روزی آنها صبح و شام (بیهیچ رنج) به آنها میرسد. مکارم شیرازی: آنها هرگز در آنجا گفتار لغو و بيهودهاي نميشنوند و جز سلام در آنجا سخني نيست و هر صبح و شام روزي آنها در بهشت مقرر است.
تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ كَانَ تَقِيًّا
﴿۶۳﴾
انصاریان: این است بهشتی که به هر کس از بندگان خود که پرهیزکار باشد، به میراث می دهیم.
خرمشاهی: اين بهشتى است كه به بندگان پرهيزگار خود ميراث مىدهيم فولادوند: اين همان بهشتى است كه به هر يك از بندگان ما كه پرهيزگار باشند به ميراث مى دهيم قمشهای: این همان بهشتی است که ما بندگان پاک متقی خود را بالخصوص وارث آن میگردانیم. مکارم شیرازی: اين همان بهشتي است كه ما به ارث به بندگان پرهيزگار ميدهيم.
وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَلِكَ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا
﴿۶۴﴾
انصاریان: و [ای رسول خدا! ما فرشتگان] جز به فرمان پرودگارت نازل نمی شویم. [آگاهی به] آنچه مربوط به آینده ماست و آنچه مربوط به گذشته ماست وآنچه میان گذشته و آینده است، ویژه اوست؛ و پروردگارت هیچ گاه فراموشکار نیست.
خرمشاهی: [جبرئيل گفت] و ما جز به فرمان پروردگار فرود نمىآييم، او حاكم آينده و گذشته و حال ماست و پروردگارت فراموشكار نيست فولادوند: و [ما فرشتگان] جز به فرمان پروردگارت نازل نمى شويم آنچه پيش روى ما و آنچه پشت سر ما و آنچه ميان اين دو است [همه] به او اختصاص دارد و پروردگارت هرگز فراموشكار نبوده است قمشهای: و ما (رسولان و فرشتگان خدا) جز به امر خدای تو از عالم بالا نازل نمیشویم، اوست که بر همه جهانهای پیش رو و پشت سر ما و بین آنها هر چه هست به احاطه علمی آگاه است و پروردگارت هرگز چیزی را فراموش نخواهد کرد. مکارم شیرازی: ما جز به فرمان پروردگار تو نازل نميشويم آنچه پيش روي ما و پشت سر ما و ما بين اين دو ميباشد همه از آن او است و پروردگارت هرگز فراموش كار نبوده (و نيست).
رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا
﴿۶۵﴾
انصاریان: [اوست] پروردگار آسمان ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد؛ پس او را بِپرَست و بر پرستیدنش شکیبا باش. آیا برای او همنامی می دانی [که او هم پروردگار آسمان ها و زمین باشد؟!]
خرمشاهی: پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست، پس او را بپرست، و در عبادت او شكيبايى پيشه كن، آيا همنام و همانندى بر او مىشناسى؟ فولادوند: پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است پس او را بپرست و در پرستش او شكيبا باش آيا براى او همنامى مى شناسى قمشهای: همان خدایی که آفریننده آسمانها و زمین است و هر چه بین آنهاست، پس باید همان خدای یکتا را پرستش کنی و البته در راه بندگی او صبر و تحمل کن (که اگر او را به خدایی نپرستی) آیا دیگری را مانند او به نام خدا (یی لایق پرستش) خواهی یافت؟ مکارم شیرازی: همان پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان اين دو قرار دارد، او را پرستش كن، و در راه عبادتش شكيبا باش، آيا مثل و مانندي براي او پيدا ميكني؟!
وَيَقُولُ الْإِنْسَانُ أَإِذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا
﴿۶۶﴾
انصاریان: و انسان می گوید: آیا زمانی که بمیرم به راستی زنده [از خاک] بیرونم می آورند؟
خرمشاهی: و انسان [منكر] گويد آيا چون مردم به زودى زنده برانگيخته خواهم شد؟ فولادوند: و انسان مى گويد آيا وقتى بميرم راستى زنده [از قبر] بيرون آورده مى شوم قمشهای: و انسان (بیچاره در امر معاد شک کند و) گوید: آیا چون من بمیرم باز به زودی مرا از قبر بیرون آورده و زنده خواهند کرد؟! مکارم شیرازی: انسان ميگويد: آيا پس از مردن در آينده زنده (از قبر) بيرون خواهم آمد.
