English  Email to a Friend  Print 

تصاوير مقالات تلاوت قرآن فهرست قرآن جستجوی قرآن صفحه اول

 

 
 

سوره ۵۰: ق - تغيير سوره و ترجمه

 
   

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ ﴿۱﴾

فولادوند: قاف سوگند به قرآن باشكوه

مکارم: ق - سوگند به قرآن مجيد.

خرمشاهی: ق [ قاف‏]، سوگند به قرآن مجيد

بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءهُمْ مُنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ ﴿۲﴾

فولادوند: [كه آنان نگرويدند] بلكه از اينكه هشداردهنده‏اى از خودشان برايشان آمد در شگفت‏شدند و كافران گفتند اين [محمد و حكايت معاد] چيزى عجيب است

مکارم: آنها تعجب كردند كه پيامبري انذارگر از ميان خودشان آمده، و كافران گفتند: اين چيز عجيب است!

خرمشاهی: حق اين است كه [كافران‏] از اينكه از ميان خودشان هشداردهنده‏اى به سراغ آنان آمده است، شگفت‏زده شده‏اند، و كافران گويند اين چيزى گفت‏آور است‏

أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا ذَلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ ﴿۳﴾

فولادوند: آيا چون مرديم و خاك شديم [زنده مى‏شويم] اين بازگشتى بعيد است

مکارم: آيا هنگامي كه ما مرديم و خاك شديم دو باره به زندگي باز مي‏گرديم ؟ اين بازگشتي است بعيد!

خرمشاهی: آيا چون مرديم و خاك شديم [از نو زنده شويم؟]، اين بازگشتى بعيد است‏

قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِندَنَا كِتَابٌ حَفِيظٌ ﴿۴﴾

فولادوند: قطعا دانسته‏ايم كه زمين [چه مقدار] از اجسادشان فرو مى‏كاهد و پيش ما كتاب ضبطكننده‏اى است

مکارم: ولي ما مي‏دانيم آنچه را زمين از بدن آنها مي‏كاهد، و نزد ما كتابي است كه همه چيز در آن محفوظ است.

خرمشاهی: به راستى مى‏دانيم كه زمين از ايشان چه مى‏كاهد، و نزد ما كتابى است محفوظ

بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَّرِيجٍ ﴿۵﴾

فولادوند: [نه] بلكه حقيقت را وقتى برايشان آمد دروغ خواندند و آنها در كارى سردرگم [مانده]اند

مکارم: آنها حق را هنگامي كه به سراغشان آمد تكذيب كردند لذا پيوسته در كار پراكنده خود متحيرند!

خرمشاهی: حق اين است كه [دين و پيامبر] حق را چون فراز آمدشان دروغ شمردند، و ايشان در كارى سردرگمند

أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاء فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ ﴿۶﴾

فولادوند: مگر به آسمان بالاى سرشان ننگريسته‏اند كه چگونه آن را ساخته و زينتش داده‏ايم و براى آن هيچ گونه شكافتگى نيست

مکارم: آيا آنها به آسماني كه بالاي سرشان است نگاه نكردند كه چگونه ما آنرا بنا كرده‏ايم ؟ و چگونه به وسيله ستارگان زينت بخشيده‏ايم ؟ و هيچ شكاف و ناموزوني در آن نيست!

خرمشاهی: آيا به آسمان فرازشان ننگريسته‏اند، كه چگونه آن را برافراشته‏ايم و آن را آراسته‏ايم، و هيچ خللى ندارد

وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ﴿۷﴾

فولادوند: و زمين را گسترديم و در آن لنگر[آسا كوه]ها فرو افكنديم و در آن از هر گونه جفت دل‏انگيز رويانيديم

مکارم: و زمين را گسترش داديم، و در آن كوههاي عظيمي افكنديم، و از هر نوع گياه بهجتانگيز رويانديم.

خرمشاهی: و زمين را گسترانده‏ايم، و در آن كوهها را درانداخته‏ايم، و در آن از هرگونه خرمى رويانده‏ايم‏

تَبْصِرَةً وَذِكْرَى لِكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ ﴿۸﴾

فولادوند: [تا] براى هر بنده توبه‏كارى بينش‏افزا و پندآموز باشد

مکارم: تا وسيله بينائي و بيداري براي هر بنده توبه كاري باشد.

خرمشاهی: براى روشنگرى و يادآورى هر بنده اهل انابت‏

وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُّبَارَكًا فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ ﴿۹﴾

فولادوند: و از آسمان آبى پر بركت فرود آورديم پس بدان [وسيله] باغها و دانه‏هاى دروكردنى رويانيديم

مکارم: و از آسمان آبي پر بركت فرستاديم و به وسيله آن باغها و دانه‏هائي را كه درو مي‏كنند رويانديم.

