ParsQuran
جزء ۲۵ - ترجمه مکارم شیرازی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
إِلَيْهِ يُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ وَمَا تَخْرُجُ مِنْ ثَمَرَاتٍ مِنْ أَكْمَامِهَا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنْثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ أَيْنَ شُرَكَائِي قَالُوا آذَنَّاكَ مَا مِنَّا مِنْ شَهِيدٍ ﴿۴۷﴾
اسرار قيامت (و لحظه وقوع آن) را تنها خدا مي‏داند، هيچ ميوه‏ اي از غلاف خود خارج نمي‏شود و هيچ مؤ نثي باردار نمي‏گردد و وضع حمل نمي‏كند مگر به علم و آگاهي او، و آن روز كه آنها را ندا مي‏دهد كجا هستند شريكاني كه براي من مي‏پنداشتيد؟ آنها مي‏گويند:پروردگارا!) ما عرضه داشتيم كه هيچ گواهي بر گفته خود نداريم! (۴۷)
وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَدْعُونَ مِنْ قَبْلُ وَظَنُّوا مَا لَهُمْ مِنْ مَحِيصٍ ﴿۴۸﴾
و همه معبوداني را كه قبلا مي‏خواندند محو و گم مي‏شود، و مي‏دانند هيچ پناهگاهي ندارند. (۴۸)
لَا يَسْأَمُ الْإِنْسَانُ مِنْ دُعَاءِ الْخَيْرِ وَإِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَيَئُوسٌ قَنُوطٌ ﴿۴۹﴾
انسان هرگز از تقاضاي نيكي (و نعمت) خسته نمي‏شود، و هر گاه شر و بدي به او رسد ماءيوس و نوميد مي‏گردد. (۴۹)
وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ رَحْمَةً مِنَّا مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هَذَا لِي وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِنْ رُجِعْتُ إِلَى رَبِّي إِنَّ لِي عِنْدَهُ لَلْحُسْنَى فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِمَا عَمِلُوا وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ ﴿۵۰﴾
و هر گاه او را رحمتي از سوي خود بعد از ناراحتي بچشانيم مي‏گويد: اين به خاطر شايستگي و استحقاق من بوده، و گمان نمي‏كنم قيامت برپا شود (و به فرض كه قيامتي باشد) هر گاه به سوي پروردگارم بازگردم براي من نزد او پاداشهاي نيك است! ما كافران را از اعمالي كه انجام داده‏ اند (به زودي) آگاه خواهيم كرد، و از عذاب شديد به آنها مي‏چشانيم. (۵۰)
وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنْسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاءٍ عَرِيضٍ ﴿۵۱﴾
و هر گاه نعمتي به انسان دهيم روي مي‏گرداند، و با حال تكبر از حق دور مي‏شود، ولي هرگاه مختصر ناراحتي به او رسد تقاضاي فراوان و مستمر (براي برطرف شدن آن) دارد. (۵۱)
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كَانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿۵۲﴾
بگو: به من خبر دهيد اگر اين قرآن از سوي خداوند باشد و شما به آن كافر شويد چه كسي گمراه تر خواهد بود از كسي كه با آن مخالفت مي‏كند؟! (۵۲)
سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿۵۳﴾
به زودي نشانه‏ هاي خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مي‏دهيم تا آشكار گردد كه او حق است، آيا كافي نيست كه او بر همه چيز شاهد و گواه است. (۵۳)
أَلَا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَاءِ رَبِّهِمْ أَلَا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ ﴿۵۴﴾
آگاه باشيد: آنها از لقاي پروردگارشان در شك و ترديدند، ولي خداوند به همه چيز احاطه دارد. (۵۴)
سوره ۴۲: الشورى
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
حم ﴿۱﴾
حم. (۱)
عسق ﴿۲﴾
عسق. (۲)
كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۳﴾
اينگونه خداوند عزيز و حكيم به تو و پيامبراني كه قبل از تو بودند وحي مي‏كند، (۳)
لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ﴿۴﴾
آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن او است، و او بلند مرتبه و بزرگ است. (۴)
تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ وَالْمَلَائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿۵﴾