أَوَلَا يَذْكُرُ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا
﴿۶۷﴾
انصاریان: آیا انسان به یاد نمی آورد [و توجه ندارد] که ما او را پیش از این در حالی که چیزی نبود، آفریدیم.
خرمشاهی: آيا [اين] انسان نمىانديشد كه ما در گذشته او را آفريدهايم و حال آنكه چيزى نبود فولادوند: آيا انسان به ياد نمى آورد كه ما او را قبلا آفريده ايم و حال آنكه چيزى نبوده است قمشهای: آیا آدمی (برای ایمان به معاد) متذکر آن نمیشود که اول که هیچ محض و معدوم صرف بود ما او را ایجاد کردیم؟ مکارم شیرازی: آيا انسان به خاطر نميآورد كه ما او را پيش از اين آفريديم در حالي كه چيزي نبود.
فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّيَاطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا
﴿۶۸﴾
انصاریان: پس به پروردگارت سوگند، آنان را [که بدون دلیل و از روی جهل و نادانی منکر زنده شدن مردگانند] با شیاطین محشور می کنیم، سپس آنان را در حالی که به زانو درآمده اند، گرداگرد دوزخ حاضر خواهیم کرد.
خرمشاهی: سوگند به پروردگارت كه آنان و شياطين را گرد مىآوريم سپس همهشان را پيرامون جهنم به زانو در افتاده حاضر مىگردانيم فولادوند: پس به پروردگارت سوگند كه آنها را با شياطين محشور خواهيم ساخت سپس در حالى كه به زانو درآمده اند آنان را گرداگرد دوزخ حاضر خواهيم كرد قمشهای: قسم به خدای تو که البته آنها را با شیاطین در قیامت محشور میگردانیم، آنگاه همه را احضار خواهیم کرد تا گرد آتش جهنم به زانو درآیند. مکارم شیرازی: سوگند به پروردگارت كه همه آنها را همراه با شياطين محشور ميكنيم، بعد همه را گرداگرد جهنم در حالي كه به زانو در آمده اند حاضر ميسازيم!
ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ مِنْ كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَنِ عِتِيًّا
﴿۶۹﴾
انصاریان: آن گاه از هر گروهی، آنان که بر خدای رحمان عاصی و سرکش تر بوده اند، بیرون می کشیم.
خرمشاهی: آنگاه از ميان آنان از هر فرقهاى هر كدام را كه در برابر خداى رحمان سركشترند جدا مىسازيم فولادوند: آنگاه از هر دسته اى كسانى از آنان را كه بر [خداى] رحمان سركشتر بوده اند بيرون خواهيم كشيد قمشهای: سپس هر که عتوّ و سرکشی بر فرمان خدای مهربان بیشتر کرده یک یک را از هر فرقه بیرون آریم (تا به دوزخ درافکنیم). مکارم شیرازی: سپس از هر گروه و جمعيتي كساني را كه از همه در برابر خداوند رحمان سركشتر بوده اند جدا ميكنيم.
ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِينَ هُمْ أَوْلَى بِهَا صِلِيًّا
﴿۷۰﴾
انصاریان: سپس ما به کسانی که برای سوختن در دوزخ سزاوارترند، داناتریم.
خرمشاهی: آنگاه ما بهتر مىدانيم كه كدامشان سزاوارتر به درافتادن به ميان آن هستند فولادوند: پس از آن به كسانى كه براى درآمدن به [جهنم] سزاوارترند خود داناتريم قمشهای: آنگاه ما آنهایی را که سزاوارتر به درآمدن به آتش دوزخند بهتر میشناسیم. مکارم شیرازی: بعد از آن ما به خوبي از كساني كه براي سوختن در آتش اولويت دارند آگاهيم (و آنها را پيش از ديگران مجازات خواهيم كرد).
وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَقْضِيًّا
﴿۷۱﴾
انصاریان: و هیچ کس از شما نیست مگر آنکه وارد دوزخ می شود، [ورود همگان به دوزخ] بر پروردگارت مسلّم و حتمی است.
