بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
أَتَى أَمْرُ اللَّهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ
﴿۱﴾
انصاریان: فرمان حتمی خدا [در مورد عذاب کافران ومشرکان] فرا رسیده است، پس خواستار شتاب در آن نباشید؛ او منزّه وبرتر است از آنچه شریک او قرار می دهند.
خرمشاهی: عذاب الهى فرا مىرسد، در طلب آن شتاب مكنيد، او پاك و فراتر است از آنچه با او شريك مىسازند فولادوند: [هان] امر خدا دررسيد پس در آن شتاب مكنيد او منزه و فراتر است از آنچه [با وى] شريك مى سازند قمشهای: فرمان خدا (به ظهور قیامت و یا به عذاب شمشیر بر مشرکان) به زودی فرا میرسد پس (هان ای کافران، شما به تمسخر و هزل) تقاضای تعجیل آن مکنید، خدای یکتا متعالی و منزه از شرک مشرکان است. مکارم شیرازی: فرمان خدا (دائر به مجازات مشركان و مجرمان) فرا رسيده است براي آن عجله نكنيد منزه و برتر است خداوند از اينكه شريك براي او قائل ميشوند.
يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ
﴿۲﴾
انصاریان: فرشتگان را به فرمان خود همراه با روح به هر کس از بندگانش که بخواهد [برای برگزیدنش به پیامبری] نازل می کند [و به آنان فرمان می دهد] که مردم را هشدار دهید که معبودی جز من نیست؛ بنابراین از من پروا کنید.
خرمشاهی: فرشتگان را با وحى به امر خويش بر هركس از بندگانش كه بخواهد فرو مىفرستد، كه هشدار دهيد كه خدايى جز من نيست، پس از من پروا كنيد فولادوند: فرشتگان را با روح به فرمان خود بر هر كس از بندگانش كه بخواهد نازل مى كند كه بيم دهيد كه معبودى جز من نيست پس از من پروا كنيد قمشهای: خدا فرشتگان را با روح به امر خود بر هر یک از بندگان که خواهد میفرستد که خلق را (اندرز داده و از عقوبت شرک به خدا) بترسانید (و به بندگان بفهمانید) که خدایی جز من نیست، پس از من بترسید. مکارم شیرازی: فرشتگانرا با روح الهي به فرمانش بر هر كس از بندگانش بخواهد نازل ميكند (و به آنها دستور ميدهد) كه مردم را انذار كنيد (و بگوئيد) معبودي جز من نيست بنابر اين از مخالفت (دستور) من بپرهيزيد.
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ
﴿۳﴾
انصاریان: آسمان ها و زمین را به حق آفرید. از آنچه شریک او قرار می دهند، برتر است.
خرمشاهی: آسمانها و زمين را به حق آفريده است، فراتر است از آنچه با او شريك مىسازند فولادوند: آسمانها و زمين را به حق آفريده است او فراتر است از آنچه [با وى] شريك مى گردانند قمشهای: خدا آسمانها و زمین را به حق (و برای غرضی محقق و حکمتی بزرگ) آفرید، او از آنچه مشرکان شرک آرند متعالی و منزه است. مکارم شیرازی: آسمانها و زمين را به حق آفريد، او برتر است از اينكه شريك براي او ميسازند
خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ
﴿۴﴾
انصاریان: انسان را از آبی اندک و بی ارزش آفرید، پس آن گاه [و به دور از انتظار] ستیزه جویی آشکار است.
خرمشاهی: انسان را از نطفهاى [بىمقدار] آفريده است، آنگاه او ستيزهجويى آشكار است فولادوند: انسان را از نطفه اى آفريده است آنگاه ستيزه جويى آشكار است قمشهای: خدا انسان را از آب نطفهای (بی قدر و ضعیف) بیافرید، آنگاه او (اصل خلقت خود را فراموش کرده و با خالق) آشکارا به خصومت میخیزد. مکارم شیرازی: انسان را از نطفه بيارزشي خلق كرد و سرانجام او موجودي فصيح و مدافع آشكار از خويشتن گرديد.
وَالْأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ
﴿۵﴾
انصاریان: ودام ها را که برای شما در آنها [وسیله] گرمی و سودهاست آفرید، و از [محصولات لبنی و گوشتی] شان می خورید.
خرمشاهی: و چارپايان را براى شما آفريد كه براى شما در آنها گرما و سودهاى ديگر هست، و هم از آنها مىخوريد فولادوند: و چارپايان را براى شما آفريد در آنها براى شما [وسيله] گرمى و سودهايى است و از آنها مى خوريد قمشهای: و چهارپایان را خلقت کرد که به (موی و پشم) آنها گرم میشوید و از آنها فواید بسیار دیگر برده و از (شیر و گوشت) آنها غذای مأکول میسازید. مکارم شیرازی: و چهار پايان را آفريد در حالي كه براي شما در آنها وسيله پوشش و منافع ديگر است و از گوشت آنها ميخوريد.
وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ
﴿۶﴾
انصاریان: و برای شما در آنها زیبایی [و شکوه] است، آن گاه که [آنها را] شبان گاه از چراگاه بر می گردانید و هنگامی که صبح گاهان به چراگاه می برید.
خرمشاهی: و هنگامى كه آنها را [شامگاهان] از چرا باز مىگردانيد، يا [بامدادان] به چرا مىبريد، شما را در آن تجملى هست فولادوند: و در آنها براى شما زيبايى است آنگاه كه [آنها را] از چراگاه برمى گردانيد و هنگامى كه [آنها را] به چراگاه مى بريد قمشهای: و هنگامی که آنها را شبانگاه از چرا برمیگردانید یا صبحگاه به چرا بیرون میبرید زیب و افتخار شما باشند. مکارم شیرازی: و در آنها براي شما زينت و شكوه است به هنگامي كه به استراحتگاه شان باز ميگردانيد و هنگامي كه (صبحگاهان) آنها را به صحرا ميفرستيد.
وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بَالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ
﴿۷﴾
انصاریان: و بارهای سنگین شما را تا شهری که جز با دشواری و مشقت به آن نمی رسید، حمل می کنند؛ یقیناً پروردگارتان رؤوف و بسیار مهربان است.
خرمشاهی: و بارهايتان را تا شهرى كه جز با به رنج انداختن تن خويش به آن نمىتوانيد رسيد، مىبرند، بىگمان پروردگارتان رئوف و مهربان است فولادوند: و بارهاى شما را به شهرى مى برند كه جز با مشقت بدنها بدان نمى توانستيد برسيد قطعا پروردگار شما رئوف و مهربان است قمشهای: و بارهای شما را (به آسانی) از شهری به شهر دیگر برند که خود شما (بدون بار) جز با مشقّت بسیار بدان جا نتوانید رسید (چه رسد با بار)؛ راستی که پروردگار شما رئوف و مهربان است. مکارم شیرازی: آنها بارهاي سنگين شما را به شهري كه جز با مشقت زياد به آن نميرسيد حمل ميكنند چرا كه پروردگارتان رؤ ف و رحيم است.
وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ
﴿۸﴾
انصاریان: و اسب ها و استرها و الاغ ها را آفرید تا بر آنها سوار شوید و [برای شما] تجمل و زینت باشد، و چیزهایی [در آینده جز این وسایل نقلیه حیوانی] به وجود می آورد که شما نمی دانید.
خرمشاهی: و نيز اسبان و استران و درازگوشان را [آفريد] تا بر آنها سوار شويد و مايه تجمل نيز هست، و نيز چيزهاى ديگر كه شما نمىدانيد مىآفريند فولادوند: و اسبان و استران و خران را [آفريد] تا بر آنها سوار شويد و [براى شما] تجملى [باشد] و آنچه را نمیدانید مى آفريند قمشهای: و اسبان و استران و خران را برای سواری و تجمّل شما آفرید و چیز دیگری هم که شما هنوز نمیدانید (برای سواری شما) خواهد آفرید. مکارم شیرازی: (و همچنين) اسبها و استرها و الاغها را آفريد تا بر آنها سوار شويد و هم مايه زينت شما باشد و چيزها (وسائل نقليه ديگري) ميآفريند كه شما نميدانيد!
وَعَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَائِرٌ وَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ
﴿۹﴾
انصاریان: و قرار دادن راه راست [برای هدایت بندگان به سوی سعادت ابدی] فقط برعهده خداست، و برخی از این راه ها کج و منحرف است [که حرکت در آن شما را از سعادت ابدی محروم می کند]، و اگر خدا می خواست همه شما را [به طور اجبار] به راه راست هدایت می کرد.
خرمشاهی: و [بيان] راه ميانه با خداوند است، و بعضى از آن [راهها] بيراهه است، و اگر مىخواست همگى شما را هدايت مىكرد فولادوند: و نمودن راه راست بر عهده خداست و برخى از آن [راهها] كژ است و اگر [خدا] مى خواست مسلما همه شما را هدايت میکرد قمشهای: و بر خداست بیان راه عدل و راستی، و بعضی راهها جور و ناراستی است. و اگر خدا میخواست (بدون آزمایش بلکه به جبر) شما را همگی به راه هدایت (و جنّت) میکشید (لیکن این خلاف مصلحت و نظام الهی است). مکارم شیرازی: و بر خداست كه راه است را به بندگان نشان دهد، اما بعضي از راهها بيراهه است و اگر خدا بخواهد همه شما را (به اجبار) هدايت ميكند (ولي اجبار سودي ندارد).
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لَكُمْ مِنْهُ شَرَابٌ وَمِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ
﴿۱۰﴾
انصاریان: اوست که از آسمان، آبی برای شما نازل کرد که بخشی از آن نوشیدنی است و از بخشی از آن درخت و گیاه می روید که [دام هایتان] را در آن می چرانید.
خرمشاهی: او كسى است كه از آسمان آبى فرو فرستاد كه آشاميدنى شما از آن است و از همان گياهان مىرويد كه در آن [چارپايانتان را] مىچرانيد فولادوند: اوست كسى كه از آسمان آبى فرود آورد كه [آب] آشاميدنى شما از آن است و روييدنى[هايى] كه [رمه هاى خود را] در آن مىچرانيد [نيز] از آن است قمشهای: اوست خدایی که آب باران را از آسمان فرو فرستاد که هم از آن میآشامید و هم درخت و گیاه از آن میروید که به میوه آن شما، و به برگش حیوانات شما، برخوردار میشوید. مکارم شیرازی: او كسي است كه از آسمان آبي فرستاد كه شرب شما از آن است، و گياهان و درختان كه حيوانات خود را در آن به چرا ميبريد نيز از آن است.
يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ وَالنَّخِيلَ وَالْأَعْنَابَ وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
﴿۱۱﴾
انصاریان: برای شما به وسیله آن آب، زراعت و زیتون و خرما و انگور و از همه محصولات می رویاند؛ یقیناً در این [واقعیات شگفت انگیز طبیعی] نشانه ای است [بر توحید، و ربوبیّت وقدرت خدا] برای گروهی که می اندیشند.
خرمشاهی: با آن براى شما زراعت و زيتون و خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] مىروياند، بىگمان در اين براى انديشهوران مايه عبرتى هست فولادوند: به وسيله آن كشت و زيتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] براى شما مى روياند قطعا در اينها براى مردمى كه انديشه مى كنند نشانه اى است قمشهای: و هم زراعتهای شما را از آن آب باران برویاند و درختان زیتون و خرما و انگور و از هر گونه میوه بپرورد؛ همانا در این کار آیت و نشانهای (از رحمت و قدرت الهی) برای اهل فکرت پدیدار است. مکارم شیرازی: خداوند با آن (آب باران) براي شما زراعت و زيتون و نخل و انگور ميروياند، و از همه ميوه ها، مسلما در اين نشانه روشني است براي گروهي كه تفكر ميكنند
وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
﴿۱۲﴾
انصاریان: و شب و روز و خورشید و ماه را نیز رام و مسخّر شما قرار داد، وستارگان هم به فرمانش رام و مسخّر شده اند؛ قطعاً در این [حقایق] نشانه هایی است [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] برای گروهی که تعقّل می کنند.
خرمشاهی: و براى شما شب و روز و خورشيد و ماه را رام كرد، و ستارگان به فرمان او رام شدهاند، بىگمان در اين براى خردورزان مايه عبرتى هست فولادوند: و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد و ستارگان به فرمان او مسخر شده اند مسلما در اين [امور] براى مردمى كه تعقل مى كنند نشانه هاست قمشهای: و هم شب و روز و خورشید و ماه را برای زندگانی شما در گردون مسخر ساخت، و ستارگان آسمان هم به فرمان او مسخرند؛ همانا در این کار آیتها و نشانههایی (از قدرت خدا) برای اهل خرد پدیدار است. مکارم شیرازی: او شب و روز و خورشيد و ماه را مسخر شما ساخت، و نيز ستارگان به فرمان او مسخر شمايند، در اين نشانه هائي است (از عظمت خدا) براي گروهي كه عقل خود را بكار ميگيرند.
وَمَا ذَرَأَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ
﴿۱۳﴾
انصاریان: و نیز آنچه را که در زمین به رنگ های گوناگون برای شما آفرید [رام و مسخّرتان ساخت]؛ مسلماً در این [امور] نشانه ای است [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] برای گروهی که متذکّر می شوند.
خرمشاهی: و آنچه در زمين براى شما رنگارنگ آفريد، بىگمان در اين براى پندگيران مايه عبرتى هست فولادوند: و [همچنين] آنچه را در زمين به رنگهاى گوناگون براى شما پديد آورد [مسخر شما ساخت] بى ترديد در اين [امور] براى مردمى كه پند مى گيرند نشانه اى است قمشهای: و نیز آنچه در زمین برای شما آفرید و به انواع گوناگون و اشکال رنگارنگ در آورد (همه را مسخر شما کرد)؛ همانا در این کار هم آیت و نشانهای (از الهیت) بر مردم هشیار پدیدار است. مکارم شیرازی: (علاوه بر اين) مخلوقاتي را كه در زمين آفريده نيز مسخر (فرمان شما) ساخت، مخلوقاتي با رنگهاي مختلف در اين نشانه روشني است براي گروهي كه متذكر ميشوند.
وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
﴿۱۴﴾
انصاریان: و اوست که دریا را رام و مسخّر کرد تا از آن گوشت تازه بخورید، و زینتی را که می پوشید از آن بیرون آورید و در آن کشتی ها را می بینی که آب را می شکافند [تا شما را برای حمل کالا، تجارت و داد و ستد جابجا کنند] و برای اینکه از فضل واحسان خدا طلب کنید و [در نهایت] به سپاس گزاری خدا برخیزید.
خرمشاهی: او كسى است كه دريا را رام كرد تا از [صيد] آن گوشتى تر و تازه بخوريد و از آن زيورهايى بيرون آوريد كه آنها را "مىپوشيد" و كشتىها را مىبينى كه در آن دريا شكافند، و چنين كرد تا از فضل و كرم او معاش خود فراهم آوريد و باشد كه سپاس بگزاريد فولادوند: و اوست كسى كه دريا را مسخر گردانيد تا از آن گوشت تازه بخوريد و پيرايه اى كه آن را مى پوشيد از آن بيرون آوريد و كشتيها را در آن شكافنده [آب] مى بينى و تا از فضل او بجوييد و باشد كه شما شكر گزاريد قمشهای: و هم او خدایی است که دریا را برای شما مسخر کرد تا از گوشت تر و تازه (ماهیان حلال) آن تغذیه کنید و از زیورهای آن (مانند درّ و مرجان) استخراج کرده و تن را بیارایید، و کشتیها را در آن روان بینی که سینه آب را میشکافند (تا به تجارت و سفر رفته) و تا از فضل خدا روزی طلبید، و باشد که شکر خدا به جای آرید. مکارم شیرازی: او كسي است كه دريا را مسخر (شما) ساخت تا از آن گوشت تازه بخوريد و وسائل زينتي براي پوشش از آن استخراج نمائيد، و كشتيها را ميبينيد كه سينه دريا را ميشكافند تا شما (به تجارت پردازيد) و از فضل خدا بهره گيريد، شايد شكر نعمتهاي او را بجا آوريد.
وَأَلْقَى فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَأَنْهَارًا وَسُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
﴿۱۵﴾
انصاریان: و در زمین کوه هایی استوار افکند تا شما را [در حال گردش وضعی و انتقالی] نلرزاند، و نهرها و راه هایی را [پدید آورد] تا [برای رسیدن به اهداف و مقاصد خود] راه یابید.
خرمشاهی: و كوهها را در زمين بيفكند تا شما را نجنباند و نيز رودها و راههايى [پديد آورد] باشد كه راه يابيد فولادوند: و در زمين كوههايى استوار افكند تا شما را نجنباند و رودها و راهها [قرار داد] تا شما راه خود را پيدا كنيد قمشهای: و نیز کوههای بزرگ را در زمین بنهاد تا زمین شما را به لرزه و اضطراب نیفکند و نهرها جاری کرد و راهها پدیدار ساخت تا مگر هدایت شوید. مکارم شیرازی: و در زمين كوه هاي ثابت و محكمي افكند تا لرزش آنرا نسبت به شما بگيرد، و نهرها ايجاد كرد، و راههائي تا هدايت شويد.
وَعَلَامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ
﴿۱۶﴾
انصاریان: و [برای اینکه در عبور از کوه ها و بیابان ها و کویرها سرگردان و گم نشوید] نشانه ها [قرار داد]، و [مردم به هنگام شب در دل بیابان ها و بر سطح دریاها] به وسیله ستارگان راهیابی می کنند.
خرمشاهی: و نيز نشانههايى [ديگر]، و آنان با نظر به ستارگان [در دريا] راه مىيابند فولادوند: و نشانه هايى [ديگر نيز قرار داد] و آنان به وسيله ستاره [قطبى] راهيابى مى كنند قمشهای: و نشانههایی (در زمین مانند کوهها و دریاها و رودها و جنگلها مقرر داشت) و آنان به ستارگان (در شبها) هدایت یابند. مکارم شیرازی: و (نيز) علاماتي قرار داد و (شب هنگام) آنها بوسيله ستارگان هدايت ميشوند.
أَفَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لَا يَخْلُقُ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ
﴿۱۷﴾
انصاریان: بر این اساس آیا کسی که [همه چیز] می آفریند، مانند کسی است که [هیچ چیز] نمی آفریند؟ [پس کُرنش در برابر بتان بر پایه چه دلیلی است؟] آیا پند نمی گیرید؟
خرمشاهی: پس آيا كسى كه مىآفريند همانند كسى است كه نمىآفريند؟ آيا پند نمىگيريد؟ فولادوند: پس آيا كسى كه مى آفريند چون كسى است كه نمى آفريند آيا پند نمى گيريد قمشهای: آیا آن خدایی که خلق میکند مانند آن کس (از فراعنه و بتان) است که هیچ چیز در عالم خلق نمیکند؟ آیا متذکر و هوشیار نمیشوید؟ مکارم شیرازی: آيا كسي كه ميآفريند همچون كسي است كه نميآفريند؟ آيا متذكر نميشويد!!
وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ
﴿۱۸﴾
انصاریان: و اگر نعمت های خدا را شماره کنید، هرگز نمی توانید آنها را به شمار آورید؛ یقیناً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
خرمشاهی: و اگر نعمت الهى را بشماريد، نمىتوانيد آن را [چنانكه هست] شمارش كنيد، بىگمان خداوند آمرزگار مهربان است فولادوند: و اگر نعمت[هاى] خدا را شماره كنيد آن را نمى توانيد بشماريد قطعا خدا آمرزنده مهربان است قمشهای: و اگر بخواهید که نعمتهای خدا را شماره کنید هرگز نتوانید، که خدا در حق بندگان بسیار آمرزنده و مهربان است. مکارم شیرازی: و اگر نعمتهاي خدا را بشماريد هرگز نميتوانيد آنرا احصا كنيد، خداوند غفور و رحيم است.
وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ
﴿۱۹﴾
انصاریان: و خدا آنچه را پنهان می کنید و آنچه را آشکار می سازید، می داند.
خرمشاهی: و خداوند آنچه پنهان و آنچه آشكار مىداريد، مىداند فولادوند: و خدا آنچه را كه پنهان مى داريد و آنچه را كه آشكار مى سازيد مى داند قمشهای: و خدا هر چه را پنهان و آشکار دارید به همه آگاه است. مکارم شیرازی: خداوند آنچه را پنهان ميداريد و آنچه را آشكار ميسازيد ميداند.
وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ
﴿۲۰﴾
انصاریان: و معبودهایی را که به جای خدا می پرستند [نه اینکه] چیزی را نمی آفرینند، بلکه خودشان آفریده می شوند.
خرمشاهی: و كسانى كه [مشركان به ناحق] به جاى خداوند مىپرستند، چيزى نيافريدهاند و خودشان آفريده شدهاند فولادوند: و كسانى را كه جز خدا مى خوانند چيزى نمى آفرينند در حالى كه خود آفريده مى شوند قمشهای: و آنچه که مشرکان غیر از خدا (چون بتها و فراعنه) به خدایی میخوانند چیزی خلق نکنند و خود نیز مخلوقند. مکارم شیرازی: معبودهائي را كه غير از خدا ميخوانند چيزي را خلق نميكنند بلكه خودشان هم مخلوقند.
أَمْوَاتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ
﴿۲۱﴾
انصاریان: مُردگانند نه زندگان، و نمی دانند چه زمانی برانگیخته می شوند.
خرمشاهی: [اينان] مردگانى بىجانند، و خود نمىدانند كه چه هنگام برانگيخته خواهند شد فولادوند: مردگانند نه زندگان و نمى دانند كى برانگيخته خواهند شد قمشهای: اینها مرده و از حیات بیبهرهاند و هیچ حس و شعور ندارند که در چه هنگام مبعوث میشوند (و که آنها را برمیانگیزد). مکارم شیرازی: آنها موجودات مرده اي هستند كه هرگز استعداد حيات ندارند، و نميدانند در چه زماني عبادت كنندگانشان محشور ميشوند.
إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ
﴿۲۲﴾
انصاریان: معبود شما معبودی یگانه است؛ پس کسانی که به آخرت ایمان نمی آورند، دل هایشان [حق را] انکار می کند، و آنان مستکبرند.
خرمشاهی: خداى شما خدايى يگانه است، و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند، دلهايشان انكارگر است و خود مستكبرند فولادوند: معبود شما معبودى است يگانه پس كسانى كه به آخرت ايمان ندارند دلهايشان انكاركننده [حق] است و خودشان متكبرند قمشهای: خدای شما خدایی یکتاست، و آنان که به عالم آخرت ایمان ندارند (اگر هم به زبان گویند) به دل منکر (مبدأ متعال) اند و (از اطاعت حکم خدا) تکبر و سرپیچی میکنند. مکارم شیرازی: معبود شما خداوند يگانه است، اما آنها كه به آخرت ايمان ندارند دلهايشان حق را انكار ميكند، و مستكبرند.
لَا جَرَمَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ
﴿۲۳﴾
انصاریان: ثابت و یقینی است که خدا آنچه را پنهان می کنند و آنچه را آشکار می نمایند، می داند؛ قطعاً او مستکبران را دوست ندارد.
خرمشاهی: حقا كه خداوند آنچه پوشيده و آنچه آشكار مىدارند، مىداند، [و] او مستكبران را دوست ندارد فولادوند: شك نيست كه خداوند آنچه را پنهان مى دارند و آنچه را آشكار مى سازند مى داند و او گردنكشان را دوست نمى دارد قمشهای: محققا خدا بر کارهای باطن و ظاهر آنها آگاه است (و به کیفر اعمالشان میرساند) که او هرگز متکبران و گردنکشان را دوست نمیدارد. مکارم شیرازی: قطعا خداوند از آنچه پنهان ميدارند و آنچه آشكار ميسازند با خبر است او مستكبران را دوست نميدارد.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ
﴿۲۴﴾
انصاریان: و هنگامی که به آنان گویند: پروردگارتان چه چیزهایی نازل کرده؟ می گویند: [چیزی نازل نکرده، آنچه به عنوان قرآن در دسترس مردم است، همان] افسانه های [دروغین] پیشینیان است!!
خرمشاهی: و چون به ايشان گويند پروردگارتان چه نازل كرده است؟ گويند اين افسانههاى پيشينيان است فولادوند: و چون به آنان گفته شود پروردگارتان چه چيز نازل كرده است مى گويند افسانه هاى پيشينيان است قمشهای: و هرگاه به این مردم (مستکبر) گفته شود که خدایتان چه فرستاده؟ گویند: این آیات همه افسانههای پیشینیان است. مکارم شیرازی: و هنگامي كه به آنها گفته شود پروردگار شما چه نازل كرده است! ميگويند اينها (وحي الهي نيست) همان افسانه هاي دروغين پيشينيان است.
لِيَحْمِلُوا أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلَا سَاءَ مَا يَزِرُونَ
﴿۲۵﴾
انصاریان: سرانجام روز قیامت بار گناهانشان را به طور کامل و بخشی از بار گناهان کسانی که از روی بی دانشی گمراهشان می کنند، به دوش می کشند. آگاه باشید! بد باری است که به دوش می کشند.
خرمشاهی: تا سرانجام هم بار گناهان خودشان را به تمامى در روز قيامت بر دوش كشند و هم بخشى از بارگناهان كسانى را كه از روى نادانى گمراهشان كردهاند، هان چه بد است آنچه بر دوش مىكشند فولادوند: تا روز قيامت بار گناهان خود را تمام بردارند و [نيز] بخشى از بار گناهان كسانى را كه ندانسته آنان را گمراه مى كنند آگاه باشيد چه بد بارى را مى كشند قمشهای: تا آنکه آنان (در نتیجه انکار روز قیامت) بار سنگین گناه خود را کاملا با برخی از بار گناه کسانی که از جهل گمراهشان کردند به دوش نهند، (عاقلان) آگاه باشند که آن بار وزر و گناه بسیار بد عاقبت است. مکارم شیرازی: آنها بايد روز قيامت بار گناهان خود را بطور كامل بر دوش كشند، و هم سهمي از گناهان كساني را كه بخاطر جهل گمراهشان ساختند، بدانيد آنها بار سنگين بدي بر دوش ميكشند.
قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللَّهُ بُنْيَانَهُمْ مِنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ
﴿۲۶﴾
انصاریان: همانا کسانی که پیش از اینان بودند [به همین صورت] نیرنگ زدند [تا حق را نابود کنند]، پس خدا بنیانشان را از پایه و اساس ویران کرد و سقف [خانه هایشان را] از بالای سرشان بر آنان فرو ریخت، و از جایی که پی نبردند، عذاب به سویشان آمد.
خرمشاهی: كسانى هم كه [بر همين شيوه و] پيش از آنان بودند، مكرورزيدند، آنگاه فرمان خداوند در رسيد كه بنيادشان را از پايه برانداخت و سقف از فرازشان بر آنان فرود آمد، و عذاب از جايى كه انديشهاش را نمىكردند، بر سرشان نازل شد فولادوند: پيش از آنان كسانى بودند كه مكر كردند و[لى] خدا از پايه بر بنيانشان زد درنتيجه از بالاى سرشان سقف بر آنان فرو ريخت و از آنجا كه حدس نمى زدند عذاب به سراغشان آمد قمشهای: آن کافرانی که پیش از اینان بودند نیز (مانند اینها) مکرها (برای پامال کردن حق) اندیشیدند لیکن خدا بنای آنها را از پایه ویران کرد و سقف بر سرشان فرو ریخت و عذاب خدا از جایی که نمیفهمیدند آنها را فرا رسید. مکارم شیرازی: كساني كه قبل از ايشان بودند (نيز) از اين توطئه ها داشتند، ولي خداوند به سراغ شالوده (زندگي) آنها رفت و آنرا از اساس ويران كرد، و سقف بر سرشان از بالا فرو ريخت، و عذاب (الهي) از آنجايي كه نميدانستند به سراغشان آمد!
ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُخْزِيهِمْ وَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ قَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَالسُّوءَ عَلَى الْكَافِرِينَ
﴿۲۷﴾
انصاریان: آن گاه روز قیامت رسوایشان می کند و می گوید: [معبودانی که گمان می بردید] شریکان من [در ربوبیّت هستند] که برای آنها [با پیامبران و اهل ایمان] دشمنی و ستیز می کردید، کجایند؟ [آنان پاسخی ندارند، ولی] کسانی که به آنان دانش و بصیرت داده شده می گویند: امروز رسوایی و عذاب بر کافران است.
خرمشاهی: سپس در روز قيامت آنان را خوار سازد و فرمايد كجا هستند شريكان من كه شما درباره آنان مناقشه مىكرديد؟ دانشوران گويند امروز خوارى و عذاب نصيب كافران است فولادوند: سپس روز قيامت آنان را رسوا مى كند و مى گويد كجايند آن شريكان من كه در باره آنها [با پيامبران] مخالفت میکرديد كسانى كه به آنان علم داده شده است مى گويند در حقيقت امروز رسوايى و خوارى بر كافران است قمشهای: آن گاه روز قیامت هم آنان را خوار و ذلیل خواهد کرد و آن روز خواهد گفت: کجایند شریکان من که برای طرفداری آنها خصومت و جنگ به پا میکردید؟ (در آن هنگام) اهل علم و دانش اظهار کنند که امروز ذلت و خواری و عذاب به کافران اختصاص دارد. مکارم شیرازی: سپس روز قيامت خدا آنها را رسوا ميسازد، و ميگويد شريكاني كه شما براي من ساختيد، و بخاطر آنها با ديگران دشمني ميكرديد كجا هستند؟ (در اين هنگام) عالمان ميگويند: رسوائي و بدبختي، امروز بر كافران است.
الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ بَلَى إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
﴿۲۸﴾
انصاریان: همانان که فرشتگان جانشان را در حالی که ستمکار بر خود بوده اند، می گیرند؛ پس [در آن موقعیت] از در تسلیم در آیند [و گویند:] ما هیچ کار بدی انجام نمی دادیم. [به آنان گویند: یقیناً انجام می دادید] ومسلماً خدا به آنچه همواره انجام می دادید، داناست.
خرمشاهی: كسانى كه فرشتگان جانشان را مىگيرند و آنان بر خود ستم روا داشتهاند، از در تسليم درآيند [و گويند] ما هيچ بد و بيراهى نكردهايم، ولى بىگمان خداوند به آنچه كردهايد، داناست فولادوند: همانان كه فرشتگان جانشان را مى گيرند در حالى كه بر خود ستمكار بوده اند پس از در تسليم درمى آيند [و مى گويند] ما هيچ كار بدى نمیکرديم آرى خدا به آنچه میکرديد داناست قمشهای: آنها که فرشتگان در حالی جانشان را میگیرند که (در دنیا) به نفس خود ستم کردند، در آن حال مرگ (اجبارا) سر تسلیم پیش دارند (و گویند) که ما ابدا کار بد نمیکردیم؛ چرا، خدا به هر چه میکردید آگاه است. مکارم شیرازی: همانها كه فرشتگان (قبض ارواح) روحشان را ميگيرند در حالي كه به خود ظلم كرده بودند، در اين هنگام آنها تسليم ميشوند (و ميگويند) ما كار بدي انجام نميداديم، آري خداوند به آنچه انجام ميداديد عالم است.
فَادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ
﴿۲۹﴾
انصاریان: بنابراین از درهای دوزخ وارد شوید در حالی که در آن جاودانه اید؛ و بد جایی است جایگاه مستکبران.
خرمشاهی: پس، از دروازههاى جهنم وارد شويد، و جاودانه در آن خواهيد بود، و جايگاه متكبران چه بد است فولادوند: پس از درهاى دوزخ وارد شويد و در آن هميشه بمانيد و حقا كه چه بد است جايگاه متكبران قمشهای: پس (فرشتگان خطاب کنند که) از هر در به دوزخ داخل شوید که در آنجا همیشه معذب خواهید بود. و جایگاه متکبران (که دوزخ است) بسیار بد منزلگاهی است. مکارم شیرازی: اكنون از درهاي جهنم وارد شويد در حالي كه جاودانه در آن خواهيد بود، چه جاي بدي است جايگاه مستكبران؟!
وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قَالُوا خَيْرًا لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ
﴿۳۰﴾
انصاریان: و هنگامی که به پرهیزکاران گویند: پروردگارتان چه چیزی نازل کرد؟ گویند: خیر را [که قرآن هدایت گر است و سراسر آیاتش وحی الهی است، نازل کرد]. برای کسانی که نیکی کردند [پاداش] نیکویی در این دنیاست، وهمانا سرای آخرت بهتر است، و سرای پرهیزکاران چه نیکوست.
خرمشاهی: و به پرهيزگاران گويند پروردگارتان چه نازل كرده است؟ گويند [آنچه نازل كرده است] خير است، براى نيكوكاران در اين دنيا نيكى است و سراى آخرت بهتر است، و سراى پرهيزگاران چه نيكوست فولادوند: و به كسانى كه تقوا پيشه كردند گفته شود پروردگارتان چه نازل كرد مى گويند خوبى براى كسانى كه در اين دنيا نيكى كردند [پاداش] نيكويى است و قطعا سراى آخرت بهتر است و چه نيكوست سراى پرهيزگاران قمشهای: و چون به اهل تقوا گفته شود که خدای شما چه آیاتی فرستاد؟ گویند: نیکو آیاتی فرستاد. آنان که نیکوکارند هم در حیات دنیا نیکی و خوشی بینند و هم دار آخرت (آنها را) بهترین منزل است و البته خانه اهل تقوا بسیار مجلّل و نیکو خواهد بود. مکارم شیرازی: و هنگامي كه بپرهيزگاران گفته ميشد پروردگار شما چه نازل كرده است ؟ ميگفتند: خير (و سعادت) براي كساني كه نيكي كردند در اين دنيا نيكي است، و سراي آخرت از آنهم بهتر است، و چه خوب است سراي پرهيزكاران.
جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ كَذَلِكَ يَجْزِي اللَّهُ الْمُتَّقِينَ
﴿۳۱﴾
انصاریان: [سرای پرهیزکاران] بهشت های جاویدانی [است] که وارد آنها می شوند، از زیرِ [درختانِ] آنها نهرها جاری است، در آنجا هر چه بخواهند برای آنان فراهم است؛ خدا پرهیزکاران را این گونه پاداش می دهد.
خرمشاهی: همان بهشتهاى عدن كه به آن در آيند، كه جويباران از فرودست آن جارى است، در آنجا هر چه خواهند برايشان هست، خداوند بدين گونه به پرهيزگاران پاداش مىدهد فولادوند: بهشتهاى عدن كه در آن داخل مى شوند رودها از زير [درختان] آنها روان است در آنجا هر چه بخواهند براى آنان [فراهم] است خدا اين گونه پرهيزگاران را پاداش مى دهد قمشهای: که باغهای بهشت عدن باشد که در زیر درختانش نهرها جاری است، متقیان در آن داخل شوند در حالی که هر چه بخواهند و میل کنند در آنجا بر ایشان حاضر است. باری این است اجر و جزایی که خدا به اهل تقوا عطا خواهد کرد. مکارم شیرازی: باغهائي از بهشت جاويدان است كه همگي وارد آن ميشوند، نهرها از زير آن جريان دارد و هر چه را بخواهند در آنجا هست!
الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
﴿۳۲﴾
انصاریان: آنان در حالی که [از آلودگی های عملی و اخلاقی] پاک و پاکیزه اند، فرشتگانْ جانشان را می گیرند، به آنان می گویند: سلام بر شما، [اکنون] به پاداش آنچه همواره انجام می دادید، به بهشت درآیید.
خرمشاهی: كسانى [از مؤمنان] كه پاكند چون فرشتگان جانشان را بگيرند گويند سلام بر شما، به خاطر كار و كردارتان وارد بهشت شويد فولادوند: همان كسانى كه فرشتگان جانشان را در حالى كه پاكند مى ستانند [و به آنان] مى گويند درود بر شما باد به [پاداش] آنچه انجام مى داديد به بهشت درآييد قمشهای: آنان که در حال پاکیزگی (از شرک) فرشتگان قبض روحشان کنند به آنها گویند که شما به موجب اعمال نیکویی که در دنیا به جا آوردید اکنون به بهشت ابدی درآیید. مکارم شیرازی: همانها كه فرشتگان (قبض ارواح) روحشان را ميگيرند در حالي كه پاك و پاكيزه اند به آنها ميگويند سلام بر شما باد، وارد بهشت شويد بخاطر اعمالي كه انجام ميداديد.
هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلَائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ أَمْرُ رَبِّكَ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
﴿۳۳﴾
انصاریان: آیا [کافران و مشرکان] جز اینکه فرشتگانِ [قبض کننده ارواح] به سویشان آیند، یا فرمان پروردگارت [در مورد عذابشان] در رسد، انتظار می برند؟ کسانی هم که پیش از آنان بودند [در برابر حق] چنین کردند، و خدا [در عذاب کردنشان] به آنان ستم نورزید، بلکه آنان همواره [با مرتکب شدن انواع گناهان] به خودشان ستم می کردند.
خرمشاهی: انتظارى جز اين ندارند كه فرشتگان به نزد آنان بيايند يا امر پروردگارت نازل گردد، كسانى هم كه پيش از آنان بودند، به همين شيوه رفتار كردند، و خداوند به آنان ستم نكرد، بلكه خود بر خويشتن ستم كردند فولادوند: آيا [كافران] جز اين كه فرشتگان [جانستان] به سويشان آيند يا فرمان پروردگارت [داير بر عذابشان] دررسد انتظارى مى برند كسانى كه پيش از آنان بودند [نيز] اين گونه رفتار كردند و خدا به ايشان ستم نكرد بلكه آنان به خود ستم میکردند قمشهای: این کافران منکر جز آنکه فرشتگان (غضب خدا) بر سر آنها بیایند (و ترسان و لرزان شوند) یا (به هلاک آنان) حکم خدا در رسد دیگر چه انتظار میبرند؟ منکران پیشین هم مانند اینان عمل کردند (که همه هلاک شدند) و خدا اصلا به آنها ستم نکرد بلکه آنها خود به نفس خویش ستم میکردند. مکارم شیرازی: آيا آنها جز اين انتظاري دارند كه فرشتگان (قبض ارواح) به سراغشان بيايند يا فرمان پروردگارت (دائر بمجازاتشان) فرا رسد (آنگاه توبه كنند، كه توبه آنها در آن زمان بياثر است ؟ آري) آنها كه پيش از ايشان بودند نيز چنين كردند، خداوند به آنها ستم نكرد، ولي آنان به خويشتن ستم نمودند.
فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ
﴿۳۴﴾
انصاریان: پس [کیفر] بدی هایی که انجام دادند به آنان رسید، و عذابی که همواره مسخره می کردند، بر آنان نازل شد.
خرمشاهی: كيفر آنچه كرده بودند، گريبانگيرشان شد، و [كيفر] آنچه به ريشخند گرفته بودند، فراگيرشان شد فولادوند: پس [كيفر] بديهايى كه كردند به آنان رسيد و آنچه مسخره اش میکردند آنان را فرا گرفت قمشهای: تا آنکه به کیفر اعمال زشت خود رسیدند و آن عذابی که به آن تمسخر میکردند آنها را احاطه کرد. مکارم شیرازی: و سرانجام سيئات اعمالشان به آنها رسيد و آنچه را استهزا ميكردند (از وعده هاي عذاب) بر آنها وارد شد.
وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ نَحْنُ وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
﴿۳۵﴾
انصاریان: و کسانی که [به خدا] شرک ورزیدند [از روی جهل، و بی خردی و بدون دلیل و برهان] گفتند: اگر خدا می خواست نه ما و نه پدرانمان هیچ چیزی را جز او نمی پرستیدیم، و هیچ چیزی را بدون [حکم و فرمان] او حرام نمی کردیم. کسانی هم پیش از اینان بودند [در برابر حق] چنین کردند، پس آیا بر عهده پیامبران جز رساندن آشکار [پیام وحی، وظیفه ای] هست؟
خرمشاهی: و مشركان گفتند اگر خدا مىخواست نه ما و نه پدرانمان چيزى را جز او نمىپرستيديم، و چيزى را جز به امر او حرام نمىكرديم، پيشينيان آنان هم به همين شيوه رفتار كردند، و آيا جز پيامرسانى آشكار چيزى بر عهده پيامبران است؟ فولادوند: و كسانى كه شرك ورزيدند گفتند اگر خدا مى خواست نه ما و نه پدرانمان هيچ چيزى را غير از او نمى پرستيديم و بدون [حكم] او چيزى را حرام نمى شمرديم پيش از آنان [نيز] چنين رفتار كردند و[لى] آيا جز ابلاغ آشكار بر پيامبران [وظيفه اى] است قمشهای: و مشرکان گویند: اگر خدا میخواست هرگز نه ما و نه پدرانمان چیزی جز آن خدای یکتا نمیپرستیدیم و بیخواست او چیزی را حرام نمیکردیم. مشرکان پیش از اینان هم کردار و گفتارشان همین بود (که به در جبر و انکار عمل خویش میزدند) پس در این صورت آیا برای رسولان ما جز تبلیغ رسالت (و اتمام حجت) تکلیفی هست؟ مکارم شیرازی: مشركان گفتند: اگر خدا ميخواست نه ما، و نه پدران ما غير او را عبادت نميكردند و چيزي را بدون اجازه او تحريم نمينموديم (آري) آنها كه قبل از ايشان بودند نيز همين كارها را انجام دادند، ولي آيا پيامبران وظيفه اي جز ابلاغ آشكار دارند؟!
وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلَالَةُ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ
﴿۳۶﴾
انصاریان: و همانا در هر امتی پیامبری فرستادیم که [اعلام کند که] خدا را بپرستید و از [پرستش] طاغوت بپرهیزید. پس خدا گروهی از آنان را [که لیاقت نشان دادند] هدایت کرد و گروهی [دیگر را به سبب تکبّر و عنادشان] گمراهی بر آنان مقرّر شد. پس در زمین بگردید و با تأمل بنگرید که سرانجام تکذیب کنندگان چگونه بود.
خرمشاهی: و به راستى كه در ميان هر امتى پيامبرى برانگيختيم [تا بگويند] كه خداوند را بپرستيد و از طاغوت پرهيز كنيد و از ايشان كسانى هستند كه خداوند هدايتشان كرده و از ايشان كسانى هستند كه سزاوار گمراهىاند، پس در روى زمين سير و سفر كنيد و بنگريد كه سرانجام دروغ دارندگان چگونه بوده است فولادوند: و در حقيقت در ميان هر امتى فرستاده اى برانگيختيم [تا بگويد] خدا را بپرستيد و از طاغوت [=فريبگر] بپرهيزيد پس از ايشان كسى است كه خدا [او را] هدايت كرده و از ايشان كسى است كه گمراهى بر او سزاوار است بنابراين در زمين بگرديد و ببينيد فرجام تكذيب كنندگان چگونه بوده است قمشهای: و همانا ما در میان هر امتی پیغمبری فرستادیم که خدای یکتا را پرستید و از بتان و فرعونان دوری کنید، پس بعضی مردم را خدا هدایت کرد و بعضی دیگر ضلالت و گمراهی بر آنان حتمی شد، اکنون در روی زمین گردش کنید تا بنگرید عاقبت آنان که (انبیاء را) تکذیب کردند به کجا رسید (و آنها چگونه هلاک ابدی شدند). مکارم شیرازی: ما در هر امتي رسولي فرستاديم كه خداي يكتا را بپرستيد، و از طاغوت اجتناب كنيد خداوند گروهي را هدايت كرد، و گروهي ضلالت و گمراهي دامانشانرا گرفت پس در روي زمين سير كنيد و ببينيد عاقبت تكذيب كنندگان چگونه بود؟
إِنْ تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ
﴿۳۷﴾
انصاریان: هر چند بر هدایتشان حریص باشی [هدایت نمی یابند]؛ زیرا خدا کسانی را که [به سبب تکبّر و عنادشان] گمراه می کند، هدایت نخواهد کرد، و برای آنان هیچ یاوری [که از گمراهی نجاتشان دهد] وجود ندارد.
خرمشاهی: اگر بر هدايت آنان حريص باشى [بدان] كه خداوند كسى را كه بيراه گذارد، به راه نمىآورد، و ايشان ياورى ندارند فولادوند: اگر [چه] بر هدايت آنان حرص ورزى ولى خدا كسى را كه فرو گذاشته است هدايت نمى كند و براى ايشان يارى كنندگانى نيست قمشهای: (ای رسول ما) تو اگر چه بسیار حریص و مشتاق هدایت خلق هستی و لیکن (بدان که) خدا آنان را که (پس از اتمام حجت) گمراه کرده دیگر هدایت نکند و آنها را یاوری نخواهد بود. مکارم شیرازی: هر قدر بر هدايت آنها حريص باشي (سودي ندارد) چرا كه خداوند كسي را كه گمراه ساخت هدايت نميكند و ياوراني نخواهند داشت.
وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
﴿۳۸﴾
انصاریان: با سخت ترین سوگندهایشان به خدا سوگند یاد کردند که خدا کسانی را که می میرند، برنمی انگیزد!! آری، [با قدرت بی نهایتش برمی انگیزد] این وعده حقّی بر عهده اوست، ولی بیشتر مردم نمی دانند [و به علت نادانی و جهلشان انکار می کنند.]
خرمشاهی: و سختترين سوگندهايشان را به نام خدا مىخوردند كه خداوند كسانى را كه مردهاند، از نو زنده نخواهد كرد، آرى [خواهد كرد]، اين است وعدهاى كه به حق بر عهده اوست، ولى بيشترينه مردم نمىدانند فولادوند: و با سخت ترين سوگندهايشان بخدا سوگند ياد كردند كه خدا كسى را كه مى ميرد بر نخواهد انگيخت آرى [انجام] اين وعده بر او حق است ليكن بيشتر مردم نمى دانند قمشهای: و کافران با مبالغه و تأکید کامل به خدا قسم یاد میکنند که هرگز کسی که مرد خدا او را زنده نخواهد کرد (و قیامتی وجود نخواهد داشت) چرا، البته قیامت وعده حتمی خداست و لیکن اکثر مردم از آن آگاه نیستند. مکارم شیرازی: آنها مؤ كدا سوگند ياد كردند كه خدا آنها را كه ميميرند هرگز مبعوث نميكند، آري اين وعده قطعي خدا است (كه همه مردگانرا به زندگي باز ميگرداند) ولي اكثر مردم نميدانند.
لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كَانُوا كَاذِبِينَ
﴿۳۹﴾
انصاریان: [یقیناً مردگان را زنده می کند] تا حقایقی را که در آن اختلاف می کنند، برای آنان روشن سازد. و تا کافران بدانند که همواره [در انکارشان نسبت به زنده شدن مردگان] دروغ می گفتند.
خرمشاهی: تا سرانجام براى آنان [حقيقت] آنچه را اختلاف دارند روشن سازد و تا كافران بدانند كه دروغگو بودهاند فولادوند: تا [خدا] آنچه را در [مورد] آن اختلاف دارند براى آنان توضيح دهد و تا كسانى كه كافر شده اند بدانند كه آنها خود دروغ مى گفته اند قمشهای: تا (در آن روز محشر) آنچه را که در آن اختلاف میکنند آشکار و مبین گرداند و تا کافران کاملا به دروغ و اندیشه غلط خود آگاه شوند. مکارم شیرازی: هدف اينست كه آنچه را در آن اختلاف داشتند براي آنها روشن سازد تا كساني كه منكر شدند بدانند دروغ ميگفتند.
إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
﴿۴۰﴾
انصاریان: [زنده کردن مردگان برای ما دشوار نیست] فرمان ما درباره چیزی چون [به وجود آمدنش را] اراده کنیم، فقط این است که به آن می گوییم: باش، پس [بی درنگ] موجود می شود.
خرمشاهی: سخن ما درباره چيزى كه ارادهاش را كردهايم فقط اين است كه به آن مىگوييم موجود شو، و بىدرنگ موجود مىشود فولادوند: ما وقتى چيزى را اراده كنيم همين قدر به آن مى گوييم باش بى درنگ موجود مى شود قمشهای: ما به امر نافذ خود هر چه را اراده کنیم همین که گوییم موجود باش، همان لحظه موجود خواهد شد. مکارم شیرازی: (معاد براي ما مشكل نيست چرا كه) هنگامي كه چيزي را اراده ميكنيم فقط به آن ميگوئيم موجود باش، بلافاصله موجود ميشود!
وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ
﴿۴۱﴾
انصاریان: و آنان که پس از ستم دیدنشان برای به دست آوردن خشنودی خدا هجرت کردند، یقیناً آنان را در این دنیا در جایگاه و مکانی نیکو جای دهیم، و قطعاً پاداش آخرت بهتر و برتر است، اگر می دانستند [که دارای چه کمیّت و کیفیتی است.]
خرمشاهی: و كسانى كه پس از ستم ديدنشان، در راه خدا هجرت كردهاند، در دنيا، [در سرا و سرزمين] نيكويى جايشان مىدهيم و اگر بدانند بىگمان پاداش اخروى بزرگتر است فولادوند: و كسانى كه پس از ستمديدگى در راه خدا هجرت كرده اند در اين دنيا جاى نيكويى به آنان مى دهيم و اگر بدانند قطعا پاداش آخرت بزرگتر خواهد بود قمشهای: و آنان که در راه خدا مهاجرت کردند پس از آنکه ستمها (در وطن خود از کافران) کشیدند ما در دنیا به آنها جایگاه آسایش و نیکو میدهیم در صورتی که اگر بدانند اجری که در آخرت به آنها عطا خواهیم کرد بزرگتر (و بسیار بهتر و نیکوتر) است. مکارم شیرازی: آنها كه مورد ستم واقع شدند سپس براي خدا هجرت كردند در اين دنيا جايگاه (و مقام) خوبي به آنها ميدهيم و پاداش آخرت، اگر بدانند، از آنهم بزرگتر است.
الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ
﴿۴۲﴾
انصاریان: همانان که [در برابر مصایب، وحوادث و آزار دیدن از دیگران] صبر کردند و فقط بر پروردگارشان توکل می کنند.
خرمشاهی: همانان كه شكيبايىورزيده و بر پروردگارشان توكل كردهاند فولادوند: همانان كه صبر نمودند و بر پروردگارشان توكل مى كنند قمشهای: (این اجر بزرگ در دنیا و عقبی به) آن کسانی (عطا میشود) که (در راه دین) صبر کردند و بر خدای خود در کارها توکل مینمایند. مکارم شیرازی: آنها كساني هستند كه صبر و استقامت پيشه كردند و تنها توكلشان بر پروردگارشان است.
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
﴿۴۳﴾
انصاریان: و پیش از تو جز مردانی که به آنان وحی می کردیم، نفرستادیم. اگر [این حقیقت را] نمی دانید [که پیامبران از جنس بشر بودند] از اهل دانش و اطلاع بپرسید [تا دیگر نگویید که چرا فرشته ای به رسالت نازل نشده است؟!]
خرمشاهی: و ما پيش از تو جز مردانى كه به آنان وحى مىكرديم، نفرستادهايم، پس اگر نمىدانيد از پژوهندگان كتابهاى آسمانى بپرسيد فولادوند: و پيش از تو [هم] جز مردانى كه بديشان وحى میکرديم گسيل نداشتيم پس اگر نمیدانید از پژوهندگان كتابهاى آسمانى جويا شويد قمشهای: و ما پیش از تو غیر رجال مؤیّد به وحی خود کسی را به رسالت نفرستادیم، پس اگر نمیدانید از اهل ذکر (یعنی علما و دانشمندان هر امت) سؤال کنید. مکارم شیرازی: ما پيش از تو جز مرداني كه به آنها وحي ميكرديم نفرستاديم، اگر نميدانيد از اهل اطلاع سؤ ال كنيد.
بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
﴿۴۴﴾
انصاریان: [همه پیامبران را] با دلایل روشن و کتاب های آسمانی [فرستادیم]، و قرآن را [هم] به سوی تو نازل کردیم به خاطر اینکه برای مردم آنچه را که برای [هدایتشان] به سویشان نازل شده بیان کنی و برای اینکه [در پیامبری تو و آنچه را به حق نازل شده] بیندیشند.
خرمشاهی: [و آنان را] همراه با پديدههاى شگرف و كتابهاى آسمانى [فرستاديم]، و بر تو قرآن را نازل كرديم، تا براى مردم آنچه بر ايشان نازل شده است، روشن كنى و باشد كه انديشه كنند فولادوند: [زيرا آنان را] با دلايل آشكار و نوشته ها [فرستاديم] و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى و اميد كه آنان بينديشند قمشهای: (ما هر رسولی را) با معجزات و کتب و آیات وحی فرستادیم و بر تو این ذکر (یعنی قرآن) را نازل کردیم تا برای مردم آنچه را که به آنان فرستاده شده بیان کنی و برای آنکه عقل و فکرت کار بندند. مکارم شیرازی: (از آنها كه آگاهند) از دلائل روشن و كتب (پيامبران پيشين) و ما اين ذكر (قرآن) را بر تو نازل كرديم تا آنچه به سوي مردم نازل شده است براي آنها تبيين كني، شايد انديشه كنند.
أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئَاتِ أَنْ يَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ
﴿۴۵﴾
انصاریان: پس آیا کسانی که [بر ضد قرآن و پیامبر] نیرنگ های زشت به کار گرفتند، ایمنند از اینکه خدا آنان را در زمین فرو برد یا از جایی که پی نبرند، عذاب به سویشان آید؟
خرمشاهی: آيا كسانى كه بدسگالى كردهاند ايمناند از اينكه خداوند ايشان را [ناگهان] به زمين فرو برد، يا از جايى كه انديشهاش را نمىكنند، عذاب بر سرشان فرود آيد؟ فولادوند: آيا كسانى كه تدبيرهاى بد مى انديشند ايمن شدند از اينكه خدا آنان را در زمين فرو ببرد يا از جايى كه حدس نمى زنند عذاب برايشان بيايد قمشهای: آنان که بر کردار زشت خود مکرها میاندیشند آیا از این بلا ایمنند که خدا ناگاه همه را به زمین فرو برد یا از جایی که پی نبرند عذابی به آنان رسد؟ مکارم شیرازی: آيا توطئهگران از اين عذاب الهي ايمن گشتند كه ممكن است خدا آنها را در زمين فرو برد و يا مجازات (حق) از آنجا كه انتظارش را ندارند به سراغشان بيايد.
أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُمْ بِمُعْجِزِينَ
﴿۴۶﴾
انصاریان: یا [ایمنند از اینکه] آنان را [در حالی که برای داد و ستد، زراعت و تجارت] در رفت و آمدند، گرفتار [عذاب] سازد؟ اینان عاجز کننده [خدا] نیستند [تا بتوانند از دسترس قدرت او بیرون روند.]
خرمشاهی: يا [خداوند] در [گرماگرم] گشت و گذارشان فروگيردشان و گزير و گريزى ندارند فولادوند: يا در حال رفت و آمدشان [گريبان] آنان را بگيرد و كارى از دستشان برنيايد قمشهای: یا آنکه در سفر که سرگرم رفت و آمدند ناگاه به مؤاخذه سخت بگیرد؟ و آنان البته (بر قدرت حق) غالب نتوانند شد. مکارم شیرازی: يا به هنگامي كه (براي كسب مال و ثروت فزونتر) در رفت آمدند دامانشانرا بگيرد در حالي كه قادر به فرار نيستند.
أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَى تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ
﴿۴۷﴾
انصاریان: یا [ایمنند از اینکه] آنان را بر [پایه] ترس و بیم [و هشدارهای پی در پی به عذاب] بگیردشان؟ یقیناً پروردگارتان رؤوف و بسیار مهربان است.
خرمشاهی: يا ايشان را در عين ترس و لرز فرو گيرد، [پس] پروردگارتان رئوف و مهربان است فولادوند: يا آنان را در حالى كه وحشتزده اند فرو گيرد همانا پروردگار شما رئوف و مهربان است قمشهای: یا آنکه دایم آنها را به حال ترس بگیرد (خدا که این زشتکاران را به این انواع بلاها گرفتار نکرد بدین جهت است) که پروردگار شما بسیار مشفق و مهربان است. مکارم شیرازی: يا بطور تدريجي با هشدارهاي خوفانگيز آنها را گرفتار سازد چرا كه پروردگار رؤ ف و رحيم است.
أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّأُ ظِلَالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَالشَّمَائِلِ سُجَّدًا لِلَّهِ وَهُمْ دَاخِرُونَ
﴿۴۸﴾
انصاریان: آیا به سوی آنچه خدا آفریده ننگریستند که سایه های آنان در حالی که فروتنانه برای خدا سجده می کنند، از راست و چپ برمی گردد؟
خرمشاهی: آيا در آنچه خداوند آفريده است نمىنگرند كه سايههايشان از راست و چپ مىگسترد و فروتنانه به درگاه خداوند سجده مىكنند؟ فولادوند: آيا به چيزهايى كه خدا آفريده است ننگريسته اند كه [چگونه] سايه هايشان از راست و [از جوانب] چپ مى گردد و براى خدا در حال فروتنى سر بر خاك مى سايند قمشهای: آیا چشم نگشودند تا ببینند که هر موجودی که خدا آفریده چگونه آثار وجودی و سایههای آن به هر جانب از راست و چپ (مستقیم یا غیر مستقیم) روانه میشود و همه به سجده خدا با کمال فروتنی مشغولند؟ مکارم شیرازی: آيا آنها مخلوقات خدا را نديدند كه چگونه سايه هايشان از راست و چپ حركت دارند و با خضوع براي خدا سجده ميكنند!
وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ دَابَّةٍ وَالْمَلَائِكَةُ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ
﴿۴۹﴾
انصاریان: و آنچه در آسمان ها و زمین از جنبندگان و فرشتگان وجود دارد، فقط برای خدا سجده می کنند و تکبّر و سرکشی نمی ورزند.
خرمشاهی: هر آن جنبندهاى كه در آسمانها و آنچه در زمين است، و فرشتگان به درگاه خدا سجده مىبرند و گردنكشى نمىكنند فولادوند: و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين از جنبندگان و فرشتگان است براى خدا سجده مى كنند و تكبر نمى ورزند قمشهای: و هر چه در آسمانها و زمین است از جنبندگان و نیز فرشتگان همه بیهیچ تکبر به سجده و عبادت خدا مشغولند. مکارم شیرازی: (نه تنها سايه ها بلكه) تمام آنچه در آسمانها و در زمين از جنبندگان وجود دارد و همچنين فرشتگان، براي خدا سجده ميكنند و هيچگونه تكبري ندارند.
يَخَافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ
﴿۵۰﴾
انصاریان: از پروردگارشان که بر فراز آنان است، می ترسند، و آنچه را به آن مأمور می شوند، انجام می دهند.
خرمشاهی: از پروردگارشان، كه بر آنان محيط است، مىترسند و آنچه دستور يافتهاند، انجام مىدهند فولادوند: از پروردگارشان كه حاكم بر آنهاست مى ترسند و آنچه را مامورند انجام مى دهند قمشهای: و از قهر خدا که فوق همه آنهاست میترسند و هر چه مأمورند اطاعت میکنند. مکارم شیرازی: آنها از (مخالفت) پروردگارشان كه حاكم بر آنهاست ميترسند، و آنچه را ماءموريت دارند انجام ميدهند.
وَقَالَ اللَّهُ لَا تَتَّخِذُوا إِلَهَيْنِ اثْنَيْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ
﴿۵۱﴾
انصاریان: و [فرمان قاطعانه] خدا [ست که] فرمود: دو معبود انتخاب نکنید [که این انتخابی خلاف حقیقت است]؛ جز این نیست که او معبودی یگانه است؛ پس تنها از من بترسید.
خرمشاهی: و خداوند فرمود قائل به دو خدا مباشيد، جز اين نيست كه او خداى يگانه است، پس از من پروا كنيد فولادوند: و خدا فرمود دو معبود براى خود مگيريد جز اين نيست كه او خدايى يگانه است پس تنها از من بترسيد قمشهای: و خدای یکتای عالم فرموده که به راه شرک و دو خدایی نروید، که خدا یکی است پس تنها از من بترسید و بس. مکارم شیرازی: و خداوند فرمان داده دو معبود انتخاب نكنيد، معبود (شما) تنها يكي است، تنها از (كيفر) من بترسيد.
وَلَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَهُ الدِّينُ وَاصِبًا أَفَغَيْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ
﴿۵۲﴾
انصاریان: آنچه در آسمان ها و زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست، و نیز دین ثابت و پایدار مخصوص اوست؛ آیا از غیر او پروا می کنید؟!