نزديك است آسمانها (به خاطر نسبتهاي نارواي مشركان) از بالا متلاشي شوند، فرشتگان پيوسته تسبيح و حمد پروردگار خود را بجا مي‏آورند، و براي كساني كه در زمين هستند استغفار مي‏كنند، آگاه باشيد خداوند آمرزنده و مهربان است. (۵)
وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ ﴿۶﴾
كساني كه غير خدا را ولي خود انتخاب كردند خداوند حساب همه اعمال آنها را نگهميدارد، و تو مامور نيستي كه آنها را مجبور به قبول حق كني. (۶)
وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ ﴿۷﴾
و اينگونه قرآني عربي (فصيح و گويا) بر تو وحي كرديم، تا ام القري و كساني را كه اطراف آن هستند انذار كني، و آنها را از روزي كه همه خلائق دور آن روز جمع مي‏شوند و شك و ترديد در آن نيست بترساني همان روز كه گروهي در بهشتند و گروهي در آتش! (۷)
وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ يُدْخِلُ مَنْ يَشَاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمُونَ مَا لَهُمْ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ ﴿۸﴾
و اگر خدا مي‏خواست همه آنها را امت واحدي قرار مي‏داد (و اجبارا هدايت مي‏كرد، ولي هدايت اجباري فايده‏ اي ندارد) اما خداوند هر كس را بخواهد در رحمتش وارد مي‏كند و براي ظالمان ولي و ياوري نيست. (۸)
أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۹﴾
آيا آنها غير خدا را ولي خود برگزيدند در حالي كه ولي تنها خداوند است، و او است كه مردگان را زنده مي‏كند، و او است كه بر هر چيزي توانا است. (۹)
وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ ﴿۱۰﴾
در هر چيز اختلاف كنيد داوريش با خدا است، اين است خداوند پروردگار من، بر او توكل كرده‏ ام، و به سوي او باز مي‏گردم: (۱۰)
فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ﴿۱۱﴾
او آفريننده آسمانها و زمين است،و از جنس شما همسراني براي شما قرار داد، و جفتهائي از چهارپايان آفريد، و شما را به اين وسيله (به وسيله همسران) تكثير مي‏كند، همانند او چيزي نيست، و او شنوا و بينا است: (۱۱)
لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿۱۲﴾
كليدهاي آسمان و زمين از آن او است، روزي را براي هر كس ‍ بخواهد گسترش مي‏دهد و براي هر كس بخواهد محدود مي‏سازد، او از همه چيز آگاه است. (۱۲)
شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ ﴿۱۳﴾
آئيني را براي شما تشريع كرد كه به نوح توصيه كرده بود، و آنچه را بر تو وحي فرستاديم و به ابراهيم و موسي و عيسي سفارش نموديم كه دين را برپا داريد و در آن تفرقه ايجاد نكنيد. خداوند هر كس را بخواهد بر مي‏گزيند، و كسي را كه به سوي او باز گردد هدايت مي‏كند. (۱۳)
وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ ﴿۱۴﴾
آنها پراكنده نشدند مگر بعد از علم و آگاهي، و اين تفرقه جوئي بخاطر انحراف از حق بود (و عداوت و حسد) و اگر فرماني از سوي پروردگارت صادر نشده بود كه آنها تا سر آمد معيني زنده و آزاد باشند خداوند در ميان آنها داوري مي‏كرد و كساني كه بعد از آنها وارثان كتاب شدند از آن در شك و ترديدند، شكي تواءم با بدبيني و سوء ظن. (۱۴)
فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ ﴿۱۵﴾
تو نيز آنها را به سوي اين آئين واحد الهي دعوت كن، و آنچنان كه مامور شده‏ اي استقامت نما، و از هوا و هوسهاي آنان پيروي مكن، و بگو: به هر كتابي كه از سوي خدا نازل شده ايمان آورده‏ ام، و مامورم در ميان شما عدالت كنم، خداوند پروردگار ما و شما است، نتيجه اعمال ما از آن ما است و نتيجه اعمال شما از آن شما، خصومت شخصي در ميان ما نيست، و خداوند ما و شما را در يكجا جمع مي‏كند، و بازگشت همه به سوي او است. (۱۵)
وَالَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا اسْتُجِيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ ﴿۱۶﴾
آنها كه درباره خدا بعد از پذيرفتن دعوت او، محاجه مي‏كنند دليل آنها نزد پروردگارشان باطل و بياساس است و غضب بر آنها است و عذاب شديد از آن آنها. (۱۶)
اللَّهُ الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ ﴿۱۷﴾
خداوند كسي است كه كتاب را به حق نازل كرد و ميزان (سنجش ‍ حق و باطل) را، اما تو چه مي‏داني شايد ساعت (قيام قيامت) نزديك باشد. (۱۷)
يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِهَا وَالَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَيَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلَا إِنَّ الَّذِينَ يُمَارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ ﴿۱۸﴾
آنها كه به قيامت ايمان ندارند درباره آن شتاب مي‏كنند، ولي آنها كه ايمان آورده‏ اند پيوسته با خوف و هراس مراقب آن هستند، و مي‏دانند آن حق است آگاه باشيد آنها كه در قيامت ترديد مي‏كنند در گمراهي عميقي هستند. (۱۸)
اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبَادِهِ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ ﴿۱۹﴾
خداوند نسبت به بندگانش لطف دارد، هر كس را بخواهد روزي مي‏دهد، و او قوي و شكست ناپذير است. (۱۹)
مَنْ كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَنْ كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ ﴿۲۰﴾
كسي كه زراعت آخرت را بخواهد به او بركت مي‏دهيم، و بر محصولش مي‏افزائيم، و آنها كه فقط كشت دنيا را مي‏طلبند كمي از آن به آنها مي‏دهيم اما در آخرت هيچ نصيبي ندارند! (۲۰)
أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَنْ بِهِ اللَّهُ وَلَوْلَا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿۲۱﴾
آيا معبوداني دارند كه آئيني براي آنها بياذن خداوند تشريع كرده‏ اند؟ اگر مهلت مقرري براي آنها نبود در ميانشان داوري مي‏شد (و دستور عذاب صادر مي‏گشت) و براي ظالمان عذاب دردناكي است. (۲۱)
تَرَى الظَّالِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا كَسَبُوا وَهُوَ وَاقِعٌ بِهِمْ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ لَهُمْ مَا يَشَاءُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ ﴿۲۲﴾
در آن روز ستمگران را مي‏بيني كه از اعمالي كه انجام داده‏ اند سخت بيمناكند، اما آنها را فرو مي‏گيرد، اما كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند در بهترين باغهاي بهشتند، و هر چه بخواهند نزد پروردگارشان براي آنها فراهم است اين است فضل بزرگ. (۲۲)
ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ ﴿۲۳﴾
اين همان چيزي است كه خداوند بندگانش را كه ايمان آورده‏ اند و عمل صالح انجام داده‏ اند به آن نويد مي‏دهد، بگو من هيچ پاداشي از شما بر رسالتم درخواست نمي‏كنم جز دوست داشتن نزديكانم و هر كس عمل نيكي انجام دهد بر نيكي اش مي‏افزائيم، چرا كه خداوند آمرزنده و شكرگزار است. (۲۳)
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَإِنْ يَشَإِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿۲۴﴾
آنها مي‏گويند، او بر خدا دروغ بسته، ولي اگر خدا بخواهد بر قلب تو مهر مي‏نهد (و قدرت اظهار اين آيات را از تو مي‏گيرد) و باطل را محو مي‏كند و حق را به فرمانش پابرجا مي‏سازد، چرا كه او به آنچه در درون دلها است آگاه است. (۲۴)
وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ وَيَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ ﴿۲۵﴾
او كسي است كه توبه را از بندگانش مي‏پذيرد، و گناهان را مي‏بخشد و آنچه را انجام مي‏دهيد مي‏داند. (۲۵)
وَيَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَيَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَالْكَافِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ ﴿۲۶﴾
و درخواست كساني را كه ايمان آورده‏ اند و عمل صالح انجام داده‏ اند اجابت مي‏كند، و از فضلش بر آنها مي‏افزايد، اما براي كافران عذاب شديدي است. (۲۶)
وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَلَكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ ﴿۲۷﴾
هر گاه خداوند روزي را براي بندگانش وسعت بخشد در زمين طغيان و ستم مي‏كنند، لذا به مقداري كه مي‏خواهد نازل مي‏كند كه او نسبت به بندگانش آگاه و بينا است. (۲۷)
وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَيَنْشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ ﴿۲۸﴾