خرمشاهی: و هيچكس از شما نيست مگر آنكه وارد آن خواهد شد، اين امر بر پروردگارت قضاى حتمى است فولادوند: و هيچ كس از شما نيست مگر [اينكه] در آن وارد مى گردد اين [امر] همواره بر پروردگارت حكمى قطعى است قمشهای: و هیچ یک از شما (نوع بشر) باقی نماند جز آنکه به دوزخ وارد شود؛ این حکم حتمی پروردگار توست. مکارم شیرازی: و همه شما (بدون استثنا) وارد جهنم ميشويد، اين امري است حتمي و فرماني است قطعي از پروردگارتان!!
ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا
﴿۷۲﴾
انصاریان: سپس آنان را که [از کفر، شرک، فساد و گناه] پرهیز کردند، نجات می دهیم، و ستمکاران را که به زانو درافتاده اند، در دوزخ رها می کنیم.
خرمشاهی: سپس كسانى را كه پروا پيشه كردهاند، مىرهانيم و ستمپيشگان را در آنجا به زانو درافتاده فرو مىگذاريم فولادوند: آنگاه كسانى را كه پرهيزگار بوده اند مى رهانيم و ستمگران را به زانو درافتاده در [دوزخ] رها مى كنيم قمشهای: پس از ورود همه در دوزخ، ما افرادی را که خداترس و باتقوا بودهاند نجات خواهیم داد و ستمکاران را فرو گذاریم تا در آن آتش به زانو درافتند. مکارم شیرازی: سپس آنها را كه تقوا پيشه كردند از آن رهائي ميبخشيم، و ظالمان را در حالي كه (از ضعف و ذلت) به زانو در آمده اند در آن رها ميكنيم.
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقَامًا وَأَحْسَنُ نَدِيًّا
﴿۷۳﴾
انصاریان: و هنگامی که آیات روشن ما را بر آنان می خوانند، کافران به آنان که ایمان آورده اند، می گویند: کدام یک از ما دو گروه، جایگاهش [از جهت مادی] بهتر و مجلس اُنسش [از لحاظ اجتماعی و سیاسی] نیکوتر است؟
خرمشاهی: و چون آيات روشنگر ما بر آنان خوانده شود، كفرپيشگان به مؤمنان گويند، بايد ديد كدام يك از دو گروه [از ما يا شما] نيكمرتبهتر و مجلسآراترست فولادوند: و چون آيات روشن ما بر آنان خوانده شود كسانى كه كفر ورزيده اند به آنان كه ايمان آورده اند مى گويند كدام يك از [ما] دو گروه جايگاهش بهتر و محفلش آراسته تر است قمشهای: و هرگاه (در فضیلت مؤمن بر کافر) آیات واضحه ما بر مردم تلاوت شود کافران (غنی و متکبر) به مؤمنان (در مقام مفاخره) گویند: کدام یک از ما دو فرقه مقاماتمان بهتر و مجلس و انجمنمان نیکوتر خواهد بود؟ مکارم شیرازی: و هنگامي كه آيات روشن ما بر آنها خوانده ميشود كافران به مؤ منان ميگويند كداميك از دو گروه (ما و شما) جايگاهش بهتر و جلسات انس و مشورتش زيباتر و بخشش او بيشتر است؟!
وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَحْسَنُ أَثَاثًا وَرِئْيًا
﴿۷۴﴾
انصاریان: و چه بسیار اقوامی را پیش از آنان هلاک کردیم که لوازم زندگی بهتر [و منظر] و ظاهری [خوش نماتر و] نیکوتر داشتند.
خرمشاهی: و چه بسيار پيش از آنان نسلهايى را كه خوشساز و برگتر و خوشنماتر بودند، نابود كرديم فولادوند: و چه بسيار نسلها را پيش از آنان نابود كرديم كه اثاثى بهتر و ظاهرى فريباتر داشتند قمشهای: در صورتی که ما پیش از این کافران چه گروههای بسیاری را که از اینها داراتر و خوشتر بودند همه را هلاک گردانیدیم. مکارم شیرازی: اقوام بسياري را پيش از آنها نابود كرديم كه هم مال و ثروتشان از اينها بهتر بود و هم ظاهرشان آراسته تر!