خرمشاهی: و آنچه در آسمانها و زمين است، از آن اوست، و دين پايدار از آن اوست، آيا از غير خداوند پروا داريد؟ فولادوند: و آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست و آيين پايدار [نيز] از آن اوست پس آيا از غير خدا پروا داريد قمشهای: و هر چه در آسمانها و زمین است همه ملک خداست و دین و اطاعت همیشه مخصوص اوست، آیا شما بندگان از کسی غیر از خدای مقتدر میترسید؟ مکارم شیرازی: آنچه در آسمانها و زمين است از آن او است، و همواره دين (و قوانين ديني) از او ميباشد و آيا از غير او ميترسيد؟!
وَمَا بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ
﴿۵۳﴾
انصاریان: و آنچه از نعمت ها در دسترس شماست از خداست، آن گاه چون آسیبی [مانند سلبِ نعمت] به شما رسد، ناله و فریادتان را به التماس و زاری به درگاه او بلند می کنید.
خرمشاهی: و هر نعمتى كه داريد، از جانب خداوند است، سپس چون به شما رنجى رسد به درگاه او مىناليد فولادوند: و هر نعمتى كه داريد از خداست سپس چون آسيبى به شما رسد به سوى او روى مى آوريد [و مى ناليد] قمشهای: و شما بندگان با آنکه هر نعمت که دارید همه از خداست و چون بلایی به شما رسد به درگاه او پناه جسته و به او (در رفع بلا) استغاثه میکنید. مکارم شیرازی: آنچه از نعمتها داريد همه از ناحيه خداست، سپس هنگامي كه ناراحتيها به شما ميرسد او را ميخوانيد.
ثُمَّ إِذَا كَشَفَ الضُّرَّ عَنْكُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِنْكُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ
﴿۵۴﴾
انصاریان: سپس هنگامی که آسیب را از شما برطرف کند [بر خلاف انتظار] گروهی از شما به پروردگارشان شرک می آورند!!
خرمشاهی: و چون رنج را از شما باز دارد، آنگاه گروهى از شما براى پروردگارشان شريك مىآورند فولادوند: و چون آن آسيب را از شما برطرف كرد آنگاه گروهى از شما به پروردگارشان شرك مى ورزند قمشهای: باز وقتی که بلا را از سر شما رفع کرد گروهی از شما به خدای خود شرک میآورند. مکارم شیرازی: و هنگامي كه ناراحتي و رنج را از شما برطرف ساخت گروهي از شما براي پروردگارشان شريك قائل ميشوند.
لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ
﴿۵۵﴾
انصاریان: تا به نعمت هایی که به آنان عطا کرده ایم، ناسپاسی و کفران ورزند. پس [چند روزی از کالای زودگذر دنیا] برخوردار شوید که سپس [فرجام زشت خود را] خواهید دانست.
خرمشاهی: تا سرانجام [ناسپاسان] در حق آنچه به ايشان بخشيدهايم، ناسپاسى كنند، اينك بهرهمند شويد، زودا كه بدانيد فولادوند: [بگذار] تا آنچه را به ايشان عطا كرده ايم ناسپاسى كنند اكنون برخوردار شويد و[لى] زودا كه بدانيد قمشهای: تا با وجود آن همه نعمت که به آنها دادیم باز به راه کفر و کفران روند. باری (این دو روزه دنیا) به کامرانی بپردازید که به زودی خواهید دانست. مکارم شیرازی: (بگذار) نعمتهائي را كه به آنها داده ايم كفران كنند و چند روزي (از اين متاع دنيا) بهره گيرند، اما بزودي خواهيد دانست (سرانجام كارتان به كجا خواهد كشيد.
وَيَجْعَلُونَ لِمَا لَا يَعْلَمُونَ نَصِيبًا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ تَاللَّهِ لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَفْتَرُونَ
﴿۵۶﴾
انصاریان: و سهمی از آنچه را که به آنان روزی داده ایم، برای معبودانی قرار می دهند که جاهل به حقیقت آنهایند [که به طور مستقل هیچ سود و زیانی برای کسی ندارند]؛ به خدا سوگند از آنچه همواره افترا می بستید [که خدا دارای شریکانی است] قطعاً بازخواست خواهید شد.
خرمشاهی: و براى بىشعوران [بتان]، بهرهاى از آنچه روزيشان دادهايم، [نذر و] تعيين مىكنند، به خدا كه درباره آنچه افتراء مىزنيد، از شما پرسش خواهد شد فولادوند: و از آنچه به ايشان روزى داديم نصيبى براى آن [خدايانى] كه نمى دانند [چيست] مى نهند به خدا سوگند كه از آنچه به دروغ برمى بافتيد حتما سؤال خواهيد شد قمشهای: و این مشرکان برای بتان از روی جهل نصیبی از رزقی که ما به آنها دادیم قرار میدهند [مثل آنچه در سوره انعام آیه 136 آمده]، سوگند به خدای یکتا که البته از این دروغ (و عقاید باطل) بازخواست خواهید شد. مکارم شیرازی: آنان براي بتهائي كه هيچگونه سود و زياني از آنها سراغ ندارند سهمي از آنچه به آنان روزي داده ايم قرار ميدهند، به خدا سوگند (در دادگاه قيامت) از اين دروغ و تهمتها بازپرسي خواهيد شد.
وَيَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَلَهُمْ مَا يَشْتَهُونَ
﴿۵۷﴾
انصاریان: و دختران را [به عنوان فرزند] برای خدا قرار می دهند، او منزّه [از توالد و تناسل] است؛ ولی برای خودشان آنچه را که [از پسران] میل دارند [به عنوان فرزند قرار می دهند].
خرمشاهی: و براى خداوند دخترانى قائل مىشوند، منزه است او، و براى خودشان هر چه بخواهند فولادوند: و براى خدا دخترانى مى پندارند منزه است او و براى خودشان آنچه را ميل دارند [قرار مى دهند] قمشهای: و این مشرکان، فرشتگان را با آنکه خدا منزه از فرزند است دختران خدا دانسته و حال آنکه برای خود پسران را که خوشایندشان است قرار میدهند. مکارم شیرازی: آنها (در پندار خود) براي خداوند دختراني قرار ميدهند، منزه است او (از اينكه فرزندي داشته باشد) ولي براي خودشان آنچه را ميل دارند قائل ميشوند.
وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ
﴿۵۸﴾
انصاریان: و چون یکی از آنان را به [ولادت] دختر مژده دهند [از شدت خشم] چهره اش سیاه گردد، ودرونش از غصه واندوه لبریز و آکنده شود!!
خرمشاهی: و چون يكى از ايشان را از دختر [زادن همسرش] خبر دهند، چهرهاش [از خشم و تاسف] سياه شود و تاسف خود را فرو خورد فولادوند: و هر گاه يكى از آنان را به دختر مژده آورند چهره اش سياه مى گردد در حالى كه خشم [و اندوه] خود را فرو مى خورد قمشهای: و چون یکی از آنها را به فرزند دختری مژده آید (از شدت غم و حسرت) رخسارش سیاه شده و سخت دلتنگ و خشمگین میشود. مکارم شیرازی: در حالي كه هر گاه به يكي از آنها بشارت دهند دختري نصيب تو شده صورتش (از فرط ناراحتي) سياه ميشود، و مملو از خشم ميگردد!
يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ
﴿۵۹﴾
انصاریان: به سبب مژده بدی که به او داده اند، از قوم و قبیله اش [در جایی که او را نبینند] پنهان می شود [و نسبت به این پیش آمد در اندیشه ای سخت فرو می رود که] آیا آن دختر را با خواری نگه دارد یا به زور، زنده به گورش کند؟! آگاه باشید! [نسبت به دختران] بد داوری می کنند.
خرمشاهی: از ناگوارى خبرى كه به او دادهاند، از قوم خود پنهان شود [و با خود بينديشد] آيا او را به خوارى و زارى نگه دارد، يا [زنده] به خاك بسپارد، هان چه بد است برداشت و برخورد آنان فولادوند: از بدى آنچه بدو بشارت داده شده از قبيله [خود] روى مى پوشاند آيا او را با خوارى نگاه دارد يا در خاك پنهانش كند وه چه بد داورى مى كنند قمشهای: و از عار این مژده روی از قوم خود پنهان میدارد (و به فکر میافتد) که آیا آن دختر را با ذلت و خواری نگه دارد و یا زنده به خاک گور کند؟ آگاه باشید که آنها بسیار بد حکم میکنند. مکارم شیرازی: از قوم و قبيله خود بخاطر بشارت بدي كه به او داده شده متواري ميگردد (و نميداند) آيا او را با قبول ننگ نگهدارد، يا در خاك پنهانش كند؟ چه بد حكمي ميكنند؟!
لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
﴿۶۰﴾
انصاریان: برای کسانی که به آخرت ایمان نمی آورند، صفات زشت [وسیرت بد] است، وصفات برتر و والا ویژه خداست، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
خرمشاهی: وصف بد، سزاوار بىايمانان به آخرت، و وصف والا سزاوار خداوند است، و او پيروزمند فرزانه است فولادوند: وصف زشت براى كسانى است كه به آخرت ايمان ندارند و بهترين وصف از آن خداست و اوست ارجمند حكيم قمشهای: اوصاف کسانی که (به خدا و) به قیامت ایمان ندارند زشت است (و اعمالشان مانند زنده به گور کردن دختران هم از روی قساوت و جهالت و خودخواهی و بیرحمی است) اما خدا (و خداشناسان) را پسندیده و عالیترین اوصاف کمال است و او مقتدر و داناست. مکارم شیرازی: براي آنها كه ايمان به سراي آخرت ندارند صفات زشت است، و براي خدا صفات عالي است و او عزيز و حكيم است.
وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ مَا تَرَكَ عَلَيْهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ
﴿۶۱﴾
انصاریان: و اگر خدا مردم را به سبب ستمشان مؤاخذه کند، هیچ جنبنده ای را [که مستحقّ مؤاخذه است] بر روی زمین باقی نمی گذاشت، ولی آنان را تا مدتی معین مهلت می دهد، پس هنگامی که اجلشان سرآید، نه ساعتی پس می مانند و نه ساعتی پیش می افتند.
خرمشاهی: و اگر خداوند مردمان را به خاطر گناه [و شرك]شان فرو مىگرفت، جنبندهاى بر روى زمين باقى نمىماند، بلكه آنان را تا زمانى معين واپسمىدارد، و چون اجلشان فرارسد، نه ساعتى پس و نه ساعتى پيش افتند فولادوند: و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه میکرد جنبنده اى بر روى زمين باقى نمى گذاشت ليكن [كيفر] آنان را تا وقتى معين بازپس مى اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پيش نمى توانند افكنند قمشهای: و اگر خدا از ظلم و ستمگریهای خلق انتقام کشد جنبندهای در زمین نخواهد گذاشت و لیکن او (عذاب) آنها را تأخیر میافکند تا وقتی معین (که مقتضای مصلحت و حکمت است) ولی آن گاه که اجل آنها در رسید دیگر یک لحظه پس و پیش نخواهند شد. مکارم شیرازی: و اگر خداوند مردم را بخاطر ظلمشان مجازات كند جنبنده اي را بر پشت زمين باقي نخواهد گذارد!، ولي آنها را تا زمان معيني بتاخير مياندازد، اما هنگامي كه اجلشان فرا رسد نه ساعتي تاءخير ميكنند و نه ساعتي پيشي ميگيرند.
وَيَجْعَلُونَ لِلَّهِ مَا يَكْرَهُونَ وَتَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْكَذِبَ أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنَى لَا جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ النَّارَ وَأَنَّهُمْ مُفْرَطُونَ
﴿۶۲﴾
انصاریان: و آنچه را [چون دختر] خوش ندارند، برای خدا قرار می دهند، و زبانهایشان دروغ پردازی می کند که [سرانجامِ] نیکوتر ویژه آنان است. ثابت ویقینی است که آتش برای آنان است و یقیناً پیشگامان [به سوی] آتش اند.
خرمشاهی: و براى خداوند چيزى را كه خودشان هم خوش ندارند قائل مىشوند و به زبانشان به دروغ مدعى مىشوند كه بهشت از آن آنان است، حقا كه آتش [دوزخ] نصيب آنان است و ايشان [در اين راه] پيشتازند فولادوند: و چيزى را كه خوش نمى دارند براى خدا قرار مى دهند و زبانشان دروغپردازى مى كند كه [سرانجام] نيكو از آن ايشان است حقا كه آتش براى آنان است و به سوى آن پيش فرستاده خواهند شد قمشهای: و این مشرکان آنچه را که بر خود نمیپسندند (چون داشتن فرزند دختر) به خدا نسبت میدهند و به دروغ میگویند که عاقبت نیکو دارند در صورتی که محققا کیفر آنها آتش دوزخ است و زودتر از دیگران هم به دوزخ میروند. مکارم شیرازی: آنها براي خدا چيزهائي قرار ميدهند كه خودشان از آن كراهت دارند (يعني فرزندان دختر) با اينحال بدروغ ميگويند سرانجام نيكي دارند، ناچار براي آنها آتش است و آنها از پيشگامان (در آتش دوزخ) هستند.
تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
﴿۶۳﴾
انصاریان: به خدا سوگند پیامبرانی به سوی امت های پیش از تو فرستادیم، پس شیطان کارهای [زشت] شان را در نظرشان آراست [تا انجامش برای آنان آسان گردد]، او امروز ولیّ و سرپرست اینان است [که در عقاید و رفتار پیرو مشرکان پیش اند] و برای آنان [در قیامت] عذابی دردناک است.
خرمشاهی: به خدا كه براى امتهاى پيش از تو هم [پيامبرانى] فرستاديم، آنگاه شيطان اعمالشان را در نظرشان بياراست و آن روز او سرور ايشان است و عذابى دردناك [در پيش] دارند فولادوند: سوگند به خدا كه به سوى امتهاى پيش از تو [رسولانى] فرستاديم [اما] شيطان اعمالشان را برايشان آراست و امروز [هم] سرپرستشان هموست و برايشان عذابى دردناك است قمشهای: به خدا سوگند که ما رسولانی پیش از تو بر امم سابقه فرستادیم (تا مگر سعادت یابند) ولی شیطان اعمال (زشت) آنها را در نظرشان زیبا جلوه داد، پس امروز (یعنی روز محشر) شیطان یار آنهاست و به عذاب دردناک گرفتار خواهند بود. مکارم شیرازی: بخدا سوگند، پيامبراني به سوي امتهاي پيش از تو فرستاديم اما شيطان اعمالشانرا در نظرشان زينت داد، و امروز او ولي و سرپرستشان است، و مجازات دردناك براي آنها است.
وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
﴿۶۴﴾
انصاریان: ما این کتاب را بر تو نازل نکردیم مگر برای اینکه حقایقی را که در آن اختلاف کرده اند، برای آنان توضیح دهی [تا از آرا، نظریات وسلیقه های باطلشان نسبت به حقایق دست بردارند] و برای مردمی که ایمان دارند [مایه] هدایت و رحمت باشد.
خرمشاهی: و قرآن را جز براى اين بر تو فرو نفرستاديم كه [حقيقت] آنچه را اختلاف دارند، برايشان روشن كنى، و براى آنكه براى اهل ايمان رهنمود و رحمت باشد فولادوند: و ما [اين] كتاب را بر تو نازل نكرديم مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف كرده اند براى آنان توضيح دهى و [آن] براى مردمى كه ايمان مى آورند رهنمود و رحمتى است قمشهای: و ما این کتاب را بر تو نفرستادیم مگر برای این که حقیقت را در آنچه (از توحید خدا و معاد و رسالت و غیره) مردم اختلاف میکنند روشن کنی و برای اهل ایمان هدایت و رحمت باشد. مکارم شیرازی: ما قرآن را بر تو نازل نكرديم مگر براي اينكه آنچه را در آن اختلاف دارند براي آنها تبيين كني و مايه هدايت و رحمت است براي گروهي كه ايمان دارند.
وَاللَّهُ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ
﴿۶۵﴾
انصاریان: و خدا از آسمان آبی نازل کرد، و زمین را به وسیله آن پس از مردگی اش زنده ساخت، یقیناً در این [فعل و انفعالات] نشانه ای [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] ست برای قومی که شنوای [حقایق] اند.
خرمشاهی: و خداوند از آسمان آبى فرو فرستاد و با آن زمين را پس از پژمردنش زنده كرد، بىگمان در اين براى سخن شنوايان مايه عبرت هست فولادوند: و خدا از آسمان آبى فرود آورد و با آن زمين را پس از پژمردنش زنده گردانيد قطعا در اين [امر] براى مردمى كه شنوايى دارند نشانه اى است قمشهای: و خدا از آسمان باران را فرستاد تا زمین را پس از مرگ زنده کرد، البته در این کار آیتی (از قدرت و حکمت الهی) بر آنان که بشنوند پدیدار است. مکارم شیرازی: خداوند از آسمان آبي فرستاد، و زمين را بعد از آنكه مرده بود حيات بخشيد در اين نشانه روشني است براي جمعيتي كه گوش شنوا دارند!
وَإِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُسْقِيكُمْ مِمَّا فِي بُطُونِهِ مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَبَنًا خَالِصًا سَائِغًا لِلشَّارِبِينَ
﴿۶۶﴾
انصاریان: و بی تردید برای شما در دام ها عبرتی است، [عبرت در اینکه] از درون شکم آنان از میان علف های هضم شده وخون، شیری خالص و گوارا به شما می نوشانیم که برای نوشندگان گواراست.
خرمشاهی: و در چارپايان براى شما عبرتى است كه از شكمهايشان، از ميان سرگين و خون، شيرى پاك به شما مىنوشانيم، كه گواراى آشامندگان است فولادوند: و در دامها قطعا براى شما عبرتى است از آنچه در [لابلاى] شكم آنهاست از ميان سرگين و خون شيرى ناب به شما مى نوشانيم كه براى نوشندگان گواراست قمشهای: و البته برای شما ملاحظه حال چهار پایان (از شتر و گاو و گوسفند) همه عبرت و حکمت است، که ما از آنچه در شکم آن است از میان (دو جسم ناپاک) سرگین و خون، شما را شیر پاک مینوشانیم که در طبع همه نوشندگان گواراست. مکارم شیرازی: و در وجود چهار پايان براي شما (درسهاي) عبرتي است، از درون شكم آنها از ميان غذاهاي هضم شده، و خون، شير خالص و گوارا به شما مينوشانيم!
وَمِنْ ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَالْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
﴿۶۷﴾
انصاریان: و از محصولات درختان خرما و انگور [گاهی بر خلاف خواسته خدا] نوشابه ای مست کننده و [زمانی دیگر] رزقی پاکیزه و نیکو می گیرید؛ در این [حقیقت] نشانه ای [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] ست برای گروهی که تعقّل می کنند.
خرمشاهی: و از ميوههاى خرما و انگور هم [شراب] مستىآور و هم خوراك نيكو به دست مىآوريد، بىگمان در اين امر براى خردورزان مايه عبرتى است فولادوند: و از ميوه درختان خرما و انگور باده مستى بخش و خوراكى نيكو براى خود مى گيريد قطعا در اين[ها] براى مردمى كه تعقل مى كنند نشانه اى است قمشهای: و هم از میوههای درخت خرما و انگور که از آن نوشابههای شیرین و رزق حلال نیکو به دست آرید، که در این کار نیز آیتی (از قدرت حق) برای خردمندان پدیدار است. مکارم شیرازی: و از ميوه هاي درختان نخل و انگور مسكرات (ناپاك) و روزي خوب و پاكيزه ميگيريد در اين روشني است براي جمعيتي كه انديشه ميكنند.
وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ
﴿۶۸﴾
انصاریان: و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که از کوه ها و درختان و آنچه [از دار بست هایی] که [مردم] بر می افرازند، برای خود خانه هایی برگیر.
خرمشاهی: و پروردگارت به زنبور عسل الهام كرد كه از كوهها و درختان و آنچه برمىافرازند [براى خود] خانه بساز فولادوند: و پروردگار تو به زنبور عسل وحى [=الهام غريزى] كرد كه از پاره اى كوهها و از برخى درختان و از آنچه داربست [و چفته سازى] مى كنند خانه هايى براى خود درست كن قمشهای: و خدایت به زنبور عسل وحی کرد که از کوهها و درختان و سقفهای رفیع، منزل گیر. مکارم شیرازی: پروردگار تو به زنبور عسل وحي (الهام غريزي) فرستاد كه از كوهها و درختان و داربستهائي كه مردم ميسازند خانه هائي برگزين!
ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
﴿۶۹﴾
انصاریان: آن گاه از همه محصولات و میوه ها بخور، پس در راه های پروردگارت که برای تو هموار شده [به سوی کندو] برو؛ از شکم آنها [شهدی] نوشیدنی با رنگ های گوناگون بیرون می آید که در آن درمانی برای مردم است. قطعاً در این [حقیقت] نشانه ای [بر قدرت، لطف و رحمت خدا] ست برای مردمی که می اندیشند.
خرمشاهی: سپس از همه ميوهها بخور و راه پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى، [آنگاه] از شكمهاى آنها شهدى رنگارنگ مىتراود كه در آن شفاى مردمان است، در اين براى انديشهوران مايه عبرتى است فولادوند: سپس از همه ميوه ها بخور و راههاى پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى [آنگاه] از درون [شكم] آن شهدى كه به رنگهاى گوناگون است بيرون مى آيد در آن براى مردم درمانى است راستى در اين [زندگى زنبوران] براى مردمى كه تفكر مى كنند نشانه [قدرت الهى] است قمشهای: و سپس از انواع میوههای شیرین (و از حلاوت و شهد گلهای خوشبو) تغذیه کن و راه پروردگارت را به اطاعت بپوی، آنگاه از درون آن، شربت شیرینی به رنگهای مختلف بیرون آید که در آن شفاء مردمان است. در این کار نیز آیتی (از قدرت خدا) برای متفکران پیداست. مکارم شیرازی: سپس از تمام ثمرات تناول كن، و راههائي را كه پروردگارت براي تو تعيين كرده به راحتي بپيما، از درون شكم آنها نوشيدني خاصي خارج ميشود، به رنگهاي مختلف، كه در آن شفاي مردم است در اين امر نشانه روشني است براي جمعيتي كه اهل فكرند!
وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ ثُمَّ يَتَوَفَّاكُمْ وَمِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْ لَا يَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ قَدِيرٌ
﴿۷۰﴾
انصاریان: و خدا شما را آفرید، آن گاه شما را می میراند، برخی از شما به سوی پست ترین مرحله عمر [که سالخوردگی و فرتوتی است] برگردانده می شود، تا پس از دانش اندکی که داشت چیزی را نداند؛ یقیناً خدا دانا و تواناست.
خرمشاهی: و خداوند [است كه] شما را آفريده است و سپس جانتان را مىگيرد، و بعضى از شما هستند كه به حد اعلاى فرتوتى مىرسند، چندانكه پس از دانستن [بسيارى چيزها] چيزى ندانند، بىگمان خداوند داناى تواناست فولادوند: و خدا شما را آفريد سپس [جان] شما را مى گيرد و بعضى از شما تا خوارترين [دوره] سالهاى زندگى [فرتوتى] بازگردانده مى شود به طورى كه بعد از [آن همه] دانستن [ديگر] چيزى نمى دانند قطعا خدا داناى تواناست قمشهای: و خدا شما را آفریده و سپس میمیراند؛ و بعضی از شما را به سن انحطاط پیری میرسانند که هر چه دانسته همه را فراموش میکند. همانا خداست که همیشه دانا و تواناست. مکارم شیرازی: خداوند شما را آفريد، سپس شما را ميميراند، بعضي از شما به سنين بالاي عمر ميرسند، بطوري كه بعد از علم و آگاهي چيزي نخواهند دانست (و همه چيز را فراموش ميكنند) خداوند عالم و قادر است.
وَاللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ فِي الرِّزْقِ فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُوا بِرَادِّي رِزْقِهِمْ عَلَى مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَهُمْ فِيهِ سَوَاءٌ أَفَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ
﴿۷۱﴾
انصاریان: خدا برخی از شما را در رزق و روزی بر برخی فزونی داده است؛ پس آنانکه فزونی یافته اند، حاضر نیستند از روزی خود [به صورتی قابل توجه و به اندازه لازم] به بردگان خود بپردازند که در بهرهوری از رزق و روزی باهم برابر باشند؛ پس آیا [با این تبعیض ظالمانه ای که به بردگان و زیردستان خود روا می دارند] نعمت خدا را [که عطای اوست و خود اختیار و استقلالی در تأمینش ندارند] منکرند؟!
خرمشاهی: و خداوند بعضى از شما را بر بعضى ديگر در روزى برترى داده است، و برترى يافتگان بازگرداننده روزيشان به ملك يمينهايشان نيستند، تا در آن برابر شوند پس آيا به نعمت خداوند انكار مىورزند؟ فولادوند: و خدا بعضى از شما را در روزى بر بعضى ديگر برترى داده است و[لى] كسانى كه فزونى يافته اند روزى خود را به بندگان خود نمى دهند تا در آن با هم مساوى باشند آيا باز نعمت خدا را انكار مى كنند قمشهای: و خدا رزق بعضی از شما را بر بعضی دیگر فزونی داده، آنان که رزقشان افزون شده (زیادی) رزقشان را به زیردستان و غلامان نمیدهند تا باهم مساوی شوند (لیکن مقام خدایی را به بتی یا بشری میدهند تا با خدا شریک و مساوی دانند، زهی جهل و ناسپاسی!) آیا نعمت ایمان به خدا را (به عصیان و شرک) باید انکار کنند؟! مکارم شیرازی: خداوند بعضي از شما را بر بعضي ديگر از نظر روزي برتري داد (چرا كه استعدادها و تلاشهايتان متفاوت است) اما آنها كه برتري داده شده اند حاضر نيستند، از روزي خود به بردگانشان بدهند و همگي مساوي گردند، آيا آنها نعمت خدا را انكار ميكنند؟
وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ
﴿۷۲﴾
انصاریان: و خدا برای شما همسرانی از جنس خودتان قرار داد و از همسرانتان، فرزندان و نوادگانی پدید آورد، و از نعمت های پاکیزه و دلپذیر به شما روزی داد، [با این همه لطف و رحمت] آیا به باطل ایمان می آورند و نعمت های خدا را ناسپاسی می کنند؟!
خرمشاهی: و خداوند براى شما از خودتان همسرانى قرار داد و از همسرانتان براى شما فرزندان و نوادگانى آفريد و به شما از خوراكهاى پاكيزه روزى داد، آيا به باطل ايمان مىآورند، و به نعمت الهى كفران مىورزند فولادوند: و خدا براى شما از خودتان همسرانى قرار داد و از همسرانتان براى شما پسران و نوادگانى نهاد و از چيزهاى پاكيزه به شما روزى بخشيد آيا [باز هم] به باطل ايمان مى آورند و به نعمت خدا كفر مى ورزند قمشهای: و خدا از جنس خودتان برای شما جفتهایی آفرید و از آن جفتها پسران و دختران و دامادان و نوادگان بر شما خلق فرمود، و از نعمتهای پاکیزه لذیذ روزی داد؛ آیا مردم باز به باطل میگروند و به نعمت خدا کافر میشوند؟! مکارم شیرازی: و خداوند براي شما از جنس خودتان همسراني قرار داد و براي شما از همسرانتان، فرزندان و نوه ها، و از طيبات به شما روزي داد، آيا به باطل ايمان ميآورند و نعمت خدا را انكار ميكنند!
وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَمْلِكُ لَهُمْ رِزْقًا مِنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ شَيْئًا وَلَا يَسْتَطِيعُونَ
﴿۷۳﴾
انصاریان: و به جای خدا معبودانی را می پرستند که از آسمان ها و زمین، مالک اندک رزقی برای آنان نیستند و هیچ قدرتی هم [برای مالک شدن روزی و رساندنش به آنان] ندارند.
خرمشاهی: و به جاى خداوند چيزى را مىپرستند كه در آسمانها و زمين هيچگونه اختيار روزى آنان را ندارند و نمىتوانند داشته باشند فولادوند: و به جاى خدا چيزهايى را مى پرستند كه در آسمانها و زمين به هيچ وجه اختيار روزى آنان را ندارند و [به كارى] توانايى ندارند قمشهای: و بتپرستان خدا را (که نعمتهای بیشمار به آنها داده) نمیپرستند و به جای او بتهایی را پرستش میکنند که از آسمان و زمین مالک چیزی که روزی به مشرکان دهند اصلا نیستند و توانایی (بر هیچ کار) ندارند. مکارم شیرازی: آنها غير از خدا موجوداتي را ميپرستند كه مالك روزي آنها از آسمانها و زمين نيستند و توانائي بر اينكار را ندارند.
فَلَا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثَالَ إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
﴿۷۴﴾
انصاریان: بنابراین برای خدا اوصافی [همانند اوصاف موجودات] مَثَل نزنید، یقیناً خدا [کُنه ذات و حقیقت صفات خود را] می داند و شما نمی دانید.
خرمشاهی: پس براى خداوند مثل مزنيد، چرا كه خداوند مىداند و شما نمىدانيد فولادوند: پس براى خدا مثل نزنيد كه خدا مى داند و شما نمیدانید قمشهای: پس برای خدا مثل و مانند نشمارید (و به خدای یکتا بگروید) که خدا داناست و شما نادانید. مکارم شیرازی: بنابراين براي خدا امثال (و شبيه) قائل نشويد. چرا كه خدا ميداند و شما نميدانيد.
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْدًا مَمْلُوكًا لَا يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَنْ رَزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
﴿۷۵﴾
انصاریان: خدا مثلی زده است: برده زر خریدی که بر هیچ کاری قدرت ندارد، و کسی که ما از سوی خود رزق نیکویی به او داده ایم، و او در پنهان و آشکار از آن انفاق می کند، آیا [این دو نفر] یکسانند؟ [این مَثَل، بیان کننده جایگاه و منزلت خدا و مجموعه هستی است؛ خدا مالک و فرمانروا و رازق همه مخلوقات و تدبیر کننده امور آنهاست، و همه مخلوقات مملوک و محکوم قدرت اویند؛ پس چرا شما بدون اندیشه و تفکر و بی دلیل و برهان بت های ناتوان وعاجز را که مملوکی بی اراده اند، شریک ربوبیّت حق می دانید؟! آیا خدا وبت مساوی است؟!] همه ستایش ها ویژه خداست [که یگانه ویکتاست وهیچ شریکی ندارد]؛ ولی بیشتر آنان [این حقیقت را] نمی دانند.
خرمشاهی: خداوند مثلى مىزند بين بردهاى مملوك كه قدرت بر هيچ كارى ندارد و بين كسى كه از سوى خويش به او روزى نيكويى بخشيدهايم و او از همان پنهان و آشكار مىبخشد، آيا اين دو برابرند؟ سپاس خداوند را، آرى بيشترينهشان در نمىيابند فولادوند: خدا مثلى مى زند بنده اى است زرخريد كه هيچ كارى از او برنمى آيد آيا [او] با كسى كه به وى از جانب خود روزى نيكو داده ايم و او از آن در نهان و آشكار انفاق مى كند يكسانست سپاس خداى راست [نه] بلكه بيشترشان نمى دانند قمشهای: خدا مثلی زده (بشنوید): آیا بنده مملوکی که قادر بر هیچ چیز (حتی بر نفس خود) نیست با مردی آزاد که ما به او رزقی نیکو (و مال حلال بسیار) عطا کردیم که پنهان و آشکار هر چه خواهد از آن انفاق میکند، این دو یکسانند؟ (هرگز یکسان نیستند. مثل بت و خدا و بتپرست و خداپرست بدین مثال ماند). ستایش مخصوص خداست و لیکن اکثر مردم آگاه نیستند. مکارم شیرازی: خداوند مثالي زده: برده مملوكي را كه قادر بر هيچ چيز نيست، و انسان (با ايماني) را كه رزق نيكو به او بخشيده است، و او پنهان و آشكار از آنچه خدا به او داده انفاق ميكند، آيا اين دو نفر يكسانند؟ شكر خدا را است، ولي اكثر آنها نميدانند!
وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لَا يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلَاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّهْهُ لَا يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَنْ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ
﴿۷۶﴾
انصاریان: و خدا مَثَلی [دیگر] زده است: دو مرد را که یکی از آنان لال مادرزاد است [و] بر هیچ کاری قدرت ندارد و سربار سرپرست خویش است؛ او را هر کجا روانه می کند، منفعت و سودی نمی آورد، آیا چنین لال بی قدرت و بی سودی با کسی که [گویا و شنوا است و] به عدالت و انصاف فرمان می دهد و بر راهی راست قرار دارد، یکسان و مساوی است؟ [پس چرا معبودهای لال بی قدرت و بی سود را با خدای توانا و شنوا که ذاتش خیر بی نهایت است، برابر می دانید؟!]
خرمشاهی: و [همچنين] خداوند از دو مرد مثلى مىزند كه يكى از آن دو گنگ است و قدرت بر هيچ كارى ندارد و سربار سرور خويش است، هر جا كه مىفرستدش، خيرى به بار نمىآورد، آيا او و كسى كه به داد فرمان مىدهد و در راه راست مىرود، برابرند؟ فولادوند: و خدا مثلى [ديگر] مى زند دو مردند كه يكى از آنها لال است و هيچ كارى از او برنمى آيد و او سربار خداوندگارش مى باشد هر جا كه او را مى فرستد خيرى به همراه نمى آورد آيا او با كسى كه به عدالت فرمان مى دهد و خود بر راه راست است يكسان است قمشهای: و خدا مثلی زده (بشنوید): دو نفر مرد یکی بندهای باشد گنگ و از هر جهت عاجز و کلّ بر مولای خود که از هیچ راه، خیری به مالک خویش نرساند و دیگری مردی (آزاد و مقتدر) که به عدالت و احسان فرمان دهد و خود هم به راه مستقیم باشد، آیا این دو نفر یکسانند؟ (هرگز یکسان نیستند. مثل کافر و مؤمن بدین مثال ماند). مکارم شیرازی: و خداوند مثالي (ديگر) زده است: دو نفر را كه يكي از آن دو گنگ مادر زاد است و قادر بر هيچ كاري نيست و سر بار صاحبش ميباشد، او را به سراغ هر كاري بفرستد عمل خوبي انجام نميدهد، آيا چنين انساني با كسي كه امر به عدل و داد ميكند و بر راه راست قرار دارد مساوي است؟
وَلِلَّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
﴿۷۷﴾
انصاریان: غیب آسمان ها و زمین ویژه خداست، و کار برپا کردن قیامت برای او جز مانند یک چشم بر هم زدن یا نزدیک تر از آن نیست، یقیناً خدا بر هر کاری تواناست.
خرمشاهی: و [علم] غيب آسمانها و زمين خداوند راست، و كار [قيام] قيامت، جز [به سرعت] چشم بر هم زدنى نيست، يا بلكه كمتر، كه خداوند بر هر كارى تواناست فولادوند: و نهان آسمانها و زمين از آن خداست و كار قيامت جز مانند يك چشم بر هم زدن يا نزديكتر [از آن] نيست زيرا خدا بر هر چيزى تواناست قمشهای: و تنها خدا بر غیب آسمانها و زمین آگاه است و بس، و کار ساعت قیامت (در سرعت و آسانی) مانند چشم بر هم زدن یا نزدیکتر بیش نیست، که خدا البته بر هر چیز تواناست. مکارم شیرازی: غيب آسمانها و زمين از آن خداست (و او همه را ميداند) و امر قيامت (به قدري آسان است) درست همانند چشم بر هم زدن، و يا از آن هم نزديكتر است (چرا كه خدا بر هر چيزي توانا است).
وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
﴿۷۸﴾
انصاریان: و خدا شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمی دانستید، و برای شما گوش و چشم و قلب قرار داد تا سپاس گزاری کنید.
خرمشاهی: و خداوند [است] كه شما را از شكمهاى مادرانتان، در حالى كه هيچ چيز نمىدانستيد، بيرون آورد، و [از پيش] براى شما گوش و چشم و قلب آفريد، باشد كه سپاس گزاريد فولادوند: و خدا شما را از شكم مادرانتان در حالى كه چيزى نمى دانستيد بيرون آورد و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد باشد كه سپاسگزارى كنيد قمشهای: و خدا شما را از بطن مادران بیرون آورد در حالی که هیچ نمیدانستید و به شما گوش و چشم و قلب اعطا کرد تا مگر (دانا شوید و) شکر (این نعمتها) به جای آرید. مکارم شیرازی: و خداوند شما را از شكم مادران خارج نمود در حالي كه هيچ نميدانستيد، اما براي شما گوش و چشم و عقل قرار داد، تا شكر نعمت او را بجا آوريد.
أَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ مُسَخَّرَاتٍ فِي جَوِّ السَّمَاءِ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا اللَّهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
﴿۷۹﴾
انصاریان: آیا به پرندگان که در فضای آسمان، رام و مسخّر [فرمان او] هستند، ننگریستید که آنها را [از سقوط به زمین] جز خدا نگه نمی دارد؛ یقیناً در آن [وصفی که پرندگان دارند] نشانه هایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] ست برای گروهی که ایمان دارند.
خرمشاهی: آيا به پرندگان ننگريستهاند كه در فضاى آسمان رام شدهاند، و كسى جز خداوند آنها را [در آن حال] نگاه نمىدارد، بىگمان در اين براى اهل ايمان مايههاى عبرت است فولادوند: آيا به سوى پرندگانى كه در فضاى آسمان رام شده اند ننگريسته اند جز خدا كسى آنها را نگاه نمى دارد راستى در اين [قدرت نمايى] براى مردمى كه ايمان مى آورند نشانه هايى است قمشهای: آیا در مرغان هوا نمینگرند که در جوّ آسمان مسخّرند و به جز خدا کسی نگهبان آنها نیست؟! در این امر برای اهل ایمان نشانههایی (از قدرت حق) پدیدار است. مکارم شیرازی: آيا آنها به پرندگاني كه بر فراز آسمان تسخير شده اند نظر ني فكندند؟ هيچكس جز خدا آنها را نگاه نميدارد، در اين نشانه هاائي است (از عظمت و قدرت خدا) براي كساني كه ايمان دارند.
وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ بُيُوتِكُمْ سَكَنًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ جُلُودِ الْأَنْعَامِ بُيُوتًا تَسْتَخِفُّونَهَا يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَيَوْمَ إِقَامَتِكُمْ وَمِنْ أَصْوَافِهَا وَأَوْبَارِهَا وَأَشْعَارِهَا أَثَاثًا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ
﴿۸۰﴾
انصاریان: و خدا خانه هایتان را برای شما مایه آرامش و راحت قرار داد، و برای شما از پوست دام ها سر پناه [مانند قبّه و خیمه] مقرّر کرد، که آنها را روز کوچ کردنتان و هنگام اقامتتان [در جابجا کردن] سبک می یابید و [برای شما] از پشم ها و کرک ها و موهای آنها تا زمانی معین، وسایل زندگی و کالای تجارت پدید آورد.
خرمشاهی: و خداوند از خانههايتان براى شما مايه آرامش پديد آورد، و براى شما از پوستهاى چارپايان خيمههايى پديد آورد كه در روز كوچيدنتان و روز اقامتتان آن را سبكبار مىيابيد، و از پشمها و كركها و موهاى آنها اثاثيه و مايه بهرهورى تا هنگامى معين پديد آورد فولادوند: و خدا براى شما خانه هايتان را مايه آرامش قرار داد و از پوست دامها براى شما خانه هايى نهاد كه آن[ها] را در روز جابجا شدنتان و هنگام ماندنتان سبك مى يابيد و از پشمها و كركها و موهاى آنها وسايل زندگى كه تا چندى مورد استفاده است [قرار داد] قمشهای: و خدا برای سکونت (دائم) شما منزلهایتان را مقرر داشت و (برای سکونت موقت سفر) از پوست و موی چهارپایان خیمهها را برای شما قرار داد تا وقت حرکت و سکون سبک وزن و قابل انتقال باشد، و از پشم و کرک و موی آنها اثاثیه منزل (مانند گلیم و نمد و قالی) و متاع و اسباب زندگانی (و لباسهای فاخر) برای شما خلق فرمود که تا هنگامی معین از آن استفاده کنید. مکارم شیرازی: و خدا براي شما از خانه هاايتان محل سكونت (و آرامش) قرار داد، و از پوست چهارپايان نيز براي شما خانه هاائي قرار داد كه كوچ كردن و روز اقامتتان به آساني ميتوانيد آنها را جابجا كنيد، و از پشم و كرك و موي آنها اثاث و متاع (وسائل مختلف زندگي) تا زمان معيني قرار داد.
وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلَالًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبَالِ أَكْنَانًا وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيكُمْ بَأْسَكُمْ كَذَلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ
﴿۸۱﴾
انصاریان: و خدا برای شما از آنچه آفریده سایه هایی قرار داد، از کوه ها پناه گاه هایی برایتان به وجود آورد، و تن پوش هایی برای شما قرار داد که شما را از گرما نگه می دارد و پیراهن هایی [مقاوم] که شما را از آسیب جنگ و نبردتان حفظ می کند؛ این گونه نعمت هایش را بر شما کامل می کند تا تسلیم فرمان های او شوید.
خرمشاهی: و خداوند براى شما از آنچه آفريده است، سايهسارها و از كوهها براى شما غارها پديد آورد، و براى شما تنپوشهايى كه شما را از گرما [و سرما] نگه دارد، و تنپوشهايى كه شما را از آسيب همديگر نگه مىدارد، بدينسان نعمتش را بر شما تمام مىكند باشد كه تسليم پيشه كنيد فولادوند: و خدا از آنچه آفريده به سود شما سايه هايى فراهم آورده و از كوهها براى شما پناهگاه هايى قرار داده و براى شما تنپوشهايى مقرر كرده كه شما را از گرما [و سرما] حفظ مى كند و تنپوشها [=زره ها]يى كه شما را در جنگتان حمايت مى نمايد اين گونه وى نعمتش را بر شما تمام مى گرداند اميد كه شما [به فرمانش] گردن نهيد قمشهای: و خدای عالم برای شما سایبانها از آنچه آفریده (از درختان و سقف و دیوار و کوهها) مهیّا ساخت و از غارهای کوه پوشش و اتاقها برایتان قرار داد (تا از سرما و گرما پناهی گیرید) و نیز لباسی که شما را از گرمای آفتاب (و سرمای زمستان) بپوشاند خلق کرد و نیز برای آنکه در جنگ محفوظ مانید لباسی (از آهن) مقرّر گردانید. این چنین نعمتهای خود را بر شما تمام و کامل میکند تا مگر (منعم را بشناسید و) مطیع و تسلیم (امر او) باشید. مکارم شیرازی: خداوند از آنچه آفريده سايه هائي براي شما قرار داده، و از كوهها پناهگاههائي، و براي شما پيراهنهائي آفريده كه شما را از گرما (و سرما) حفظ ميكند، و پيراهنهائي كه حافظ شما به هنگام جنگ است، اينگونه نعمتهايش را بر شما كامل ميكند تا تسليم فرمان او شويد.
فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
﴿۸۲﴾
انصاریان: پس اگر [بعد از این همه لطف و رحمت] روی از حق گرداندند [اندوهگین مشو]؛ زیرا فقط رساندن آشکار [پیام وحی] بر عهده توست.
خرمشاهی: و اگر روى برتافتند [بدان] كه بر تو پيام رسانى آشكار است فولادوند: پس اگر رويگردان شوند بر تو فقط ابلاغ آشكار است قمشهای: پس اگر باز روی بگردانند (ای رسول ما) بر تو تبلیغ روشن رسالت (و اتمام حجت) بیش نیست. مکارم شیرازی: (با اين همه) اگر روي برتابند (نگران مباش) تو فقط وظيفه ابلاغ آشكار داري.
يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَهَا وَأَكْثَرُهُمُ الْكَافِرُونَ
﴿۸۳﴾
انصاریان: آنان نعمت خدا را می شناسند، سپس [از روی کبر و لجاجت] آن را انکار می کنند و بیشترشان کافرند.
خرمشاهی: [آنان] نعمت الهى را مىشناسند، سپس انكارش مىكنند، و بيشترينهشان ناسپاسند فولادوند: نعمت خدا را مى شناسند اما باز هم منكر آن مى شوند و بيشترشان كافرند قمشهای: نعمت خدا را دانسته و شناخته باز انکار میکنند و اکثر اینان کافرند. مکارم شیرازی: (ولي) آنها نعمت خدا را ميشناسند سپس آن را انكار ميكنند و اكثرشان كافرند.
وَيَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا ثُمَّ لَا يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ
﴿۸۴﴾
انصاریان: و روزی را [یاد کن] که از هر امتی گواهی برمی انگیزیم، سپس به کافران نه اجازه [عذر خواهی] می دهند، و نه از آنان می خواهند که [برای به دست آوردن خشنودی خدا] عذرخواهی کنند!
خرمشاهی: و روزى كه از هر امتى شاهدى برانگيزيم، سپس به كافران اجازه [عذرخواهى] داده نشود، و عذرشان را نپذيرند فولادوند: و [ياد كن] روزى را كه از هر امتى گواهى برمى انگيزيم سپس به كسانى كه كافر شده اند رخصت داده نمى شود و آنان مورد بخشش قرار نخواهند گرفت قمشهای: و (به یاد خلق آور) روزی که (در قیامت) ما از هر امتی (رسول و) شاهدی برانگیزیم آنگاه به کافران اجازه سخن و اعتذار داده نشود و نه توبه و انابه و عذری از آنان پذیرند. مکارم شیرازی: بخاطر بياوريد روزي را كه از هر امتي گواهي بر آنها مبعوث ميكنيم، سپس به كافران اجازه (سخن گفتن) داده نميشود (چرا كه دست و پا و گوش و چشم حتي پوست تن آنها گواهي ميدهند) و توانائي بر رضايت طلبيدن (و تقاضاي) عفو ندارند.
وَإِذَا رَأَى الَّذِينَ ظَلَمُوا الْعَذَابَ فَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمْ وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ
﴿۸۵﴾
انصاریان: و چون که ستمکاران عذاب را ببینند [می یابند که هیچ راه گریزی از آن ندارند] پس [به کیفر ستمشان] نه عذاب از آنان سبک می شود، و نه مهلتشان دهند.
خرمشاهی: و چون ستمپيشگان عذاب را بنگرند، آنگاه نه [عذابشان] سبك گردد و نه مهلت داده شوند فولادوند: و چون كسانى كه ستم كرده اند عذاب را ببينند [شكنجه] آنان كاسته نمى گردد و مهلت نمى يابند قمشهای: و روزی که ستمکاران عذاب خدا را به چشم ببینند دیگر هیچ نه تخفیف عذاب و نه مهلت (آسایش) خواهند یافت. مکارم شیرازی: هنگامي كه ظالمان عذاب را ببينند نه به آنها تخفيف داده ميشود، و نه مهلت.
وَإِذَا رَأَى الَّذِينَ أَشْرَكُوا شُرَكَاءَهُمْ قَالُوا رَبَّنَا هَؤُلَاءِ شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُو مِنْ دُونِكَ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ
﴿۸۶﴾
انصاریان: و زمانی که مشرکان [در عرصه قیامت] بت هایشان را که شریکان خدا قرار داده بودند ببینند، می گویند: پروردگارا! اینان شریکانی هستند که ما آنها را به جای تو می پرستیدیم [و اینان سبب گمراهی ما شدند.] ولی شریکان به آنان پاسخ می دهند: یقیناً شما دروغگویید [؛ زیرا سبب گمراهی شما هوای نفس، کبر و لجاجت شما بود.]
خرمشاهی: و چون مشركان شريكانى را كه [به جاى خداوند] قائلند بنگرند، گويند پروردگارا اينان شريكانى هستند كه ما به جاى تو مىپرستيديم، آنگاه به آنان پاسخ دهند كه شما دروغگوييد فولادوند: و چون كسانى كه شرك ورزيدند شريكان خود را ببينند مى گويند پروردگارا اينها بودند آن شريكانى كه ما به جاى تو مى خوانديم و[لى شريكان] قول آنان را رد مى كنند كه شما جدا دروغگويانيد قمشهای: و چون مشرکان شریکان خود را مشاهده کنند گویند: بارالها، اینانند که ما به جای تو پرستش میکردیم (آنها را که ما را فریب دادند به جای ما مجازات کن)، شریکان جواب دهند که شما البته دروغ میگویید (ما هرگز شما را به پرستش خود نخواندیم). مکارم شیرازی: و هنگامي كه مشركان معبودهائي را كه شريك خدا قرار دادند ميبينند ميگويند پروردگارا اينها شريكاني است كه ما بجاي تو آنها را ميخوانديم، در اين هنگام معبودان به آنها ميگويند شما دروغگو هستيد.
وَأَلْقَوْا إِلَى اللَّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ
﴿۸۷﴾
انصاریان: و در آن روز همه مشرکان در پیشگاه خدا سر تسلیم فرود آورند و معبودهایی را که همواره به دروغ [به عنوان شریک خدا] بر خدا می بستند [گم شده] از دستشان می رود.
خرمشاهی: و در چنين روزى با خداوند از در تسليم درآيند و بر ساختههايشان [بر باد رود و] از ديد آنان ناپديد شود فولادوند: و آن روز در برابر خدا از در تسليم درآيند و آنچه را كه برمى بافتند بر باد مى رود قمشهای: و در آن روز همه کفار و مشرکین تسلیم فرمان خدا شوند و هر چه غیر از خدا جعل کرده و میپرستیدند همه از نظرشان محو و نابود شود. مکارم شیرازی: و در آن روز همگي در پيشگاه خدا اظهار تسليم ميكنند، و تمام آنچه را دروغ ميبستند گم و نابود ميشود!
الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ زِدْنَاهُمْ عَذَابًا فَوْقَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يُفْسِدُونَ
﴿۸۸﴾
انصاریان: آنان که کافر شدند، و مردم را از راه خدا بازداشتند، به سبب فسادی که همواره مرتکب می شدند، عذابی بر عذابشان می افزاییم.
خرمشاهی: كسانى كه كفرورزيدند و [مردمان را] از راه خدا باز داشتند، به خاطر فتنه و فسادشان عذابى بر عذابشان بيفزاييم فولادوند: كسانى كه كفر ورزيدند و از راه خدا باز داشتند به [سزاى] آنكه فساد میکردند عذابى بر عذابشان مى افزاييم قمشهای: آنان که خود کافر شدند و راه خدا را نیز به روی خلق بستند ما آنها را به کیفر افساد و اخلال (در کار خلق) عذابی فوق عذاب (کافران دیگر) بیفزاییم. مکارم شیرازی: آنها كه كافر شدند و (مردم را) از راه خدا باز داشتند عذابي بر عذابشان بخاطر فسادي كه ميكردند ميافزائيم.
وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلَاءِ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ
﴿۸۹﴾
انصاریان: و [یاد کن] روزی را که در هر امتی گواهی از خودشان بر آنان برمی انگیزیم، و تو را [ای پیامبر اسلام!] بر اینان گواه می آوریم؛ و این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر هر چیزی و هدایت و رحمت ومژده ای برای تسلیم شدگان [به فرمان های خدا] ست.
خرمشاهی: و روزى كه از هر امتى شاهدى از خودشان بر آنان برانگيزيم و تو را بر اينان شاهد آوريم [تا چه خواهند كرد] و كتاب آسمانى [قرآن] را بر تو نازل كرديم كه روشنگر همه چيز است، و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارت است فولادوند: و [به ياد آور] روزى را كه در هر امتى گواهى از خودشان برايشان برانگيزيم و تو را [هم] بر اين [امت] گواه آوريم و اين كتاب را كه روشنگر هر چيزى است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگرى است بر تو نازل كرديم قمشهای: و روزی که ما در میان هر امتی از (رسولان) خودشان گواهی بر آنان برانگیزیم و تو را (ای محمد) بر این امت گواه آریم (آن روز سخت را یاد کن و امت را متذکر ساز)، و ما بر تو این کتاب (قرآن عظیم) را فرستادیم تا حقیقت هر چیز را روشن کند و برای مسلمین هدایت و رحمت و بشارت باشد. مکارم شیرازی: بياد آوريد روزي را كه از هر امتي گواهي از خودشان بر آنها معبوث ميكنيم، و تو را گواه آنها قرار ميدهيم، و ما اين كتاب (آسماني) را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز است، و مايه هدايت و رحمت و بشارت براي مسلمانان است.
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
﴿۹۰﴾
انصاریان: به راستی خدا به عدالت و احسان و بخشش به خویشاوندان فرمان می دهد، و از فحشا و منکر و ستم گری نهی می کند. شما را اندرز می دهد تا متذکّر [این حقیقت] شوید [که فرمان های الهی، ضامن سعادت دنیا و آخرت شماست.]
خرمشاهی: به راستى خداوند به عدل و احسان و اداى حق خويشاوندان فرمان مىدهد، و از ناشايستى و كار ناپسند و سركشى باز مىدارد، او شما را اندرز مىدهد باشد كه پند گيريد فولادوند: در حقيقت خدا به دادگرى و نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان مى دهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز مى دارد به شما اندرز مى دهد باشد كه پند گيريد قمشهای: همانا خدا (خلق را) فرمان به عدل و احسان میدهد و به بذل و عطاء خویشاوندان امر میکند و از افعال زشت و منکر و ظلم نهی میکند و به شما پند میدهد، باشد که موعظه خدا را بپذیرید. مکارم شیرازی: خداوند فرمان به عدل و احسان و بخشش به نزديكان ميدهد، و از فحشاء و منكر و ظلم و ستم نهي ميكند، خداوند به شما اندرز ميدهد شايد متذكر شويد.
وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدْتُمْ وَلَا تَنْقُضُوا الْأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ
﴿۹۱﴾
انصاریان: و به پیمان خدا چون پیمان بستید، وفا کنید و سوگند را پس از محکم کردنش [به وسیله عزم و قصد قطعی] در حالی که خدا را بر خود ضامن و کفیل قرار داده اید، نشکنید؛ یقیناً خدا آنچه را انجام می دهید، می داند.
خرمشاهی: و به عهد الهى چون پيمان بستيد وفا كنيد و سوگندهايتان را پس از مؤكد داشتن آنها، مشكنيد، حال آنكه خداوند را بر خود [در آن سوگندها] ضامن گرفتهايد، بىگمان خداوند از آنچه مىكنيد آگاه است فولادوند: و چون با خدا پيمان بستيد به پيمان خود وفا كنيد و سوگندهاى [خود را] پس از استوار كردن آنها مشكنيد با اينكه خدا را بر خود ضامن [و گواه] قرار داده ايد زيرا خدا آنچه را انجام مى دهيد مى داند قمشهای: و چون با خدا (و رسول و بندگانش) عهدی بستید بدان عهد وفا کنید و هرگز سوگند و پیمان را که مؤکّد و استوار کردید مشکنید، چرا که خدا را بر خود ناظر و گواه گرفتهاید؛ همانا خدا به هر چه میکنید آگاه است. مکارم شیرازی: هنگامي كه با خدا عهد بستيد به عهد او وفا كنيد، و سوگندهايتان را بعد از تاكيد نشكنيد در حالي كه خدا را كفيل و ضامن بر (سوگند) خود قرار داده ايد، خداوند از آنچه انجام ميدهيد آگاه است.
وَلَا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكَاثًا تَتَّخِذُونَ أَيْمَانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبَى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمَا يَبْلُوكُمُ اللَّهُ بِهِ وَلَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ
﴿۹۲﴾
انصاریان: و مانند آن [زنی] که پشم های تابیده خود را پس از استحکام و استواری وا می تابانید، نباشید که سوگندهایتان را میان خود به بهانه اینکه گروهی [چون مشرکان] از گروهی [چون مؤمنان] از نظر نفرات و امکانات افزون ترند، مایه خیانت و فساد قرار دهید [به این صورت که از روی تظاهر، مؤمنان را با سوگندهایتان دلخوش کنید که با آنان هستید، و در پشت پرده سوگندهایتان را بشکنید، و به خیال اینکه از ضربه های دشمن در امان بمانید، به دشمن بپیوندید] جز این نیست که خدا شما را به وسیله آن [نفرات اندک وافزونی نفرات دشمن] آزمایش می کند، و روز قیامت آنچه را [از حق و باطل] همواره در آن اختلاف می کردید، برای شما روشن می سازد.
خرمشاهی: و همانند زنى مباشيد كه پشمهايى را كه مىبافت، پس از محكم داشتنش، رشته رشته وامىتافت، تا سوگندهايتان را دستاويز دغلى كنيد، به خيال اينكه امتى از امت ديگر بيشتر و پيشتر است، جز اين نيست كه خداوند به آن مىآزمايدتان، و سرانجام در روز قيامت، [حقيقت] آنچه را در آن اختلاف داشتيد برايتان روشن خواهد ساخت فولادوند: و مانند آن [زنى] كه رشته خود را پس از محكم بافتن [يكى يكى] از هم مى گسست مباشيد كه سوگندهاى خود را ميان خويش وسيله [فريب و] تقلب سازيد [به خيال اين] كه گروهى از گروه ديگر [در داشتن امكانات] افزونترند جز اين نيست كه خدا شما را بدين وسيله مى آزمايد و روز قيامت در آنچه اختلاف میکرديد قطعا براى شما توضيح خواهد داد قمشهای: و (در مثل) مانند زنی که رشته خود را پس از تابیدن محکم وا تابید نباشید، که عهد و قسمهای استوار و محکم خود را برای فریب یکدیگر و فسادکاری به کار برید برای آنکه قومی بر قوم دیگر تفوق دارند، زیرا خدا شما را به این عهد و قسمها میآزماید و در روز قیامت همه (تقلّبها و) اختلافات شما را بر شما آشکار خواهد ساخت. مکارم شیرازی: همانند آن زن (سبك مغز) نباشيد كه پشمهاي تابيده خود را پس از استحكام وا، ميتابيد، در حالي كه سوگند (و پيمان) خود را وسيله خيانت و فساد قرار ميدهيد، بخاطر اينكه گروهي جمعيتشان از گروه ديگر بيشتر است (و كثرت دشمن را بهانه اي براي شكستن بيعت با پيامبر خدا ميشمريد) خدا ميخواهد شما را با اين وسيله آزمايش كند و روز قيامت آنچه را در آن اختلاف داشتيد براي شما روشن ميسازد.
وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
﴿۹۳﴾
انصاریان: اگر خدا می خواست شما را [بر محور هدایت] یک امت قرار می داد [اماهدایت اجباری فاقد ارزش است]، ولی هر کس را بخواهد [به کیفر لجاجت وتکبّرش] گمراه می کند و هر کس را بخواهد هدایت می نماید؛ و مسلماً ازآنچه همواره انجام می دادید، بازپرسی خواهیدشد.
خرمشاهی: و اگر خداوند مىخواست شما را امت يگانهاى قرار مىداد، ولى هر كه را بخواهد بيراه مىگذارد، و هر كه را بخواهد به راه مىآورد، و از چون و چند آنچه مىكرديد، از شما خواهند پرسيد فولادوند: و اگر خدا مى خواست قطعا شما را امتى واحد قرار مى داد ولى هر كه را بخواهد بيراه و هر كه را بخواهد هدايت مى كند و از آنچه انجام مى داديد حتما سؤال خواهيد شد قمشهای: و اگر خدا میخواست (به مشیّت ازلی) همه بشر را یک امت قرار میداد (و هیچگونه اختلافات نژاد و زبان و ملیت در بشر نمیگذاشت) و لیکن (این اختلافات برای امتحان است و پس از امتحان) هر که را بخواهد به گمراهی وا میگذارد و هر که را بخواهد هدایت میکند، و البته آنچه میکردهاید از همه سؤال خواهید شد. مکارم شیرازی: و اگر خدا ميخواست همه شما را امت واحدي قرار ميداد (همه را به اجبار وادار به ايمان ميكرد، اما اجبار چه سودي دارد؟) ولي خدا هر كس را بخواهد (و مستحق ببيند) گمراه و هر كس را بخواهد (و لايق بداند) هدايت ميكند، و شما از آنچه انجام ميداديد بازپرسي خواهيد شد.