خرمشاهی: و از آسمان آبى پربركت فرو فرستاديم، آنگاه بدان بوستانها و دانه درودنى رويانده‏ايم‏

وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِيدٌ ﴿۱۰﴾

فولادوند: و درختان تناور خرما كه خوشه[هاى] روى هم چيده دارند

مکارم: و نخلهاي بلند قامت كه ميوههاي متراكم دارند.

خرمشاهی: و درختان خرماى بلند بالا كه ميوه توبرتو دارد

رِزْقًا لِّلْعِبَادِ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَلِكَ الْخُرُوجُ ﴿۱۱﴾

فولادوند: [اينها همه] براى روزى بندگان [من] است و با آن [آب] سرزمين مرده‏اى را زنده گردانيديم رستاخيز [نيز] چنين است

مکارم: همه اينها به منظور بخشيدن روزي به بندگان است، و به وسيله باران زمين مرده را زنده كرديم، آري زنده شدن مردگان نيز همين گونه است.

خرمشاهی: تا روزى بندگان باشد، و بدان سرزمينى پژمرده را زنده كرديم، رستاخيز هم همين‏گونه است‏

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ ﴿۱۲﴾

فولادوند: پيش از ايشان قوم نوح و اصحاب رس و ثمود

مکارم: پيش از آنها قوم نوح و اصحاب الرس (قومي كه در يمامه زندگي مي‏كردند و پيامبري بنام حنظله داشتند) و قوم ثمود (پيامبرانشان را) تكذيب كردند.

خرمشاهی: پيش از آنان قوم نوح و اصحاب رس و ثمود تكذيب پيشه كردند

وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَانُ لُوطٍ ﴿۱۳﴾

فولادوند: و عاد و فرعون و برادران لوط

مکارم: و همچنين قوم عاد و فرعون و قوم لوط.

خرمشاهی: و نيز عاد و فرعون و قوم لوط

وَأَصْحَابُ الْأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ ﴿۱۴﴾

فولادوند: و بيشه‏نشينان و قوم تبع به تكذيب پرداختند همگى فرستادگان [ما] را به دروغ گرفتند و [در نتيجه] تهديد [من] واجب آمد

مکارم: و اصحاب الايكه (قوم شعيب) و قوم تبع (كه در سرزمين يمن زندگي مي‏كردند) هر يك از آنها فرستادگان الهي را تكذيب كردند و وعده عذاب درباره آنها تحقق يافت.

خرمشاهی: و اصحاب ايكه، و قوم تبع همگان پيامبران را دروغ‏زن شمردند، آنگاه عقاب من بر آنان تعلق گرفت‏

أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ ﴿۱۵﴾

فولادوند: مگر از آفرينش نخستين [خود] به تنگ آمديم [نه] بلكه آنها از خلق جديد در شبهه‏اند

مکارم: آيا ما از آفرينش نخستين عاجز مانديم (كه قادر بر آفرينش ‍ رستاخيز نباشيم) ولي آنها (با اين همه دلائل روشن) باز در آفرينش ‍ جديد ترديد دارند.

خرمشاهی: آيا در آفرينش نخستين درمانده بوديم؟ [هرگز]، بلكه ايشان از آفرينش جديد شك و شبهه دارند

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ﴿۱۶﴾

فولادوند: و ما انسان را آفريده‏ايم و مى‏دانيم كه نفس او چه وسوسه‏اى به او مى‏كند و ما از شاهرگ [او] به او نزديكتريم

مکارم: ما انسان را آفريديم و وسوسه‏هاي نفس او را مي‏دانيم، و ما به او از رگ قلبش نزديكتريم!

خرمشاهی: و به راستى كه انسان را آفريده‏ايم و مى‏دانيم كه نفسش چه وسوسه‏اى به او مى‏كند، و ما به او از رگ جان نزديكتريم‏

إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ ﴿۱۷﴾

فولادوند: آنگاه كه دو [فرشته] دريافت‏كننده از راست و از چپ مراقب نشسته‏اند

مکارم: به خاطر بياوريد هنگامي كه دو فرشته راست و چپ كه ملازم انسان هستند اعمال او را دريافت مي‏دارند.

خرمشاهی: چون فراگيران كه از راست و از چپ او كمين‏دار هستند، [كارها و سخنان او را] فراگيرند

مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ﴿۱۸﴾

فولادوند: [آدمى] هيچ سخنى را به لفظ درنمى‏آورد مگر اينكه مراقبى آماده نزد او [آن را ضبط مى‏كند]

مکارم: هيچ سخني را انسان تلفظ نمي‏كند مگر اينكه نزد آن فرشته‏اي مراقب و آماده براي انجام ماموريت است.

