English  Email to a Friend  Print 

تصاوير مقالات تلاوت قرآن فهرست قرآن جستجوی قرآن صفحه اول

 

 
 

سوره ۷: الأعراف - تغيير سوره و ترجمه

 
   

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

المص ﴿۱﴾

فولادوند: الف لام ميم صاد

مکارم: المص.

خرمشاهی: الف لام ميم صاد

كِتَابٌ أُنزِلَ إِلَيْكَ فَلاَ يَكُن فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِّنْهُ لِتُنذِرَ بِهِ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿۲﴾

فولادوند: كتابى است كه به سوى تو فرو فرستاده شده است پس نبايد در سينه تو از ناحيه آن تنگى باشد تا به وسيله آن هشدار دهى و براى مؤمنان پندى باشد

مکارم: اين كتابي است كه بر تو نازل شده و نبايد از ناحيه آن ناراحتي در سينه داشته باشي، و هدف آن است كه بوسيله آن (همگان را از عواقب بد عقايد و اعمال نادرستشان) بيم دهي و تذكري است براي مومنان.

خرمشاهی: كتابى است كه به سوى تو فروفرستاده شده است، پس نبايد از آن تنگدلى يابى، تا بدان هشدار دهى، و پندآموزى براى مؤمنان باشد

اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلاَ تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء قَلِيلًا مَّا تَذَكَّرُونَ ﴿۳﴾

فولادوند: آنچه را از جانب پروردگارتان به سوى شما فرو فرستاده شده است پيروى كنيد و جز او از معبودان [ديگر] پيروى مكنيد چه اندك پند مى‏گيريد

مکارم: (بنابراين) از چيزي كه از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده پيروي كنيد و از سرپرستان و معبودهاي ديگر جز او پيروي نكنيد، اما كمتر متذكر مي‏شويد.

خرمشاهی: از آنچه از جانب پروردگارتان به سوى شما نازل شده است، پيروى كنيد و جز او هيچ معبودى نگيريد، چه اندك پند مى‏گيريد

وَكَم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا فَجَاءهَا بَأْسُنَا بَيَاتًا أَوْ هُمْ قَآئِلُونَ ﴿۴﴾

فولادوند: و چه بسيار شهرها كه [مردم] آن را به هلاكت رسانيديم و در حالى كه به خواب شبانگاهى رفته يا نيمروز غنوده بودند عذاب ما به آنها رسيد

مکارم: چه بسيار شهرها و آباديها كه آنها را (بر اثر گناه فراوان) هلاك كرديم، و عذاب ما شبهنگام يا در روز هنگامي كه استراحت كرده بودند به سراغشان آمد.

خرمشاهی: و چه بسيار شهرها كه نابودشان كرديم و عذاب ما شبانه يا به هنگامى كه در نيمروز خفته بودند بر ايشان فرود آمد

فَمَا كَانَ دَعْوَاهُمْ إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا إِلاَّ أَن قَالُواْ إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ ﴿۵﴾

فولادوند: و هنگامى كه عذاب ما بر آنان آمد سخنشان جز اين نبود كه گفتند راستى كه ما ستمكار بوديم

مکارم: و در آن موقع كه عذاب ما به سراغ آنها آمد سخني نداشتند جز اينكه گفتند ما ظالم بوديم (ولي اين اعتراف به گناه ديگر دير شده بود و به حالشان سودي نداشت).

خرمشاهی: و هنگامى كه عذاب ما بر آنان فرود آمد، سخنشان جز اين نبود كه مى‏گفتند ما خود ستمكار بوديم‏

فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ ﴿۶﴾

فولادوند: پس قطعا از كسانى كه [پيامبران] به سوى آنان فرستاده شده‏اند خواهيم پرسيد و قطعا از [خود] فرستادگان [نيز] خواهيم پرسيد

مکارم: بطور قطع از كساني كه پيامبران را به سوي آنها فرستاديم سؤ ال خواهيم كرد و از پيامبران (نيز) سؤ ال مي‏كنيم.

خرمشاهی: بى‏گمان از كسانى كه پيامبران به سويشان رفته‏اند و همچنين از پيامبران پرس و جو خواهيم كرد

فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِم بِعِلْمٍ وَمَا كُنَّا غَآئِبِينَ ﴿۷﴾

فولادوند: و از روى دانش به آنان گزارش خواهيم داد و ما [از احوال آنان] غايب نبوده‏ايم

مکارم: و مسلما (اعمال همه را مو به مو) از روي علم (وسيع خود) براي آنان شرح خواهيم داد و ما (اصولا) غائب نبوديم (بلكه همه جا حاضر و ناظر بوديم).

خرمشاهی: و بر ايشان از روى علم [نامه اعمالشان را] فرو خوانيم و ما غائب [و غافل از احوال آنان‏] نبوده‏ايم‏

وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۸﴾

فولادوند: و در آن روز سنجش [اعمال] درست است پس هر كس ميزانهاى [عمل] او گران باشد آنان خود رستگارانند

مکارم: و وزن كردن (اعمال و سنجش ارزش آنها) در آن روز حق است، كساني كه ميزانهاي (عمل) آنها سنگين است رستگارانند.

خرمشاهی: و در آن روز وزن [سنجيدن اعمال‏] حقيقت دارد، آنگاه كسانى كه كفه اعمالشان سنگين باشد، آنان رستگارند

وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُم بِمَا كَانُواْ بِآيَاتِنَا يِظْلِمُونَ ﴿۹﴾

فولادوند: و هر كس ميزانهاى [عمل] او سبك باشد پس آنانند كه به خود زيان زده‏اند چرا كه به آيات ما ستم كرده‏اند

مکارم: و كساني كه ميزانهاي (عمل) آنها سبك است افرادي هستند كه سرمايه وجود خود را به خاطر ظلم و ستمي كه به آيات ما مي‏كردند از دست داده‏اند.

خرمشاهی: و كسانى كه كفه اعمالشان سبك باشد، آنان كسانى هستند كه بر خود زيان زده‏اند چرا كه به آيات ما ستم كرده‏اند

وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ ﴿۱۰﴾

فولادوند: و قطعا شما را در زمين قدرت عمل داديم و براى شما در آن وسايل معيشت نهاديم [اما] چه كم سپاسگزارى مى‏كنيد

مکارم: و ما تسلط و مالكيت و حكومت بر زمين را براي شما قرار داديم و انواع وسايل زندگي را براي شما فراهم ساختيم اما كمتر شكرگزاري مي‏كنيد (و اينهمه موهبت را بجا مصرف نمي‏نمائيد).

خرمشاهی: و به راستى كه به شما در زمين تمكن داده بوديم و برايتان در آن انواع معاش پديد آورده بوديم، چه اندك سپاس مى‏گزاريد

وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ ﴿۱۱﴾

فولادوند: و در حقيقت‏شما را خلق كرديم سپس به صورتگرى شما پرداختيم آنگاه به فرشتگان گفتيم براى آدم سجده كنيد پس [همه] سجده كردند جز ابليس كه از سجده‏كنندگان نبود

مکارم: ما شما را آفريديم سپس صورت بندي كرديم سپس به فرشتگان گفتيم براي آدم خضوع كنيد آنها سجده كردند جز ابليس كه از سجده كنندگان نبود.

خرمشاهی: و به راستى كه شما را آفريديم و صورت و سامان بخشيديم، آنگاه به فرشتگان گفتيم بر آدم سجده بريد، همه سجده بردند مگر ابليس كه از سجده‏كنندگان نبود

قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿۱۲﴾

فولادوند: فرمود چون تو را به سجده امر كردم چه چيز تو را باز داشت از اينكه سجده كنى گفت من از او بهترم مرا از آتشى آفريدى و او را از گل آفريدى

مکارم: (خداوند به او) فرمود: چه چيز تو را مانع شد كه سجده كني در آن هنگام كه به تو فرمان دادم ؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفريده‏اي و او را از خاك!

خرمشاهی: فرمود چون تو را امر به سجده كردم چه چيز تو را بازداشت كه سجده نكردى؟ گفت براى اينكه من بهتر از او هستم، مرا از آتش آفريده‏اى و او را از گل‏

قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ ﴿۱۳﴾

فولادوند: فرمود از آن [مقام] فرو شو تو را نرسد كه در آن [جايگاه] تكبر نمايى پس بيرون شو كه تو از خوارشدگانى

مکارم: گفت: از آن (مقام و مرتبه‏ات) فرودآي! تو حق نداري در آن (مقام و رتبه) تكبر بورزي بيرون رو كه تو از افراد پست و كوچكي!

خرمشاهی: فرمود پس از آنجا [بهشت يا آسمان‏] پايين رو كه تو را نرسد كه در آن بزرگى بفروشى، بيرون شو كه تو خرد و خوارى‏

قَالَ أَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿۱۴﴾

فولادوند: گفت مرا تا روزى كه [مردم] برانگيخته خواهند شد مهلت ده

مکارم: (شيطان) گفت: مرا تا روز رستاخيز مهلت ده (و زنده بگذار).

خرمشاهی: گفت [پس‏] تا روزى كه [مردمان‏] برانگيخته شوند مرا مهلت ده‏

قَالَ إِنَّكَ مِنَ المُنظَرِينَ ﴿۱۵﴾

فولادوند: فرمود تو از مهلت‏يافتگانى

مکارم: فرمود: تو از مهلت داده شدگاني!

خرمشاهی: فرمود تو از مهلت يافتگانى‏

قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿۱۶﴾

فولادوند: گفت پس به سبب آنكه مرا به بيراهه افكندى من هم براى [فريفتن] آنان حتما بر سر راه راست تو خواهم نشست

مکارم: گفت: اكنون كه مرا گمراه ساختي من بر سر راه مستقيم تو براي آنها كمين مي‏كنم.

خرمشاهی: گفت پروردگارا از آنجا كه مرا فريفتى، بر سر راه راست تو در كمين آنان [بندگان‏] مى‏نشينم‏

ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ ﴿۱۷﴾

فولادوند: آنگاه از پيش رو و از پشت‏سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏تازم و بيشترشان را شكرگزار نخواهى يافت

مکارم: سپس از پيشرو و از پشت سر و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغ آنها مي‏روم و اكثر آنها را شكرگزار نخواهي يافت.

خرمشاهی: آنگاه از پيش و پس و راست و چپشان به سروقتشان مى‏روم، و بيشترشان را سپاسگزار نخواهى يافت‏

قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْؤُومًا مَّدْحُورًا لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۱۸﴾

فولادوند: فرمود نكوهيده و رانده از آن [مقام] بيرون شو كه قطعا هر كه از آنان از تو پيروى كند جهنم را از همه شما پر خواهم كرد

مکارم: فرمود: از آن (مقام) با ننگ و عار و خواري بيرون رو، و سوگند ياد مي‏كنم كه هر كس از آنها از تو پيروي كند جهنم را از شما همگي پر مي‏كنم!

خرمشاهی: فرمود از آنجا نكوهيده و سرشكسته بيرون شو [و بدان كه‏] جهنم را از پيروان تو و همگى شما آكنده خواهم ساخت‏

وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلاَ مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿۱۹﴾

فولادوند: و اى آدم تو با جفت‏خويش در آن باغ سكونت گير و از هر جا كه خواهيد بخوريد و[لى] به اين درخت نزديك مشويد كه از ستمكاران خواهيد شد

مکارم: و اي آدم تو و همسرت در بهشت ساكن شويد و از هر جا كه خواستيد بخوريد اما به اين درخت نزديك نشويد كه از ستمكاران خواهيد شد.

خرمشاهی: و اى آدم تو و همسرت در بهشت بياراميد و از هر جا [هر چه‏] كه خواستيد بخوريد، ولى به اين درخت نزديك نشويد وگرنه از ستمكاران خواهيد بود

فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَاتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿۲۰﴾

فولادوند: پس شيطان آن دو را وسوسه كرد تا آنچه را از عورتهايشان برايشان پوشيده مانده بود براى آنان نمايان گرداند و گفت پروردگارتان شما را از اين درخت منع نكرد جز [براى] آنكه [مبادا] دو فرشته گرديد يا از [زمره] جاودانان شويد

مکارم: سپس شيطان آنها را وسوسه كرد تا آنچه را از اندامشان پنهان بود آشكار سازد و گفت پروردگارتان شما را از اين درخت نهي نكرده مگر به خاطر اينكه (اگر از آن بخوريد) فرشته خواهيد شد يا جاودانه (در بهشت خواهيد ماند!

خرمشاهی: آنگاه شيطان آنان را وسوسه كرد تا سرانجام عورتشان را كه از ديد آنان پوشيده بود، آشكار كند، و گفت پروردگارتان شما را از اين درخت نهى نكرد مگر از آن روى كه [با خوردن از ميوه آن‏] دو فرشته شويد يا از جاودانگان گرديد

وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿۲۱﴾

فولادوند: و براى آن دو سوگند ياد كرد كه من قطعا از خيرخواهان شما هستم

مکارم: و براي آنها سوگند ياد كرد كه من خيرخواه شما هستم!

خرمشاهی: و براى آنان سوگند ياد كرد كه من از خيرخواهان شما هستم‏

فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَآنَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿۲۲﴾

فولادوند: پس آن دو را با فريب به سقوط كشانيد پس چون آن دو از [ميوه] آن درخت [ممنوع] چشيدند برهنگى‏هايشان بر آنان آشكار شد و به چسبانيدن برگ[هاى درختان] بهشت بر خود آغاز كردند و پروردگارشان بر آن دو بانگ بر زد مگر شما را از اين درخت منع نكردم و به شما نگفتم كه در حقيقت‏شيطان براى شما دشمنى آشكار است

مکارم: و به اين ترتيب آنها را با فريب (از مقامشان) فرود آورد، و هنگامي كه از آن درخت چشيدند اندامشان (عورتشان) براي آنها آشكار شد و شروع كردند به قرار دادن برگهاي (درختان) بهشتي بر يكديگر تا آنرا بپوشانند و پروردگارشان آنها را ندا داد كه آيا شما را از آن درخت نهي نكردم و نگفتم شيطان براي شما دشمن آشكاري است ؟

خرمشاهی: آنگاه آنان را فريبكارانه به طمع انداخت و چون از [ميوه‏] آن درخت خوردند، عورتهايشان بر آنان آشكار شد و بر آنها از برگ [درختان‏] بهشتى مى‏چسباندند [تا پوشيده شود] و پروردگارشان به آنان ندا در داد كه مگر شما را از اين درخت نهى نكرده بودم و به شما نگفته بودم كه شيطان دشمن آشكار شماست‏

قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿۲۳﴾

فولادوند: گفتند پروردگارا ما بر خويشتن ستم كرديم و اگر بر ما نبخشايى و به ما رحم نكنى مسلما از زيانكاران خواهيم بود

مکارم: گفتند: پروردگارا! ما به خويشتن ستم كرديم و اگر ما را نبخشي و بر ما رحم نكني از زيانكاران خواهيم بود.

خرمشاهی: گفتند پروردگارا بر خود ستم كرده‏ايم و اگر بر ما نبخشايى و رحمت نياورى بى‏شك از زيانكاران خواهيم بود

قَالَ اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ ﴿۲۴﴾

فولادوند: فرمود فرود آييد كه بعضى از شما دشمن بعضى [ديگر]يد و براى شما در زمين تا هنگامى [معين] قرارگاه و برخوردارى است

مکارم: فرمود: (از مقام خويش فرود آئيد در حالي كه بعضي نسبت به بعض ديگر دشمن خواهيد بود (شيطان دشمن شماست و شما دشمن او) و براي شما در زمين قرارگاه و وسيله بهره گيري تا زماني خواهد بود.

خرمشاهی: فرمود پايين رويد -برخى دشمن برخى ديگرو در روى زمين تا وقت معين آرامشگاه و بهره‏مندى داريد

قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ ﴿۲۵﴾

فولادوند: فرمود در آن زندگى مى‏كنيد و در آن مى‏ميريد و از آن برانگيخته خواهيد شد

مکارم: فرمود: در آن (زمين) زنده ميشويد، و در آن ميميريد و از آن (در رستاخيز) بيرون خواهيد آمد.

خرمشاهی: فرمود در همانجا زندگى مى‏كنيد و همانجا مى‏ميريد و از همانجا شما را برمى‏انگيزند

يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْءَاتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿۲۶﴾

فولادوند: اى فرزندان آدم در حقيقت ما براى شما لباسى فرو فرستاديم كه عورتهاى شما را پوشيده مى‏دارد و [براى شما] زينتى است و[لى] بهترين جامه [لباس] تقوا است اين از نشانه‏هاى [قدرت] خداست باشد كه متذكر شوند

مکارم: اي فرزندان آدم! لباسي براي شما فرو فرستاديم كه اندام شما را ميپوشاند و مايه زينت شماست و لباس پرهيزگاري بهتر است، اينها (همه) از آيات خدا است شايد متذكر (نعمتهاي او) شوند.

خرمشاهی: اى فرزندان آدم، به راستى كه براى شما لباسى پديد آورديم تا هم عورت شما را بپوشاند و هم مايه تجمل باشد، ولى لباس تقوا بهتر است، اين از آيات الهى است باشد كه پند گيرند

يَا بَنِي آدَمَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿۲۷﴾

فولادوند: اى فرزندان آدم زنهار تا شيطان شما را به فتنه نيندازد چنانكه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون راند و لباسشان را از ايشان بركند تا عورتهايشان را بر آنان نمايان كند در حقيقت او و قبيله‏اش شما را از آنجا كه آنها را نمى‏بينيد مى‏بينند ما شياطين را دوستان كسانى قرار داديم كه ايمان نمى‏آورند

مکارم: اي فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبد آنچنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد و لباسشان را از تنشان بيرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد، چه اينكه او و همكارانش شما را مي‏بينند و شما آنها را نمي‏بينيد (اما بدانيد) ما شياطين را اولياي كساني قرار داديم كه ايمان نمي‏آورند.

خرمشاهی: اى فرزندان آدم، شيطان شما را نفريبد، چنانكه پدر و مادر [نخستين‏] شما را از بهشت آواره كرد و لباس آنان را از آنان بركند تا عورتشان را بر ايشان آشكار كند، او و همانندانش شما را از جايى كه شما آنان را نمى‏بينيد، مى‏بينند، ما شياطين را سرور نامؤمنان گردانده‏ايم‏

وَإِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً قَالُواْ وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءنَا وَاللّهُ أَمَرَنَا بِهَا قُلْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء أَتَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿۲۸﴾

فولادوند: و چون كار زشتى كنند مى‏گويند پدران خود را بر آن يافتيم و خدا ما را بدان فرمان داده است بگو قطعا خدا به كار زشت فرمان نمى‏دهد آيا چيزى را كه نمى‏دانيد به خدا نسبت مى‏دهيد

مکارم: و هنگامي كه كار زشتي انجام ميدهند ميگويند پدران خود را بر اين عمل ديديم، و خداوند بما دستور داده است! بگو خداوند (هرگز) دستور به عمل زشت نمي‏دهد آيا چيزي بر خدا مي‏بنديد كه نمي‏داني

خرمشاهی: و [اينان‏] چون كار ناشايستى انجام دهند گويند پدران خود را بر همين شيوه يافته‏ايم، و خداوند ما را به آن فرمان داده است، بگو بى‏گمان خداوند به ناشايستى فرمان نمى‏دهد، آيا چيزى را كه نمى‏دانيد [به دروغ‏] به خداوند نسبت مى‏دهيد؟

قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُواْ وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ ﴿۲۹﴾

فولادوند: بگو پروردگارم به دادگرى فرمان داده است و [اينكه] در هر مسجدى روى خود را مستقيم [به سوى قبله] كنيد و در حالى كه دين خود را براى او خالص گردانيده‏ايد وى را بخوانيد همان گونه كه شما را پديد آورد [به سوى او] برمى‏گرديد

مکارم: بگو پروردگارم به عدالت فرمان داده است، و توجه خويش را در هر مسجد (و به هنگام عبادت) به سوي او كنيد و او را بخوانيد و دين (خود) را براي او خالص گردانيد (و بدانيد) همانگونه كه در آغاز شما را آفريد (بار ديگر در رستاخيز) بازمي گرديد.

خرمشاهی: بگو پروردگارم به دادگرى فرمان داده است، و در هر مسجدى روى دلتان را به سوى او بداريد، و او را -در حالى كه دينتان را براى او پاك و پيراسته مى‏داريدبخوانيد، [و بدانيد] همچنانكه شما را آفريد، [به سوى او] باز خواهيد گشت‏

فَرِيقًا هَدَى وَفَرِيقًا حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلاَلَةُ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ اللّهِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿۳۰﴾

فولادوند: [در حالى كه] گروهى را هدايت نموده و گروهى گمراهى بر آنان ثابت‏شده است زيرا آنان شياطين را به جاى خدا دوستان [خود] گرفته‏اند و مى‏پندارند كه راه‏يافتگانند

مکارم: جمعي را هدايت كرده و جمعي را (كه شايستگي نداشته‏اند) گمراهي بر آنها مسلم... آنها (كساني هستند كه) شياطين را به جاي خداوند، اولياي خود انتخاب كردند و چنين گمان مي‏كنند كه هدايت يافته‏اند.

خرمشاهی: گروهى را رهنمود و گروهى را گمراهى سزاوار است، چرا كه اينان شياطين را به جاى خداوند سرور و معبود خود گرفتند و گمان مى‏كنند كه رهيافته‏اند

يَا بَنِي آدَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ﴿۳۱﴾

فولادوند: اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگيريد و بخوريد و بياشاميد و[لى] زياده‏روى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست نمى‏دارد

مکارم: اي فرزندان آدم! زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود برداريد و بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمي‏دارد.

خرمشاهی: اى فرزندان آدم زينت [ پوشاك‏] خود را در هر مسجد برگيريد و بخوريد و بياشاميد ولى اسراف مكنيد چرا كه او اسرافكاران را دوست ندارد

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِي لِلَّذِينَ آمَنُواْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿۳۲﴾

فولادوند: [اى پيامبر] بگو زيورهايى را كه خدا براى بندگانش پديد آورده و [نيز ] روزيهاى پاكيزه را چه كسى حرام گردانيده بگو اين [نعمتها] در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آورده‏اند و روز قيامت [نيز] خاص آنان مى‏باشد اين گونه آيات [خود] را براى گروهى كه مى‏دانند به روشنى بيان مى‏كنيم

مکارم: بگو چه كسي زينت هاي الهي را كه براي بندگان خود آفريده و روزيهاي پاكيزه را حرام كرده است ؟ بگو اينها در زندگي دنيا براي كساني است كه ايمان آورده‏اند (اگر چه ديگران نيز با آنها مشاركت دارند ولي) در قيامت خالص (براي مؤ منان) خواهد بود اينچنين آيات (خود) را براي كساني كه آگاهند شرح مي‏دهيم.