وَلَا تَتَّخِذُوا أَيْمَانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِهَا وَتَذُوقُوا السُّوءَ بِمَا صَدَدْتُمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَلَكُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ
﴿۹۴﴾
انصاریان: و سوگندهایتان را میان خود مایه خیانت و فساد قرار ندهید که در نتیجه، قدمی پس از استواریش بلغزد؛ و به سبب آنکه مردم را از راه خدا بازداشتید [در این دنیا] سختی و ناگواری بچشید، و برای شما [در آخرت] عذابی بزرگ باشد.
خرمشاهی: و سوگندهايتان را دستاويز دغلى در بين خودتان قرار مدهيد كه لغزش قدمى، پس از استوارىاش پيش آيد، و به خاطر آنكه از راه خدا باز داشتيد، عذاب بچشيد و برايتان عذابى سهمگين [در پيش] است فولادوند: و زنهار سوگندهاى خود را دستاويز تقلب ميان خود قرار مدهيد تا گامى بعد از استواريش بلغزد و شما به [سزاى] آنكه [مردم را] از راه خدا باز داشته ايد دچار شكنجه شويد و براى شما عذابى بزرگ باشد قمشهای: و عهد و سوگندهای خود را برای فریب یکدیگر به کار مبرید تا آن که ثابت قدم است نیز (به فریب و سوگند دروغ) بلغزد و از این که راه خدا را (بر خلق) بستید همه به سختی مبتلا شوید و به عذابی بزرگ گرفتار گردید. مکارم شیرازی: سوگندهاي خود را وسيله تقلب و خيانت در ميان خود قرار ندهيد، مبادا گامهاي ثابت (بر ايمان) متزلزل گردد، و بخاطر بازداشتن (مردم) از راه خدا آثار سوء آنرا بچشيد و براي شما عذاب عظيم خواهد بود.
وَلَا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا إِنَّمَا عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ
﴿۹۵﴾
انصاریان: و پیمان خدا را به بهایی اندک نفروشید؛ زیرا آنچه نزد خداست، برای شما بهتر است، اگر بدانید [که ارزش وفای به پیمان خدا قابل مقایسه با همه دنیا نیست.]
خرمشاهی: و پيمان الهى را به بهاى ناچيزى مفروشيد، زيرا اگر بدانيد آنچه در نزد خداوند است، برايتان بهتر است فولادوند: و پيمان خدا را به بهاى ناچيزى مفروشيد زيرا آنچه نزد خداست اگر بدانيد همان براى شما بهتر است قمشهای: و عهد خدا را به بهایی اندک معامله نکنید؛ که آنچه (از نعمت ابد) نزد خداست اگر بفهمید بسیار شما را بهتر است (از آن منفعتی که به نقض عهد بیابید). مکارم شیرازی: (هرگز) پيمان الهي را با بهاي كمي مبادله نكنيد (و هر بهائي در برابر آن ناچيز است) آنچه نزد خدا است براي شما بهتر است اگر بدانيد.
مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
﴿۹۶﴾
انصاریان: آنچه [از ثروت و مال] نزد شماست، فانی می شود و آنچه [از پاداش و ثواب] نزد خداست، باقی می ماند، و قطعاً آنان که [برای دینشان] شکیبایی ورزیدند، پاداششان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می داده اند، می دهیم.
خرمشاهی: آنچه نزد شماست، به پايان مىرسد و آنچه نزد خداوند است، پاينده است، و به كسانى كه شكيبايىورزيدهاند، به بهتر از آنچه كردهاند پاداششان را مىپردازيم فولادوند: آنچه پيش شماست تمام مى شود و آنچه پيش خداست پايدار است و قطعا كسانى را كه شكيبايى كردند به بهتر از آنچه عمل میکردند پاداش خواهيم داد قمشهای: آنچه نزد شماست همه نابود خواهد شد و آنچه نزد خداست (از ذخائر اعمال نیک و ثواب آخرت، تا ابد) باقی خواهد بود و البته اجری که به صابران بدهیم اجری است بسیار بهتر از عملی که به جا میآوردند. مکارم شیرازی: (زيرا) آنچه نزد شما است فاني ميشود، اما آنچه نزد خدا است باقي ميماند، و كساني را كه صبر استقامت پيشه كنند به بهترين اعمالشان پاداش خواهيم داد.
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
﴿۹۷﴾
انصاریان: از مرد و زن، هر کس کار شایسته انجام دهد در حالی که مؤمن است، مسلماً او را به زندگی پاک و پاکیزه ای زنده می داریم و پاداششان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می داده اند، می دهیم.
خرمشاهی: هر كس از مرد يا زن كه كار نيك كند و مؤمن باشد، به زندگانى پاك و پسنديدهاى زندهاش مىداريم و به بهتر از آنچه كردهاند پاداششان را مىپردازيم فولادوند: هر كس از مرد يا زن كار شايسته كند و مؤمن باشد قطعا او را با زندگى پاكيزه اى حيات [حقيقى] بخشيم و مسلما به آنان بهتر از آنچه انجام مى دادند پاداش خواهيم داد قمشهای: هر کس از مرد و زن کار نیکی به شرط ایمان به خدا به جای آرد ما او را به زندگانی خوش و با سعادت زنده ابد میگردانیم و اجری بسیار بهتر از عمل نیکی که میکردند به آنان عطا میکنیم. مکارم شیرازی: هر كس عمل صالح كند، در حالي كه مؤ من است، خواه مرد باشد يا زن، به او حيات پاكيزه ميبخشيم، و پاداش آنها را به بهترين اعمالي كه انجام دادند خواهيم داد.
فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
﴿۹۸﴾
انصاریان: پس هنگامی که قرآن می خوانی از شیطان رانده شده به خدا پناه ببر.
خرمشاهی: پس چون خواهى قرآن بخوانى، از [شر] شيطان مطرود به خداوند پناه ببر فولادوند: پس چون قرآن مى خوانى از شيطان مطرود به خدا پناه بر قمشهای: (ای رسول ما) چون خواهی تلاوت قرآن کنی اول از شر وسوسه شیطان مردود به خدا پناه بر. مکارم شیرازی: هنگامي كه قرآن ميخواني از شر شيطان مطرود شده، به خدا پناه بر.
إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ
﴿۹۹﴾
انصاریان: یقیناً او بر کسانی که ایمان آورده اند وهمواره بر پروردگارشان توکل می کنند، تسلّطی ندارد.
خرمشاهی: آرى او بر كسانى كه ايمان آوردهاند و بر پروردگارشان توكل كردهاند، دست ندارد فولادوند: چرا كه او را بر كسانى كه ايمان آورده اند و بر پروردگارشان توكل مى كنند تسلطى نيست قمشهای: که البته شیطان را هرگز بر کسانی که به خدا ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل و اعتماد میکنند تسلط نخواهد بود. مکارم شیرازی: چرا كه او تسلطي بر كساني كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكل ميكنند ندارد.
إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ
﴿۱۰۰﴾
انصاریان: تسلّطش فقط بر کسانی است که او را سرپرست و دوست خود گرفته اند و بر کسانی است که [به وسیله اغواگری او] برای خدا شریک قرار داده اند.
خرمشاهی: سلطه او فقط بر كسانى است كه دوستدارش هستند و كسانى كه به خداوند شرك مىورزند فولادوند: تسلط او فقط بر كسانى است كه وى را به سرپرستى برمى گيرند و بر كسانى كه آنها به او [=خدا] شرك مى ورزند قمشهای: تنها تسلط شیطان بر آن نفوسی است که او را دوست گرفتهاند و کسانی که (به اغوای او) به خدا شرک میآورند. مکارم شیرازی: تنها تسلط او بر كساني است كه او را به سرپرستي خود برگزيده اند و آنها كه نسبت به او شرك ميورزند (و فرمانش را بجاي فرمان خدا لازم الاجرا ميدانند).
وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَكَانَ آيَةٍ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
﴿۱۰۱﴾
انصاریان: و هنگامی که آیه ای را [که در بردارنده حکم جدیدی است] جایگزین آیه دیگر می کنیم، در حالی که خدا به آنچه نازل می کند داناتر است، مخالفان می گویند: تو فقط [بر خدا] دروغ می بندی!! [چنین نیست که می گویند] بلکه بیشترشان [اسرار تبدیلِ احکام را] نمی دانند.
خرمشاهی: و چون آيهاى را به جاى آيه ديگر آوريم -و خداوند به آنچه نازل كرده است، آگاهتر استگويند تو فقط افترازنى، چنين نيست بلكه بيشترينهشان در نمىيابند فولادوند: و چون حكمى را به جاى حكم ديگر بياوريم و خدا به آنچه به تدريج نازل مى كند داناتر است مى گويند جز اين نيست كه تو دروغبافى [نه] بلكه بيشتر آنان نمى دانند قمشهای: و ما هرگاه آیتی را (از راه مصلحت) نسخ کرده و به جای آن آیتی دیگر آوریم-در صورتی که خدا بهتر داند تا چه چیز (به صلاح خلق) نازل کند- (کافران اعتراض بر نسخ آیه کرده و) میگویند تو (بر خدا) همیشه افترا میبندی. (چنین نیست) بلکه اکثر اینها نمیدانند (که این نزول آسمانی است). مکارم شیرازی: و هنگامي كه آيه اي را به آيه ديگر تبديل كنيم (حكمي را نسخ نمائيم) - و خدا بهتر ميداند چه حكمي را نازل كند - آنها ميگويند تو افترا ميبندي اما اكثر آنها (حقيقت) را نميدانند.
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ
﴿۱۰۲﴾
انصاریان: بگو: آن [آیات] را روح القدس از سوی پروردگارت به درستی و راستی نازل کرده تا کسانی را که ایمان آورده اند، ثابت قدم بدارد و برای تسلیم شدگان [به فرمان های حق] هدایت و مژده باشد.
خرمشاهی: بگو آن را روحالقدس [جبرئيل] به راستى و درستى از سوى پروردگارت نازل كرده است، تا مؤمنان را ثابتقدم بدارد و براى مسلمانان رهنمود و بشارتى باشد فولادوند: بگو آن را روح القدس از طرف پروردگارت به حق فرود آورده تا كسانى را كه ايمان آورده اند استوار گرداند و براى مسلمانان هدايت و بشارتى است قمشهای: بگو که این آیات را روح القدس از جانب پروردگارت به حقیقت و راستی نازل کرده تا اهل ایمان را ثابت قدم گرداند و برای مسلمین هدایت و بشارت باشد. مکارم شیرازی: بگو، آنرا روح القدس از جانب پروردگارت به حق نازل كرده است، تا افراد با ايمان را ثابت قدم گرداند، و هدايت و بشارتي است براي عموم مسلمين.
وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ
﴿۱۰۳﴾
انصاریان: و ما می دانیم که آنان می گویند: یقیناً این آیات را بشری به او می آموزد!! [چنین نیست که می گویند، زیرا] زبان کسی که [آموختن قرآن را به پیامبر] به او نسبت می دهید، غیر عربی است و این قرآن به زبان عربی فصیح و روشن است.
خرمشاهی: و به خوبى مىدانيم كه ايشان مىگويند همانا بشرى او را آموزش مىدهد [حاشا، چرا كه] زبان كسى كه اينان كژانديشانه ادعا مىكنند، گنگ و بيگانه است و اين زبان [زبان قرآن] عربى [شيوا و] روشن است فولادوند: و نيك مى دانيم كه آنان مى گويند جز اين نيست كه بشرى به او مى آموزد [نه چنين نيست زيرا] زبان كسى كه [اين] نسبت را به او مى دهند غير عربى است و اين [قرآن] به زبان عربى روشن است قمشهای: و ما کاملا آگاهیم که کافران (معاند) میگویند: آن کس که مطالب این قرآن را به رسول میآموزد بشری است، (مقصودشان بلعام ترسا یا عایش یا یعیش یا غلام رومی یا سلمان فارسی بود) در صورتی که زبان آن کس که این قرآن را به او نسبت میدهند اعجمی (غیر فصیح) است و این قرآن به زبان عربی فصیح و روشن است. مکارم شیرازی: ما ميدانيم آنها ميگويند اين آيات را بشري به او تعليم ميدهد، در حالي كه زبان كسي كه اينها را به او نسبت ميدهند عجمي است ولي اين (قرآن) زبان عربي آشكار است.
إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ لَا يَهْدِيهِمُ اللَّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
﴿۱۰۴﴾
انصاریان: قطعاً کسانی که به آیات خدا ایمان ندارند، خدا هدایتشان نمی کند، و برای آنان عذابی دردناک است.
خرمشاهی: كسانى كه به آيات الهى ايمان ندارند، خداوند هدايتشان نمىكند و عذابى دردناك [در پيش] دارند فولادوند: در حقيقت كسانى كه به آيات خدا ايمان ندارند خدا آنان را هدايت نمى كند و برايشان عذابى دردناك است قمشهای: البته آنان که به آیات خدا ایمان نمیآورند (پس از اتمام حجت کامل) خدا هرگز هدایتشان نخواهد کرد و آنها را عذابی دردناک خواهد رسید. مکارم شیرازی: كساني كه ايمان به آيات الهي ندارند خداوند آنها را هدايت نميكند و براي آنها عذاب دردناكي است.
إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ
﴿۱۰۵﴾
انصاریان: فقط کسانی [به خدا و پیامبر] دروغ می بندند که به آیات خدا ایمان ندارند، و اینانند که دروغگوی واقعی اند.
خرمشاهی: جز اين نيست كه دروغپردازى را كسانى مىكنند كه به آيات الهى ايمان ندارند و اينان دروغگو هستند فولادوند: تنها كسانى دروغپردازى مى كنند كه به آيات خدا ايمان ندارند و آنان خود دروغگويانند قمشهای: دروغ را آن کسانی به خدا میبندند که ایمان به آیات خدا ندارند و این کافران البته خود مردمی دروغگویند. مکارم شیرازی: تنها كساني دروغ ميگويند كه ايمان به آيات خدا ندارند، و دروغگويان واقعي آنها هستند!
مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ
﴿۱۰۶﴾
انصاریان: هر کس پس از ایمان آوردنش به خدا کافر شود [به عذاب خدا گرفتار آید]؛ مگر کسی که به کفر مجبور شده [امّا] دلش مطمئن به ایمان است، ولی آنان که سینه برای پذیرفتن کفر گشاده اند، خشمی سخت از سوی خدا بر آنان است و آنان را عذابی بزرگ خواهد بود.
خرمشاهی: هر كس كه بعد از ايمانش به خداوند كفرورزد [بازخواست شود] مگر كسى كه وادار شود، و دلش به ايمان آرام و استوار باشد، ولى كسانى كه دل بر كفر نهاده باشند، خشم خداوند بر آنان است و عذابى سهمگين [در پيش] دارند فولادوند: هر كس پس از ايمان آوردن خود به خدا كفر ورزد [عذابى سخت خواهد داشت] مگر آن كس كه مجبور شده و[لى] قلبش به ايمان اطمينان دارد ليكن هر كه سينه اش به كفر گشاده گردد خشم خدا بر آنان است و برايشان عذابى بزرگ خواهد بود قمشهای: هر کس بعد از آنکه به خدا ایمان آورده باز کافر شد-نه آنکه به زبان از روی اجبار کافر شود و دلش در ایمان ثابت باشد (مانند عمار یاسر) بلکه به اختیار کافر شد و با رضا و رغبت و هوای نفس، دلش آکنده به ظلمت کفر گشت-بر آنها خشم و غضب خدا و عذاب بزرگ دوزخ خواهد بود. مکارم شیرازی: كساني كه بعد از ايمان كافر شوند - به جز آنها كه تحت فشار واقع شده اند در حالي كه قلبشان آرام با ايمان است - آري آنها كه سينه خود را براي پذيرش كفر گشوده اند غضب خدا بر آنها است و عذاب عظيمي در انتظارشان!
ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ
﴿۱۰۷﴾
انصاریان: این [خشم و عذاب بزرگ] به سبب آن است که زندگی دنیا [یِ زودگذر] را بر آخرت ترجیح دادند، و مسلماً خدا مردم کفر پیشه را هدایت نمی کند.
خرمشاهی: اين از آن است كه ايشان زندگى دنيا را از آخرت خوشتر دارند، و خداوند خدانشناسان را هدايت نمىكند فولادوند: زيرا آنان زندگى دنيا را بر آخرت برترى دادند و [هم] اينكه خدا گروه كافران را هدايت نمى كند قمشهای: این غضب و عذاب بر آنها بدین سبب است که حیات (فانی) دنیا را بر (حیات ابدی) آخرت برگزیدند و این که خدا هرگز کافران را هدایت نخواهد کرد. مکارم شیرازی: اين بخاطر آنست كه زندگي دنيا (و پست) را بر آخرت ترجيح دادند، و خداوند افراد بيايمان (و لجوج) را هدايت نميكند.
أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ
﴿۱۰۸﴾
انصاریان: اینان کسانی هستند که خدا بر دل و گوش و چشمشان مُهر [شقاوت] زده، و اینان بی خبران واقعی اند.
خرمشاهی: اينان كسانى هستند كه خداوند بر دلها و گوشها و ديدگانشان مهر نهاده است و اينانند كه غافلند فولادوند: آنان كسانى اند كه خدا بر دلها و گوش و ديدگانشان مهر نهاده و آنان خود غافلانند قمشهای: همینها هستند که خدا بر دلها و گوش و چشمهایشان مهر (قهر) زده است و اینها همان مردمند که (از خدا و قیامت) غافلند. مکارم شیرازی: آنها كساني هستند كه خدا (بر اثر فزوني گناه) بر قلب و گوش و چشمانشان مهر نهاده (به همين دليل چيزي نميفهمند) و غافلان واقعي آنهايند.
لَا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرُونَ
﴿۱۰۹﴾
انصاریان: ثابت و یقینی است که آنان در آخرت زیانکارند.
خرمشاهی: حقا كه ايشان در آخرت زيانكارند فولادوند: شك نيست كه آنها در آخرت همان زيانكارانند قمشهای: بیگمان آنان در عالم آخرت بسیار زیانکارند. مکارم شیرازی: و قطعا آنها در آخرت زيانكارانند.
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا فُتِنُوا ثُمَّ جَاهَدُوا وَصَبَرُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِيمٌ
﴿۱۱۰﴾
انصاریان: آن گاه یقیناً پروردگارت نسبت به کسانی که پس از آزار دیدنِ [از مشرکان، سرزمین شرک را رها کرده] هجرت نمودند، سپس جهاد کردند، و [برای حفظ دینشان] شکیبایی ورزیدند، آری، پروردگارت [نسبت به آنان] پس از این [همه بلا] بسیار آمرزنده و مهربان است.
خرمشاهی: از سوى ديگر، پروردگارت در حق كسانى كه پس از شكنجه ديدن، هجرت كردند، سپس به جهاد پرداختند و شكيبايى پيشه كردند، بدان كه پروردگارت پس از آن آمرزگار مهربان است فولادوند: با اين حال پروردگار تو نسبت به كسانى كه پس از [آن همه] زجر كشيدن هجرت كرده و سپس جهاد نمودند و صبر پيشه ساختند پروردگارت [نسبت به آنان] بعد از آن [همه مصايب] قطعا آمرزنده و مهربان است قمشهای: آنگاه محققا خدا بر مؤمنانی که از شهر و دیار خود چون به شر و فتنه کفار مبتلا شدند ناگزیر هجرت کردند و در راه دین جهاد و صبر بسیار نمودند، آری خدا از این پس بر آنها بسیار آمرزنده و مهربان خواهد بود. مکارم شیرازی: اما پروردگار تو نسبت به كساني كه بعد از فريب خوردن (به ايمان بازگشته اند و) هجرت كردند و جهاد و استقامت در راه خدا به خرج دادند پروردگار تو بعد از انجام اين كارها غفور و رحيم است (و آنها را مشمول رحمت ميسازد).
يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَنْ نَفْسِهَا وَتُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ
﴿۱۱۱﴾
انصاریان: [یاد کن] روزی را که هر کس [به پیشگاه حق] می آید [برای مصون ماندنش از عذاب] از خود دفاع می کند و هر کس هر عملی انجام داده است [همه آن] به طور کامل به او داده می شود و مورد ستم قرار نخواهند گرفت.