خرمشاهی: سخنى به زبان نمى‏آورد، مگر آنكه نگهبان حاضر و ناظرى نزد اوست‏

وَجَاءتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ ﴿۱۹﴾

فولادوند: و سكرات مرگ به راستى در رسيد اين همان است كه از آن مى‏گريختى

مکارم: و سرانجام سكرات مرگ به حق فرا مي‏رسد (و به انسان گفته مي‏شود) اين همان چيزي است كه از آن مي‏گريختي!

خرمشاهی: و مستى مرگ، حقيقت را پديد آورد، اين همان است كه از آن كناره مى‏گرفتى‏

وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ ﴿۲۰﴾

فولادوند: و در صور دميده شود اين است روز تهديد [من]

مکارم: و در صور دميده مي‏شود، آن روز، روز تحقق وعده وحشتناك است.

خرمشاهی: و در صور دميده شود، اين روز وعده عذاب است‏

وَجَاءتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ ﴿۲۱﴾

فولادوند: و هر كسى مى‏آيد [در حالى كه] با او سوق‏دهنده و گواهى‏دهنده‏اى است

مکارم: و هر انساني وارد محشر مي‏گردد در حالي كه همراه او سوق دهنده و گواهي است.

خرمشاهی: و همراه هر كسى راهبرى و شاهدى فراز آيد

لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ﴿۲۲﴾

فولادوند: [به او مى‏گويند] واقعا كه از اين [حال] سخت در غفلت بودى و[لى] ما پرده‏ات را [از جلوى چشمانت] برداشتيم و ديده‏ات امروز تيز است

مکارم: (به او خطاب مي‏شود) تو از اين صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودي، و ما پرده را از چشم تو كنار زديم، و امروز چشمت كاملا تيز بين است!

خرمشاهی: [و به او گويند] به راستى كه از اين امر در غفلت بودى و حال پرده‏ات را از تو برطرف ساخته‏ايم، و امروز ديده‏ات تيزبين است‏

وَقَالَ قَرِينُهُ هَذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ ﴿۲۳﴾

فولادوند: و [فرشته] همنشين او مى‏گويد اين است آنچه پيش من آماده است [و ثبت كرده‏ام]

مکارم: فرشته همنشين او مي‏گويد اين نامه اعمال او است كه نزد من حاضر و آماده است.

خرمشاهی: و همنشين او گويد اين همان است كه نزد من آماده است‏

أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ ﴿۲۴﴾

فولادوند: [به آن دو فرشته خطاب مى‏شود] هر كافر سرسختى را در جهنم فروافكنيد

مکارم: (خداوند فرمان مي‏دهد:) در جهنم بيفكنيد هر كافر متكبر و لجوج را.

خرمشاهی: هر كفر پيشه ستيزه‏جويى را به جهنم اندازيد

مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُّرِيبٍ ﴿۲۵﴾

فولادوند: [هر] بازدارنده از خيرى [هر] متجاوز شكاكى

مکارم: آن كسي كه شديدا مانع خير است، متجاوز است، و در شك و ترديد (حتي ديگران را به ترديد مي‏افكند).

خرمشاهی: [همان كه‏] بازدارنده خير و تجاوزكار شكاك است‏

الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ ﴿۲۶﴾

فولادوند: كه با خداوند خدايى ديگر قرار داد [اى دو فرشته] او را در عذاب شديد فرو افكنيد

مکارم: آن كسي كه معبود ديگري با خدا قرار داده (آري) او را در عذاب شديد بيفكنيد!

خرمشاهی: كسى كه در جنب خداوند به خدايى ديگر قائل است، پس او را در [جايگاه‏] عذاب سهمگين بيندازيد

قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ ﴿۲۷﴾

فولادوند: [شيطان] همدمش مى‏گويد پروردگار ما من او را به عصيان وانداشتم ليكن [خودش] در گمراهى دور و درازى بود

مکارم: و همنشينش از شياطين مي‏گويد: پروردگارا من او را به طغيان وانداشتم لكن او خود در گمراهي دور و درازي بود.

خرمشاهی: همنشين او گويد پروردگارا من او را طغيانگر نساخته‏ام، ولى خودش در گمراهى دور و دراز بود

قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ ﴿۲۸﴾

فولادوند: [خدا] مى‏فرمايد در پيشگاه من با همديگر مستيزيد [كه] از پيش به شما هشدار داده بودم

مکارم: خداوند مي‏گويد: نزد من جدال و مخاصمه نكنيد، من قبلا به شما اتمام حجت كرده‏ام.