خرمشاهی: بگو چه كسى زينت الهى را كه براى بندگانش پديد آورده، و رزق پاكيزه او را حرام كرده است؟ بگو اينها در زندگانى دنيا براى مؤمنان [و نامؤمنان‏] است و در روز قيامت نيز خاص مؤمنان است، بدين‏سان آيات خود را براى اهل معرفت به روشنى بيان مى‏كنيم‏

قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿۳۳﴾

فولادوند: بگو پروردگار من فقط زشتكاريها را چه آشكارش [باشد] و چه پنهان و گناه و ستم ناحق را حرام گردانيده است و [نيز] اينكه چيزى را شريك خدا سازيد كه دليلى بر [حقانيت] آن نازل نكرده و اينكه چيزى را كه نمى‏دانيد به خدا نسبت دهيد

مکارم: بگو خداوند تنها اعمال زشت را، چه آشكار باشد چه پنهان، حرام كرده است و (همچنين) گناه و ستم بدون حق، و اينكه چيزي را كه خداوند دليلي براي آن نازل نكرده شريك او قرار دهيد، و به خدا مطلبي نسبت دهيد كه نمي‏دانيد.

خرمشاهی: بگو همانا پروردگارم ناشايستيها را، چه آشكار باشد چه پنهان، حرام كرده است، و نيز گناه و سركشى ناحق را و اينكه براى خداوند شريك بياوريد -كه در اين باره هيچ حجت و برهانى نفرستاده استو نيز اينكه آنچه نمى‏دانيد به خداوند دروغ ببنديد

وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ ﴿۳۴﴾

فولادوند: و براى هر امتى اجلى است پس چون اجلشان فرا رسد نه [مى‏توانند] ساعتى آن را پس اندازند و نه پيش

مکارم: براي هر قوم و جمعيتي زمان و مدت (معيني) است و به هنگامي كه مدت آنها فرا رسد نه ساعتي از آن تاخير مي‏كنند و نه بر آن پيشي مي‏گيرند.

خرمشاهی: و هر امتى را اجلى است، چون اجلشان فرارسد نه ساعتى پس افتند و نه ساعتى پيش افتند

يَا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي فَمَنِ اتَّقَى وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿۳۵﴾

فولادوند: اى فرزندان آدم چون پيامبرانى از خودتان براى شما بيايند و آيات مرا بر شما بخوانند پس هر كس به پرهيزگارى و صلاح گرايد نه بيمى بر آنان خواهد بود و نه اندوهگين مى شوند

مکارم: اي فرزندان آدم! اگر رسولاني از خود شما به سراغتان بيايند كه آيات مرا براي شما بازگو كنند (از آنها پيروي كنيد) زيرا آنها كه پرهيزگاري پيشه كنند و عمل صالح انجام دهند (و در اصلاح خويش و ديگران بكوشند) نه ترسي بر آنها هست و نه غمناك مي‏شوند.

خرمشاهی: اى فرزندان آدم، چون پيامبرانى از خودتان به سوى شما آمدند و آيات مرا بر شما خواندند [بدانيد كه‏] كسانى كه تقوا و صلاح پيشه كنند، نه بيمى بر آنهاست و نه اندوهگين شوند

وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُواْ عَنْهَا أُوْلََئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۳۶﴾

فولادوند: و كسانى كه آيات ما را دروغ انگاشتند و از [پذيرش] آنها تكبر ورزيدند آنان همدم آتشند [و] در آن جاودانند

مکارم: و آنها كه آيات ما را تكذيب كنند و در برابر آن تكبر ورزند اهل دوزخند، جاودانه در آن خواهند ماند.

خرمشاهی: و كسانى كه آيات ما را دروغ انگارند و در برابر آنها تكبر ورزند، اينان دوزخى‏اند و جاودانه درآنند

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ أُوْلَئِكَ يَنَالُهُمْ نَصِيبُهُم مِّنَ الْكِتَابِ حَتَّى إِذَا جَاءتْهُمْ رُسُلُنَا يَتَوَفَّوْنَهُمْ قَالُواْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ قَالُواْ ضَلُّواْ عَنَّا وَشَهِدُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَافِرِينَ ﴿۳۷﴾

فولادوند: پس كيست‏ستمكارتر از آن كس كه بر خدا دروغ بندد يا آيات او را تكذيب كند اينان كسانى هستند كه نصيبشان از آنچه مقرر شده به ايشان خواهد رسيد تا آنگاه كه فرشتگان ما به سراغشان بيايند كه جانشان بستانند مى‏گويند آنچه غير از خدا مى‏خوانديد كجاست مى‏گويند از [چشم] ما ناپديد شدند و عليه خود گواهى مى‏دهند كه آنان كافر بودند

مکارم: چه كسي ستمكارتر است از آنها كه بر خدا دروغ مي‏بندند يا آيات او را تكذيب مي‏نمايند؟ آنها نصيبشان را از آنچه مقدر شده (از نعمتها و مواهب اين جهان) مي‏برند تا زماني كه فرستادگان ما (فرشتگان قبض ‍ ارواح) به سراغ آنها روند و جانشان را بگيرند از آنها مي‏پرسند: كجا هستند معبودهائي كه غير از خدا مي‏خوانديد؟ (چرا به ياري شما نمي‏آيند؟) مي‏گويند آنها (همه) گم شدند (و از ما دور گشتند) و بر ضد خود گواهي مي‏دهند كه كافر بودند!

خرمشاهی: پس كيست ستمكارتر از كسى كه بر خداوند دروغ بندد و آيات او را دروغ انگارد، اينان كسانى هستند كه بهره‏اى كه در كتاب [لوح محفوظ] برايشان مقرر است به ايشان مى‏رسد، تا آنكه فرشتگان ما به سراغشان مى‏آيند و جانشان را مى‏گيرند و [به آنان‏] گويند كجاست آنچه به جاى خداوند مى‏پرستيديد؟ پاسخ دهند ايشان از نظر ما ناپديد شدند، و بر خود گواهى دهند كه كافر بوده‏اند

قَالَ ادْخُلُواْ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُم مِّن الْجِنِّ وَالإِنسِ فِي النَّارِ كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَّعَنَتْ أُخْتَهَا حَتَّى إِذَا ادَّارَكُواْ فِيهَا جَمِيعًا قَالَتْ أُخْرَاهُمْ لأُولاَهُمْ رَبَّنَا هَؤُلاء أَضَلُّونَا فَآتِهِمْ عَذَابًا ضِعْفًا مِّنَ النَّارِ قَالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَلَكِن لاَّ تَعْلَمُونَ ﴿۳۸﴾

فولادوند: مى‏فرمايد در ميان امتهايى از جن و انس كه پيش از شما بوده‏اند داخل آتش شويد هر بار كه امتى [در آتش] درآيد همكيشان خود را لعنت كند تا وقتى كه همگى در آن به هم پيوندند [آنگاه] پيروانشان در باره پيشوايانشان مى‏گويند پروردگارا اينان ما را گمراه كردند پس دو برابر عذاب آتش به آنان بده [خدا] مى‏فرمايد براى هر كدام [عذاب] دو چندان است ولى شما نمى‏دانيد

مکارم: (خداوند به آنها) مي‏گويد: داخل شويد در صف گروه‏هاي مشابه خود از جن و انس در آتش، هر زمان گروهي وارد مي‏شوند گروه ديگر را لعن مي‏كنند تا همگي با ذلت در آن قرار گيرند (در اين هنگام) گروه پيروان درباره پيشوايان خود مي‏گويند: خداوندا! اينها بودند كه ما را گمراه ساختند پس كيفر آنها را از آتش دو برابر كن (كيفري براي گمراهيشان و كيفري به خاطر گمراه ساختن ما) مي‏گويد براي هر كدام (از شما) عذاب مضاعف است ولي نمي‏دانيد (زيرا پيروان نيز اگر گرد پيشوايان ستمگر و گمراه را نگرفته بودند آنها قدرتي بر اغواي دگران نمي‏داشتند).

خرمشاهی: گويد به ميان امتهايى از جن و انس كه پيش از شما بوده‏اند، در آتش جهنم وارد شويد، هرگاه امتى وارد شود همانندش را لعنت كند، تا همه در آن به همديگر رسند، [آنگاه‏] پيروان درباره پيشوايانشان گويند پروردگارا اينان ما را گمراه كردند، به ايشان دو چندان از عذاب جهنم بده، فرمايد براى همه دو چندان هست ولى نمى‏دانيد

وَقَالَتْ أُولاَهُمْ لأُخْرَاهُمْ فَمَا كَانَ لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ ﴿۳۹﴾

فولادوند: و پيشوايانشان به پيروانشان مى‏گويند شما را بر ما امتيازى نيست پس به سزاى آنچه به دست مى‏آورديد عذاب را بچشيد

مکارم: و پيشوايان آنها به پيروان خود مي‏گويند شما امتيازي بر ما نداريد پس بچشيد عذاب (الهي) را در برابر آنچه انجام مي‏داديد.

خرمشاهی: و پيشوايان آنان به پيروانشان گويند شما هيچ برترى بر ما نداريد، پس عذاب را به خاطر كار و كردارتان بچشيد

إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُواْ عَنْهَا لاَ تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاء وَلاَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ ﴿۴۰﴾

فولادوند: در حقيقت كسانى كه آيات ما را دروغ شمردند و از [پذيرفتن] آنها تكبر ورزيدند درهاى آسمان را برايشان نمى‏گشايند و در بهشت درنمى‏آيند مگر آنكه شتر در سوراخ سوزن داخل شود و بدينسان بزهكاران را كيفر مى‏دهيم

مکارم: آنها كه آيات ما را تكذيب كردند و در برابر آن تكبر ورزيدند درهاي آسمان برويشان گشوده نمي‏شود و (هيچگاه) داخل بهشت نمي‏شوند مگر اينكه شتر از سوراخ سوزن خياطي بگذرد! (يعني بهيچوجه امكان ندارد) اينچنين گنهكاران را جزا مي‏دهيم.

خرمشاهی: كسانى كه آيات ما را دروغ انگاشتند و در برابر آن تكبر ورزيدند، درهاى آسمان بر آنان گشوده نگردد و وارد بهشت نشوند مگر آنكه شتر وارد سوراخ سوزن شود، و بدين‏سان گناهكاران را كيفر مى‏دهيم‏

لَهُم مِّن جَهَنَّمَ مِهَادٌ وَمِن فَوْقِهِمْ غَوَاشٍ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ ﴿۴۱﴾

فولادوند: براى آنان از جهنم بسترى و از بالايشان پوششهاست و اين گونه بيدادگران را سزا مى‏دهيم

مکارم: براي آنها بسترهائي از (آتش) دوزخ و روي آنها پوششهائي (از آن) است و اينچنين ظالمان را جزا مي‏دهيم.

خرمشاهی: بسترها و بالاپوشهايشان از آتش جهنم است، و بدين‏سان ستمكاران [و مشركان‏] را كيفر مى‏دهيم‏

وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۴۲﴾

فولادوند: و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند هيچ كسى را جز به قدر توانش تكليف نمى‏كنيم آنان همدم بهشتند [كه] در آن جاودانند

مکارم: و كساني كه ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند - هيچكس را جز به اندازه توانائيش تكليف نمي‏كنيم - اهل بهشتند و جاودانه در آن خواهند ماند.

خرمشاهی: و كسانى كه ايمان آورده‏اند و كارهاى شايسته كرده‏اند، اينان بهشتى‏اند و در آن جاودانه خواهند ماند، و ما بر هيچ كس جز به اندازه توانش تكليف نمى‏كنيم‏

وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ وَقَالُواْ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللّهُ لَقَدْ جَاءتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُواْ أَن تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۴۳﴾

فولادوند: و هر گونه كينه‏اى را از سينه‏هايشان مى‏زداييم از زير [قصرهاى]شان نهرها جارى است و مى‏گويند ستايش خدايى را كه ما را بدين [راه] هدايت نمود و اگر خدا ما را رهبرى نمى‏كرد ما خود هدايت نمى‏يافتيم در حقيقت فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند و به آنان ندا داده مى‏شود كه اين همان بهشتى است كه آن را به [پاداش] آنچه انجام مى‏داديد ميراث يافته‏ايد

مکارم: و آنچه در دلها از كينه و حسد دارند برمي كنيم (تا در صفا و صميميت با هم زندگي كنند) و از زير (قصرها و درختان) آنها نهرها جريان دارد و مي‏گويند سپاس مخصوص خداوندي است كه ما را به اين (همه نعمتها) رهنمون شد و اگر او ما را هدايت نكرده بود ما (به اينها) راه نمي‏يافتيم مسلما فرستادگان پروردگار ما حق مي‏گفتند، و (در اين هنگام) ندا داده مي‏شود كه اين بهشت را در برابر اعمالي كه انجام مي‏داديد به ارث برديد.

خرمشاهی: و از سينه‏هاى آنان هر كينه‏اى كه باشد مى‏زداييم، جويباران از فرودست آنان جارى است و گويند سپاس خداى را كه ما را به اينجا رهنمون شد و اگر خداوند راهبر نمى‏شد، هرگز راه نمى‏يافتيم، بى‏شك فرستادگان پروردگارمان به راستى و درستى آمدند، و ندا داده شود كه اينك اين بهشتى است كه به خاطر كار و كردارتان به شما رسيده است‏

وَنَادَى أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قَالُواْ نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَن لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ﴿۴۴﴾

فولادوند: و بهشتيان دوزخيان را آواز مى‏دهند كه ما آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود رست‏يافتيم آيا شما [نيز] آنچه را پروردگارتان وعده كرده بود راست و درست‏يافتيد مى‏گويند آرى پس آوازدهنده‏اى ميان آنان آواز درمى‏دهد كه لعنت‏خدا بر ستمكاران باد

مکارم: و بهشتيان به دوزخيان صدا ميزنند كه ما آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود همه را حق يافتيم، آيا شما هم آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود حق يافتيد؟! در اين هنگام ندا دهنده‏اي در ميان آنها ندا مي‏دهد كه لعنت خدا بر ستمگران باد!

خرمشاهی: و بهشتيان دوزخيان را ندا دهند كه ما وعده پروردگارمان را راست و درست يافتيم، آيا شما هم آنچه پروردگارتان وعده داده بود راست و درست يافتيد؟ گويند آرى، آنگاه آوازدهنده‏اى در ميان آنان آواز در دهد كه لعنت الهى بر ستمگران باد

الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُم بِالآخِرَةِ كَافِرُونَ ﴿۴۵﴾

فولادوند: همانان كه [مردم را] از راه خدا باز مى‏دارند و آن را كج مى‏خواهند و آنها آخرت را منكرند

مکارم: همانها كه (مردم را) از راه خدا باز مي‏دارند و (با القاي شبهات) مي‏خواهند آنرا كج و معوج نشان دهند و آنان به آخرت كافر هست

خرمشاهی: كسانى كه از راه خدا باز مى‏دارند و آن را ناهموار و ناهنجار مى‏شمارند و منكر آخرت هستند

وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْاْ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ ﴿۴۶﴾

فولادوند: و ميان آن دو [گروه] حايلى است و بر اعراف مردانى هستند كه هر يك [از آن دو دسته] را از سيمايشان مى‏شناسند و بهشتيان را كه هنوز وارد آن نشده و[لى] [بدان] اميد دارند آواز مى‏دهند كه سلام بر شما

مکارم: و در ميان آندو (بهشتيان و دوزخيان) حجابي قرار دارد و بر «اعراف» مرداني هستند كه هر يك از آندو را از سيمايشان مي‏شناسند و به بهشتيان صدا مي‏زنند كه درود بر شما باد، اما داخل بهشت نمي‏شوند در حالي كه اميد آن را دارند.

خرمشاهی: و بين آنان حايلى است و بر روى اعراف [ بلنديها] مردانى هستند كه همگان را به سيمايشان مى‏شناسند، و بهشتيان را ندا دهند كه سلام بر شما باد، اينان هنوز وارد آن [بهشت‏] نشده‏اند، اما اميد مى‏برند

وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاء أَصْحَابِ النَّارِ قَالُواْ رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿۴۷﴾

فولادوند: و چون چشمانشان به سوى دوزخيان گردانيده شود مى‏گويند پروردگارا ما را در زمره گروه ستمكاران قرار مده

مکارم: و هنگامي كه چشمشان به دوزخيان مي‏افتد مي‏گويند: پروردگارا ما را با جمعيت ستمگران قرار مده!

خرمشاهی: و چون چشمان آنان به جانب دوزخيان افتد گويند پروردگارا ما را در زمره [اين‏] قوم ستمكار مياور

وَنَادَى أَصْحَابُ الأَعْرَافِ رِجَالًا يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيمَاهُمْ قَالُواْ مَا أَغْنَى عَنكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ ﴿۴۸﴾

فولادوند: و اهل ا عراف مردانى را كه آنان را از سيمايشان مى‏شناسند ندا مى دهند [و] مى‏گويند جمعيت‏شما و آن [همه] گردنكشى كه مى‏كرديد به حال شما سودى نداشت

مکارم: و اصحاب اعراف مرداني (از دوزخيان را) كه از سيمايشان آنها را مي‏شناسند صدا مي‏زنند و مي‏گويند ديديد كه گردآوري شما (از مال و ثروت و زن و فرزند) و تكبرهاي شما به حالتان سودي نداد؟!

خرمشاهی: و اهل اعراف مردانى را كه به نشانه‏هايشان مى‏شناسند ندا دهند و گويند مال‏اندوزى شما و تكبر ورزيدنتان به كارتان نيامد

أَهَؤُلاء الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لاَ يَنَالُهُمُ اللّهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ لاَ خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَنتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿۴۹﴾

فولادوند: آيا اينان همان كسان نبودند كه سوگند ياد مى‏كرديد كه خدا آنان را به رحمتى نخواهد رسانيد [اينك] به بهشت درآييد نه بيمى بر شماست و نه اندوهگين مى‏شويد

مکارم: آيا اينها (اين واماندگاني كه بر اعراف هستند) همانها نيستند كه سوگند ياد كرديد رحمت خدا هرگز شامل حالشان نخواهد شد (ولي به خاطر ايمان و بعضي اعمال خيرشان خداوند آنها را مشمول رحمت خود ساخت هم اكنون به آنها گفته مي‏شود) داخل بهشت شويد كه نه ترسي داريد و نه غمناك مي‏شويد.

خرمشاهی: آيا هم اينان بودند كه شما سوگند ياد مى‏كرديد كه خداوند مشمول رحمت خود قرارشان نمى‏دهد؟ [و خطاب به آنان گويند] وارد بهشت شويد، نه بيمى بر شماست و نه اندوهگين شويد

وَنَادَى أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُواْ عَلَيْنَا مِنَ الْمَاء أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْكَافِرِينَ ﴿۵۰﴾

فولادوند: و دوزخيان بهشتيان را آواز مى‏دهند كه از آن آب يا از آنچه خدا روزى شما كرده بر ما فرو ريزيد مى‏گويند خدا آنها را بر كافران حرام كرده است

مکارم: و دوزخيان، بهشتيان را صدا مي‏زنند كه (محبت كنيد) و مقداري آب يا از آنچه خدا به شما روزي داده به ما ببخشيد، آنها (در پاسخ) مي‏گويند خداوند اينها را بر كافران تحريم كرده است.

خرمشاهی: و دوزخيان بهشتيان را ندا دهند كه از آب يا آنچه خداوند بهره‏مندتان ساخته است به ما ببخشيد، گويند خداوند اينها را بر كافران حرام گردانده است‏

الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ نَنسَاهُمْ كَمَا نَسُواْ لِقَاء يَوْمِهِمْ هَذَا وَمَا كَانُواْ بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ ﴿۵۱﴾

فولادوند: همانان كه دين خود را سرگرمى و بازى پنداشتند و زندگى دنيا مغرورشان كرد پس همان گونه كه آنان ديدار امروز خود را از ياد بردند و آيات ما را انكار مى‏كردند ما [هم] امروز آنان را از ياد مى‏بريم

مکارم: همانها كه دين و آئين خود را سرگرمي و بازيچه گرفتند و زندگي دنيا آنها را مغرور ساخت امروز ما آنها را فراموش مي‏كنيم چون لقاي چنين روزي را فراموش كردند، و آيات ما را انكار نمودند.

خرمشاهی: كسانى كه دينشان را به بازيچه گرفتند و زندگانى دنيا فريبشان داد، امروز آنان را فراموش مى‏كنيم چرا كه ديدار چنين روزشان را فراموش كردند و آيات ما را انكار مى‏كردند

وَلَقَدْ جِئْنَاهُم بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿۵۲﴾

فولادوند: و در حقيقت ما براى آنان كتابى آورديم كه آن را از روى دانش روشن و شيوايش ساخته‏ايم و براى گروهى كه ايمان مى‏آورند هدايت و رحمتى است

مکارم: ما كتابي براي آنها آورديم كه با آگاهي (اسرار و رموز) آنرا شرح داديم (كتابي) كه مايه هدايت و رحمت براي جمعيتي است كه ايمان مي‏آورند.

خرمشاهی: و به راستى كه براى آنان كتابى آورده‏ايم كه از روى علم، روشن و شيوايش ساخته‏ايم، و رهنمود و رحمتى است براى اهل ايمان‏

هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاء فَيَشْفَعُواْ لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ﴿۵۳﴾

فولادوند: آيا [آنان] جز در انتظار تاويل آنند روزى كه تاويلش فرا رسد كسانى كه آن را پيش از آن به فراموشى سپرده‏اند مى‏گويند حقا فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند پس آيا [امروز] ما را شفاعتگرانى هست كه براى ما شفاعت كنند يا [ممكن است به دنيا] بازگردانيده شويم تا غير از آنچه انجام مى‏داديم انجام دهيم به راستى كه [آنان] به خويشتن زيان زدند و آنچه را به دروغ مى‏ساختند از كف دادند

مکارم: آيا آنها انتظار دارند سرانجام تهديدهاي الهي را مشاهده كنند؟ آنروز كه اين امر انجام گيرد (كار از كار گذشته و بيداري سودي نخواهد داشت و) آنها كه آنرا قبلا فراموش كرده بودند مي‏گويند فرستادگان پروردگار ما به حق آمدند، آيا (امروز) شفيعاني براي ما وجود دارند كه براي ما شفاعت كنند؟ يا (امكان دارد) باز گرديم و اعمالي غير از آنچه انجام داديم انجام دهيم؟! (ولي) آنها سرمايه وجود خود را از دست دادند و معبودهائي را كه به دروغ ساخته بودند همگي از نظرشان گم مي‏شوند (نه راه بازگشتي دارند و نه شفيعاني).