خرمشاهی: روزى [فرارسد] كه هر كس [فقط] به دفاع از خويش بپردازد، و جزاى هركسى بر وفق كارى كه كرده است، تمام و كمال داده شود، و بر ايشان ستم نرود فولادوند: [ياد كن] روزى را كه هر كس مى آيد [و] از خود دفاع مى كند و هر كس به آنچه كرده بى كم و كاست پاداش مى يابد و بر آنان ستم نمى رود قمشهای: (یاد کن بر امت) آن روزی که (از شدت ابتلاء و سختی) هر نفسی میآید در حالی که (برای رفع عذاب) به جدل و دفاع از خود برمیخیزد، و هر کس را به جزاء عمل او کاملا میرسانند و بر آنها ستم نمیکنند. مکارم شیرازی: به ياد آوريد روزي را كه هر كس (در فكر خويشتن است و) به دفاع از خود برمي خيزد و نتيجه اعمال هر كسي بيكم و كاست به او داده ميشود و به آنها ظلم نخواهد شد.
وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ
﴿۱۱۲﴾
انصاریان: و خدا [برای پندآموزی به ناسپاسان] مَثَلی زده است: شهری را که امنیت و آسایش داشت و رزق و روزیِ [مردمش] به فراوانی از همه جا برایش می آمد، پس نعمت خدا را ناسپاسی کردند، در نتیجه خدا به کیفر اعمالی که همواره مرتکب می شدند، بلای گرسنگی و ترس فراگیر را به آنان چشانید.
خرمشاهی: و خداوند [اهل] شهرى را مثل زند كه امن و آسوده به سر مىبرد و روزى آن از هر سو به خوشى و فراوانى مىرسيد، آنگاه به نعمتهاى الهى كفرانورزيد، و سپس خداوند به كيفر كار و كردارشان بلاى فراگير گرسنگى و ناامنى را به آنان چشانيد فولادوند: و خدا شهرى را مثل زده است كه امن و امان بود [و] روزيش از هر سو فراوان مى رسيد پس [ساكنانش] نعمتهاى خدا را ناسپاسى كردند و خدا هم به سزاى آنچه انجام مى دادند طعم گرسنگى و هراس را به [مردم] آن چشانيد قمشهای: و خدا بر شما حکایت کرد و مثل آورد مثل شهری را که در آن امنیت کامل حکمفرما بود و اهلش در آسایش و اطمینان زندگی میکردند و از هر جانب روزی فراوان به آنها میرسید تا آنکه اهل آن شهر نعمتهای خدا را کفران کردند، خدا هم به موجب آن کفران و معصیت طعم گرسنگی و بیمناکی را به آنها چشانید و چون لباس، سراپای وجودشان را پوشاند. مکارم شیرازی: خداوند (براي آنها كه كفران نعمت ميكنند) مثلي زده است: منطقه آبادي را كه امن و آرام و مطمئن بوده، و همواره روزيش بطور وافر از هر مكاني فرا ميرسيده، اما نعمت خدا را كفران كردند، و خداوند بخاطر اعمالي كه انجام ميدادند لباس گرسنگي و ترس را در اندامشان پوشانيد.
وَلَقَدْ جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ وَهُمْ ظَالِمُونَ
﴿۱۱۳﴾
انصاریان: و همانا پیامبری از خود آنان برای [هدایت] شان آمد، ولی او را تکذیب کردند، پس عذاب [خدا] آنان را در حالی که ستمکار بودند، فراگرفت.
خرمشاهی: و به راستى كه پيامبرى از خودشان به سوى آنان آمد، آنگاه او را دروغزن انگاشتند، و سرانجام در حالى كه ستمكار [مشرك] بودند، عذاب آنان را فرو گرفت فولادوند: و به يقين فرستاده اى از خودشان برايشان آمد اما او را تكذيب كردند پس در حالى كه ظالم بودند آنان را عذاب فرو گرفت قمشهای: و رسولی از خود آنها بر آنها آمد ولی او را تکذیب کردند، و عذاب بر آنها فرا رسید در حالی که ستمکار بودند. مکارم شیرازی: پيامبري از خود آنها به سراغشان آمد، اما او را تكذيب كردند، و عذاب الهي آنها را فرو گرفت، در حالي كه ظالم بودند.
فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا وَاشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ
﴿۱۱۴﴾
انصاریان: از نعمت هایی که خدا روزی شما کرده است، حلال وپاکیزه بخورید، و نعمت خدا را سپاس گزارید، اگر تنها خدا را می پرستید.
خرمشاهی: از آنچه خداوند روزيتان كرده است، حلال و پاكيزه بخوريد، و اگر فقط او را مىپرستيد، بر نعمت الهى شكر كنيد فولادوند: پس از آنچه خدا شما را روزى كرده است حلال [و] پاكيزه بخوريد و نعمت خدا را اگر تنها او را مى پرستيد شكر گزاريد قمشهای: پس شما (مؤمنان از حال آنها عبرت گیرید و) از آنچه خدا روزی حلال و طیّب شما قرار داده تناول کنید و شکر نعمت خدا به جای آرید اگر حقیقتا خدا را میپرستید. مکارم شیرازی: حال كه چنين است از آنچه خدا روزيتان كرده است حلال و پاكيزه بخوريد، و شكر نعمت خدا را بجاي آريد اگر او را ميپرستيد.
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
﴿۱۱۵﴾
انصاریان: خدا فقط مردار وخون و گوشت خوک و آنچه را با نام غیر خدا ذبح کرده اند، بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که [برای نجات جانش از خطر، به خوردن آنها] ناچار شود در حالی که خواهان لذت نباشد و از حد لازم تجاوز نکند [گناهی بر او نیست] یقیناً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
خرمشاهی: بدانيد [كه خداوند] بر شما مردار و خون و گوشت خوك و آنچه نامى جز نام خدا [به هنگام ذبحش] برده باشند، حرام كرده است، اما اگر كسى درمانده شود، و تجاوزكار و زياده خواه نباشد [و از آنها بخورد، بداند كه] خداوند آمرزگار مهربان است فولادوند: جز اين نيست كه [خدا] مردار و خون و گوشت خوك و آنچه را كه نام غير خدا بر آن برده شده حرام گردانيده است [با اين همه] هر كس كه [به خوردن آنها] ناگزير شود و سركش و زياده خواه نباشد قطعا خدا آمرزنده مهربان است قمشهای: خدا بر شما بندگان تنها مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که به نام غیر خدا ذبح کنند حرام گردانید، و اگر کسی مضطر و ناچار شود بیآنکه قصد تجاوز (از اندازه) و تعدی (از حکم خدا) نماید (باز از همین حرامها به قدر ضرورت تناول کند) خدا البته بسیار آمرزنده و مهربان است. مکارم شیرازی: خداوند تنها مردار و خون و گوشت خوك و آنچه را با نام غير خدا سر بريده اند بر شما تحريم كرده، اما كساني كه مجبور شوند در حالي كه تجاوز و تعدي از حد ننمايند (خداوند آنها را مجازات نخواهد كرد) چرا كه خدا غفور و رحيم است.
وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ
﴿۱۱۶﴾
انصاریان: و به سبب دروغی که زبانتان گویای به آن است، نگویید: این حلال است و این حرام، تا به دروغ به خدا افترا بزنید [که این حلال و حرام حکم خداست]؛ مسلماً کسانی که به خدا دروغ می بندند، رستگار نخواهند شد.
خرمشاهی: و با هر دروغى كه به زبانتان مىآيد، مگوييد كه اين حلال است و اين حرام، تا بر خداوند دروغ بسته باشيد، زيرا كسانى كه بر خداوند دروغ ببندند رستگار نمىشوند فولادوند: و براى آنچه زبان شما به دروغ مى پردازد مگوييد اين حلال است و آن حرام تا بر خدا دروغ بنديد زيرا كسانى كه بر خدا دروغ مى بندند رستگار نمى شوند قمشهای: و شما نباید از پیش خود به دروغ چیزی را حلال و چیزی را حرام گویید و به خدا نسبت دهید تا بر خدا دروغ بندید، که آنان که بر خدا دروغ بندند هرگز روی رستگاری نخواهند دید. مکارم شیرازی: بخاطر دروغي كه زبانهاي شما توصيف ميكند نگوئيد اين حلال است و آن حرام، تا بر خدا افترا ببنديد، كساني كه به خدا دروغ ميبندند رستگار نخواهند شد.
مَتَاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
﴿۱۱۷﴾
انصاریان: [با این کارهای زشت] بهره و برخورداری اندکی [در زندگی دنیا دارند] و برای آنان [در قیامت] عذابی دردناک است.
خرمشاهی: برخوردارى اندكى است و [سپس] بر ايشان عذابى دردناك [در پيش] است فولادوند: [ايشان راست] اندك بهره اى و[لى] عذابشان پر درد است قمشهای: (آنچه از این طریق به دست آورند) متاعی قلیل است و (در آخرت) عذابی دردناک خواهند داشت. مکارم شیرازی: بهره كمي در اين دنيا نصيبشان ميشود، و عذاب دردناكي در انتظار آنها است.
وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
﴿۱۱۸﴾
انصاریان: و آنچه را پیش از این برای تو شرح دادیم، بر یهود حرام کردیم، ما به آنان ستم نورزیدیم، بلکه آنان خودشان به خود ستم می کردند.
خرمشاهی: و بر يهوديان، آنچه را پيشتر بر تو خواندهايم، حرام كردهايم، و ما در حق ايشان ستم نكرديم، بلكه خود بر خويشتن ستم كردند فولادوند: و بر كسانى كه يهودى شدند آنچه را قبلا بر تو حكايت كرديم حرام گردانيديم و ما بر آنان ستم نكرديم بلكه آنها به خود ستم میکردند قمشهای: و ما همان چیزها که بر تو پیش از این شرح کردیم (از مردار و خون و خنزیر و ذبیحه به نام غیر خدا) بر یهودیان حرام کردیم، و ما بر آنان ستم نکردیم لیکن آنها خود بر نفس خویش ستم میکردند (که حلال خدا را حرام کردند). مکارم شیرازی: چيزهائي را كه قبلا براي تو شرح داديم بر يهود تحريم كرديم، ما به آنها ستم نكرديم، اما آنها به خودشان ظلم و ستم كردند.
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُوا السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِيمٌ
﴿۱۱۹﴾
انصاریان: آن گاه پروردگارت به کسانی که از روی نادانی کار زشت مرتکب شدند، و بعد از آن توبه کردند و [مفاسد خود را] اصلاح نمودند، [لطف و عنایت دارد] زیرا پروردگارت پس از آن [توبه و اصلاح] بسیار آمرزنده و مهربان است.
خرمشاهی: آنگاه پروردگارت در حق كسانى كه از روى نادانى مرتكب كار ناشايستى شدهاند، و سپس توبه و درستكارى كردهاند، پس از آن، آمرزگار مهربان است فولادوند: [با اين همه] پروردگار تو نسبت به كسانى كه به نادانى مرتكب گناه شده سپس توبه كرده و به صلاح آمده اند البته پروردگارت پس از آن آمرزنده مهربان است قمشهای: باز هم خدا بر آنان که از روی جهالت و نادانی عمل زشتی انجام داده و سپس به درگاه او توبه کرده و (فساد آن عمل زشت را) اصلاح کنند، بعد از توبه خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. مکارم شیرازی: اما پروردگارت نسبت به آنها كه از روي جهل اعمال بد انجام داده اند سپس توبه كردند و در مقام جبران بر آمدند، پروردگار تو بعد از آن آمرزنده و مهربان است.
إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
﴿۱۲۰﴾
انصاریان: بدون تردید، ابراهیم [به تنهایی] یک امت بود، برای خدا از روی فروتنی فرمانبردار و [یکتاپرستی] حق گرا بود واز مشرکان نبود.
خرمشاهی: بىگمان ابراهيم پيشوايى فروتن در برابر خداوند و پاكدين بود و از مشركان نبود فولادوند: به راستى ابراهيم پيشوايى مطيع خدا [و] حقگراى بود و از مشركان نبود قمشهای: همانا ابراهیم (خلیل) امتی مطیع و فرمانبردار و یکتاپرست بود و هرگز به خدای یکتا شرک نیاورد. مکارم شیرازی: ابراهيم (به تنهائي) يك امت بود مطيع فرمان خدا، و خالي از هر گونه انحراف، و هرگز از مشركان نبود.
شَاكِرًا لِأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ
﴿۱۲۱﴾
انصاریان: سپاس گزار نعمت های او بود، خدا او را برگزید وبه راهی راست راهنمایی اش کرد.
خرمشاهی: كه در برابر نعمتهاى او سپاسگزار بود [و خداوند] او را برگزيد و به راه راست هدايت كرد فولادوند: [و] نعمتهاى او را شكرگزار بود [خدا] او را برگزيد و به راهى راست هدايتش كرد قمشهای: همیشه شکرگزار نعمتهای خدا بود که خدا او را (به رسالت) برگزید و به راه مستقیمش هدایت فرمود. مکارم شیرازی: او شكرگزار نعمتهاي پروردگار بود، خدا او را برگزيد، و به راه راست هدايتش كرد.
وَآتَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ
﴿۱۲۲﴾
انصاریان: و به او در دنیا [زندگی نیکویی] دادیم، و بی تردید در آخرت از شایستگان است.
خرمشاهی: و به او در دنيا نيكى بخشيديم و او در آخرت هم از شايستگان است فولادوند: و در دنيا به او نيكويى و [نعمت] داديم و در آخرت [نيز] از شايستگان خواهد بود قمشهای: و او را در دنیا نیکویی (و سعادت) عطا کردیم و در آخرت از صالحان و نیکان خواهد بود. مکارم شیرازی: و ما در دنيا به او همت نيكو داديم، و در آخرت از صالحان است.
ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
﴿۱۲۳﴾
انصاریان: آن گاه به تو وحی کردیم که از آیین [یکتاپرستیِ] ابراهیم حق گرا پیروی کن که از مشرکان نبود.
خرمشاهی: سپس به تو وحى كرديم كه از آيين ابراهيم پاكدين پيروى كن كه از مشركان نبود فولادوند: سپس به تو وحى كرديم كه از آيين ابراهيم حقگراى پيروى كن [چرا كه] او از مشركان نبود قمشهای: آن گاه بر تو وحی کردیم که (در دعوت به خداپرستی و توحید و بسط معارف الهی) آیین ابراهیم را تعقیب کن که پاک و یکتا پرست بود و هرگز به خدای یکتا شرک نیاورد. مکارم شیرازی: سپس به تو وحي فرستاديم كه از آئين ابراهيم، كه خالي از هر گونه انحراف بود و از مشركان نبود، پيروي كن.
إِنَّمَا جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ
﴿۱۲۴﴾
انصاریان: [تحریم ماهی گیری در] روز شنبه فقط برای کسانی که در آن [از نظر آزادی و ممنوعیت کار] اختلاف کردند، قرار داده شده است، و بی تردید پروردگارت در روز قیامت درباره آنچه در آن اختلاف می کردند، داوری خواهد کرد.
خرمشاهی: حرمت نهادن به شنبه [ سبت] فقط بر كسانى مقرر شد كه در آن [و در صيد ماهى و نظاير آن] اختلافورزيدند، و بىگمان پروردگارت در روز قيامت در آنچه اختلاف مىداشتند، در ميان آنان داورى خواهد كرد فولادوند: [بزرگداشت] شنبه بر كسانى كه در باره آن اختلاف كردند مقرر گرديد و قطعا پروردگارت روز رستاخيز ميان آنها در باره چيزى كه در مورد آن اختلاف میکردند داورى خواهد كرد قمشهای: (حکم حرمت) روز شنبه تنها بر یهود که در آن راه اختلاف پیمودند (و حرمتش نگاه نداشتند) مقرر گردید، و خدای تو البته روز قیامت در آنچه (خلق) در آن اختلاف و نزاع برپا میکردند حکم خواهد کرد. مکارم شیرازی: شنبه (و تحريمهاي روز شنبه براي يهود) بعنوان يك مجازات بود كه در آنهم اختلاف كردند و پروردگارت روز قيامت در ميان آنها در آنچه اختلاف كردند داوري ميكند.
ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ
﴿۱۲۵﴾
انصاریان: [مردم را] با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن، و با آنان به نیکوترین شیوه به بحث [و مجادله] بپرداز، یقیناً پروردگارت به کسانی که از راه او گمراه شده اند و نیز به راه یافتگان داناتر است.
خرمشاهی: به راه پروردگارت با حكمت و پند[هاى] پسنديده فراخوان، و با آنان به شيوهاى كه بهتر است مجادله [و مقابله] كن، چرا كه پروردگارت داناتر است كه چه كسانى از راه او به در افتادهاند و هم او به رهيافتگان داناتر است فولادوند: با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوه اى] كه نيكوتر است مجادله نماى در حقيقت پروردگار تو به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راهيافتگان [نيز] داناتر است قمشهای: (ای رسول ما خلق را) به حکمت (و برهان) و موعظه نیکو به راه خدایت دعوت کن و با بهترین طریق با اهل جدل مناظره کن (وظیفه تو بیش از این نیست) که البته خدای تو (عاقبت حال) کسانی را که از راه او گمراه شده و آنان را که هدایت یافتهاند بهتر میداند. مکارم شیرازی: با حكمت و اندرز نيكو به سوي راه پروردگارت دعوت نما، و با آنها به طريقي كه نيكوتر است استدلال و مناظره كن، پروردگار تو از هر كسي بهتر ميداند چه كساني از طريق او گمراه شده اند و چه كساني هدايت يافته اند.
وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ
﴿۱۲۶﴾
انصاریان: و اگر [ستم گر را] مجازات کردید، پس فقط به مانند ستمی که به شما شده مجازات کنید، و اگر شکیبایی ورزید [و از مجازات کردن بگذرید] این کار برای شکیبایان بهتر است.
خرمشاهی: و اگر خواستيد كسى را مكافات كنيد، نظير آنچه مكافات ديدهايد، مكافات دهيد، و اگر شكيبايى [و خويشتندارى]ورزيد، بدانيد كه اين شيوه براى شكيبايان بهتر است فولادوند: و اگر عقوبت كرديد همان گونه كه مورد عقوبت قرار گرفته ايد [متجاوز را ] به عقوبت رسانيد و اگر صبر كنيد البته آن براى شكيبايان بهتر است قمشهای: و اگر به شما مسلمانان کسی عقوبت و ستمی رسانید شما باید به قدر آن در مقابل انتقام کشید (نه بیشتر) و اگر صبوری کنید البته برای صابران بهتر خواهد بود. مکارم شیرازی: و هر گاه خواستيد مجازات كنيد تنها به مقداري كه به شما تعدي شده كيفر دهيد. و اگر شكيبائي پيشه كنيد اينكار براي شكيبايان بهتر است.
وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ
﴿۱۲۷﴾
انصاریان: و شکیبایی کن، و شکیبایی تو جز به توفیق خدا نیست، و بر [گمراهی و ضلالت] آنان [و کارهایی که انجام می دهند] اندوهگین مباش، و از نیرنگی که همواره به کار می گیرند، دلتنگ مشو.
خرمشاهی: شكيبايى پيشه كن و شكيبايى تو جز به توفيق الهى نيست و بر آنان اندوه مخور و از مكرى كه مىورزند دلتنگ مباش فولادوند: و صبر كن و صبر تو جز به [توفيق] خدا نيست و بر آنان اندوه مخور و از آنچه نيرنگ مى كنند دل تنگ مدار قمشهای: و تو (ای رسول) صبر و تحمل پیشه کن که صبر تو تنها به (توفیق) خداست، و بر آنها (که ترک کفر و عناد نمیکنند) غمگین مشو و از مکر و حیله آنان دلتنگ مباش. مکارم شیرازی: صبر كن و صبر تو فقط براي خدا و به توفيق خدا باشد، و بخاطر (كارهاي) آنها اندوهگين مباش و دلسرد مشو، و از توطئه هاي آنها در تنگنا قرار مگير.
إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ
﴿۱۲۸﴾
انصاریان: بی تردید خدا با کسانی که پرهیزکاری پیشه کردند و کسانی که [از هر جهت] نیکوکارند می باشد.
خرمشاهی: بىگمان خداوند با پرهيزگاران و نيكوكاران است فولادوند: در حقيقت خدا با كسانى است كه پروا داشته اند و [با] كسانى [است] كه آنها نيكوكارند قمشهای: محققا خدا یار و یاور متقیان و نیکوکاران عالم است. مکارم شیرازی: خداوند با كساني است كه تقوي پيشه ميكنند و كساني كه نيكوكارند. |
||