خرمشاهی: فرمايد نزد من ستيزه‏جويى مكنيد، و به راستى كه پيشاپيش وعده عذاب را [براى آگاهى شما] فرستاده بودم‏

مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ ﴿۲۹﴾

فولادوند: پيش من حكم دگرگون نمى‏شود و من [نسبت] به بندگانم بيدادگر نيستم

مکارم: سخن من تغيير ناپذير است، و من هرگز به بندگانم ستم نخواهم كرد.

خرمشاهی: در نزد من آن حكم ديگرگون نشود، و [در عين حال‏] من در حق بندگان ستمگر نيستم‏

يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ ﴿۳۰﴾

فولادوند: آن روز كه [ما] به دوزخ مى‏گوييم آيا پر شدى و مى‏گويد آيا باز هم هست

مکارم: به خاطر بياوريد روزي را كه به جهنم مي‏گوئيم آيا پر شده‏اي ؟ و او مي‏گويد آيا افزون بر اين هم وجود دارد؟!

خرمشاهی: روزى كه به جهنم گوييم آيا پرشدى؟ و گويد آيا باز هم بيشتر هست؟

وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ ﴿۳۱﴾

فولادوند: و بهشت را براى پرهيزگاران نزديك گردانند بى‏آنكه دور باشد

مکارم: (در آن روز) بهشت به پرهيزگاران نزديك مي‏شود، و فاصله‏اي از آنها ندارد!

خرمشاهی: و بهشت براى پرهيزگاران نزديك آورده شود و دور نباشد

هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ ﴿۳۲﴾

فولادوند: [و به آنان گويند] اين همان است كه وعده يافته‏ايد [و] براى هر توبه‏كار نگهبان [حدود خدا] خواهد بود

مکارم: اين چيزي است كه به شما وعده داده مي‏شود و براي كساني است كه به سوي خدا باز مي‏گردند، و پيمانها و احكام او را حفظ مي‏كنند.

خرمشاهی: اين همان است كه به شما وعده داده شده است، [و] خاص هر توبه كار [ادب‏] نگاه دار

مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ ﴿۳۳﴾

فولادوند: آنكه در نهان از خداى بخشنده بترسد و با دلى توبه‏كار [باز] آيد

مکارم: آنكس كه از خداوند رحمان در نهان بترسد، و با قلبي پرانابه در محضر او حاضر شود

خرمشاهی: همان كسى كه به ناديده از خداوند رحمان بيمناك باشد، و دلى پرانابت پيش آورد

ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ ﴿۳۴﴾

فولادوند: به سلامت [و شادكامى] در آن درآييد [كه] اين روز جاودانگى است

مکارم: (به آنها مي‏گويند) به سلامت وارد بهشت شويد، امروز روز جاوداني است.

خرمشاهی: [گوييم‏] به سلامت [و امن و امان‏] وارد آن [بهشت‏] شويد، اين روز [آغاز] جاودانگى است‏

لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ ﴿۳۵﴾

فولادوند: هر چه بخواهند در آنجا دارند و پيش ما فزونتر [هم] هست

مکارم: هر چه بخواهند در آنجا براي آنها هست و نزد ما نعمتهاي اضافي ديگري است (كه به فكر هيچكس نمي‏رسد).

خرمشاهی: در آنجا ايشان راست هر چه خواهند، و نزد ما افزونتر هم هست‏

وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُم بَطْشًا فَنَقَّبُوا فِي الْبِلَادِ هَلْ مِن مَّحِيصٍ ﴿۳۶﴾

فولادوند: و چه بسا نسلها كه پيش از ايشان هلاك كرديم كه [بس] نيرومندتر از اينان بودند و در شهرها پرسه زده بودند [اما سرانجام] مگر گريزگاهى بود

مکارم: چه بسيار اقوامي را كه قبل از آنها هلاك كرديم، اقوامي كه از آنها قويتر بودند، و شهرها (و كشورها) را گشودند، آيا راه فراري وجود دارد؟

خرمشاهی: و چه بسيار پيش از آنان نسلهايى را نابود كرديم كه از ايشان دراز دست‏تر بودند، كه در گوشه و كنار شهرها جستجو كردند كه آيا گريزگاهى هست‏

إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ ﴿۳۷﴾

فولادوند: قطعا در اين [عقوبتها] براى هر صاحبدل و حق نيوشى كه خود به گواهى ايستد عبرتى است

مکارم: در اين تذكري است براي آن كس كه عقل دارد، يا گوش فرادهد و حضور يابد.