قُلْ مَنْ كَانَ فِي الضَّلَالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمَنُ مَدًّا حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذَابَ وَإِمَّا السَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَكَانًا وَأَضْعَفُ جُنْدًا
﴿۷۵﴾
انصاریان: بگو: آنان که در گمراهی قرار دارند، باید [خدای] رحمان [بر پایه سنت جاری خود] به آنان مهلتی معین دهد، تا زمانی که آنچه را به آنان وعده داده اند ببینند، یا عقوبت و شکنجه [در دنیا] را یا عذاب قیامت را؛ پس به زودی خواهند دانست چه کسی جایگاهش بدتر و سپاهش ناتوان تر است؟!
خرمشاهی: بگو هركس كه ضلالت را برگزيند، خداوند رحمان [از روى استدراج] به او افزونى بخشد تا آنكه آنچه به ايشان وعده دادهاند، چه عذاب [الهى]، چه قيام قيامت ببينند، و زودا خواهند دانست كه چه كسى بدمرتبهتر و سست نيروتر است فولادوند: بگو هر كه در گمراهى است [خداى] رحمان به او تا زمانى مهلت مى دهد تا وقتى آنچه به آنان وعده داده مى شود يا عذاب يا روز رستاخيز را ببينند پس به زودى خواهند دانست جايگاه چه كسى بدتر و سپاهش ناتوانتر است قمشهای: بگو که هر کس که به راه کفر و ضلالت رفت خدای مهربان به او مهلت میدهد تا آن ساعت که وعده عذاب را به چشم خود ببینند که یا عذاب (قتل و اسیری) چشد یا ساعت قیامت وی را فرا رسد، پس کافران به زودی خواهند دانست که (از مؤمن و کافر) کدام یک روزگارش بدتر و سپاهش ضعیفتر است! مکارم شیرازی: بگو كسي كه در گمراهي است خداوند به او مهلت ميدهد تا زماني كه وعده الهي را با چشم خود ببينند: يا عذاب اين دنيا يا عذاب آخرت. آنروز است كه خواهند دانست چه كسي مكانش بدتر و چه كسي لشكرش ناتوان تر است؟!
وَيَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدًى وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ مَرَدًّا
﴿۷۶﴾
انصاریان: و آنان که هدایت یافته اند، خدا بر هدایتشان می افزاید، و اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ بازدهی نیکوتر است.
خرمشاهی: و خداوند بر هدايت رهيافتگان بيفزايد و كارهاى ماندگار شايسته در نزد پروردگارت خوش پاداشتر و خوش عاقبتتر است فولادوند: و خداوند كسانى را كه هدايت يافته اند بر هدايتشان مى افزايد و نيكيهاى ماندگار نزد پروردگارت از حيث پاداش بهتر و خوشفرجامتر است قمشهای: و خدا هدایت یافتگان را بر هدایت میافزاید و اعمال صالحی که (اجرش نعمت) ابدی است نزد پروردگار تو بهتر (از مال و جاه فانی دنیا) است هم از جهت ثواب الهی و هم از جهت حسن عاقبت اخروی. مکارم شیرازی: اما كساني كه در راه هدايت گام نهادند خداوند بر هدايتشان ميافزايد، آثار و اعمال صالحي كه (از انسان) باقي ميماند در پيشگاه پروردگار تو ثوابش بيشتر و عاقبتش ارزشمندتر است.
أَفَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآيَاتِنَا وَقَالَ لَأُوتَيَنَّ مَالًا وَوَلَدًا
﴿۷۷﴾
انصاریان: آیا دیدی آن کسی را که به آیات ما کافر شد وگفت: [به خاطر انتخاب آیین شرک و کفر] به من مال و اولاد بسیار خواهند داد؟
خرمشاهی: آيا ننگريستهاى كسى را كه به آيات ما كفر [و انكار]ورزيد و ادعا كرد كه به من مال و فرزند داده خواهد شد فولادوند: آيا ديدى آن كسى را كه به آيات ما كفر ورزيد و گفت قطعا به من مال و فرزند [بسيار] داده خواهد شد قمشهای: (ای رسول) دیدی حال آن کس را که به آیات ما کافر شد (مانند عاص بن وائل کافر) و (به خبّاب بن ارت مؤمن به استهزاء و مسخره) گفت: من البته مال و فرزند بسیار (در بهشت هم) خواهم داشت (و آنجا طلب تو را میدهم)؟! مکارم شیرازی: آيا نديدي كسي را كه آيات ما را انكار كرد و گفت اموال و فرزندان فراواني نصيبم خواهد شد!