خرمشاهی: فقط منتظر سرانجام آن هستند، روزى كه سرانجام آن درآيد، كسانى كه پيشتر آن را فراموش كرده بودند، گويند بى‏شك فرستادگان پروردگارمان حق و حقيقت را آوردند آيا شفيعانى داريم كه براى ما شفاعت كنند يا [به دنيا] بازگردانده شويم و [اين بار] كارى جز آنچه مى‏كرديم در پيش بگيريم؟ به راستى كه به خود زيان زدند و بر ساخته‏هايشان نابود گرديد

إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿۵۴﴾

فولادوند: در حقيقت پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر عرش [جهاندارى] استيلا يافت روز را به شب كه شتابان آن را مى طلبد مى‏پوشاند و [نيز] خورشيد و ماه و ستارگان را كه به فرمان او رام شده‏اند [پديد آورد] آگاه باش كه [عالم] خلق و امر از آن اوست فرخنده خدايى است پروردگار جهانيان

مکارم: پروردگار شما خداوندي است كه آسمانها و زمين را در شش روز (شش دوران) آفريد، سپس به تدبير جهان هستي پرداخت، با (پرده تاريك) شب، روز را مي‏پوشاند و شب به دنبال روز به سرعت در حركت است، و خورشيد و ماه و ستارگان را آفريد در حالي كه مسخر فرمان او هستند، آگاه باشيد كه آفرينش و تدبير (جهان) براي او (و به فرمان او) است. پر بركت (و زوالناپذير) است خداوندي كه پروردگار جهانيان است.

خرمشاهی: همانا پروردگار شما كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد، سپس [ملكوتش كامل شد و] بر عرش استيلاء يافت، شب را به روز [و روز را به شب‏] -كه آن را شتابان مى‏جويدمى‏پوشاند، و خورشيد و ماه و ستارگان را [آفريد] كه رام شده فرمان اويند، بدانيد كه خلق و امر او راست، بزرگا خداوندا كه پروردگار جهانيان است‏

ادْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ﴿۵۵﴾

فولادوند: پروردگار خود را به زارى و نهانى بخوانيد كه او از حدگذرندگان را دوست نمى‏دارد

مکارم: پروردگار خود را از روي تضرع و در پنهاني بخوانيد (و از تجاوز دست برداريد كه) او متجاوزان را دوست نميدارد.

خرمشاهی: پروردگارتان را به زارى و پنهانى بخوانيد، كه او از حد درگذرندگان را دوست ندارد

وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِيبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِينَ ﴿۵۶﴾

فولادوند: و در زمين پس از اصلاح آن فساد مكنيد و با بيم و اميد او را بخوانيد كه رحمت‏خدا به نيكوكاران نزديك است

مکارم: و در زمين فساد مكنيد بعد از آنكه اصلاح شده است، و او را با بيم و اميد بخوانيد (بيم از مسئوليتها و اميد به رحمتش، و نيكي كنيد) زيرا رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است.

خرمشاهی: و در اين سرزمين پس از آنكه به صلاح آمده است، فتنه و فساد مكنيد، و او را با بيم و اميد بخوانيد كه رحمت الهى به نيكوكاران نزديك است

وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالًا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَنزَلْنَا بِهِ الْمَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ كَذَلِكَ نُخْرِجُ الْموْتَى لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿۵۷﴾

فولادوند: و اوست كه بادها را پيشاپيش [باران] رحمتش مژده‏رسان مى‏فرستد تا آن گاه كه ابرهاى گرانبار را بردارند آن را به سوى سرزمينى مرده برانيم و از آن باران فرود آوريم و از هر گونه ميوه‏اى [از خاك] برآوريم بدينسان مردگان را [نيز از قبرها] خارج مى‏سازيم باشد كه شما متذكر شويد

مکارم: او كسي است كه بادها را پيشاپيش (باران) رحمتش ميفرستد تا زماني كه ابرهاي سنگين بار را (بر دوش خود) حمل كنند در اين هنگام آنها را به سوي سرزمينهاي مرده ميفرستيم و به وسيله آن آب (حياتبخش) نازل ميكنيم و با آن از هر گونه ميوهاي (از خاك تيره) بيرون مي‏آوريم، و اينگونه (كه زمينهاي مرده را زنده كرديم) مردگان را (نيز در قيامت) زنده ميكنيم تا متذكر شويد.

خرمشاهی: و او كسى است كه بادها را پيشاپيش رحمتش [باران‏] مژده بخش مى‏فرستد، تا آنكه ابرهاى گرانبار را [همراه‏] بردارد و آن را به سوى زمين بايرى برانيم و از آن آب [باران‏] فرو فرستيم و به آن هر ميوه‏اى برآوريم، مردگان را نيز بدين‏سان برانگيزانيم، باشد كه پند گيريد

وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لاَ يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِدًا كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ ﴿۵۸﴾

فولادوند: و زمين پاك [و آماده] گياهش به اذن پروردگارش برمى‏آيد و آن [زمينى] كه ناپاك [و نامناسب] است [گياهش] جز اندك و بى‏فايده برنمى‏آيد اين گونه آيات [خود] را براى گروهى كه شكر مى‏گزارند گونه‏گون بيان مى‏كنيم

مکارم: و سرزمين پاكيزه (و شيرين) گياهش به فرمان پروردگار ميرويد اما سرزمينهاي بدطينت (و شورهزار) جز گياه ناچيز و بيارزش از آن نميرويد، اينگونه، آيات را براي آنها كه شكرگزارند بيان ميكنيم.

خرمشاهی: و زمين پاك گياهش به اذن پروردگارش مى‏رويد و آنچه پليد است جز [حاصلى‏] ناچيز برنياورد، بدين‏سان آيات [خود] را براى سپاسگزاران گونه‏گون بيان مى‏داريم‏

لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿۵۹﴾

فولادوند: همانا نوح را به سوى قومش فرستاديم پس گفت اى قوم من خدا را بپرستيد كه براى شما معبودى جز او نيست من از عذاب روزى سترگ بر شما بيمناكم

مکارم: ما نوح را به سوي قومش فرستاديم، او به آنها گفت: اي قوم من (تنها) خداوند يگانه را پرستش كنيد كه معبودي جز او براي شما نيست (و اگر غير اين كنيد) من بر شما از عذاب روز بزرگي ميترسم.

خرمشاهی: به راستى كه نوح را به سوى قومش فرستاديم پس آنگاه گفت اى قوم من خداوند را كه خدايى جز او نداريد بپرستيد، كه من بر شما از عذاب روزى سترگ مى‏ترسم‏

قَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ ﴿۶۰﴾

فولادوند: سران قومش گفتند واقعا ما تو را در گمراهى آشكارى مى‏بينيم

مکارم: (ولي) اشراف قومش به او گفتند: ما تو را در گمراهي آشكاري مي‏بينيم!

خرمشاهی: بزرگان قومش گفتند ما تو را در گمراهى آشكار مى‏بينيم‏

قَالَ يَا قَوْمِ لَيْسَ بِي ضَلاَلَةٌ وَلَكِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۶۱﴾

فولادوند: گفت اى قوم من هيچ گونه گمراهى در من نيست بلكه من فرستاده‏اى از جانب پروردگار جهانيانم

مکارم: گفت: اي قوم من! هيچگونه گمراهي در من نيست، ولي من فرستاده پروردگار جهانيانم

خرمشاهی: گفت اى قوم من، در من هيچ‏گونه گمراهى نيست، بلكه من پيامبرى از سوى پروردگار جهانيان هستم‏

أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاَتِ رَبِّي وَأَنصَحُ لَكُمْ وَأَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿۶۲﴾

فولادوند: پيامهاى پروردگارم را به شما مى‏رسانم و اندرزتان مى‏دهم و چيزهايى از خدا مى‏دانم كه [شما] نمى‏دانيد

مکارم: رسالتهاي پروردگارم را به شما ابلاغ ميكنم و خيرخواه شما هست چيزهائي ميدانم كه شما نمي‏دانيد.

خرمشاهی: كه پيامهاى پروردگارم را به شما برسانم و خير و صلاح شما را بجويم، و من از جانب خداوند چيزهايى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد

أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءكُمْ ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ وَلِتَتَّقُواْ وَلَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿۶۳﴾

فولادوند: آيا تعجب كرديد كه بر مردى از خودتان پندى از جانب پروردگارتان براى شما آمده تا شما را بيم دهد و تا شما پرهيزگارى كنيد و باشد كه مورد رحمت قرار گيريد

مکارم: آيا تعجب كرده‏ايد كه دستور آگاه كننده پروردگارتان به وسيله مردي از ميان شما به شما برسد تا (از عواقب اعمال خلاف) بيمتان دهد، و (در پرتو اين دستور) پرهيزگاري پيشه كنيد شايد مشمول رحمت (الهي) گرديد.

خرمشاهی: آيا تعجب كرده‏ايد كه از سوى پروردگارتان پندى بر مردى از قوم خودتان براى شما نازل شده باشد تا شما را هشدار دهد و پروا و پرهيز پيشه كنيد، و باشد كه مشمول رحمت او شويد

فَكَذَّبُوهُ فَأَنجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا إِنَّهُمْ كَانُواْ قَوْمًا عَمِينَ ﴿۶۴﴾

فولادوند: پس او را تكذيب كردند و ما او و كسانى را كه با وى در كشتى بودند نجات داديم و كسانى را كه آيات ما را دروغ پنداشتند غرق كرديم زيرا آنان گروهى كور[دل] بودند

مکارم: اما سرانجام او را تكذيب كردند و ما او و كساني را كه با وي در كشتي بودند رهائي بخشيديم و آنها كه آيات ما را تكذيب كردند غرق نموديم چه اينكه آنها جمعيتي نابينا (و كور دل) بودند.

خرمشاهی: آنگاه او را دروغگو انگاشتند و ما او و كسانى را كه در كشتى همراهش بودند نجات داديم و دروغ‏انگاران آيات خود را غرق كرديم كه قومى كوردل بودند

وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلاَ تَتَّقُونَ ﴿۶۵﴾

فولادوند: و به سوى عاد برادرشان هود را [فرستاديم] گفت اى قوم من خدا را بپرستيد كه براى شما معبودى جز او نيست پس آيا پرهيزگارى نمى‏كنيد

مکارم: و به سوي قوم عاد برادرشان هود را فرستاديم، گفت اي قوم من! (تنها) خدا را پرستش كنيد كه جز او معبودي براي شما نيست، آيا پرهيزگاري پيشه نميكنيد؟!

خرمشاهی: و به سوى قوم عاد برادرشان هود را [فرستاديم‏]، گفت اى قوم من خداوند را كه خدايى جز او نداريد بپرستيد، آيا پروا نمى‏كنيد؟

قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي سَفَاهَةٍ وِإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿۶۶﴾

فولادوند: سران قومش كه كافر بودند گفتند در حقيقت ما تو را در [نوعى] سفاهت مى‏بينيم و جدا تو را از دروغگويان مى‏پنداريم

مکارم: اشراف كافر قوم او گفتند ما تو را در سفاهت (و ناداني و سبك مغزي) مي‏بينيم و ما مسلما تو را از دروغگويان ميدانيم.

خرمشاهی: بزرگان قومش كه كفر ورزيده بودند گفتند ما تو را دچار بى‏خردى مى‏بينيم و ما تو را از دروغگويان مى‏دانيم‏

قَالَ يَا قَوْمِ لَيْسَ بِي سَفَاهَةٌ وَلَكِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۶۷﴾

فولادوند: گفت اى قوم من در من سفاهتى نيست ولى من فرستاده‏اى از جانب پروردگار جهانيانم

مکارم: گفت: اي قوم من! هيچگونه سفاهتي در من نيست، ولي فرستادهاي از طرف پروردگار جهانيانم.

خرمشاهی: گفت اى قوم من در من هيچ‏گونه بى‏خردى نيست بلكه من پيامبرى از سوى پروردگار جهانيان هستم‏

أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنَاْ لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ ﴿۶۸﴾

فولادوند: پيامهاى پروردگارم را به شما مى‏رسانم و براى شما خير خواهى امينم

مکارم: رسالتهاي پروردگارم را به شما ابلاغ ميكنم و من خيرخواه اميني براي شما هستم.

خرمشاهی: كه پيامهاى پروردگارم را به شما مى‏رسانم و من براى شما خيرخواهى امينم‏

أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءكُمْ ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ وَاذكُرُواْ إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاء مِن بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَسْطَةً فَاذْكُرُواْ آلاء اللّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿۶۹﴾

فولادوند: آيا تعجب كرديد كه بر مردى از خودتان پندى از جانب پروردگارتان براى شما آمده تا شما را هشدار دهد و به خاطر آوريد زمانى را كه [خداوند] شما را پس از قوم نوح جانشينان [آنان] قرار داد و در خلقت بر قوت شما افزود پس نعمتهاى خدا را به ياد آوريد باشد كه رستگار شويد

مکارم: آيا تعجب كرده‏ايد كه دستور آگاه كننده پروردگارتان به وسيله مردي از ميان شما به شما برسد تا (از مجازات الهي) بيمتان دهد، و به ياد آوريد هنگامي شما را جانشينان قوم نوح قرار داد، و شما را از جهت خلقت گسترش داد (و به نيروي بدني قوي مجهز ساخت) پس نعمتهاي خدا را به ياد آوريد شايد رستگار شويد.

خرمشاهی: آيا تعجب كرده‏ايد كه از سوى پروردگارتان پندى بر مردم از قوم خودتان براى شما نازل شده باشد تا شما را هشدار دهد، و ياد كنيد كه شما را بعد از قوم نوح جانشين كرد و به شما توانايى بسيار بخشيد، پس نعمتهاى الهى را ياد كنيد، باشد كه رستگار شويد

قَالُواْ أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ اللّهَ وَحْدَهُ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿۷۰﴾

فولادوند: گفتند آيا به سوى ما آمده‏اى كه تنها خدا را بپرستيم و آنچه را كه پدرانمان مى پرستيدند رها كنيم اگر راست مى‏گويى آنچه را به ما وعده مى‏دهى براى ما بياور

مکارم: گفتند آيا به سراغ ما آمده‏اي كه تنها خداي يگانه را بپرستيم و آنچه را پدران ما مي‏پرستيدند رها كنيم، حال كه چنين است آنچه (از بلا و عذاب الهي) به ما وعده ميدهي بياور اگر راست ميگوئي

خرمشاهی: گفتند آيا به سراغ ما آمده‏اى تا فقط خدا را بپرستيم و آنچه پدرانمان مى‏پرستيدند رها كنيم؟ اگر راست مى‏گويى آنچه [از عذاب‏] به ما وعده مى‏دهى هم‏اكنون [بر سر ما] بياور

قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَآؤكُم مَّا نَزَّلَ اللّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ﴿۷۱﴾

فولادوند: گفت راستى كه عذاب و خشمى [سخت] از پروردگارتان بر شما مقرر گرديده است آيا در باره نامهايى كه خود و پدرانتان [براى بتها] نامگذارى كرده‏ايد و خدا بر [حقانيت] آنها برهانى فرو نفرستاده با من مجادله مى‏كنيد پس منتظر باشيد كه من [هم] با شما از منتظرانم

مکارم: گفت: پليدي و غضب پروردگار شما را فرا گرفته، آيا با من در مورد نامه‏ائي مجادله ميكنيد (كه به عنوان معبود و خدا) شما و پدرانتان (بر بتها) گذارده‏ايد، در حالي كه خداوند هيچ فرماني درباره آن نازل نكرده است، بنابراين شما منتظر باشيد من هم با شما انتظار ميكشم.

خرمشاهی: گفت به راستى كه عذاب و غضبى از جانب پروردگارتان بر شما مقرر گرديده است، آيا با من درباره نامهايى كه شما خودتان و پدرانتان نهاده‏ايد، و خداوند هيچ حجت و برهانى بر آن نازل نكرده است، مجادله مى‏كنيد؟ منتظر باشيد كه من هم همراه شما از منتظران خواهم بود

فَأَنجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَقَطَعْنَا دَابِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَمَا كَانُواْ مُؤْمِنِينَ ﴿۷۲﴾

فولادوند: پس او و كسانى را كه با او بودند به رحمتى از خود رهانيديم و كسانى را كه آيات ما را دروغ شمردند و مؤمن نبودند ريشه‏كن كرديم

مکارم: سرانجام او و كساني را كه با او بودند به رحمت خود نجات بخشيديم و ريشه كساني كه آيات ما را تكذيب كردند و ايمان نياوردند قطع كرديم.

خرمشاهی: آنگاه او و همراهان او را به رحمت خويش نجات داديم و ريشه دروغ‏انگاران آيات خود را بركنديم، و آنان مؤمن نبودند

وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوَءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿۷۳﴾

فولادوند: و به سوى [قوم] ثمود صالح برادرشان را [فرستاديم] گفت اى قوم من خدا را بپرستيد براى شما معبودى جز او نيست در حقيقت براى شما از جانب پروردگارتان دليلى آشكار آمده است اين ماده‏شتر خدا براى شماست كه پديده‏اى شگرف است پس آن را بگذاريد تا در زمين خدا بخورد و گزندى به او نرسانيد تا [مبادا] شما را عذابى دردناك فرو گيرد

مکارم: و به سوي (قوم) ثمود برادرشان صالح را فرستاديم گفت اي قوم من! خدا را بپرستيد كه جز او معبودي براي شما نيست، دليل روشني از طرف پروردگار براي شما آمده: اين «ناقه» الهي براي شما معجزه‏اي است، او را به حال خود واگذاريد كه در سرزمين خدا (از علفهاي بيابان) بخورد و آنرا آزار نرسانيد كه عذاب دردناكي شما را خواهد گرفت!

خرمشاهی: و به سوى قوم ثمود برادرشان صالح را [فرستاديم‏] [كه به آنان‏] گفت اى قوم من، خداوند را كه خدايى جز او نداريد بپرستيد، به راستى كه پديده‏اى از سوى پروردگارتان براى شما آمده است، اين شتر خداست كه معجزه‏اى براى شماست پس رهايش كنيد كه در زمين خدا [بچرد و هر چه خواست‏] بخورد و به او آسيبى نرسانيد كه عذابى دردناك گريبانگيرتان مى‏شود

وَاذْكُرُواْ إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاء مِن بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِي الأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُورًا وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتًا فَاذْكُرُواْ آلاء اللّهِ وَلاَ تَعْثَوْا فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ ﴿۷۴﴾

فولادوند: و به ياد آوريد هنگامى را كه شما را پس از [قوم] عاد جانشينان [آنان] گردانيد و در زمين به شما جاى [مناسب] داد در دشتهاى آن [براى خود] كاخهايى اختيار مى كرديد و از كوهها خانه‏هايى [زمستانى] مى‏تراشيديد پس نعمتهاى خدا را به ياد آوريد و در زمين سر به فساد برمداريد

مکارم: و بخاطر بياوريد كه شما را جانشينان قوم عاد قرار داد و در زمين مستقر ساخت، كه در دشتهايش قصرها براي خود بنا مي‏كنيد و در كوه‏ها براي خود خانه‏ها مي‏تراشيد، بنابراين نعمتهاي خدا را متذكر شويد و در زمين فساد نكنيد.

خرمشاهی: و ياد كنيد كه شما را پس از قوم عاد جانشين قرار داد و در اين سرزمين جاى داد كه در بخشهاى هموار و هامونش قصرهايى مى‏ساختيد و از كوهها براى خود خانه‏هايى مى‏تراشيديد، پس نعمتهاى الهى را ياد كنيد و در اين سرزمين فتنه و فساد برپا مكنيد

قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُواْ لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَالِحًا مُّرْسَلٌ مِّن رَّبِّهِ قَالُواْ إِنَّا بِمَا أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ ﴿۷۵﴾

فولادوند: سران قوم او كه استكبار مى‏ورزيدند به مستضعفانى كه ايمان آورده بودند گفتند آيا مى‏دانيد كه صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است گفتند بى‏ترديد ما به آنچه وى بدان رسالت ‏يافته است مؤمنيم

مکارم: (ولي) اشراف متكبر قوم او، به مستضعفاني كه ايمان آورده بودند گفتند آيا (راستي) شما يقين داريد صالح از طرف پروردگار خود فرستاده شده است ؟ آنها گفتند: ما به آنچه او بدان ماموريت يافته ايمان آورده‏ايم.

خرمشاهی: بزرگان قومش كه استكبار مى‏ورزيدند، به مؤمنان مستضعف مى‏گفتند آيا مطمئنيد كه صالح از سوى پروردگارش به پيامبرى فرستاده شده است؟ [ايشان در پاسخ‏] مى‏گفتند [آرى‏] ما به رسالت او مؤمن هستيم‏

قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ إِنَّا بِالَّذِيَ آمَنتُمْ بِهِ كَافِرُونَ ﴿۷۶﴾

فولادوند: كسانى كه استكبار مى‏ورزيدند گفتند ما به آنچه شما بدان ايمان آورده‏ايد كافريم

مکارم: متكبران گفتند (ولي) ما به آنچه شما به آن ايمان آورده‏ايد كافريم!

خرمشاهی: استكبارپيشگان مى‏گفتند ما به آنچه شما ايمان داريد، اعتقادى نداريم‏

فَعَقَرُواْ النَّاقَةَ وَعَتَوْاْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَقَالُواْ يَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۷۷﴾

فولادوند: پس آن ماده‏شتر را پى كردند و از فرمان پروردگار خود سرپيچيدند و گفتند اى صالح اگر از پيامبرانى آنچه را به ما وعده مى‏دهى براى ما بياور

مکارم: سپس «ناقه» را پي كردند و از فرمان پروردگارشان سرپيچيدند و گفتند اي صالح اگر تو از فرستادگان (خدا) هستي آنچه ما را با آن تهديد مي‏كني بياور!

خرمشاهی: آنگاه شتر را پى كردند و از فرمان پروردگارشان سر پيچيدند و گفتند اى صالح اگر از پيامبرانى آنچه از عذاب به ما وعده مى‏دهى [بر سر ما] بياور

فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ ﴿۷۸﴾

فولادوند: آنگاه زمين‏لرزه آنان را فرو گرفت و در خانه هايشان از پا درآمدند

مکارم: سرانجام زمين لرزه آنها را فرا گرفت و صبحگاهان (تنها) جسم بيجانشان در خانه‏هاشان باقي مانده بود!