خرمشاهی: بى‏گمان در اين براى كسى كه صاحبدل باشد يا سمع قبول داشته و شاهد باشد، پندآموزى است‏

وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ ﴿۳۸﴾

فولادوند: و در حقيقت آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريديم و احساس ماندگى نكرديم

مکارم: ما آسمانها و زمين و آنچه را در ميان آنهاست در شش روز (شش ‍ دوران) آفريديم و هيچگونه رنج و تعبي به ما نرسيد (با اين حال چگونه زنده كردن مردگان براي ما مشكل است ؟).

خرمشاهی: و به راستى كه آسمانها و زمين و مابين آنها را در شش روز آفريديم و به ما ماندگى نرسيد

فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ ﴿۳۹﴾

فولادوند: و بر آنچه مى‏گويند صبر كن و پيش از برآمدن آفتاب و پيش از غروب به ستايش پروردگارت تسبيح گوى

مکارم: در برابر آنچه آنها مي‏گويند شكيبا باش، و تسبيح و حمد پروردگارت را قبل از طلوع آفتاب و پيش از غروب بجا آور.

خرمشاهی: پس بر آنچه مى‏گويند شكيبايى‏ورز و سپاسگزارانه پروردگارت را پيش از طلوع خورشيد و پيش از غروب [آن‏] تسبيح گوى‏

وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ ﴿۴۰﴾

فولادوند: و پاره‏اى از شب و به دنبال سجود [به صورت تعقيب و نافله] او را تسبيح گوى

مکارم: و در بخشي از شب او را تسبيح كن، و بعد از سجده‏ها!

خرمشاهی: و در شب و به دنباله سجده [و نماز واجب‏] نيز او را نيايش كن‏

وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ ﴿۴۱﴾

فولادوند: و روزى كه منادى از جايى نزديك ندا درمى‏دهد به گوش باش

مکارم: گوش فرا ده و منتظر روزي باش كه منادي از مكان نزديك ندا مي‏دهد.

خرمشاهی: و گوش بدار روزى را كه منادى از جايى نزديك ندا در دهد

يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ ﴿۴۲﴾

فولادوند: روزى كه فرياد [رستاخيز] را به حق مى‏شنوند آن [روز] روز بيرون آمدن [از زمين] است

مکارم: روزي كه همگان صيحه رستاخيز را به حق مي‏شنوند، آن روز روز خروج است.

خرمشاهی: روزى كه صيحه را به حق بشنوند، آنگاه روز رستاخيز است‏

إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ ﴿۴۳﴾

فولادوند: ماييم كه خود زندگى مى‏بخشيم و به مرگ مى‏رسانيم و برگشت به سوى ماست

مکارم: مائيم كه زنده مي‏كنيم، و مي‏ميرانيم، و بازگشت تنها به سوي ما است.

خرمشاهی: بى‏گمان ماييم كه زنده مى‏داريم و مى‏ميرانيم و سرانجام [همه چيز] به سوى ماست‏

يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعًا ذَلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ ﴿۴۴﴾

فولادوند: روزى كه زمين به سرعت از [اجساد] آنان جدا و شكافته مى‏شود اين حشرى است كه بر ما آسان خواهد بود

مکارم: روزي كه زمين از روي آنها شكافته مي‏شود و به سرعت (از قبرها) خارج مي‏گردند، و اين جمع كردن براي ما آسان است.

خرمشاهی: روزى كه زمين شتابان بر آنان بشكافد [و از گورها بيرون آيند] اين [هنگام‏] حشر است كه [اقامه آن‏] بر ما آسان است‏

نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ ﴿۴۵﴾

فولادوند: ما به آنچه مى‏گويند داناتريم و تو به زور وادارنده آنان نيستى پس به [وسيله] قرآن هر كه را از تهديد [من] مى‏ترسد پند ده

مکارم: ما به آنچه آنها مي‏گويند آگاهتريم و تو ماءمور به اجبار آنها نيستي، بنابراين به وسيله قرآن كساني را كه از عذاب من مي‏ترسند متذكر ساز.

خرمشاهی: ما به آنچه مى‏گويند آگاه‏تريم و تو زورگوى بر آنان نيستى، پس هر كس را كه از وعده عذاب من مى‏ترسد، به قرآن پند بده‏

   
 

<<صفحه بعد

تمام سوره

صفحه قبل>>

 
 

تماس با ما      نقشه سايت      درباره ما

ParsQuran.com
قرآن فارسی

Took 0.0256 seconds to execute