أَطَّلَعَ الْغَيْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا
﴿۷۸﴾
انصاریان: آیا [او درباره رسیدن به مال و اولاد بسیار] بر غیب آگاهی یافته، یا پیمانی [بر این عطای فراوان] از سوی [خدای] رحمان دریافت نموده است؟
خرمشاهی: آيا از غيب اطلاع داشت، يا از خداى رحمان پيمانى [خاص] گرفته بود؟ فولادوند: آيا بر غيب آگاه شده يا از [خداى] رحمان عهدى گرفته است قمشهای: آیا بر عالم غیب آگاهی یافته یا از خدای رحمن (بر خود) عهدی گرفته است (که در عالم آخرت هم دارای نعمت و ثروت باشد). مکارم شیرازی: آيا او از اسرار غيب مطلع گشته، يا نزد خدا عهد و پيماني گرفته است؟
كَلَّا سَنَكْتُبُ مَا يَقُولُ وَنَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذَابِ مَدًّا
﴿۷۹﴾
انصاریان: این چنین نیست [که او می گوید]، ما به زودی آنچه را می گوید [در پرونده عملش] خواهیم نوشت و عذابش را همواره ادامه خواهیم داد.
خرمشاهی: چنين نيست، گفتهاش را باز مىنويسيم و به عذاب او مىافزاييم فولادوند: نه چنين است به زودى آنچه را مى گويد مى نويسيم و عذاب را براى او خواهيم افزود قمشهای: هرگز چنین نیست، ما البته آنچه گوید خواهیم نوشت و سخت بر عذابش خواهیم افزود. مکارم شیرازی: هرگز چنين نيست ما به زودي آنچه را او ميگويد مينويسيم، و عذاب را بر او مستمر خواهيم داشت!
وَنَرِثُهُ مَا يَقُولُ وَيَأْتِينَا فَرْدًا
﴿۸۰﴾
انصاریان: و آنچه را که [از مال و فرزند] می گوید، از او به میراث می بریم، و تنها نزد ما خواهد آمد.
خرمشاهی: و مدعياتش را ميراث مىبريم و به نزد ما يكه و تنها خواهد آمد فولادوند: و آنچه را مى گويد از او به ارث مى بريم و تنها به سوى ما خواهد آمد قمشهای: و آنچه (از مال و متاع و فرزند) که (به مفاخرت و غرور دایم) در گفتار داشت ما وارث آن شویم و او بیکس و تنها به جانب ما بازآید. مکارم شیرازی: آنچه را او ميگويد (از اموال و فرزندان) از او به ارث ميبريم و تك و تنها نزد ما خواهد آمد.
وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا
﴿۸۱﴾
انصاریان: و به جای خدا معبودانی گرفتند تا برای آنان مایه عزت و توانمندی باشد.
خرمشاهی: و به جاى خداوند خدايانى را به پرستش گرفتند كه مايه عزت و اعتبار آنان باشد فولادوند: و به جاى خدا معبودانى اختيار كردند تا براى آنان [مايه] عزت باشد قمشهای: و مشرکان، خدای یگانه را ترک گفته و خدایان باطل (مانند بتها و فراعنه) را برای عزت و احترام دنیوی برگرفتند. مکارم شیرازی: آنها غير از خدا معبوداني براي خود انتخاب كردند تا مايه عزتشان باشد (چه پندار خامي ؟).
كَلَّا سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا
﴿۸۲﴾
انصاریان: چنین نیست، به زودی [آن معبودان] پرستش آنان را انکار می کنند و دشمنشان خواهند شد.