خرمشاهی: آنگاه زلزله ايشان را فرو گرفت و در خانه‏شان از پا درآمدند

فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِن لاَّ تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ ﴿۷۹﴾

فولادوند: پس [صالح] از ايشان روى برتافت و گفت اى قوم من به راستى من پيام پروردگارم را به شما رساندم و خير شما را خواستم ولى شما [خيرخواهان و نصيحتگران] را دوست نمى‏داريد

مکارم: (صالح) از آنها روي برتافت و گفت اي قوم! من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ كردم و شرط خيرخواهي را انجام دادم ولي (چكنم) كه شما خيرخواهان را دوست نداريد.

خرمشاهی: [صالح‏] از آنان رويگردان شد و گفت اى قوم من، به راستى كه پيام پروردگارم را به شما رساندم و خير شما را خواستم، ولى شما خيرخواهان [و اندرزگويان‏] را دوست نداريد

وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِينَ ﴿۸۰﴾

فولادوند: و لوط را [فرستاديم] هنگامى كه به قوم خود گفت آيا آن كار زشت[ى] را مرتكب مى‏شويد كه هيچ كس از جهانيان در آن بر شما پيشى نگرفته است

مکارم: و (به خاطر بياوريد) لوط را هنگامي كه به قوم خود گفت آيا عمل شنيعي انجام مي‏دهيد كه‏ احدي از جهانيان پيش از شما انجام نداده است؟!

خرمشاهی: و لوط را [به پيامبرى فرستاديم‏] كه به قومش مى‏گفت آيا عمل ناشايستى را كه پيش از شما هيچ‏كس از جهانيان مرتكب نشده است، مرتكب مى‏شويد؟

إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ ﴿۸۱﴾

فولادوند: شما از روى شهوت به جاى زنان با مردان درمى‏آميزيد آرى شما گروهى تجاوزكاريد

مکارم: آيا شما از روي شهوت به سراغ مردان مي‏رويد، نه زنان ؟ شما جمعيت تجاوزكاري هستيد!

خرمشاهی: شما از روى شهوت، با مردان، به جاى زنان مى‏آميزيد، آرى شما قومى تجاوزكار هستيد

وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَن قَالُواْ أَخْرِجُوهُم مِّن قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ ﴿۸۲﴾

فولادوند: ولى پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند آنان را از شهرتان بيرون كنيد زيرا آنان كسانى‏اند كه به پاكى تظاهر مى‏كنند

مکارم: ولي پاسخ قومش چيزي جز اين نبود كه گفتند اينها را از شهر و آبادي خود بيرون كنيد كه اينها افراد متظاهري هستند!

خرمشاهی: و پاسخ قوم او جز اين نبود كه مى‏گفتند آنان را از شهرتان برانيد كه مردمانى منزه‏طلب هستند

فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ ﴿۸۳﴾

فولادوند: پس او و خانواده‏اش را غير از زنش كه از زمره باقيماندگان [در خاكستر مواد گوگردى] بود نجات داديم

مکارم: (چون كار به اينجا رسيد) ما او و خاندانش را رهائي بخشيديم جز همسرش كه با بازماندگان (در شهر) بود.

خرمشاهی: آنگاه او و خانواده‏اش را نجات داديم، مگر زنش را كه از واپس ماندگان بود

وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ ﴿۸۴﴾

فولادوند: و بر سر آنان بارشى [از مواد گوگردى] بارانيديم پس ببين فرجام گنهكاران چسان بود

مکارم: و (سپس چنان) باراني بر آنها فرستاديم (باراني از سنگ كه آنها را نابود ساخت) اكنون بنگر سرانجام كار مجرمان به كجا كشيد.

خرمشاهی: و بر آنان بارانى [از سنگ‏] بارانديم، بنگر كه سرانجام گناهكاران چگونه بود

وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۸۵﴾

فولادوند: و به سوى [مردم] مدين برادرشان شعيب را [فرستاديم] گفت اى قوم من خدا را بپرستيد كه براى شما هيچ معبودى جز او نيست در حقيقت‏شما را از جانب پروردگارتان برهانى روشن آمده است پس پيمانه و ترازو را تمام نهيد و اموال مردم را كم مدهيد و در زمين پس از اصلاح آن فساد مكنيد اين [رهنمودها] اگر مؤمنيد براى شما بهتر است

مکارم: و به سوي مدين برادرشان شعيب را فرستاديم گفت اي قوم من خدا را بپرستيد كه جز او معبودي نداريد، دليل روشني از طرف پروردگارتان براي شما آمده است، بنابراين حق پيمانه و وزن را ادا كنيد و از اموال مردم چيزي نكاهيد و در روي زمين بعد از آنكه (در پرتو ايمان و دعوت انبياء) اصلاح شده است فساد نكنيد، اين براي شما بهتر است اگر با ايمان هستيد.

خرمشاهی: و به سوى [قوم‏] مدين برادرشان شعيب را [فرستاديم‏] كه گفت اى قوم من خداوند را كه خدايى جز او نداريد بپرستيد، به راستى كه حكم روشنى از سوى پروردگارتان براى شما آمده است، پس پيمانه و ترازو را درست بداريد [و تمام بدهيد] و به مردم اجناسشان را كم ندهيد، و در اين سرزمين پس از آنكه به صلاح آمده است، فتنه و فساد نكنيد كه اگر مؤمن باشيد اين برايتان بهتر است‏

وَلاَ تَقْعُدُواْ بِكُلِّ صِرَاطٍ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَتَبْغُونَهَا عِوَجًا وَاذْكُرُواْ إِذْ كُنتُمْ قَلِيلًا فَكَثَّرَكُمْ وَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ ﴿۸۶﴾

فولادوند: و بر سر هر راهى منشينيد كه [مردم را] بترسانيد و كسى را كه ايمان به خدا آورده از راه خدا باز داريد و راه او را كج بخواهيد و به ياد آوريد هنگامى را كه اندك بوديد پس شما را بسيار گردانيد و بنگريد كه فرجام فسادكاران چگونه بوده است

مکارم: و بر سر هر راه ننشينيد كه (مردم با ايمان را) تهديد كنيد و مومنان را از راه خدا باز داريد و (با القاي شبهات) آنرا كج و معوج نشان دهيد و به خاطر بياوريد زماني را كه افراد كمي بوديد و او شما را فزوني داد و بنگريد چگونه سرانجام مفسدان بود.

خرمشاهی: بر سر هر راهى [به كمين مردم‏] منشينيد كه [مردم را] بترسانيد، و هركسى را كه ايمان دارد از راه خدا بازداريد و آن را ناهموار و ناهنجار مشماريد، و ياد كنيد كه زمانى اندكشمار بوديد و او افزونتان كرد، و بنگريد كه سرانجام اهل فساد چگونه بود

وَإِن كَانَ طَآئِفَةٌ مِّنكُمْ آمَنُواْ بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَآئِفَةٌ لَّمْ يْؤْمِنُواْ فَاصْبِرُواْ حَتَّى يَحْكُمَ اللّهُ بَيْنَنَا وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ ﴿۸۷﴾

فولادوند: و اگر گروهى از شما به آنچه من بدان فرستاده شده‏ام ايمان آورده و گروه ديگر ايمان نياورده‏اند صبر كنيد تا خدا ميان ما داورى كند [كه] او بهترين داوران است

مکارم: و اگر طايفه‏اي از شما به آنچه من فرستاده شده‏ام ايمان آورده‏اند و طايفه‏اي ايمان نياورده‏اند صبر كنيد تا خداوند ميان ما داوري كند كه او بهترين داوران است.

خرمشاهی: و اگر گروهى از شما به پيام من ايمان آوردند و گروهى ايمان نياوردند صبر كنيد كه خداوند در ميان ما داورى كند و او بهترين داوران است‏

قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يَا شُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَكَ مِن قَرْيَتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا قَالَ أَوَلَوْ كُنَّا كَارِهِينَ ﴿۸۸﴾

فولادوند: سران قومش كه تكبر مى‏ورزيدند گفتند اى شعيب يا تو و كسانى را كه با تو ايمان آورده‏اند از شهر خودمان بيرون خواهيم كرد يا به كيش ما برگرديد گفت آيا هر چند كراهت داشته باشيم

مکارم: اشراف زورمند و متكبر از قوم او گفتند: اي شعيب سوگند ياد مي‏كنيم كه تو و كساني را كه به تو ايمان آورده‏اند از شهر و آبادي خود بيرون خواهيم كرد يا به آئين ما باز گرديد، گفتند: آيا (مي خواهيد ما را بازگردانيد) اگر چه مايل نباشيم؟!

خرمشاهی: بزرگان قوم او كه استكبار ورزيده بودند گفتند اى شعيب تو و كسانى را كه همراه تو ايمان آورده‏اند از شهرمان بيرون مى‏كنيم مگر آنكه به آيين ما بازمى‏گرديد، گفت حتى اگر دلمان نخواهد؟

قَدِ افْتَرَيْنَا عَلَى اللّهِ كَذِبًا إِنْ عُدْنَا فِي مِلَّتِكُم بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللّهُ مِنْهَا وَمَا يَكُونُ لَنَا أَن نَّعُودَ فِيهَا إِلاَّ أَن يَشَاءَ اللّهُ رَبُّنَا وَسِعَ رَبُّنَا كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا عَلَى اللّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ ﴿۸۹﴾

فولادوند: اگر بعد از آنكه خدا ما را از آن نجات بخشيده [باز] به كيش شما برگرديم در حقيقت به خدا دروغ بسته‏ايم و ما را سزاوار نيست كه به آن بازگرديم مگر آنكه خدا پروردگار ما بخواهد [كه] پروردگار ما از نظر دانش بر هر چيزى احاطه دارد بر خدا توكل كرده‏ايم بار پروردگارا ميان ما و قوم ما به حق داورى كن كه تو بهترين داورانى

مکارم: اگر ما به آئين شما بازگرديم، بعد از آنكه خدا ما را از آن نجات بخشيده، به خدا دروغ بستهايم، و شايسته نيست كه ما به آن بازگرديم مگر اينكه خدائي كه پروردگار ماست بخواهد، علم پروردگار ما به همه چيز احاطه دارد، تنها بر خدا توكل كرده‏ايم، پروردگارا ميان ما و قوم ما به حق داوري كن كه تو بهترين داوراني.

خرمشاهی: اگر به آيين شما -پس از آنكه خداوند از آن نجاتمان داده استبازگرديم، به راستى كه بر خداوند دروغ بسته‏ايم، و ما را نسزد كه به آن بازگرديم، مگر آنكه خدا، پروردگارمان بخواهد، كه علم او همه چيز را فراگير است، بر خدا توكل كرديم، پروردگارا بين ما و قوممان به حق داورى كن كه تو بهترين داورانى‏

وَقَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْبًا إِنَّكُمْ إِذًا لَّخَاسِرُونَ ﴿۹۰﴾

فولادوند: و سران قومش كه كافر بودند گفتند اگر از شعيب پيروى كنيد در اين صورت قطعا زيانكاريد

مکارم: اشراف زورمندي كه‏از قوم او كافر شده بودند گفتند: اگر از شعيب پيروي كنيد زيان خواهيد كرد.

خرمشاهی: و بزرگان قومش كه كفرورزيده بودند، گفتند اگر از شعيب پيروى كنيد، در آن صورت زيانكار خواهيد بود

فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ ﴿۹۱﴾

فولادوند: پس زمين‏لرزه آنان را فرو گرفت و در خانه‏هايشان از پا درآمدند

مکارم: سپس زمينلرزه آنها را فرو گرفت و صبحگاهان به صورت اجساد بيجاني در خانه‏هاشان مانده بودند.

خرمشاهی: آنگاه زلزله آنان را فروگرفت و در خانه‏شان از پا درآمدند

الَّذِينَ كَذَّبُواْ شُعَيْبًا كَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا الَّذِينَ كَذَّبُواْ شُعَيْبًا كَانُواْ هُمُ الْخَاسِرِينَ ﴿۹۲﴾

فولادوند: كسانى كه شعيب را تكذيب كرده بودند گويى خود در آن [ديار] سكونت نداشتند كسانى كه شعيب را تكذيب كرده بودند خود همان زيانكاران بودند

مکارم: آنها كه شعيب را تكذيب كردند (آنچنان نابود شدند كه) گويا هرگز در آن (خانه‏ها) سكني نداشتند، آنها كه شعيب را تكذيب كردند آنها زيانكار بودند.

خرمشاهی: گويى دروغگوانگاران شعيب، هرگز در آن [سرزمين‏] نبوده‏اند، دروغگوانگاران شعيب زيانكار بوده‏اند

فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالاَتِ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ فَكَيْفَ آسَى عَلَى قَوْمٍ كَافِرِينَ ﴿۹۳﴾

فولادوند: پس [شعيب] از ايشان روى برتافت و گفت اى قوم من به راستى كه پيامهاى پروردگارم را به شما رسانيدم و پندتان دادم ديگر چگونه بر گروهى كه كافرند دريغ بخورم

مکارم: سپس از آنها روي برتافت و گفت من رسالات پروردگارم را به شما ابلاغ كردم و خيرخواهي نمودم، با اين حال چگونه بر حال قوم بيايمان تاسف بخورم؟!

خرمشاهی: آنگاه [شعيب‏] از آنان رويگردان شد و گفت اى قوم من، به راستى كه پيامهاى پروردگارم را به شما رساندم و خير شما را خواستم، پس چگونه بر قوم كافر دريغ بخورم‏

وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّبِيٍّ إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ ﴿۹۴﴾

فولادوند: و در هيچ شهرى پيامبرى نفرستاديم مگر آنكه مردمش را به سختى و رنج دچار كرديم تا مگر به زارى درآيند

مکارم: ما در هيچ شهر و آبادي پيامبري نفرستاديم مگر اينكه اهل آنرا به ناراحتيها و خسارتها گرفتار ساختيم شايد (بخود آيند و به سوي خدا) بازگردند.

خرمشاهی: و هيچ پيامبرى به هيچ شهرى نفرستاديم مگر آنكه اهل آن را به تنگدستى و ناخوشى دچار كرديم، تا زارى و خاكسارى كنند

ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَواْ وَّقَالُواْ قَدْ مَسَّ آبَاءنَا الضَّرَّاء وَالسَّرَّاء فَأَخَذْنَاهُم بَغْتَةً وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ ﴿۹۵﴾

فولادوند: آنگاه به جاى بدى [=بلا] نيكى [=نعمت] قرار داديم تا انبوه شدند و گفتند پدران ما را [هم مسلما به حكم طبيعت] رنج و راحت مى‏رسيده است پس در حالى كه بى خبر بودند بناگاه [گريبان] آنان را گرفتيم

مکارم: سپس (هنگامي كه اين هشدارها در آنها اثر نگذاشت) نيكي (و فراواني نعمت و رفاه) به جاي بدي (و ناراحتي و گرفتاري) قرار داديم آن چنان كه فزوني گرفتند (و همه گونه نعمت و بركت يافتند و مغرور شدند) و گفتند (تنها ما نبوديم كه گرفتار اين مشكلات شديم) به پدران ما نيز ناراحتيهاي جسمي و مالي رسيد چون چنين شد آنها را ناگهان به اعمالشان گرفتيم (و مجازات كرديم).

خرمشاهی: سپس به جاى ناخوشى، خوشى آورديم تا آنكه انبوه شدند و گفتند به راستى به پدران ما هم [به همين‏گونه، از گردش روزگار] رنج و راحت مى‏رسيد، آنگاه آنان را ناگهان -در حالى كه بى‏خبر بودندفروگرفتيم‏

وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ﴿۹۶﴾

فولادوند: و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند قطعا بركاتى از آسمان و زمين برايشان مى‏گشوديم ولى تكذيب كردند پس به [كيفر] دستاوردشان [گريبان] آنان را گرفتيم

مکارم: و اگر مردمي كه در شهرها و آباديها زندگي دارند ايمان بياورند و تقوي پيشه كنند بركات آسمان و زمين را بر آنها مي‏گشائيم ولي (آنها حقايق را) تكذيب كردند ما هم آنانرا به كيفر اعمالشان مجازات كرديم.

خرمشاهی: و اگر اهل آن شهرها ايمان آورده و تقوا پيشه كرده بودند، بر آنان [درهاى‏] بركات آسمان و زمين مى‏گشوديم، ولى [آيات و پيامهاى ما را] دروغ انگاشتند، آنگاه به خاطر كار و كردارشان ايشان را فروگرفتيم‏

أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتًا وَهُمْ نَآئِمُونَ ﴿۹۷﴾

فولادوند: آيا ساكنان شهرها ايمن شده‏اند از اينكه عذاب ما شامگاهان در حالى كه به خواب فرو رفته‏اند به آنان برسد

مکارم: آيا اهل اين آباديها از اين ايمن هستند كه عذاب ما شبانه به سراغ آنها بيايد در حالي كه در خواب باشند؟

خرمشاهی: آيا اهل شهرها ايمنند از اينكه عذاب ما شبانه به سراغشان بيايد و ايشان خفته باشند؟

أَوَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا ضُحًى وَهُمْ يَلْعَبُونَ ﴿۹۸﴾

فولادوند: و آيا ساكنان شهرها ايمن شده‏اند از اينكه عذاب ما نيمروز در حالى كه به بازى سرگرمند به ايشان دررسد

مکارم: آيا اهل آباديها از اين ايمنند كه عذاب ما، روز به سراغشان بيايد در حالي كه سرگرم بازي هستند؟

خرمشاهی: يا ايمنند اهل شهرها كه عذاب ما در روز به هنگامى كه سرگرم بازى‏اند به سراغشان بيايد؟

أَفَأَمِنُواْ مَكْرَ اللّهِ فَلاَ يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ ﴿۹۹﴾

فولادوند: آيا از مكر خدا خود را ايمن دانستند [با آنكه] جز مردم زيانكار [كسى] خود را از مكر خدا ايمن نمى‏داند

مکارم: آيا آنها از مكر الهي غافلند در حالي كه از مكر (و مجازات) خدا جز زيانكاران ايمن نخواهند بود.

خرمشاهی: آيا از مكر الهى ايمنند؟ در صورتى كه جز زيانكاران كسى از مكر الهى [به خيال خويش‏] ايمن نيست‏

أَوَلَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الأَرْضَ مِن بَعْدِ أَهْلِهَا أَن لَّوْ نَشَاء أَصَبْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَنَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَسْمَعُونَ ﴿۱۰۰﴾

فولادوند: مگر براى كسانى كه زمين را پس از ساكنان [پيشين] آن به ارث مى‏برند باز ننموده است كه اگر مى‏خواستيم آنان را به [كيفر] گناهانشان مى‏رسانديم و بر دلهايشان مهر مى‏نهاديم تا ديگر نشنوند

مکارم: آيا كساني كه وارث روي زمين بعد از صاحبان قبلي آن مي‏شوند عبرت نمي‏گيرند كه اگر بخواهيم آنها را نيز به گناهانشان هلاك مي‏كنيم و بر دلهايشان مهر مي‏نهيم تا (صداي حق را) نشنوند.

خرمشاهی: آيا براى كسانى كه اين سرزمين را پس از اهل آن به ارث برده‏اند، روشن نشده است كه اگر بخواهيم به كيفر گناهانشان گرفتارشان سازيم؟ و بر دلهايشان مهر مى‏نهيم، آنگاه [پندى‏] نمى‏شنوند

تِلْكَ الْقُرَى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَآئِهَا وَلَقَدْ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ مِن قَبْلُ كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللّهُ عَلَىَ قُلُوبِ الْكَافِرِينَ ﴿۱۰۱﴾

فولادوند: اين شهرهاست كه برخى از خبرهاى آن را بر تو حكايت مى‏كنيم در حقيقت پيامبرانشان دلايل روشن برايشان آوردند اما آنان به آنچه قبلا تكذيب كرده بودند [باز] ايمان نمى‏آوردند اين گونه خدا بر دلهاى كافران مهر مى‏نهد

مکارم: اينها آباديهائي است كه اخبار آن را براي تو شرح مي‏دهيم آنها (چنان لجوج بودند كه) به آنچه قبلا تكذيب كرده بودند ايمان نمي‏آوردند اينچنين خداوند بر دلهاي كافران مهر مي‏نهد (و بر اثر لجاجت و ادامه گناه حس تشخيص را از آنها سلب مي‏كند).

خرمشاهی: اين شهرهايى است كه از اخبارش بر تو مى‏خوانيم، و به راستى كه پيامبرانشان براى آنان معجزات آوردند و آنان بر آن نبودند كه به چيزى كه از پيش انكار كرده بودند، ايمان بياورند، بدين‏سان خداوند بر دلهاى كافران مهر مى‏نهد

وَمَا وَجَدْنَا لأَكْثَرِهِم مِّنْ عَهْدٍ وَإِن وَجَدْنَا أَكْثَرَهُمْ لَفَاسِقِينَ ﴿۱۰۲﴾

فولادوند: و در بيشتر آنان عهدى [استوار] نيافتيم و بيشترشان را جدا نافرمان يافتيم

مکارم: و اكثر آنها را بر سر پيمان خود نديديم و اكثر آنها را فاسق و گنهكار يافتيم.

خرمشاهی: و در اكثرشان وفاى به عهد نيافتيم، و اكثرشان را نافرمان يافتيم‏

ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسَى بِآيَاتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَظَلَمُواْ بِهَا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ ﴿۱۰۳﴾

فولادوند: آنگاه بعد از آنان موسى را با آيات خود به سوى فرعون و سران قومش فرستاديم ولى آنها به آن [آيات] كفر ورزيدند پس ببين فرجام مفسدان چگونه بود

مکارم: سپس به دنبال آنها (يعني پيامبران پيشين) موسي را با آيات خويش به سوي فرعون و اطرافيان او فرستاديم اما آنها (با عدم پذيرش ‍ اين آيات) بر آن ظلم كردند ببين عاقبت مفسدان به كجا كشيد؟

خرمشاهی: سپس بعد از آنان موسى را همراه با معجزات خويش به سوى فرعون و بزرگان قومش فرستاديم و در حق آيات ما ستم كردند، بنگر كه سرانجام اهل فساد چگونه بوده است‏

وَقَالَ مُوسَى يَا فِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۰۴﴾

فولادوند: و موسى گفت اى فرعون بى‏ترديد من پيامبرى از سوى پروردگار جهانيانم

مکارم: و موسي گفت: اي فرعون! من فرستادهاي از پروردگار جهانيانم.

خرمشاهی: و موسى گفت اى فرعون من پيامبرى از سوى پروردگار جهانيانم‏

حَقِيقٌ عَلَى أَن لاَّ أَقُولَ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ قَدْ جِئْتُكُم بِبَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿۱۰۵﴾

فولادوند: شايسته است كه بر خدا جز [سخن] حق نگويم من در حقيقت دليلى روشن از سوى پروردگارتان براى شما آورده‏ام پس فرزندان اسرائيل را همراه من بفرست

مکارم: سزاوار است كه بر خدا جز حق نگويم، من دليل روشني از پروردگارتان براي شما آورده‏ام، بنابراين بني اسرائيل را با من بفرست.