خرمشاهی: چنين نيست، زودا كه [آن خدايان] پرستش ايشان را انكار كنند و مخالف آنان باشند فولادوند: نه چنين است به زودى [آن معبودان] عبادت ايشان را انكار مى كنند و دشمن آنان مى گردند قمشهای: چنین نیست، بلکه به زودی پرستش آن خدایان باطل را انکار کنند و به خصومت آنها برخیزند. مکارم شیرازی: هرگز چنين نيست، به زودي معبودها منكر عبادت آنها خواهند شد، بلكه بر ضدشان قيام ميكنند.
أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّيَاطِينَ عَلَى الْكَافِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا
﴿۸۳﴾
انصاریان: آیا ندانسته ای که ما شیطان ها را بر کافران فرستادیم تا آنان را به شدت به سوی گناهان و شهوات برانگیزند.
خرمشاهی: آيا ندانستهاى كه ما شياطين را به سراغ كافران مىفرستيم كه از راه به درشان برند فولادوند: آيا ندانستى كه ما شيطانها را بر كافران گماشته ايم تا آنان را [به گناهان] تحريك كنند قمشهای: آیا ندیدی که ما شیاطین را بر سر کافران فرستادیم تا سخت آنها را تحریک کنند (و به وهم و خیالات باطل دنیا آنان را به گناه اندازند و از سعادت ابد محرومشان سازند). مکارم شیرازی: آيا نديدي كه ما شياطين را به سوي كافران فرستاديم تا آنها را شديدا تحريك كنند.
فَلَا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ إِنَّمَا نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا
﴿۸۴﴾
انصاریان: بنابراین بر [شکست و هلاکت] آنان شتاب مکن، ما [همه اعمال و رفتار حتی لحظات عمرشان را] به دقت شماره می کنیم [تا مهلتشان تمام شود و به کیفر آنچه همواره مرتکب می شدند، برسند.]
خرمشاهی: در كارشان شتاب مكن، ما حساب كارشان را داريم فولادوند: پس بر ضد آنان شتاب مكن كه ما [روزها] را براى آنها شماره مى كنيم قمشهای: پس تعجیل در کار آنها مکن که ما حساب (روز و ساعت عذاب) آنان را کاملا در نظر داریم. مکارم شیرازی: بنابراين در باره آنها عجله مكن ما آنها (و اعمالشان) را دقيقا شماره خواهيم كرد.
يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَنِ وَفْدًا
﴿۸۵﴾
انصاریان: [یاد کن] روزی را که پرهیزکاران را به ضیافت و میهمانی [خدای] رحمان گرد می آوریم.
خرمشاهی: روزى [آيد] كه پرهيزگاران را چون مهمانان گرامى به نزد خداى رحمان محشور سازيم فولادوند: [ياد كن] روزى را كه پرهيزگاران را به سوى [خداى] رحمان گروه گروه محشور مى كنيم قمشهای: (یاد آور) روزی که متقیان را به سوی خدای مهربان به اجتماع محشور گردانیم. مکارم شیرازی: در آن روز كه پرهيزگاران را به سوي خداوند رحمان (و پاداشهاي او) راهنمائي ميكنيم.
وَنَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلَى جَهَنَّمَ وِرْدًا
﴿۸۶﴾
انصاریان: و مجرمان را تشنه به سوی دوزخ می رانیم.
خرمشاهی: و گناهكاران را به هيئت [رمهاى] پياده و تشنه به سوى جهنم برانيم فولادوند: و مجرمان را با حال تشنگى به سوى دوزخ مى رانيم قمشهای: و بدکاران را تشنه لب به سوی آتش دوزخ برانیم. مکارم شیرازی: و مجرمان را (همچون شتران تشنهكامي كه به سوي آبگاه ميروند) به جهنم ميرانيم.
لَا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا
﴿۸۷﴾
انصاریان: [شفیعان در آن روز] قدرت بر شفاعت ندارند مگر کسانی [مانند پیامبران، امامان، فرشتگان و اولیا] که از نزد [خدای] رحمان، پیمانی [بر اذن شفاعت] گرفته باشند.