خرمشاهی: سزاوار است كه به خداوند جز سخن حق نسبت ندهم، به راستى كه معجزه‏اى از سوى پروردگارتان برايتان آورده‏ام، پس بنى‏اسرائيل را همراه من بفرست‏

قَالَ إِن كُنتَ جِئْتَ بِآيَةٍ فَأْتِ بِهَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿۱۰۶﴾

فولادوند: [فرعون] گفت اگر معجزه‏اى آورده‏اى پس اگر راست مى‏گويى آن را ارائه بده

مکارم: (فرعون) گفت اگر نشانهاي آوردهاي ارائه بده اگر از راستگوياني.

خرمشاهی: گفت اگر راست مى‏گويى كه معجزه‏اى آورده‏اى آن را [به ميان‏] بياور

فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ ﴿۱۰۷﴾

فولادوند: پس [موسى] عصايش را افكند و بناگاه اژدهايى آشكار شد

مکارم: ناگهان عصاي خود را افكند و اژدهاي آشكاري شد!

خرمشاهی: آنگاه عصايش را در انداخت و ناگهان به صورت اژدهايى آشكار درآمد

وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاء لِلنَّاظِرِينَ ﴿۱۰۸﴾

فولادوند: و دست‏خود را [از گريبان] بيرون كشيد و ناگهان براى تماشاگران سپيد [و درخشنده] بود

مکارم: و دست خود را (از گريبان) بيرون آورد سفيد (و درخشان) براي بينندگان بود!

خرمشاهی: و دستش را [از گريبانش‏] بيرون آورد، و ناگهان سپيد و درخشان در ديد تماشاگران پديدار شد

قَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ ﴿۱۰۹﴾

فولادوند: سران قوم فرعون گفتند بى‏شك اين [مرد] ساحرى داناست

مکارم: اطرافيان فرعون گفتند: بدون شك اين ساحر دانائي است!

خرمشاهی: بزرگان قوم فرعون گفتند اين [مرد] جادوگرى داناست‏

يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُمْ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ ﴿۱۱۰﴾

فولادوند: مى‏خواهد شما را از سرزمينتان بيرون كند پس چه دستور مى‏دهيد

مکارم: ميخواهد شما را از سرزمينتان بيرون كند، نظر شما چيست ؟ (و در برابر او چه بايد كرد).

خرمشاهی: مى‏خواهد شما را از سرزمينتان آواره كند، تا رأى شما چه باشد

قَالُواْ أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَأَرْسِلْ فِي الْمَدَآئِنِ حَاشِرِينَ ﴿۱۱۱﴾

فولادوند: گفتند او و برادرش را بازداشت كن و گردآورندگانى را به شهرها بفرست

مکارم: (سپس به فرعون) گفتند (جريان كار) او و برادرش را به تاخير انداز و جمع آوري كنندگان را به همه شهرها بفرست.

خرمشاهی: گفتند او و برادرش را [به نحوى‏] بازدار و گردآورندگان [جادوگران‏] را به شهرها بفرست‏

يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ ﴿۱۱۲﴾

فولادوند: تا هر ساحر دانايى را نزد تو آرند

مکارم: تا هر ساحر دانا (و كار آزموده) اي را به خدمت تو بياورند.

خرمشاهی: تا هر جادوگر دانايى را به حضورت بياورند

وَجَاء السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قَالْواْ إِنَّ لَنَا لأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ ﴿۱۱۳﴾

فولادوند: و ساحران نزد فرعون آمدند [و] گفتند [آيا] اگر ما پيروز شويم براى ما پاداشى خواهد بود

مکارم: ساحران نزد فرعون آمدند و گفتند: آيا اگر ما پيروز گرديم اجر و پاداش مهمي خواهيم داشت ؟

خرمشاهی: و [سرانجام‏] جادوگران به نزد فرعون آمدند [و] گفتند آيا اگر ما پيروز شويم، پاداشى داريم؟

قَالَ نَعَمْ وَإَنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ﴿۱۱۴﴾

فولادوند: گفت آرى و مسلما شما از مقربان [دربار من] خواهيد بود

مکارم: گفت: آري، و شما از مقربان خواهيد بود!

خرمشاهی: [فرعون‏] گفت آرى و از نزديكان [من‏] خواهيد بود

قَالُواْ يَا مُوسَى إِمَّا أَن تُلْقِيَ وَإِمَّا أَن نَّكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ ﴿۱۱۵﴾

فولادوند: گفتند اى موسى آيا تو مى‏افكنى و يا اينكه ما مى‏افكنيم

مکارم: (ساحران) گفتند اي موسي يا تو بيفكن يا ما مي‏افكنيم!

خرمشاهی: گفتند اى موسى اول تو مى‏اندازى يا ما بايد اندازنده باشيم؟

قَالَ أَلْقُوْاْ فَلَمَّا أَلْقَوْاْ سَحَرُواْ أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءوا بِسِحْرٍ عَظِيمٍ ﴿۱۱۶﴾

فولادوند: گفت‏شما بيفكنيد و چون افكندند ديدگان مردم را افسون كردند و آنان را به ترس انداختند و سحرى بزرگ در ميان آوردند

مکارم: گفت شما بيفكنيد، و هنگامي كه (وسايل سحر خود را) افكندند مردم را چشمبندي كردند و ترساني دند و سحر عظيمي به وجود آوردند!

خرمشاهی: گفت شما بيندازيد، و چون درانداختند، مردمان را چشم‏بندى كردند و به هول و هراس انداختند و جادويى سترگ به ميان آوردند

وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ ﴿۱۱۷﴾

فولادوند: و به موسى وحى كرديم كه عصايت را بينداز پس [انداخت و اژدها شد] و ناگهان آنچه را به دروغ ساخته بودند فرو بلعيد

مکارم: و به موسي وحي كرديم كه عصاي خود را بيفكن، ناگهان (به صورت مار عظيمي درآمد و) وسائل دروغين آنها را به سرعت برگرفت!

خرمشاهی: و [ما] به موسى وحى كرديم كه عصايت را بينداز، [انداخت و اژدها شد] و ناگهان برساخته‏هايشان را فرو بلعيد

فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿۱۱۸﴾

فولادوند: پس حقيقت آشكار گرديد و كارهايى كه مى‏كردند باطل شد

مکارم: (در اين موقع) حق آشكار گرديد و آنچه آنها ساخته بودند باطل شد.

خرمشاهی: آنگاه حق برقرار شد و كار و كوشش آنان بر باد رفت‏

فَغُلِبُواْ هُنَالِكَ وَانقَلَبُواْ صَاغِرِينَ ﴿۱۱۹﴾

فولادوند: و در آنجا مغلوب و خوار گرديدند

مکارم: در آنجا مغلوب شدند و خوار و كوچك گشتند.

خرمشاهی: و آنجا بود كه شكست خوردند و خرد و خوار شدند

وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ ﴿۱۲۰﴾

فولادوند: و ساحران به سجده درافتادند

مکارم: و ساحران (همگي) به سجده افتادند.

خرمشاهی: و جادوگران به سجده درافتادند

قَالُواْ آمَنَّا بِرِبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۲۱﴾

فولادوند: [و] گفتند به پروردگار جهانيان ايمان آورديم

مکارم: و گفتند ما به پروردگار جهانيان ايمان آورديم.

خرمشاهی: گفتند به پروردگار جهانيان ايمان آورديم‏

رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ ﴿۱۲۲﴾

فولادوند: پروردگار موسى و هارون

مکارم: پروردگار موسي و هارون.

خرمشاهی: پروردگار موسى و هارون‏

قَالَ فِرْعَوْنُ آمَنتُم بِهِ قَبْلَ أَن آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هَذَا لَمَكْرٌ مَّكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُواْ مِنْهَا أَهْلَهَا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿۱۲۳﴾

فولادوند: فرعون گفت آيا پيش از آنكه به شما رخصت دهم به او ايمان آورديد قطعا اين نيرنگى است كه در شهر به راه انداخته‏ايد تا مردمش را از آن بيرون كنيد پس به زودى خواهيد دانست

مکارم: فرعون گفت آيا به او ايمان آورديد پيش از آنكه به شما اجازه دهم، حتما اين توطئهاي است كه در اين شهر (و ديار) چيده‏ايد تا اهلش ‍ را از آن بيرون كنيد ولي به زودي خواهيد دانست!

خرمشاهی: فرعون گفت آيا پيش از آنكه من به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد؟ اين مكرى است كه در شهر با همديگر سگاليده‏ايد تا اهل شهر را از آن آواره كنيد، به زودى خواهيد دانست‏

لأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلاَفٍ ثُمَّ لأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۱۲۴﴾

فولادوند: دستها و پاهايتان را يكى از چپ و يكى از راست ‏خواهم بريد سپس همه شما را به دار خواهم آويخت

مکارم: سوگند مي‏خورم كه دستها و پاهاي شما را به طور مخالف (دست راست با پاي چپ يا دست چپ با پاي راست) قطع ميكنم سپس همگي شما را به دار مي‏آويزم.

خرمشاهی: كه دستان و پاهايتان را در خلاف جهت همديگر خواهم بريد، سپس همگى‏تان را به دار خواهم زد

قَالُواْ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ ﴿۱۲۵﴾

فولادوند: گفتند ما به سوى پروردگارمان بازخواهيم گشت

مکارم: (ساحران گفتند (مهم نيست) ما به سوي پروردگارمان باز ميگرديم.

خرمشاهی: گفتند [هر چه مى‏خواهى بكن‏] ما به پروردگارمان روى آورده‏ايم‏

وَمَا تَنقِمُ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِآيَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءتْنَا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ ﴿۱۲۶﴾

فولادوند: و تو جز براى اين ما را به كيفر نمى‏رسانى كه ما به معجزات پروردگارمان وقتى براى ما آمد ايمان آورديم پروردگارا بر ما شكيبايى فرو ريز و ما را مسلمان بميران

مکارم: تنها ايراد تو، به ما اين است كه ما به آيات پروردگار خويش - هنگامي كه براي ما آمد - ايمان آورده‏ايم، بار الها! پيمانه صبر (و استقامت) را تا آخر بر ما بريز و ما را مسلمان بميران (و تا پايان عمر با اخلاص و ايمان بدار).

خرمشاهی: و فقط از آن روى با ما كينه مى‏ورزى كه به آيات پروردگارمان، به هنگامى كه بر ما ظاهر شد، ايمان آورده‏ايم، پروردگارا بر ما [باران‏] صبر فروريز و ما را مسلمان بميران‏

وَقَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَونَ أَتَذَرُ مُوسَى وَقَوْمَهُ لِيُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءهُمْ وَنَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ ﴿۱۲۷﴾

فولادوند: و سران قوم فرعون گفتند آيا موسى و قومش را رها مى‏كنى تا در اين سرزمين فساد كنند و [موسى] تو و خدايانت را رها كند [فرعون] گفت بزودى پسرانشان را مى‏كشيم و زنانشان را زنده نگاه مى‏داريم و ما بر آنان مسلطيم

مکارم: اشراف قوم فرعون (به او) گفتند: آيا موسي و قومش را رها ميكني كه در زمين فساد كنند و تو و خدايانت را رها سازند، گفت به زودي پسرانشان را ميكشيم و دخترانشان را زنده نگه ميداريم (تا خدمت ما كنند) و ما بر آنها كاملا مسلط هستيم.

خرمشاهی: بزرگان قوم فرعون گفتند آيا موسى و قومش را رها مى‏كنى كه در اين سرزمين فساد برپا كنند، و تو و خدايانت را رها كنند؟ گفت به زودى پسرانشان را خواهيم كشت و زنان [و دختران‏]شان را [براى كنيزى‏] زنده خواهيم گذاشت و ما بر آنان چيره‏ايم‏

قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ﴿۱۲۸﴾

فولادوند: موسى به قوم خود گفت از خدا يارى جوييد و پايدارى ورزيد كه زمين از آن خداست آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد مى‏دهد و فرجام [نيك] براى پرهيزگاران است

مکارم: موسي به قوم خود گفت از خدا ياري جوئيد و استقامت پيشه كنيد كه زمين از آن خدا است و آنرا به هر كس بخواهد (و شايسته بداند) واگذار مي‏كند و سرانجام (نيك) براي پرهيزكاران است.

خرمشاهی: موسى به قومش گفت از خداوند مدد بجوييد و شكيبايى كنيد، چرا كه زمين از آن خداوند است، به هر كس از بندگانش كه بخواهد به ميراث مى‏دهد و نيك سرانجامى از آن پرهيزگاران است‏

قَالُواْ أُوذِينَا مِن قَبْلِ أَن تَأْتِينَا وَمِن بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الأَرْضِ فَيَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ ﴿۱۲۹﴾

فولادوند: [قوم موسى] گفتند پيش از آنكه تو نزد ما بيايى و [حتى] بعد از آنكه به سوى ما آمدى مورد آزار قرار گرفتيم گفت اميد است كه پروردگارتان دشمن شما را هلاك كند و شما را روى زمين جانشين [آنان] سازد آنگاه بنگرد تا چگونه عمل مى‏كنيد

مکارم: گفتند: پيش از آنكه به سوي ما بيائي آزار ديديم و (هم اكنون پس ‍ از آمدنت نيز آزار مي‏بينيم (كي اين آزارها سر خواهد آمد؟ گفت اميد است پروردگارتان دشمن شما را هلاك كند و شما را در زمين جانشين (آنها) سازد و بنگرد چگونه عمل مي‏كنيد؟

خرمشاهی: گفتند پيش از آنكه نزد ما بيايى و پس از آنكه نزد ما آمدى همچنان آزار و اذيت ديده‏ايم [پس چه بايد كرد؟] [موسى‏] گفت چه بسا پروردگارتان دشمنتان را نابود كند و شما را در اين سرزمين جانشين گرداند، و بنگرد تا چه مى‏كنيد

وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَونَ بِالسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِّن الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿۱۳۰﴾

فولادوند: و در حقيقت ما فرعونيان را به خشكسالى و كمبود محصولات دچار كرديم باشد كه عبرت گيرند

مکارم: و ما نزديكان فرعون (و قوم او) را به خشكسالي و كمبود ميوه‏ها گرفتار كرديم شايد متذكر گردند.

خرمشاهی: و به راستى كه فرعونيان را گرفتار قحطسال و كاهش محصولات كرديم، تا پند پذيرند

فَإِذَا جَاءتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُواْ لَنَا هَذِهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُواْ بِمُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَلا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِندَ اللّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿۱۳۱﴾

فولادوند: پس هنگامى كه نيكى [و نعمت] به آنان روى مى‏آورد مى‏گفتند اين براى [شايستگى] خود ماست و چون گزندى به آنان مى‏رسيد به موسى و همراهانش شگون بد مى‏زدند آگاه باشيد كه [سرچشمه] بدشگونى آنان تنها نزد خداست [كه آنان را به بدى اعمالشان كيفر مى‏دهد] ليكن بيشترشان نمى‏دانستند

مکارم: اما (آنها نه تنها پند نگرفتند بلكه هنگامي كه نيكي (و نعمت) به آنها مي‏رسيد مي‏گفتند به خاطر خود ماست! ولي موقعي كه بدي (و بلا) به آنها مي‏رسيد مي‏گفتند از شومي موسي و كسان او است! بگو سرچشمه همه اين فالهاي بد نزد خدا است (و شما را به خاطر اعمال بدتان كيفر مي‏دهد) اما اكثر آنها نمي‏دانند.

خرمشاهی: آنگاه چون به آنان خوشى مى‏رسيد مى‏گفتند سزاوار اين هستيم، و چون ناخوشى فرا مى‏رسيد، به موسى و همراهان او فال بد مى‏زدند، بدانيد كه فال [نيك و بد]شان با خداست ولى بيشترشان نمى‏دانند

وَقَالُواْ مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِن آيَةٍ لِّتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ ﴿۱۳۲﴾

فولادوند: و گفتند هر گونه پديده شگرفى كه به وسيله آن ما را افسون كنى براى ما بياورى ما به تو ايمان آورنده نيستيم

مکارم: و گفتند هر زمان آيتي براي ما بياوري كه سحرمان كني ما به تو ايمان نمي‏آوريم!

خرمشاهی: و گفتند هر پديده شگرفى كه براى ما بياورى كه ما را با آن جادو كنى بدان كه ما به تو ايمان نمى‏آوريم‏

فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ وَالضَّفَادِعَ وَالدَّمَ آيَاتٍ مُّفَصَّلاَتٍ فَاسْتَكْبَرُواْ وَكَانُواْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ ﴿۱۳۳﴾

فولادوند: پس بر آنان طوفان و ملخ و كنه ريز و غوكها و خون را به صورت نشانه‏هايى آشكار فرستاديم و باز سركشى كردند و گروهى بدكار بودند

مکارم: سپس (بلاها را پشت سرهم بر آنها نازل كرديم) طوفان و ملخ و آفت گياهي و قورباغه‏ها و خون را كه نشانه‏هائي از هم جدا بودند بر آنها فرستاديم (ولي باز بيدار نشدند) و تكبر ورزيدند و جمعيت گنهكاري بودند.

خرمشاهی: آنگاه بر سر آنان [بلاى‏] طوفان و ملخ و شپش و وزغ و [باران‏] خون فرستاديم كه پديده‏هاى روشن و گوناگونى بود، آنگاه [باز هم‏] سركشى كردند و قومى گناهكار بودند

وَلَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قَالُواْ يَا مُوسَى ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ لَئِن كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَلَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿۱۳۴﴾

فولادوند: و هنگامى كه عذاب بر آنان فرود آمد گفتند اى موسى پروردگارت را به عهدى كه نزد تو دارد براى ما بخوان اگر اين عذاب را از ما برطرف كنى حتما به تو ايمان خواهيم آورد و بنى‏اسرائيل را قطعا با تو روانه خواهيم ساخت

مکارم: هنگامي كه بلا بر آنها مسلط مي‏شد مي‏گفتند: اي موسي از خدايت براي ما بخواه به عهدي كه با تو كرده رفتار كند، اگر اين بلا را از ما مرتفع سازي قطعا به تو ايمان مي‏آوريم و بني اسرائيل را با تو خواهيم فرستاد.

خرمشاهی: و چون بلا بر سرشان آمد گفتند اى موسى براى ما از پروردگارت بخواه كه با پيمانى كه با تو دارد [بر ما رحمت آورد] كه اگر بلا را از ما بگردانى، به تو ايمان مى‏آوريم و بنى‏اسرائيل را همراهت مى‏فرستيم‏

فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلَى أَجَلٍ هُم بَالِغُوهُ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ ﴿۱۳۵﴾

فولادوند: و چون عذاب را تا سررسيدى كه آنان بدان رسيدند از آنها برداشتيم باز هم پيمان‏شكنى كردند

مکارم: اما هنگامي كه بلا را پس از مدت معيني كه به آن مي‏رسيدند از آنها برمي داشتيم پيمان خويش را مي‏شكستند!

خرمشاهی: آنگاه چون بلا را -تا زمانى كه به سر رساندنداز آنان گردانديم، باز پيمان‏شكنى كردند

فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَكَانُواْ عَنْهَا غَافِلِينَ ﴿۱۳۶﴾

فولادوند: سرانجام از آنان انتقام گرفتيم و در دريا غرقشان ساختيم چرا كه آيات ما را تكذيب كردند و از آنها غافل بودند

مکارم: سرانجام ما از آنها انتقام گرفتيم و آنها را در دريا غرق كرديم زيرا آيات ما را تكذيب كردند و از آن غافل بودند.

خرمشاهی: سپس از آنان انتقام گرفتيم و آنان را در دريا غرقه ساختيم چرا كه آيات ما را دروغ انگاشته و از آنها غافل بودند

وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُواْ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُواْ يَعْرِشُونَ ﴿۱۳۷﴾

فولادوند: و به آن گروهى كه پيوسته تضعيف مى‏شدند [بخشهاى] باختر و خاورى سرزمين [فلسطين] را كه در آن بركت قرار داده بوديم به ميراث عطا كرديم و به پاس آنكه صبر كردند وعده نيكوى پروردگارت به فرزندان اسرائيل تحقق يافت و آنچه را كه فرعون و قومش ساخته و افراشته بودند ويران كرديم

مکارم: و مشرقها و مغربهاي پربركت زمين را به آن قوم تضعيف شده (زير زنجير ظلم و ستم) واگذار كرديم و وعده نيك پروردگارت بر بني اسرائيل، بخاطر صبر و استقامتي كه نشان دادند، تحقق يافت و آنچه فرعونيان (از كاخهاي مجلل مي‏ساختند، و آنچه از باغات داربستدار فراهم ساخته بودند درهم كوبيديم!

خرمشاهی: و آن قوم را كه مستضعف بودند، وارث مشرق‏ها و مغرب‏هاى سرزمينى ساختيم كه به آن بركت بخشيده بوديم، و [بدين گونه‏] به خاطر صبرى كه كرده بودند وعده نيكوى پروردگارت در حق بنى‏اسرائيل تحقق يافت و آنچه فرعون و قومش ساخته و برآورده بودند، نابود كرديم‏

وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْاْ عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَّهُمْ قَالُواْ يَا مُوسَى اجْعَل لَّنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ ﴿۱۳۸﴾

فولادوند: و فرزندان اسرائيل را از دريا گذرانديم تا به قومى رسيدند كه بر [پرستش] بتهاى خويش همت مى‏گماشتند گفتند اى موسى همان گونه كه براى آنان خدايانى است براى ما [نيز] خدايى قرار ده گفت راستى شما نادانى مى‏كنيد

مکارم: و بني اسرائيل را از دريا (سالم) عبور داديم در مسير خود به جمعيتي رسيدند كه اطراف بتهايشان با تواضع و خضوع گرد آمده بودند (در اين هنگام بني اسرائيل) به موسي گفتند توهم براي ما معبودي قرار ده همانگونه كه آنها معبودان (و خدايان دارند! گفت: شما جمعيتي جاهل و نادان هستيد.

خرمشاهی: و بنى‏اسرائيل را از دريا گذرانديم، آنگاه به سروقت قومى رسيدند كه به پرستش بتانشان مى‏پرداختند، [بنى‏اسرائيل‏] گفتند اى موسى براى ما خدايى قرار بده چنانكه آنان خدايانى دارند گفت به راستى قومى نادان هستيد

إِنَّ هَؤُلاء مُتَبَّرٌ مَّا هُمْ فِيهِ وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿۱۳۹﴾

فولادوند: در حقيقت آنچه ايشان در آنند نابود [و زايل] و آنچه انجام مى‏دادند باطل است

مکارم: اينها (را كه مي‏بينيد) سرانجام كارشان نابودي است و آنچه انجام مي‏دهند باطل (و بيهوده) است.