خرمشاهی: از شفاعت برخوردار نيستند، مگر كسى كه [با ايمان و توحيد] از خداى رحمان پيمانى گرفته باشد فولادوند: [آنان] اختيار شفاعت را ندارند جز آن كس كه از جانب [خداى] رحمان پيمانى گرفته است قمشهای: در آن روز هیچ کس مالک شفاعت نباشد مگر کسی که (به پرستش حق) از خدای مهربان عهدنامه (توحید کامل و شفاعت) دریافته است. مکارم شیرازی: آنها هرگز مالك شفاعت نيستند مگر كسي كه نزد خداوند رحمان عهد و پيماني دارد.
وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا
﴿۸۸﴾
انصاریان: و [مشرکان] گفتند: [خدای] رحمان برای خود فرزندی گرفته است.
خرمشاهی: و ادعا كردند كه خداى رحمان فرزندى برگزيده است فولادوند: و گفتند [خداى] رحمان فرزندى اختيار كرده است قمشهای: و کافران گفتند که خدای رحمان فرزند برگرفته! مکارم شیرازی: آنها گفتند خداوند رحمن فرزندي براي خود اختيار كرده!
لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئًا إِدًّا
﴿۸۹﴾
انصاریان: به راستی که چیزی بسیار زشت و نسبتی بس ناروا [به میان] آورده اید.
خرمشاهی: به راستى كه ادعاى شگرفى پيش آورديد فولادوند: واقعا چيز زشتى را [بر زبان] آورديد قمشهای: (ای کافران) همانا شما سخنی بسیار زشت و منکر بر زبان آوردید. مکارم شیرازی: چه سخن زشت و زنندهاي آورديد.
تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا
﴿۹۰﴾
انصاریان: نزدیک است آسمان ها از این [ادعای بی اصل و سخن ناروا] پاره پاره شوند، و زمین بشکافد، و کوه ها به شدت در هم بشکنند و فرو ریزند!!
خرمشاهی: نزديك است كه آسمانها از [ناروايى] آن پاره پاره شود و زمين بشكافد و كوهها فرو ريزند فولادوند: چيزى نمانده است كه آسمانها از اين [سخن] بشكافند و زمين چاك خورد و كوهها به شدت فرو ريزند قمشهای: نزدیک است از این گفته زشت و عقیده باطل آسمانها از هم فرو ریزد و زمین بشکافد و کوهها متلاشی گردد. مکارم شیرازی: نزديك است آسمانها بخاطر اين سخن از هم متلاشي گردد، و زمين شكافته شود و كوهها به شدت فرو ريزد!
أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمَنِ وَلَدًا
﴿۹۱﴾
انصاریان: به خاطر آنکه برای [خدای] رحمان فرزندی ادعا کرده اند.
خرمشاهی: از اينكه براى خداى رحمان فرزندى قائل شدند فولادوند: از اينكه براى [خداى] رحمان فرزندى قايل شدند قمشهای: چرا که برای خدای مهربان فرزندی (مسیح و عزیر و ملایک را) دعوی کردند. مکارم شیرازی: از اين رو كه براي خداوند رحمن فرزندي ادعا كردند.
وَمَا يَنْبَغِي لِلرَّحْمَنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَدًا
﴿۹۲﴾
انصاریان: و [خدای] رحمان را نسزد که فرزندی اختیار کند.
خرمشاهی: و سزاوار نيست كه خداوند رحمان فرزندى برگزيند فولادوند: [خداى] رحمان را نسزد كه فرزندى اختيار كند قمشهای: در صورتی که هرگز خدای رحمن را (که منزه از مثل و مانند است) فرزند داشتن سزاوار نخواهد بود. مکارم شیرازی: و هرگز سزاوار نيست كه او فرزندي برگزيند.
إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمَنِ عَبْدًا
﴿۹۳﴾
انصاریان: هیچ کس در آسمان ها و زمین نیست مگر اینکه [ذاتاً] بنده [و مملوک] به سوی [خدای] رحمان می آید.
خرمشاهی: جز اين نيست كه هر موجودى كه در آسمانها و زمين است، بندهوار سر به درگاه خداى رحمان فرود مىآورد فولادوند: هر كه در آسمانها و زمين است جز بندهوار به سوى [خداى] رحمان نمى آيد قمشهای: بلکه هیچ موجودی در آسمانها و زمین نیست جز اینکه خدا را بنده فرمانبردار است. مکارم شیرازی: تمام كساني كه در آسمانها و زمين هستند بنده اويند.