خرمشاهی: اينان بنياد كارشان بر باد است و آنچه مى‏كنند باطل است‏

قَالَ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِيكُمْ إِلَهًا وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿۱۴۰﴾

فولادوند: گفت آيا غير از خدا معبودى براى شما بجويم با اينكه او شما را بر جهانيان برترى داده است

مکارم: (سپس) گفت آيا غير از خداوند معبودي براي شما بطلبم، خدائي كه شما را بر جهانيان (و مردم عصرتان) برتري داد

خرمشاهی: گفت آيا جز خداوند را خداى شما بپسندم، و حال آنكه او شما را بر جهانيان [هم زمانتان‏] برترى بخشيده است‏

وَإِذْ أَنجَيْنَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَونَ يَسُومُونَكُمْ سُوَءَ الْعَذَابِ يُقَتِّلُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ ﴿۱۴۱﴾

فولادوند: و [ياد كن] هنگامى را كه شما را از فرعونيان نجات داديم كه شما را سخت‏شكنجه مى‏كردند پسرانتان را مى‏كشتند و زنانتان را زنده باقى مى‏گذاشتند و در اين براى شما آزمايش بزرگى از جانب پروردگارتان بود

مکارم: بخاطر بياوريد زماني را كه از (چنگال) كسان فرعون نجاتتان بخشيديم آنها كه مرتبا شما را شكنجه مي‏دادند، پسرانتان را ميكشتند و زنانتان را (براي خدمتكاري) زنده مي‏گذاشتند و در اين آزمايش بزرگي از ناحيه خدا براي شما بود.

خرمشاهی: و چنين بود كه شما را [از دست‏] فرعونيان رهانيديم كه عذابى سخت به شما مى‏چشانيدند، پسرانتان را مى‏كشتند و زنان [و دختران‏]تان را [براى كنيزى‏] زنده نگاه مى‏داشتند و در آن آزمونى بزرگ از سوى پروردگارتان بود

وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ ﴿۱۴۲﴾

فولادوند: و با موسى سى شب وعده گذاشتيم و آن را با ده شب ديگر تمام كرديم تا آنكه وقت معين پروردگارش در چهل شب به سر آمد و موسى [هنگام رفتن به كوه طور] به برادرش هارون گفت در ميان قوم من جانشينم باش و [كار آنان را] اصلاح كن و راه فسادگران را پيروى مكن

مکارم: و ما به موسي سي شب وعده گذارديم سپس آنرا با ده شب (ديگر) تكميل نموديم به اين ترتيب ميعاد پروردگارش (با او) چهل شب تمام شد و موسي به برادرش هارون گفت جانشين من در ميان قوم من باش و (آنها را) اصلاح كن و از روش مفسدان پيروي منما.

خرمشاهی: و با موسى سى شب وعده گذاشتيم، و آن را به ده شب ديگر پايان بخشيديم، چندانكه ميقات پروردگارش چهل شب كامل شد، و موسى به برادرش هارون گفت در ميان قوم من جانشين من باش و در اصلاح بكوش و از راه و روش اهل فساد پيروى مكن‏

وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ موسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۴۳﴾

فولادوند: و چون موسى به ميعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت عرض كرد پروردگارا خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم فرمود هرگز مرا نخواهى ديد ليكن به كوه بنگر پس اگر بر جاى خود قرار گرفت به زودى مرا خواهى ديد پس چون پروردگارش به كوه جلوه نمود آن را ريز ريز ساخت و موسى بيهوش بر زمين افتاد و چون به خود آمد گفت تو منزهى به درگاهت توبه كردم و من نخستين مؤمنانم

مکارم: و هنگامي كه موسي به ميعادگاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، عرض كرد پروردگارا خودت را به من نشان ده تا تو را ببينم! گفت: هرگز مرا نخواهي ديد، ولي به كوه بنگر اگر در جاي خود ثابت ماند مرا خواهي ديد، اما هنگامي كه پروردگارش جلوه بر كوه كرد آنرا همسان زمين قرار داد و موسي مدهوش به زمين افتاد، موقعي كه به هوش آمد عرض كرد: خداوندا منزهي تو (از اينكه قابل مشاهده باشي) من به سوي تو بازگشتم و من نخستين مؤ منانم.

خرمشاهی: و چون موسى به ميعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، گفت پروردگارا خود را به من بنمايان تا بر تو بنگرم، فرمود هرگز مرا نخواهى ديد، ولى [اگر اصرار مى‏ورزى‏] به آن كوه بنگر، اگر در جايش استوار ماند، مرا خواهى ديد، و چون پروردگارش بر كوه تجلى كرد، آن را پخش و پريشان كرد و موسى بيهوش در افتاد، سپس چون به خود آمد گفت پاكا كه تويى، به درگاهت توبه كردم و من نخستين مؤمن [به اين حقيقت‏] هستم‏

قَالَ يَا مُوسَى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالاَتِي وَبِكَلاَمِي فَخُذْ مَا آتَيْتُكَ وَكُن مِّنَ الشَّاكِرِينَ ﴿۱۴۴﴾

فولادوند: فرمود اى موسى تو را با رسالتها و با سخن گفتنم [با تو] بر مردم [روزگار] برگزيدم پس آنچه را به تو دادم بگير و از سپاسگزاران باش

مکارم: (خداوند) گفت: اي موسي من تو را بر مردم با رسالتهاي خويش ‍ و با سخن گفتنم (با تو) برگزيدم پس آنچه را به تو داده‏ام بگير و از شكرگزاران باش.

خرمشاهی: فرمود اى موسى [بدان كه‏] من تو را به پيامها و كلام خويش بر مردمان برگزيدم، آنچه به تو مى‏بخشم بگير و از سپاسگزاران باش‏

وَكَتَبْنَا لَهُ فِي الأَلْوَاحِ مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْعِظَةً وَتَفْصِيلًا لِّكُلِّ شَيْءٍ فَخُذْهَا بِقُوَّةٍ وَأْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُواْ بِأَحْسَنِهَا سَأُرِيكُمْ دَارَ الْفَاسِقِينَ ﴿۱۴۵﴾

فولادوند: و در الواح [تورات] براى او در هر موردى پندى و براى هر چيزى تفصيلى نگاشتيم پس [فرموديم] آن را به جد و جهد بگير و قوم خود را وادار كن كه بهترين آن را فرا گيرند به زودى سراى نافرمانان را به شما مى‏نمايانم

مکارم: و براي او در الواح اندرزي از هر موضوعي نوشتيم و بياني از هر چيز كرديم پس آن را با جديت بگير و به قوم خود بگو به نيكوترين آنها عمل كنند (و آنها كه به مخالفت برخيزند كيفرشان دوزخ است) و به زودي (اين) دار فاسقان را به شما نشان خواهيم داد.

خرمشاهی: و در الواح [تورات‏] هر گونه پند و روشنگرى در هر باب براى او نوشته‏ايم، پس آن را به جد و جهد بگير و به قومت دستور بده كه احكام نيكوى آن را دريافت [و به آن عمل‏] كنند، زودا كه سراى نافرمانان را به شما نشان دهم‏

سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الرُّشْدِ لاَ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَكَانُواْ عَنْهَا غَافِلِينَ ﴿۱۴۶﴾

فولادوند: به زودى كسانى را كه در زمين بناحق تكبر مى‏ورزند از آياتم رويگردان سازم [به طورى كه] اگر هر نشانه‏اى را [از قدرت من] بنگرند بدان ايمان نياورند و اگر راه صواب را ببينند آن را برنگزينند و اگر راه گمراهى را ببينند آن را راه خود قرار دهند اين بدان سبب است كه آنان آيات ما را دروغ انگاشته و غفلت ورزيدند

مکارم: به زودي كساني را كه در روي زمين به ناحق تكبر ميورزند از ايمان به آيات خود منصرف ميسازيم (بطوري كه) اگر هر آيه و نشانه‏اي را ببينند به آن ايمان نمي‏آورند و اگر راه هدايت را ببينند راه خود انتخاب نمي‏كنند و اگر طريق گمراهي را ببينند راه خود انتخاب ميكنند (همه اينها) به خاطر آن است كه آيات ما را تكذيب كردند و از آن غافل بودند.

خرمشاهی: كسانى را كه به ناحق در اين سرزمين تكبر مى‏ورزند از آيات خود باز مى‏دارم و هر پديده‏اى و نشانه‏اى كه ببينند به آن ايمان نمى‏آورند و اگر راه رستگارى را ببينند آن را در پيش نمى‏گيرند و اگر گمراهه را ببينند آن را در پيش مى‏گيرند، اين از آن است كه آيات ما را دروغ انگاشتند و از آن غافل بودند

وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿۱۴۷﴾

فولادوند: و كسانى كه آيات ما و ديدار آخرت را دروغ پنداشتند اعمالشان تباه شده است آيا جز در برابر آنچه مى‏كردند كيفر مى‏بينند

مکارم: و كساني كه آيات ما و لقاي رستاخيز را تكذيب (و انكار) كنند اعمالشان نابود ميگردد آيا جز آنچه را عمل كرده‏اند پاداش داده ميشوند.

خرمشاهی: و دروغ دارندگان آيات ما و لقاى آن جهانى، اعمالشان باطل شده است، آيا جز در برابر كار و كردارشان جزا مى‏يابند؟

وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَى مِن بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ أَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّهُ لاَ يُكَلِّمُهُمْ وَلاَ يَهْدِيهِمْ سَبِيلًا اتَّخَذُوهُ وَكَانُواْ ظَالِمِينَ ﴿۱۴۸﴾

فولادوند: و قوم موسى پس از [عزيمت] او از زيورهاى خود مجسمه گوساله‏اى براى خود ساختند كه صداى گاو داشت آيا نديدند كه آن [گوساله] با ايشان سخن نمى‏گويد و راهى بدانها نمى‏نمايد آن را [به پرستش] گرفتند و ستمكار بودند

مکارم: قوم موسي بعد از (رفتن) او (به ميعادگاه خداوند) از زيور آلات خود گوساله‏اي ساختند، جسد بيروحي بود كه صداي گاو داشت! آيا آنها نمي‏ديدند كه با آنان سخن نميگويد و به راه (راست) هدايتشان نميكند، آنرا (خداي خود انتخاب كردند و ظالم بودند.

خرمشاهی: و قوم موسى در غياب او از آرايه‏هايشان پيكر گوساله‏اى ساختند و پرداختند كه بانگى داشت، آيا نمى‏ديدند كه با آنان سخن نمى‏گويد و راهى به ايشان نمى‏نماياند؟ آن را به پرستش گرفتند و مشرك شدند

وَلَمَّا سُقِطَ فَي أَيْدِيهِمْ وَرَأَوْاْ أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّواْ قَالُواْ لَئِن لَّمْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَيَغْفِرْ لَنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿۱۴۹﴾

فولادوند: و چون انگشت ندامت گزيدند و دانستند كه واقعا گمراه شده‏اند گفتند اگر پروردگار ما به ما رحم نكند و ما را نبخشايد قطعا از زيانكاران خواهيم بود

مکارم: و هنگامي كه حقيقت به دستشان افتاد و ديدند گمراه شده‏اند گفتند اگر پروردگار ما، به ما رحم نكند و ما را نيامرزد به طور قطع از زيانكاران خواهيم بود.

خرمشاهی: و چون پشيمان شدند و ديدند كه گمراه شده‏اند گفتند اگر پروردگارمان بر ما رحمت نياورد و ما را نبخشايد، بى‏شك از زيانكاران خواهيم بود

وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي مِن بَعْدِيَ أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَأَلْقَى الألْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُواْ يَقْتُلُونَنِي فَلاَ تُشْمِتْ بِيَ الأعْدَاء وَلاَ تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿۱۵۰﴾

فولادوند: و چون موسى خشمناك و اندوهگين به سوى قوم خود بازگشت گفت پس از من چه بد جانشينى براى من بوديد آيا بر فرمان پروردگارتان پيشى گرفتيد و الواح را افكند و [موى] سر برادرش را گرفت و او را به طرف خود كشيد [هارون ] گفت اى فرزند مادرم اين قوم مرا ناتوان يافتند و چيزى نمانده بود كه مرا بكشند پس مرا دشمن‏شاد مكن و مرا در شمار گروه ستمكاران قرار مده

مکارم: و هنگامي كه موسي خشمگين و اندوهناك به سوي قوم خود بازگشت گفت پس از من بد جانشيناني برايم بوديد (و آئين مرا ضايع كرديد) آيا در فرمان پروردگارتان (و تمديد مدت ميعاد او در قضاوت) عجله نموديد؟! سپس الواح را افكند و سر برادر خود را گرفت (و با عصبانيت) به سوي خود كشيد، او گفت: فرزند مادرم! اين گروه مرا در فشار گذاردند و نزديك بود مرا به قتل برسانند بنابراين كاري نكن كه دشمنان مرا شماتت كنند و مرا با گروه ستمكاران قرار مده.

خرمشاهی: و چون موسى [آگاه شد و] خشمناك و اندوهگين به سوى قومش بازگشت گفت در پشت‏سر من چه بد رفتار كرديد، چرا مهلت نداديد فرمان پروردگارتان برسد، و الواح [تورات‏] را بينداخت و سر برادرش را [در دست‏] گرفت و به سوى خود كشيد [هارون‏] گفت اى پسر مادرم، اين قوم مرا زار و زبون كردند و نزديك بود كه مرا بكشند، مرا دشمن‏شاد مكن، و مرا در زمره ستمكاران قرار مده‏

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلأَخِي وَأَدْخِلْنَا فِي رَحْمَتِكَ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ﴿۱۵۱﴾

فولادوند: [موسى] گفت پروردگارا من و برادرم را بيامرز و ما را در [پناه] رحمت‏خود درآور و تو مهربانترين مهربانانى

مکارم: (موسي) گفت پروردگارا! من و برادرم را بيامرز و ما را در رحمت خود داخل كن و تو مهربانترين مهرباناني.

خرمشاهی: موسى [آرام گرفت و] گفت پروردگارا مرا و برادرم را بيامرز و ما را در [پناه‏] رحمت خود درآور، و تو مهربان‏ترين مهربانانى‏

إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ سَيَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَذِلَّةٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرِينَ ﴿۱۵۲﴾

فولادوند: آرى كسانى كه گوساله را [به پرستش] گرفتند به زودى خشمى از پروردگارشان و ذلتى در زندگى دنيا به ايشان خواهد رسيد و ما اين گونه دروغ‏پردازان را كيفر مى‏دهيم

مکارم: آنها كه گوساله را (معبود خود) انتخاب كردند به زودي خشم پروردگار و ذلت در زندگي دنيا به آنها مي‏رسد، و اينچنين كساني را كه (بر خدا) افترا مي‏بندند كيفر مي‏دهيم.

خرمشاهی: كسانى كه گوساله را به پرستش گرفتند زودا كه گرفتار خشم پروردگارشان و در زندگانى دنيا دچار خوارى شوند، و بدين‏سان افترازنندگان را جزا مى‏دهيم‏

وَالَّذِينَ عَمِلُواْ السَّيِّئَاتِ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِهَا وَآمَنُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۱۵۳﴾

فولادوند: و[لى] كسانى كه مرتكب گناهان شدند آنگاه توبه كردند و ايمان آوردند قطعا پروردگار تو پس از آن آمرزنده مهربان خواهد بود

مکارم: و آنها كه گناه كنند و بعد از آن توبه نمايند و ايمان آورند (اميد عفو او را دارند زيرا) پروردگار تو در پي آن آمرزنده و مهربان است.

خرمشاهی: و كسانى كه دست به ناشايستيها زده‏اند، سپس توبه كرده‏اند و ايمان آورده‏اند، بى‏گمان پروردگارت پس از آن آمرزگار مهربان است‏

وَلَمَّا سَكَتَ عَن مُّوسَى الْغَضَبُ أَخَذَ الأَلْوَاحَ وَفِي نُسْخَتِهَا هُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ هُمْ لِرَبِّهِمْ يَرْهَبُونَ ﴿۱۵۴﴾

فولادوند: و چون خشم موسى فرو نشست الواح را برگرفت و در رونويس آن براى كسانى كه از پروردگارشان بيمناك بودند هدايت و رحمتى بود

مکارم: و هنگامي كه خشم موسي فرو نشست الواح (تورات) را برگرفت و در نوشته‏هاي آن هدايت و رحمت براي آنها كه از پروردگار خويش مي‏ترسند (و از مخالفت فرمانش بيم دارند) وجود داشت.

خرمشاهی: و چون خشم موسى خاموش شد، الواح را برگرفت، و در نسخه آن براى خداترسان رهنمود و رحمت بود

وَاخْتَارَ مُوسَى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِّمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُم مِّن قَبْلُ وَإِيَّايَ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاء مِنَّا إِنْ هِيَ إِلاَّ فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَاء وَتَهْدِي مَن تَشَاء أَنتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ ﴿۱۵۵﴾

فولادوند: و موسى از ميان قوم خود هفتاد مرد براى ميعاد ما برگزيد و چون زلزله آنان را فرو گرفت گفت پروردگارا اگر مى‏خواستى آنان را و مرا پيش از اين هلاك مى‏ساختى آيا ما را به [سزاى] آنچه كم‏خردان ما كرده‏اند هلاك مى‏كنى اين جز آزمايش تو نيست هر كه را بخواهى به وسيله آن گمراه و هر كه را بخواهى هدايت مى‏كنى تو سرور مايى پس ما را بيامرز و به ما رحم كن و تو بهترين آمرزندگانى

مکارم: و موسي از قوم خود هفتاد تن از مردان را براي ميعادگاه ما برگزيد، و هنگامي كه زمين لرزه آنها را فرا گرفت (و هلاك شدند) گفت: پروردگارا! اگر مي‏خواستي مي‏توانستي آنها و مرا پيش از اين نيز هلاك كني، آيا ما را به آنچه سفيهانمان انجام داده‏اند (مجازات و) هلاك مي‏سازي، اين جز آزمايش تو چيز ديگر نيست كه هر كس را بخواهي (و مستحق بداني) گمراه مي‏سازي و هر كس را بخواهي (و شايسته ببيني هدايت مي‏كني، تو ولي مائي، ما را بيامرز و بر ما رحم كن و تو بهترين آمرزندگاني.

خرمشاهی: و موسى از ميان قومش هفتاد مرد را براى ميعاد ما برگزيد [كه درخواست رؤيت الهى را داشتند] آنگاه چون به زلزله گرفتار شدند، موسى گفت پروردگارا اگر مى‏خواستى ايشان و مرا پيشاپيش هلاك مى‏كردى آيا ما را به خاطر آنچه كم‏خردان ما كردند نابود مى‏كنى؟ اين جز آزمون تو نيست كه هر كس را كه بخواهى به آن گمراه و هر كس را كه بخواهى به آن هدايت مى‏كنى، تو سرور مايى، پس ما را بيامرز و بر ما رحمت آور و تو بهترين آمرزشگرانى‏

وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ ﴿۱۵۶﴾

فولادوند: و براى ما در اين دنيا نيكى مقرر فرما و در آخرت [نيز] زيرا كه ما به سوى تو بازگشته‏ايم فرمود عذاب خود را به هر كس بخواهم مى‏رسانم و رحمتم همه چيز را فرا گرفته است و به زودى آن را براى كسانى كه پرهيزگارى مى‏كنند و زكات مى‏دهند و آنان كه به آيات ما ايمان مى‏آورند مقرر مى‏دارم

مکارم: و براي ما در اين دنيا و سراي ديگر نيكي مقرر دار، چه اينكه ما به سوي تو بازگشت كرده‏ايم، (خداوند در برابر اين تقاضا به موسي) گفت: مجازاتم را به هر كس بخواهم مي‏رسانم و رحمتم همه چيز را فرا گرفته و آنرا براي آنها كه پرهيزكارند و زكات را مي‏پردازند و آنها كه به آيات ما ايمان مي‏آورند، مقرر خواهم داشت.

خرمشاهی: و در اين جهان و در آخرت براى ما نيكى بنويس كه ما به سوى تو بازگشته‏ايم، فرمود عذاب خود را به هر آن كس كه بخواهم مى‏رسانم و رحمت من همه‏چيز را فراگير است، پس براى كسانى كه تقوا مى‏ورزند و زكات مى‏پردازند، و كسانى كه به آيات ما ايمان دارند، آن [رحمت‏] را مقرر مى‏دارم‏

الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۱۵۷﴾

فولادوند: همانان كه از اين فرستاده پيامبر درس نخوانده كه [نام] او را نزد خود در تورات و انجيل نوشته مى‏يابند پيروى مى‏كنند [همان پيامبرى كه] آنان را به كار پسنديده فرمان مى‏دهد و از كار ناپسند باز مى‏دارد و براى آنان چيزهاى پاكيزه را حلال و چيزهاى ناپاك را بر ايشان حرام مى‏گرداند و از [دوش] آنان قيد و بندهايى را كه بر ايشان بوده است برمى‏دارد پس كسانى كه به او ايمان آوردند و بزرگش داشتند و ياريش كردند و نورى را كه با او نازل شده است پيروى كردند آنان همان رستگارانند

مکارم: آنها كه از فرستاده (خدا) پيامبر «امي» پيروي مي‏كنند كسي كه صفاتش را در تورات و انجيلي كه نزدشان است مي‏يابند و آنها را به معروف دستور مي‏دهد و از منكر باز مي‏دارد، پاكيزه‏ها را براي آنها حلال مي‏شمرد، ناپاكها را تحريم مي‏كند، و بارهاي سنگين و زنجيرهائي را كه بر آنها بود (از دوش و گردنشان بر مي‏دارد آنها كه به او ايمان آوردند و حمايتش كردند و ياريش نمودند و از نوري كه با او نازل شده پيروي كردند آنان رستگارانند.

خرمشاهی: كسانى كه از فرستاده و پيامبر امى پيروى مى‏كنند، كه نام [و نشان‏] او را در تورات و انجيل كه در نزدشان است، نوشته مى‏يابند، [همو] كه آنان را به نيكى فرمان مى‏دهد و از ناشايستى باز مى‏دارد، و پاكيزه‏ها را بر آنان حلال و پليدها را حرام مى‏دارد، و از آنان قيد و بندهاى [پيمانهاى‏] سنگين را كه بر آنان مقرر شده بود بر مى‏دارد، و كسانى كه به او ايمان آورده و او را گرامى داشته و يارى كرده‏اند و از نورى كه همراه او نازل شده پيروى مى‏كنند، اينان رستگارند

قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿۱۵۸﴾

فولادوند: بگو اى مردم من پيامبر خدا به سوى همه شما هستم همان [خدايى] كه فرمانروايى آسمانها و زمين از آن اوست هيچ معبودى جز او نيست كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند پس به خدا و فرستاده او كه پيامبر درس‏نخوانده‏اى است كه به خدا و كلمات او ايمان دارد بگرويد و او را پيروى كنيد اميد كه هدايت‏شويد

مکارم: بگو: اي مردم! من فرستاده خدا به سوي همه شما هستم، همان خدائي كه حكومت آسمانها و زمين از آن او است، معبودي جز او نيست، زنده مي‏كند و مي‏ميراند پس ايمان بياوريد به خدا و فرستاده‏اش، آن پيامبر درس نخوانده‏اي كه ايمان به خدا و كلماتش دارد و از او پيروي كنيد تا هدايت يابيد.

خرمشاهی: بگو اى مردم من پيامبر الهى به سوى همه شما هستم، همان [خدايى‏] كه فرمانروايى آسمانها و زمين از آن اوست، خدايى جز او نيست، كه زنده مى‏دارد و مى‏ميراند، پس به خداوند و فرستاده‏اش، پيامبر امى، كه به خدا و كلمات او ايمان دارد، ايمان بياوريد، و از او پيروى كنيد باشد كه هدايت يابيد

وَمِن قَوْمِ مُوسَى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ ﴿۱۵۹﴾

فولادوند: و از ميان قوم موسى جماعتى هستند كه به حق راهنمايى مى‏كنند و به حق داورى مى‏نمايند

مکارم: و از قوم موسي گروهي به سوي حق هدايت مي‏كنند و حاكم به حق و عدالتند.

خرمشاهی: و از قوم موسى گروهى هستند كه به حق راه مى‏نمايند و به حق داد مى‏دهند

وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًا وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ وَظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿۱۶۰﴾

فولادوند: و آنان را به دوازده عشيره كه هر يك امتى بودند تقسيم كرديم و به موسى وقتى قومش از او آب خواستند وحى كرديم كه با عصايت بر آن تخته سنگ بزن پس از آن دوازده چشمه جوشيد هر گروهى آبشخور خود را بشناخت و ابر را بر فراز آنان سايبان كرديم و گزانگبين و بلدرچين بر ايشان فرو فرستاديم از چيزهاى پاكيزه‏اى كه روزيتان كرده‏ايم بخوريد و بر ما ستم نكردند ليكن بر خودشان ستم مى‏كردند

مکارم: و آنها را به دوازده گروه كه هر يك شاخهاي (از دودمان اسرائيل) بودند تقسيم كرديم و هنگامي كه موسي تقاضاي آب (براي قوم تشنه كامش در بيابان) كرد به او وحي فرستاديم كه عصاي خود را بر سنگ بزن ناگهان دوازده چشمه از آن بيرون ريخت آنچنان كه هر گروه چشمه خود را مي‏شناختند و ابر را بر سر آنها سايبان ساختيم و بر آنها من و سلوي فرستاديم (و به از آنان گفتيم) از روزيهاي پاكيزه كه به شما داده‏ايم بخوريد (و سپاس خدا را بجا آوريد ولي آنها نافرماني و ستم كردند) اما به ما ستم نكردند لكن به خودشان ستم نمودند.

خرمشاهی: و ايشان را به دوازده سبط و امت تقسيم كرديم، و چون قوم موسى از او آب خواستند به او وحى كرديم كه با عصايت به سنگ بزن، آنگاه از آن دوازده چشمه شكافت، و هر گروهى [از اسباط] آبشخور خود را شناختند و ابر را سايبانشان گردانديم و برايشان من و سلوى فرو فرستاديم [و گفتيم‏] از روزى پاكيزه‏اى كه به شما بخشيده‏ايم بخوريد و بر ما ستم نكردند، بلكه بر خويشتن ستم كردند

وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ وَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُواْ حِطَّةٌ وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۶۱﴾

فولادوند: و [ياد كن] هنگامى را كه بديشان گفته شد در اين شهر سكونت گزينيد و از آن هر جا كه خواستيد بخوريد و بگوييد [خداوندا] گناهان ما را فرو ريز و سجده‏كنان از دروازه [شهر] درآييد تا گناهان شما را بر شما ببخشاييم [و] به زودى بر [اجر] نيكوكاران بيفزاييم

مکارم: و (به خاطر بياوريد) هنگامي را كه به آنها گفته شد در اين قريه (بيت المقدس) ساكن شويد و از هر جا (و بهر كيفيت) بخواهيد از آن بخوريد (و بهره گيريد) و بگوئيد خداوندا! گناهان ما را بريز، و از در (بيت المقدس) با تواضع وارد شويد، اگر چنين كنيد گناهان شما را مي‏بخشيم و نيكوكاران را پاداش بيشتر خواهيم داد.

خرمشاهی: چنين بود كه به ايشان گفته شد در اين شهر سكنا كنيد و هرگونه كه خواستيد [از نعمتهاى آن‏] بخوريد و[براى عذرخواهى‏] حطه بگوييد و از آن دروازه فروتنانه وارد شويد تا گناهان شما را ببخشيم و پاداش نيكوكاران را خواهيم افزود

فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُواْ يَظْلِمُونَ ﴿۱۶۲﴾

فولادوند: پس كسانى از آنان كه ستم كردند سخنى را كه به ايشان گفته شده بود به سخن ديگرى تبديل كردند پس به سزاى آنكه ستم مى‏ورزيدند عذابى از آسمان بر آنان فرو فرستاديم

مکارم: اما كساني كه از آنها ظلم و ستم (بر خويشتن) كردند اين سخن (و آن برنامه‏ها) را دگرگون ساختند و غير از آنچه به آنها گفته شده بود انجام دادند لذا بخاطر ستمي كه روا داشتند بلائي از آسمان بر آنها نازل شد.

خرمشاهی: آنگاه ستمكارانشان سخن را به چيزى جز آنچه به آنان گفته شده بود، تبديل كردند، سپس بر سر آنان به كيفر ستمكاريشان عذابى از آسمان فرو فرستاديم‏

واَسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لاَ يَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ ﴿۱۶۳﴾

فولادوند: و از اهالى آن شهرى كه كنار دريا بود از ايشان جويا شو آنگاه كه به [حكم] روز شنبه تجاوز مى‏كردند آنگاه كه روز شنبه آنان ماهيهايشان روى آب مى‏آمدند و روزهاى غير شنبه به سوى آنان نمى‏آمدند اين گونه ما آنان را به سبب آنكه نافرمانى مى‏كردند مى‏آزموديم

مکارم: و از آنها درباره (سرگذشت شهري كه در ساحل دريا بود سوال كن، و) بخاطر بياور هنگامي را كه آنها در روز شنبه تجاوز (و طغيان در برابر قانون خدا) مي‏كردند، همان هنگام كه ماهيانشان روز شنبه (كه روز تعطيل و استراحت - شان بود) آشكار مي‏شدند اما در غير روز شنبه به سراغ آنها نمي‏آمدند، اينگونه آنها را به چيزي آزمايش كرديم كه در برابر آن نافرماني مي‏نمودند.

خرمشاهی: و از ايشان درباره [اهالى‏] شهرى كه در كنار دريا بود بپرس كه در روز شنبه كه بايد حرمت [سبت‏] را نگه مى‏داشتند، بر ايشان ماهيهايشان [بر روى آب‏] پديدار مى‏آمد، تجاوز مى‏كردند [و حرمت سبت را مى‏شكستند] و [بر عكس‏] روزى كه سبت نمى‏داشتند برايشان [ماهى بر روى آب‏] نمى‏آمد بدين‏سان ايشان را به نافرمانيشان مى‏آزماييم‏

وَإِذَ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿۱۶۴﴾

فولادوند: و آنگاه كه گروهى از ايشان گفتند براى چه قومى را كه خدا هلاك‏كننده ايشان است‏يا آنان را به عذابى سخت عذاب خواهد كرد پند مى‏دهيد گفتند تا معذرتى پيش پروردگارتان باشد و شايد كه آنان پرهيزگارى كنند

مکارم: و هنگامي را كه گروهي از آنها (به گروه ديگر) گفتند چرا جمعي (گنهكار) را اندرز مي‏دهيد كه سرانجام خداوند آنها را هلاك خواهد كرد و يا به عذاب شديدي گرفتار خواهد ساخت (آنها را به حال خود واگذاريد تا نابود شوند) گفتند: (اين اندرزها) براي اعتذار (و رفع مسئوليت) در پيشگاه پروردگار شماست، به علاوه شايد آنها (بپذيرند و از گناه بازايستند و) تقوي پيشه كنند.

خرمشاهی: و چون گروهى از ايشان گفتند چرا قومى را پند مى‏دهيد كه خداوند هلاك‏كننده يا عذاب‏كننده آنان به عذابى شديد است؟ گفتند اين [در حكم‏] معذرتى به درگاه پروردگار شماست و باشد كه پروا پيشه كنند

فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ ﴿۱۶۵﴾

فولادوند: پس هنگامى كه آنچه را بدان تذكر داده شده بودند از ياد بردند كسانى را كه از [كار] بد باز مى‏داشتند نجات داديم و كسانى را كه ستم كردند به سزاى آنكه نافرمانى مى‏كردند به عذابى شديد گرفتار كرديم

مکارم: اما هنگامي كه تذكراتي را كه به آنها داده شده بود فراموش ‍ كردند، نهي‏كنندگان از بدي را رهائي بخشيديم و آنها را كه ستم كردند به عذاب شديدي بخاطر نافرماني‏شان گرفتار ساختيم.

خرمشاهی: و چون پندى را كه به ايشان داده بودند، از ياد بردند، كسانى را كه ناهيان از منكر بودند نجات داديم و ستمكاران را به عذابى شديد گرفتار كرديم چرا كه نافرمانى كرده بودند

فَلَمَّا عَتَوْاْ عَن مَّا نُهُواْ عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ ﴿۱۶۶﴾

فولادوند: و چون از آنچه از آن نهى شده بودند سرپيچى كردند به آنان گفتيم بوزينگانى رانده‏شده باشيد

مکارم: هنگامي كه در برابر فرماني كه به آنها داده شده بود سركشي نمودند به آنها گفتيم به شكل ميمونها در آئيد و طرد شويد.

خرمشاهی: و چون در برابر آنچه از آن نهى شده بودند، گردنكشى كردند، فرموديمشان كه بوزينگان مطرود باشيد

وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَن يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۱۶۷﴾

فولادوند: و [ياد كن] هنگامى را كه پروردگارت اعلام داشت كه تا روز قيامت بر آنان [=يهوديان] كسانى را خواهد گماشت كه بديشان عذاب سخت بچشانند آرى پروردگار تو زودكيفر است و همو آمرزنده بسيار مهربان است

مکارم: و (نيز بخاطر بياور) هنگامي را كه پروردگارت اعلام كرد تا دامنه قيامت كسي را بر آنها مسلط خواهد ساخت كه آنها را به طور مداوم در عذاب سختي قرار دهد، زيرا پروردگارت مجازاتش سريع (در عين حال در مقابل توبه كاران آمرزنده و مهربان است.

خرمشاهی: و ياد كن كه پروردگارت فرمود كه بر آنان كسى را تا روز قيامت خواهد گماشت كه به آنان سخت‏ترين عذاب را بچشاند، كه پروردگارت زودكيفر است و همو آمرزگار مهربان است‏

وَقَطَّعْنَاهُمْ فِي الأَرْضِ أُمَمًا مِّنْهُمُ الصَّالِحُونَ وَمِنْهُمْ دُونَ ذَلِكَ وَبَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿۱۶۸﴾

فولادوند: و آنان را در زمين به صورت گروه‏هايى پراكنده ساختيم برخى از آنان درستكارند و برخى از آنان جز اينند و آنها را به خوشيها و ناخوشيها آزموديم باشد كه ايشان بازگردند

مکارم: و آنها را در زمين به صورت گروههائي پراكنده ساختيم، گروهي از آنها صالح و گروهي غير آن هستند و آنها را به نيكيها و بديها آزموديم شايد بازگردند.

خرمشاهی: و ايشان را به صورت امتهايى در آن سرزمين تقسيم كرديم، بعضى از ايشان صالح‏اند و بعضى جز آن، و آنان را به خوشيها و ناخوشيها آزموديم باشد كه [به راه حق‏] بازگردند

فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُواْ الْكِتَابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هَذَا الأدْنَى وَيَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنَا وَإِن يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِّثْلُهُ يَأْخُذُوهُ أَلَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِم مِّيثَاقُ الْكِتَابِ أَن لاَّ يِقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ وَدَرَسُواْ مَا فِيهِ وَالدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ﴿۱۶۹﴾

فولادوند: آنگاه بعد از آنان جانشينانى وارث كتاب [آسمانى] شدند كه متاع اين دنياى پست را مى‏گيرند و مى‏گويند بخشيده خواهيم شد و اگر متاعى مانند آن به ايشان برسد [باز] آن را مى‏ستانند آيا از آنان پيمان كتاب [آسمانى] گرفته نشده كه جز به حق نسبت به خدا سخن نگويند با اينكه آنچه را كه در آن [كتاب] است آموخته‏اند و سراى آخرت براى كسانى كه پروا پيشه مى‏كنند بهتر است آيا باز تعقل نمى‏كنيد

مکارم: بعد از آن فرزنداني جانشين آنها شدند كه وارث كتاب (آسماني، تورات) گشتند (اما با اين حال) متاع اين دنياي پست را گرفته (بر حكم و فرمان خدا ترجيح دادند) و ميگفتند (اگر ما گنه كاريم) خداوند به زودي ما را ميبخشد (ما از كرده خود پشيمانيم) اما اگر متاع ديگري همانند آن به دستشان بيفتد آنرا ميگيرند (و باز حكم خدا را پشت سر ميافكنند) آيا پيمان كتاب (خدا) از آنها گرفته نشده كه بر خدا (دروغ نبندند و) جز حق نگويند و آنان بارها آنرا خوانده‏اند، و سراي آخرت براي آنها كه پرهيزگاري پيشه كنند بهتر است آيا نمي‏فهميد؟!

خرمشاهی: و پس از آنان جانشينان [ناصالحى‏] آمدند كه كتاب آسمانى را از پيشينيان فراستاندند [ولى‏] متاع زندگى دنيوى را طلب كردند و ادعا كردند كه به زودى آمرزيده خواهيم شد، و حال آنكه اگر متاعى همانند آن به دستشان مى‏آمد، باز همچنان آن را مى‏ربودند، آيا از آنان در كتاب آسمانى پيمان گرفته نشده است كه بر خداوند جز راستى و درستى نسبت ندهند و در آن آموزش هم يافته‏اند و سراى آخرت براى پرهيزگاران بهتر است، آيا نمى‏انديشيد؟

وَالَّذِينَ يُمَسَّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ إِنَّا لاَ نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ ﴿۱۷۰﴾

فولادوند: و كسانى كه به كتاب [آسمانى] چنگ درمى‏زنند و نماز برپا داشته‏اند [بدانند كه] ما اجر درستكاران را تباه نخواهيم كرد

مکارم: و آنها كه به كتاب (خدا) تمسك جويند و نماز را برپا دارند (پاداش بزرگي خواهند داشت زيرا) ما پاداش مصلحان را ضايع نخواهيم كرد.

خرمشاهی: و كسانى كه به كتاب آسمانى تمسك مى‏جويند و نماز برپا مى‏دارند [بدانند كه‏] ما پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏گذاريم‏

وَإِذ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَظَنُّواْ أَنَّهُ وَاقِعٌ بِهِمْ خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُواْ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿۱۷۱﴾

فولادوند: و [ياد كن] هنگامى را كه كوه [طور] را بر فرازشان سايبان‏آسا برافراشتيم و چنان پنداشتند كه [كوه] بر سرشان فرو خواهد افتاد [و گفتيم] آنچه را كه به شما داده‏ايم به جد و جهد بگيريد و آنچه را در آن است به ياد داشته باشيد شايد كه پرهيزگار شويد

مکارم: و (نيز بخاطر بياور) هنگامي را كه كوه را بر فراز آنها همچون سايباني بلند كرديم، آنچنان كه گمان كردند بر آنها فرود خواهد آمد (و در اين حال از آنها پيمان گرفتيم و گفتيم) آنچه را به شما (از احكام و دستورات) داده‏ايم با قدرت (و جديت) بگيريد و آنچه را در آن است به ياد داشته باشيد (و عمل كنيد) تا پرهيزگار شويد.

خرمشاهی: و چنين بود كه كوه [طور] را بر سر آنان برافراشتيم، گويى سايبانى بود و گمان بردند بر آنان فروخواهد افتاد [و گفتيم‏] آنچه به شما داده‏ايم به جد و جهد بگيريد و آنچه در آن هست به خاطر بسپاريد باشد كه پروا پيشه كنيد

وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ ﴿۱۷۲﴾

فولادوند: و هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذريه آنان را برگرفت و ايشان را بر خودشان گواه ساخت كه آيا پروردگار شما نيستم گفتند چرا گواهى داديم تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين [امر] غافل بوديم

مکارم: به خاطر بياور زماني را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت (و فرمود:) آيا من پروردگار شما نيستم؟! گفتند آري، گواهي مي‏دهيم (چرا چنين كرد؟) براي اينكه در روز رستاخيز نگوئيد ما از اين غافل بوديم (و از پيمان فطري توحيد و خداشناسي بيخبر).

خرمشاهی: و چون پروردگارت زاد و رود بنى‏آدم را از پشتهاى ايشان برگرفت، و آنان را بر خودشان گواه گرفت [و پرسيد] آيا پروردگار شما نيستم؟ گفتند چرا، شهادت مى‏دهيم تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين [حقيقت‏] بى‏خبر بوديم‏

أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ﴿۱۷۳﴾

فولادوند: يا بگوييد پدران ما پيش از اين مشرك بوده‏اند و ما فرزندانى پس از ايشان بوديم آيا ما را به خاطر آنچه باطل‏انديشان انجام داده‏اند هلاك مى‏كنى

مکارم: يا نگوئيد پدران ما قبل از ما بت پرستي را اختيار كردند و ما هم فرزنداني بعد از آنها بوديم (و چاره‏اي جز پيروي از آنان نداشتيم) آيا ما را به آنچه باطلگرايان انجام دادند مجازات مي‏كني.

خرمشاهی: يا مبادا بگوييد همانا پدران ما در گذشته شرك آورده بودند و ما زاد و رودى از پى ايشان بوديم، آيا ما را به خاطر كارى كه باطل‏انديشان كرده‏اند هلاك مى‏كنى؟

وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿۱۷۴﴾

فولادوند: و اينگونه آيات [خود] را به تفصيل بيان مى‏كنيم و باشد كه آنان [به سوى حق] بازگردند

مکارم: و اينچنين آيات را توضيح مي‏دهيم و شايد به سوي حق باز گردند (و بدانند نداي توحيد در درون جانشان از روز نخست بوده است).

خرمشاهی: و بدين‏سان آيات [خود] را به روشنى بيان مى‏داريم، باشد كه [به راه حق‏] بازگردند

وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِيَ آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ ﴿۱۷۵﴾

فولادوند: و خبر آن كس را كه آيات خود را به او داده بوديم براى آنان بخوان كه از آن عارى گشت آنگاه شيطان او را دنبال كرد و از گمراهان شد

مکارم: و براي آنها بخوان سرگذشت آن كس را كه آيات خود را به او داديم ولي (سرانجام) از (دستور) آنها خارج گشت و شيطان به او دست يافت و از گمراهان شد.

خرمشاهی: و بر آنان خبر كسى را بخوان كه به او [علم‏] آيات خود را بخشيده بوديم و از آن عارى شد و شيطان در پى او افتاد و آنگاه از گمراهان شد

وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ذَّلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿۱۷۶﴾

فولادوند: و اگر مى‏خواستيم قدر او را به وسيله آن [آيات] بالا مى‏برديم اما او به زمين [=دنيا] گراييد و از هواى نفس خود پيروى كرد از اين رو داستانش چون داستان سگ است [كه] اگر بر آن حمله‏ور شوى زبان از كام برآورد و اگر آن را رها كنى [باز هم] زبان از كام برآورد اين مثل آن گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند پس اين داستان را [براى آنان] حكايت كن شايد كه آنان بينديشند

مکارم: و اگر مي‏خواستيم (مقام) او را با اين آيات (و علوم و دانشها) بالا مي‏برديم (اما اجبار بر خلاف سنت ماست لذا او را به حال خود رها ساختيم) ولي او به پستي گرائيد و از هواي نفس خويش پيروي كرد او همچون سگ (هار) است كه اگر به او حمله كني دهانش را باز و زبانش را برون خواهد كرد و اگر او را به حال خود واگذاري باز همين كار را مي‏كند (گوئي آنچنان تشنه دنيا پرستي است كه هرگز سيراب نمي‏شود) اين مثل جمعيتي است كه آيات ما را تكذيب كردند اين داستانها را (براي آنها) بازگو كن شايد بينديشند (و بيدار شوند).

خرمشاهی: و اگر مى‏خواستيم قدر او را به خاطر آن [علمش به آيات‏] بلند مى‏داشتيم، ولى او به دنيا [و پستى‏] گراييد و از هواى نفس خويش پيروى كرد، آرى داستان او همچون داستان سگ است كه اگر بر او حمله آورى، زبان از دهان بيرون مى‏آورد و اگر هم او را [به حال خود] واگذارى باز زبان از دهان بيرون مى‏آورد، اين داستان دروغ‏انگاران آيات ماست، پس برايشان اين پند و داستان را بخوان باشد كه انديشه كنند

سَاء مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ كَانُواْ يَظْلِمُونَ ﴿۱۷۷﴾

فولادوند: چه زشت است داستان گروهى كه آيات ما را تكذيب و به خود ستم مى‏نمودند

مکارم: چه بد مثلي دارند گروهي كه آيات ما را تكذيب كردند ولي آنها به خودشان ستم مي‏كردند.

خرمشاهی: دروغ‏انگاران آيات ما بد سرانجامى داشتند و بر خود ستم مى‏كردند

مَن يَهْدِ اللّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَن يُضْلِلْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿۱۷۸﴾

فولادوند: هر كه را خدا هدايت كند او راه‏يافته است و كسانى را كه گمراه نمايد آنان خود زيانكارانند

مکارم: آن كس را كه خدا هدايت كند هدايت يافته (واقعي) او است و آنها را كه (به خاطر اعمالشان) گمراه سازد زيانكاران (واقعي) آنهايند.