لَقَدْ أَحْصَاهُمْ وَعَدَّهُمْ عَدًّا
﴿۹۴﴾
انصاریان: به یقین همه آنان را [با قدرت و دانشش کنترل و] احاطه نموده و درست و دقیق شماره کرده است.
خرمشاهی: به راستى همه را شماره كرده و حساب همگيشان را داريم فولادوند: و يقينا آنها را به حساب آورده و به دقت شماره كرده است قمشهای: محقّقا او به شماره همه موجودات کاملا آگاه است. مکارم شیرازی: همه آنها را احصا كرده و دقيقا شمرده است.
وَكُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَرْدًا
﴿۹۵﴾
انصاریان: و روز قیامت همه آنان تنها به پیشگاه او می آیند.
خرمشاهی: و همگيشان روز قيامت يكه و تنها به نزد او آيند فولادوند: و روز قيامت همه آنها تنها به سوى او خواهند آمد قمشهای: و تمام آنها روز قیامت منفرد و تنها به پیشگاه حضرتش حضور مییابند. مکارم شیرازی: و همگي روز رستاخيز تك و تنها نزد او حاضر ميشوند.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا
﴿۹۶﴾
انصاریان: قطعاً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، به زودی [خدای] رحمان برای آنان [در دل ها] محبتی قرار خواهد داد.
خرمشاهی: كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند، زودا كه خداوند رحمان در حق آنان مهربانى كند فولادوند: كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند به زودى [خداى] رحمان براى آنان محبتى [در دلها] قرار مى دهد قمشهای: همانا آنان که به خدا ایمان آوردند و نیکوکار شدند خدای رحمان آنها را (در نظر خلق و حق) محبوب میگرداند. مکارم شیرازی: كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند خداوند رحمن محبت آنها را در دلها ميافكند.
فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا
﴿۹۷﴾
انصاریان: جز این نیست که ما این [قرآن] را بر زبان تو آسان ساختیم تا به وسیله آن پرهیزکاران را مژده دهی و مردم ستیزه جو را بترسانی.
خرمشاهی: همانا آن [قرآن] را به زبان تو آسان بيان كرديم تا پرهيزگاران را به آن بشارت دهى و مردم ستيزهجو را به آن بيم دهى فولادوند: در حقيقت ما اين [قرآن] را بر زبان تو آسان ساختيم تا پرهيزگاران را بدان نويد و مردم ستيزه جو را بدان بيم دهى قمشهای: ما حقایق این قرآن را بیتردید به زبان تو سهل و آسان کردیم تا به آن اهل تقوا را بشارت دهی و معاندان لجوج را بترسانی. مکارم شیرازی: ما قرآن را بر زبان تو آسان ساختيم تا پرهيزكاران را بوسيله آن بشارت دهي و دشمنان سرسخت را انذار كني.
وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزًا
﴿۹۸﴾
انصاریان: و چه بسیار ملت ها را پیش از آنان [به سبب طغیانشان] هلاک کردیم. آیا کسی از آنان را می یابی، یا هیچ زمزمه و صدایی آهسته از آنان می شنوی؟
خرمشاهی: و چه بسيار پيش از آنان نسلهايى را بر انداختيم، آيا هيچ يك از آنان را مىيابى يا كمترين صدايى از آنان مىشنوى؟ فولادوند: و چه بسيار نسلها كه پيش از آنان هلاك كرديم آيا كسى از آنان را مى يابى يا صدايى از ايشان مى شنوى قمشهای: و چه بسیار اقوامی از اهل عناد را که پیش از این معاندین هلاک ساختیم! آیا چشم تو به احدی از آنها دیگر خواهد افتاد؟ یا کمترین صدایی از آنان خواهی شنید؟ مکارم شیرازی: چه بسيار اقوام (بيايمان و گنهكاري) را قبل از آنها هلاك كرديم آيا احدي از آنها را احساس ميكني يا كمترين صدائي از آنان ميشنوي. |
||