خرمشاهی: كسى كه خداوند هدايتش كند رهيافته است، و كسانى كه او بيراه گذاردشان، آنانند كه زيانكارند

وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ﴿۱۷۹﴾

فولادوند: و در حقيقت بسيارى از جنيان و آدميان را براى دوزخ آفريده‏ايم [چرا كه] دلهايى دارند كه با آن [حقايق را] دريافت نمى‏كنند و چشمانى دارند كه با آنها نمى‏بينند و گوشهايى دارند كه با آنها نمى‏شنوند آنان همانند چهارپايان بلكه گمراه‏ترند [آرى] آنها همان غافل‏ماندگانند

مکارم: به طور مسلم گروه بسياري از جن و انس را براي دوزخ آفريديم، آنها دلها (عقلها)ئي دارند كه با آن (انديشه نمي‏كنند و) نمي‏فهمند و چشماني دارند كه با آن نمي‏بينند و گوشهائي دارند كه با آن نمي‏شنوند، آنها همچون چهار پايانند، بلكه گمراه تر اينان همانا غافلانند (زيرا با اينكه همه گونه امكانات هدايت دارند باز هم گمراهند).

خرمشاهی: و به راستى بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريده‏ايم [چرا كه‏] دلهايى دارند كه با آن در نمى‏يابند، و ديدگانى دارند كه با آن نمى‏بينند، و گوشهايى دارند كه با آن نمى‏شنوند، اينان همچون چارپايانند، بلكه گمراه‏تر، اينان غافلانند

وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَآئِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿۱۸۰﴾

فولادوند: و نامهاى نيكو به خدا اختصاص دارد پس او را با آنها بخوانيد و كسانى را كه در مورد نامهاى او به كژى مى‏گرايند رها كنيد زودا كه به [سزاى] آنچه انجام مى‏دادند كيفر خواهند يافت

مکارم: و براي خدا نامهاي نيكي است خدا را با آن بخوانيد، و آنها را كه در اسماء خدا تحريف مي‏كنند (و بر غير او مي‏نهند و شريك برايش قائل مي‏شوند) رها سازيد آنان به زودي جزاي اعمالي را كه انجام مي‏دادند مي‏بينند.

خرمشاهی: و خداى را نامهاى نيكوست، پس او را با آنها بخوانيد، و كسانى را كه در نامهاى او كجروى مى‏كنند، واگذاريد، به زودى به جزاى كار و كردار خويش مى‏رسند

وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ ﴿۱۸۱﴾

فولادوند: و از ميان كسانى كه آفريده‏ايم گروهى هستند كه به حق هدايت مى‏كنند و به حق داورى مى‏نمايند

مکارم: و از آنها كه آفريديم گروهي به حق هدايت مي‏كنند و به حق اجراي عدالت مي‏نمايند.

خرمشاهی: و از آفريدگان ما گروهى هستند كه به حق راه مى‏نمايند و به حق داد مى‏دهند

وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿۱۸۲﴾

فولادوند: و كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند به تدريج از جايى كه نمى‏دانند گريبانشان را خواهيم گرفت

مکارم: و آنها كه آيات ما را تكذيب كردند تدريجا از آن راه كه نمي‏دانند گرفتار مجازاتشان خواهيم كرد.

خرمشاهی: و دروغ انگاران آيات خود را آهسته آهسته، به نحوى كه درنيابند، فرو مى‏گيريم‏

وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ ﴿۱۸۳﴾

فولادوند: و به آنان مهلت مى‏دهم كه تدبير من استوار است

مکارم: و به آنها مهلت مي‏دهيم (تا مجازاتشان دردناك تر باشد) زيرا طرح و نقشه من قوي (و حساب شده) است (و هيچكس را قدرت فرار از آن نيست).

خرمشاهی: و آنان را مهلت مى‏دهم چرا كه مكر من متين است‏

أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُواْ مَا بِصَاحِبِهِم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿۱۸۴﴾

فولادوند: آيا نينديشيده‏اند كه همنشين آنان هيچ جنونى ندارد او جز هشداردهنده‏اى آشكار نيست

مکارم: آيا آنها فكر نكردند كه همنشينشان (پيامبر) هيچگونه آثاري از جنون ندارد (پس چگونه چنين نسبت ناروائي به او مي‏دهند؟) او فقط بيم دهنده آشكاري است (كه مردم را متوجه مسئوليتهايشان مي‏سازد)

خرمشاهی: آيا نينديشيده‏اند كه همسخن آنان جنونى ندارد، و جز هشداردهنده‏اى آشكار نيست‏

أَوَلَمْ يَنظُرُواْ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللّهُ مِن شَيْءٍ وَأَنْ عَسَى أَن يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ ﴿۱۸۵﴾

فولادوند: آيا در ملكوت آسمانها و زمين و هر چيزى كه خدا آفريده است ننگريسته‏اند و اينكه شايد هنگام مرگشان نزديك شده باشد پس به كدام سخن بعد از قرآن ايمان مى‏آورند

مکارم: آيا آنها در حكومت و نظام آسمانها و زمين و آنچه خدا آفريده است (از روي دقت و عبرت) نظر نيفكندند؟ (و آيا در اين نيز انديشه نكردند كه) شايد پايان زندگي آنها نزديك شده باشد (اگر به اين كتاب آسماني روشن ايمان نياورند) به كدام سخن بعد از آن ايمان خواهند آورد؟

خرمشاهی: آيا در ملكوت آسمانها و زمين و آنچه خداوند آفريده است، ننگريسته‏اند، و اينكه چه بسا اجلشان نزديك شده باشد، آنگاه بعد از آن [قرآن‏] به چه سخنى ايمان مى‏آورند

مَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلاَ هَادِيَ لَهُ وَيَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿۱۸۶﴾

فولادوند: هر كه را خداوند گمراه كند براى او هيچ رهبرى نيست و آنان را در طغيانشان سرگردان وا مى‏گذارد

مکارم: هر كس را خداوند (به جرم اعمال زشتش) گمراه سازد هدايت كننده‏اي ندارد و آنها را در طغيان و سركشيشان رها مي‏سازد تا سرگردان شوند.

خرمشاهی: كسى كه خداوند بيراه گذاردش، رهنمايى ندارد و آنان را در طغيانشان سرگشته وامى‏گذارد

يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي لاَ يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللّهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿۱۸۷﴾

فولادوند: از تو در باره قيامت مى‏پرسند [كه] وقوع آن چه وقت است بگو علم آن تنها نزد پروردگار من است جز او [هيچ كس] آن را به موقع خود آشكار نمى‏گرداند [اين حادثه] بر آسمانها و زمين گران است جز ناگهان به شما نمى‏رسد [باز] از تو مى‏پرسند گويا تو از [زمان وقوع] آن آگاهى بگو علم آن تنها نزد خداست ولى بيشتر مردم نمى‏دانند

مکارم: از قيامت از تو سؤ ال مي‏كنند كه وقوع آن در چه زماني است ؟ بگو علمش نزد پروردگار من است و هيچكس جز او (نمي‏تواند) وقت آنرا آشكار سازد، (اما قيام قيامت حتي) در آسمانها و زمين سنگين (و بسيار پر اهميت) است، و جز به طور ناگهاني به سراغ شما نمي‏آيد، (باز) او تو چنان سؤ ال مي‏كنند كه گوئي تو از زمان وقوع آن با خبري، بگو علمش ‍ تنها نزد خدا است ولي بيشتر مردم نمي‏دانند.

خرمشاهی: از تو درباره قيامت مى‏پرسند كه استقرار آن چه وقت است؟ بگو علم آن نزد پروردگار من است، هيچ‏كس جز او هنگام آن را آشكار نمى‏سازد، اين امر بر اهل آسمانها و زمين دشوار است، [قيامت‏] جز ناگهان به سراغ شما نمى‏آيد، از تو مى‏پرسند چنانكه گويا تو از چون و چند آن آگاهى، بگو همانا علم آن با خداوند است ولى بيشتر مردم نمى‏دانند

قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿۱۸۸﴾

فولادوند: بگو جز آنچه خدا بخواهد براى خودم اختيار سود و زيانى ندارم و اگر غيب مى‏دانستم قطعا خير بيشترى مى‏اندوختم و هرگز به من آسيبى نمى‏رسيد من جز بيم‏دهنده و بشارتگر براى گروهى كه ايمان مى‏آورند نيستم

مکارم: بگو من مالك سود و زيان خويش نيستم مگر آنچه را خدا بخواهد (و از غيب و اسرار نهان نيز با خبر نيستم مگر آنچه خداوند اراده كند) و اگر از غيب با خبر بودم منافع فراواني براي خود فراهم مي‏ساختم و هيچ بدي (و زياني) به من نمي‏رسيد، من فقط بيم دهنده و بشارت دهنده‏ام براي جمعيتي كه ايمان مي‏آورند (بيم از مجازات پروردگار و بشارت به پاداشهاي گرانبهايش).

خرمشاهی: بگو كه براى خود اختيار سود و زيانى ندارم مگر آنچه خدا بخواهد، و اگر غيب مى‏دانستم خير فراوان براى خود كسب مى‏كردم و هيچ ناگوارى به من نمى‏رسيد، من كسى جز هشداردهنده و مژده‏آور اهل ايمان نيستم‏

هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَّعَوَا اللّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَّنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ﴿۱۸۹﴾

فولادوند: اوست آن كس كه شما را از نفس واحدى آفريد و جفت وى را از آن پديد آورد تا بدان آرام گيرد پس چون [آدم] با او [حوا] درآميخت باردار شد بارى سبك و [چندى] با آن [بار سبك] گذرانيد و چون سنگين‏بار شد خدا پروردگار خود را خواندند كه اگر به ما [فرزندى] شايسته عطا كنى قطعا از سپاسگزاران خواهيم بود

مکارم: او خدائي است كه شما را از نفس واحدي آفريد و همسرش را نيز از جنس او قرار داد تا در كنار او بياسايد سپس هنگامي كه با او نزديكي كرد حملي سبك برداشت كه با وجود آن به كارهاي خود ادامه مي‏داد، و چون سنگين شد، هر دو از خداوند و پروردگار خويش خواستند (كه فرزند صالحي به آنان دهد و عرضه داشتند) اگر فرزند صالحي به ما دهي از شاكران خواهيم بود.

خرمشاهی: او كسى است كه شما را از تن يگانه‏اى آفريد و همسرش را از او پديد آورد تا در كنار او آرام گيرد، و چون [آدم‏] با او [حوا] آميزش كرد، بارى سبك گرفت و با آن آسان به سر مى‏برد و چون گرانبار شد، هردو خداوند، پروردگارشان را به دعا خواندند كه اگر به ما فرزند سالم و شايسته‏اى عطا كنى از سپاسگزاران خواهيم بود

فَلَمَّا آتَاهُمَا صَالِحًا جَعَلاَ لَهُ شُرَكَاء فِيمَا آتَاهُمَا فَتَعَالَى اللّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿۱۹۰﴾

فولادوند: و چون به آن دو [فرزندى] شايسته داد در آنچه [خدا] به ايشان داده بود براى او شريكانى قرار دادند و خدا از آنچه [با او] شريك مى‏گردانند برتر است

مکارم: اما به هنگامي كه فرزند صالحي به آنها داد (موجودات ديگر را در اين موهبت مؤ ثر دانستند و) براي خدا شريكهائي در اين نعمت كه به آنها بخشيده بود قائل شدند، خداوند برتر است از آنچه شريك او قرار مي‏دهند!

خرمشاهی: و چون به آن دو، فرزندى سالم و شايسته عطا كرد، آن دو در عطاى او، براى او شريكانى قائل شدند، ولى خداوند از آنچه شرك مى‏آورند منزه است‏

أَيُشْرِكُونَ مَا لاَ يَخْلُقُ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ ﴿۱۹۱﴾

فولادوند: آيا موجوداتى را [با او] شريك مى‏گردانند كه چيزى را نمى‏آفرينند و خودشان مخلوقند

مکارم: آيا موجوداتي را شريك او قرار مي‏دهند كه چيزي را نمي‏آفرينند و خودشان مخلوقند؟!

خرمشاهی: آيا چيزهايى را شريك او مى‏آورند كه چيزى نمى‏آفرينند و خود آفريده شده‏اند

وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًا وَلاَ أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ ﴿۱۹۲﴾

فولادوند: و نمى‏توانند آنان را يارى كنند و نه خويشتن را يارى دهند

مکارم: و نمي‏توانند آنها را ياري كنند، و نه خودشان را ياري مي‏دهند.

خرمشاهی: و نمى‏توانند به ايشان و نه به خودشان يارى‏اى برسانند

وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لاَ يَتَّبِعُوكُمْ سَوَاء عَلَيْكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنتُمْ صَامِتُونَ ﴿۱۹۳﴾

فولادوند: و اگر آنها را به [راه] هدايت فراخوانيد از شما پيروى نمى‏كنند چه آنها را بخوانيد يا خاموش بمانيد براى شما يكسان است

مکارم: و هر گاه آنها را به سوي هدايت دعوت كنيد، از شما پيروي نمي‏كنند، براي آنها تفاوت نمي‏كند چه آنها را دعوت كنيد و چه خاموش ‍ باشيد.

خرمشاهی: و اگر ايشان را به [راه‏] هدايت بخوانيد از شما پيروى نمى‏كنند، براى شما يكسان است، چه ايشان را بخوانيد چه آنكه خاموش باشيد

إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿۱۹۴﴾

فولادوند: در حقيقت كسانى را كه به جاى خدا مى‏خوانيد بندگانى امثال شما هستند پس آنها را [در گرفتاريها] بخوانيد اگر راست مى‏گوييد بايد شما را اجابت كنند

مکارم: آنهائي را كه غير از خدا مي‏خوانيد (و پرستش مي‏كنيد) بندگاني همچون خود شما هستند، آنها را بخوانيد و اگر راست مي‏گوئيد بايد به شما پاسخ دهند (و تقاضايتان را بر آورند).

خرمشاهی: كسانى را كه در برابر و به جاى خداوند مى‏خوانيد بندگانى مانند شما هستند، بخوانيدشان و اگر راست مى‏گوييد بايد كه پاسخ شما را بدهند

أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا قُلِ ادْعُواْ شُرَكَاءكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلاَ تُنظِرُونِ ﴿۱۹۵﴾

فولادوند: آيا آنها پاهايى دارند كه با آن راه بروند يا دستهايى دارند كه با آن كارى انجام دهند يا چشمهايى دارند كه با آن بنگرند يا گوشهايى دارند كه با آن بشنوند بگو شريكان خود را بخوانيد سپس در باره من حيله به كار بريد و مرا مهلت مدهيد

مکارم: آيا (آنها لا اقل همانند خود شما) پاهائي دارند كه با آن راه بروند؟ يا دستهائي دارند كه با آن چيزي را بگيرند (و كاري انجام دهند)؟ يا چشماني دارند كه با آن ببينند؟ يا گوشهائي دارند كه با آن بشنوند؟ (نه، هرگز، هيچكدام) بگو (اكنون كه چنين است) اين بتهائي را كه شريك خدا قرار دادهايد (بر ضد من) بخوانيد و براي من نقشه بكشيد و لحظه‏اي مهلت ندهيد (تا بدانيد كاري از آنها ساخته نيست!).

خرمشاهی: آيا پاهايى دارند كه با آن راه روند؟ يا دستانى دارند كه با آن كارى انجام دهند، يا چشمانى دارند كه با آن ببينند؟ يا گوشهايى دارند كه با آن بشنوند؟ بگو شريكانى را كه قائليد بخوانيد، سپس در حق من هرچه خواهيد بسگاليد و مرا مهلت ندهيد

إِنَّ وَلِيِّيَ اللّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ ﴿۱۹۶﴾

فولادوند: بى‏ترديد سرور من آن خدايى است كه قرآن را فرو فرستاده و همو دوستدار شايستگان است

مکارم: (اما) ولي و سرپرست من خدائي است كه اين كتاب را نازل كرده است و او سرپرست همه صالحان است.

خرمشاهی: سرور من خداوند است كه [اين‏] كتاب آسمانى را فرو فرستاده است و او دوستدار شايستگان است‏

وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلآ أَنفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ ﴿۱۹۷﴾

فولادوند: و كسانى را كه به جاى او مى‏خوانيد نمى‏توانند شما را يارى كنند و نه خويشتن را يارى دهند

مکارم: و كساني را كه شما جز او مي‏خوانيد نمي‏توانند ياريتان كنند و نه (حتي) خودشان را ياري دهند.

خرمشاهی: و كسانى كه در برابر و به جاى او [خداوند] مى‏خوانيد، نمى‏توانند به شما و نه به خودشان يارى‏اى برسانند

وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لاَ يَسْمَعُواْ وَتَرَاهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ ﴿۱۹۸﴾

فولادوند: و اگر آنها را به [راه] هدايت فرا خوانيد نمى‏شنوند و آنها را مى‏بينى كه به سوى تو مى‏نگرند در حالى كه نمى‏بينند

مکارم: و اگر از آنها هدايت بخواهيد سخنانتان را نمي‏شنوند و آنها را مي‏بيني (كه با چشمهاي مصنوعيشان) به تو نگاه مي‏كنند اما در حقيقت نمي‏بينند!

خرمشاهی: و اگر ايشان را به [راه‏] هدايت بخوانيد نمى‏شنوند و مى‏نگريشان كه به سوى تو مى‏نگرند ولى نمى‏بينند

خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ ﴿۱۹۹﴾

فولادوند: گذشت پيشه كن و به [كار] پسنديده فرمان ده و از نادانان رخ برتاب

مکارم: با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذير و به نيكيها دعوت نما و از جاهلان روي بگردان (و با آنها ستيزه مكن).

خرمشاهی: عفو پيشه كن و به نيكى فرمان ده و از نادانان روى بگردان‏

وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۲۰۰﴾

فولادوند: و اگر از شيطان وسوسه‏اى به تو رسد به خدا پناه بر زيرا كه او شنواى داناست

مکارم: و هر گاه وسوسهاي از شيطان به تو رسد به خدا پناه بر، كه او شنونده و دانا است.

خرمشاهی: و اگر وسوسه‏اى از سوى شيطان تو را به وسواس انداخت، به خداوند پناه ببر كه او شنواى داناست‏

إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ ﴿۲۰۱﴾

فولادوند: در حقيقت كسانى كه [از خدا] پروا دارند چون وسوسه‏اى از جانب شيطان بديشان رسد [خدا را] به ياد آورند و بناگاه بينا شوند

مکارم: پرهيزكاران هنگامي كه گرفتار وسوسه‏هاي شيطان شوند به ياد (خدا و پاداش و كيفر او) مي‏افتند و (در پرتو ياد او راه حق را مي‏بينند و) بينا مي‏گردند.

خرمشاهی: پرهيزگاران هرگاه خيالى شيطانى عارضشان شود، ياد [خدا] كنند، و آنگاه ديده‏ور شوند

وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لاَ يُقْصِرُونَ ﴿۲۰۲﴾

فولادوند: و يارانشان آنان را به گمراهى مى‏كشانند و كوتاهى نمى‏كنند

مکارم: (ولي ناپرهيزكاران) برادرانشان (يعني شياطين) آنان را پيوسته در گمراهي پيش مي‏برند و باز نمي‏ايستند!

خرمشاهی: و ياران [شيطان‏صفت آن ديگران‏] آنان را در گمراهى بدارند و هيچ فرونگذارند

وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآيَةٍ قَالُواْ لَوْلاَ اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يِوحَى إِلَيَّ مِن رَّبِّي هَذَا بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿۲۰۳﴾

فولادوند: و هر گاه براى آنان آياتى نياورى مى‏گويند چرا آن را خود برنگزيدى بگو من فقط آنچه را كه از پروردگارم به من وحى مى‏شود پيروى مى‏كنم اين [قرآن] رهنمودى است از جانب پروردگار شما و براى گروهى كه ايمان مى‏آورند هدايت و رحمتى است

مکارم: و هنگامي كه (در نزول وحي تاءخير افتد و) آيه‏اي براي آنها نياوري مي‏گويند چرا خودت (از پيش خود) آنرا برنگزيدي بگو من تنها پيروي از چيزي مي‏كنم كه بر من وحي مي‏شود اين وسيله بينائي از طرف پروردگارتان و مايه هدايت و رحمت است براي جمعيتي كه ايمان مي‏آورند.

خرمشاهی: و چون براى آنان آيه‏اى نياورى گويند چرا از خود برنمى‏سازى؟ بگو فقط از آنچه از سوى پروردگارم به من وحى مى‏شود پيروى مى‏كنم، اين روشنگريهايى از سوى پروردگارتان و رهنمود و رحمتى براى اهل ايمان است‏

وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَأَنصِتُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿۲۰۴﴾

فولادوند: و چون قرآن خوانده شود گوش بدان فرا داريد و خاموش مانيد اميد كه بر شما رحمت آيد

مکارم: هنگامي كه قرآن خوانده شود گوش فرا دهيد و خاموش باشيد تا مشمول رحمت خدا شويد.

خرمشاهی: و چون قرآن خوانند به آن گوش بسپاريد و [در برابر آن‏] خاموش باشيد، باشد كه مشمول رحمت شويد

وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلاَ تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ ﴿۲۰۵﴾

فولادوند: و در دل خويش پروردگارت را بامدادان و شامگاهان با تضرع و ترس بى‏صداى بلند ياد كن و از غافلان مباش

مکارم: پروردگارت را در دل خود از روي تضرع و خوف و آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان ياد كن! و از غافلان مباش!

خرمشاهی: و پروردگارت را در بامدادان و شامگاهان در دلت به زارى و ترس و بدون بانگ برداشتن، ياد كن و از غافلان مباش‏

إِنَّ الَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ ﴿۲۰۶﴾

فولادوند: به يقين كسانى كه نزد پروردگار تو هستند از پرستش او تكبر نمى‏ورزند و او را به پاكى مى‏ستايند و براى او سجده مى‏كنند

مکارم: آنها كه (در مقام قرب) نزد پروردگار تواند هيچگاه از عبادتش ‍ تكبر نمي‏ورزند و او را تسبيح مي‏گويند و برايش سجده مي‏كنند.

خرمشاهی: كسانى كه نزد پروردگارت هستند [تقرب دارند] از عبادت او گردنكشى نمى‏كنند و او را تسبيح مى‏گويند و بر او سجده مى‏برند

   
 

<<صفحه بعد

تمام سوره

صفحه قبل>>

 
 

تماس با ما      نقشه سايت      درباره ما

ParsQuran.com
قرآن فارسی

Took 0.0720 seconds to execute