او كسي است كه باران نافع را بعد از آنكه ماءيوس شدند نازل مي‏كند، و دامنه رحمت خويش را مي‏گستراند، و او ولي و حميد است. (۲۸)
وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِنْ دَابَّةٍ وَهُوَ عَلَى جَمْعِهِمْ إِذَا يَشَاءُ قَدِيرٌ ﴿۲۹﴾
و از آيات او است آفرينش آسمانها و زمين و آنچه از جنبندگان در آنها خلق و منتشر نموده، و او هرگاه بخواهد قادر بر جمع آنها است. (۲۹)
وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ ﴿۳۰﴾
هر مصيبتي به شما رسد به خاطر اعمالي است كه انجام داده‏ ايد، و بسياري را نيز عفو مي‏كند. (۳۰)
وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ ﴿۳۱﴾
و شما هرگز نمي‏توانيد در زمين از قدرت خداوند فرار كنيد، و غير از خدا هيچ ولي و ياوري براي شما نيست! (۳۱)
وَمِنْ آيَاتِهِ الْجَوَارِ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ ﴿۳۲﴾
از نشانه‏ هاي او كشتيهائي است همچون كوهها كه در دريا در حركت است. (۳۲)
إِنْ يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ﴿۳۳﴾
اگر اراده كند باد را ساكن مي‏سازد تا آنها بر پشت دريا متوقف شوند، در اين نشانه‏ هائي است براي هر صبر كننده شكرگزار. (۳۳)
أَوْ يُوبِقْهُنَّ بِمَا كَسَبُوا وَيَعْفُ عَنْ كَثِيرٍ ﴿۳۴﴾
يا اگر بخواهد آنها را به خاطر اعمالي كه سرنشينانش مرتكب شده‏ اند نابود مي‏سازد، و در عين حال بسياري را مي‏بخشد. (۳۴)
وَيَعْلَمَ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِنَا مَا لَهُمْ مِنْ مَحِيصٍ ﴿۳۵﴾
تا كساني كه در آيات ما مجادله مي‏كنند بدانند هيچ پناهگاهي ندارند. (۳۵)
فَمَا أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى لِلَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ﴿۳۶﴾
آنچه به شما عطا شده متاع زودگذر زندگي دنيا است، و آنچه نزد خدا است براي كساني كه ايمان آورده‏ اند و بر پروردگارشان توكل مي‏كنند، بهتر و پايدارتر است. (۳۶)
وَالَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ ﴿۳۷﴾
همان كساني كه از گناهان بزرگ و اعمال زشت اجتناب مي‏ورزند و هنگامي كه خشمگين مي‏شوند عفو مي‏كنند. (۳۷)
وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ ﴿۳۸﴾
و آنها كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده، و نماز را برپا داشته، و كارهايشان به طريق مشورت در ميان آنها صورت مي‏گيرد، و از آنچه به آنها روزي داده‏ ايم انفاق مي‏كنند. (۳۸)
وَالَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنْتَصِرُونَ ﴿۳۹﴾
و آنها كه هر گاه ستمي به آنها رسد (تسليم ظلم نمي‏شوند) و ياري مي‏طلبند. (۳۹)
وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ﴿۴۰﴾
و كيفر بدي مجازاتي همانند آن است، و هر كس عفو و اصلاح كند اجر و پاداش او با خدا است خداوند ظالمان را دوست ندارد. (۴۰)
وَلَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولَئِكَ مَا عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ ﴿۴۱﴾
و كسي كه بعد از مظلوم شدن ياري طلبد ايرادي بر او نيست. (۴۱)
إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَيَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿۴۲﴾
ايراد و مجازات بر كساني است كه به مردم ستم مي‏كنند و در زمين به ناحق ظلم روا مي‏دارند. براي آنها عذاب دردناكي است. (۴۲)
وَلَمَنْ صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ﴿۴۳﴾
اما كساني كه شكيبائي و عفو كنند اين از كارهاي پر ارزش است. (۴۳)
وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ وَلِيٍّ مِنْ بَعْدِهِ وَتَرَى الظَّالِمِينَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ يَقُولُونَ هَلْ إِلَى مَرَدٍّ مِنْ سَبِيلٍ ﴿۴۴﴾
كسي را كه خدا گمراه كند ولي و ياوري بعد از او نخواهد داشت، و ظالمان را (روز قيامت) مي‏بيني كه وقتي عذاب الهي را مشاهده مي‏كنند، مي‏گويند: آيا راهي به سوي بازگشت (و جبران) وجود دارد؟! (۴۴)
وَتَرَاهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا خَاشِعِينَ مِنَ الذُّلِّ يَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِيٍّ وَقَالَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا إِنَّ الظَّالِمِينَ فِي عَذَابٍ مُقِيمٍ ﴿۴۵﴾
و آنها را مي‏بيني كه بر آتش عرضه مي‏شوند در حالي كه از شدت مذلت خاشعند، و زير چشمي (به آن) نگاه مي‏كنند، و كساني كه ايمان آورده‏ اند مي‏گويند زيان كاران واقعي آنها هستند كه خود و خانواده خويش را روز قيامت از دست داده‏ اند آگاه باشيد كه ظالمان (امروز) در عذاب دائمند. (۴۵)
وَمَا كَانَ لَهُمْ مِنْ أَوْلِيَاءَ يَنْصُرُونَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ سَبِيلٍ ﴿۴۶﴾
آنها جز خدا اولياء و ياوراني ندارند كه ياريشان كند، و هر كس را خدا گمراه سازد راه نجاتي براي او نيست. (۴۶)
اسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ مَا لَكُمْ مِنْ مَلْجَإٍ يَوْمَئِذٍ وَمَا لَكُمْ مِنْ نَكِيرٍ ﴿۴۷﴾
اجابت كنيد دعوت پروردگار خود را پيش از آنكه روزي فرا رسد كه ديگر بازگشتي براي آن در برابر اراده خدا نيست، و در آن روز نه پناهگاهي داريد و نه مدافعي. (۴۷)
فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الْإِنْسَانَ كَفُورٌ ﴿۴۸﴾
و اگر آنها روي گردان شوند (غمگين مباش) ما تو را حافظ آنها قرار نداده‏ ايم، وظيفه تو تنها ابلاغ رسالت است، و هنگامي كه ما رحمتي از سوي خود به انسان مي‏چشانيم مغرور و غافل مي‏شود. و اگر بلائي به خاطر اعمالي كه انجام داده‏ اند به آنها رسد به كفران مي‏پردازند. (۴۸)
لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ إِنَاثًا وَيَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ الذُّكُورَ ﴿۴۹﴾
مالكيت و حاكميت آسمانها و زمين از آن خدا است، هر چه را بخواهد مي‏آفريند و به هر كس اراده كند دختر مي‏بخشد و به هر كس ‍ بخواهد پسر. (۴۹)
أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَإِنَاثًا وَيَجْعَلُ مَنْ يَشَاءُ عَقِيمًا إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ ﴿۵۰﴾
يا اگر اراده كند پسر و دختر هر دو به آنها مي‏دهد و هر كس را بخواهد عقيم مي‏گذارد! (۵۰)
وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ ﴿۵۱﴾
شايسته هيچ انساني نيست كه خدا با او سخن بگويد، مگر از طريق وحي، يا از وراء حجاب، يا رسولي مي‏فرستد و به فرمان او آنچه را بخواهد وحي مي‏كند، چرا كه او بلند مقام و حكيم است. (۵۱)
وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۵۲﴾
همانگونه كه بر پيامبران پيشين وحي فرستاديم بر تو نيز روحي را به فرمان خود وحي كرديم، تو پيش از اين نمي‏دانستي كتاب و ايمان چيست (و از محتواي قرآن آگاه نبودي) ولي ما آنرا نوري قرار داديم كه بوسيله آن هر كس از بندگان خويش را بخواهيم هدايت مي‏كنيم، و تو مسلما به سوي راه مستقيم هدايت مي‏كني. (۵۲)
صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ ﴿۵۳﴾
راه خداوندي كه تمام آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن او است، آگاه باشيد بازگشت همه چيز به سوي خدا است. (۵۳)
سوره ۴۳: الزخرف
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
حم ﴿۱﴾
حم. (۱)
وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿۲﴾
سوگند به اين كتابي كه حقايقش آشكار است. (۲)
إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۳﴾
كه ما آن را قرآني فصيح و عربي قرار داديم تا شما آن را درك كنيد. (۳)
وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ ﴿۴﴾
و آن در كتاب اصلي (لوح محفوظ) نزد ما است كه بلند پايه و حكمت آموز است. (۴)
أَفَنَضْرِبُ عَنْكُمُ الذِّكْرَ صَفْحًا أَنْ كُنْتُمْ قَوْمًا مُسْرِفِينَ ﴿۵﴾
آيا اين ذكر(قرآن) را از شما بازگيريم به خاطر اينكه قومي اسرافكاريد؟ (۵)
وَكَمْ أَرْسَلْنَا مِنْ نَبِيٍّ فِي الْأَوَّلِينَ ﴿۶﴾
چه بسيار از پيامبران را كه (براي هدايت) در اقوام پيشين فرستاديم. (۶)
وَمَا يَأْتِيهِمْ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿۷﴾
ولي هيچ پيامبري به سراغشان نمي‏آمد مگر اينكه او را استهزا مي‏كردند. (۷)
فَأَهْلَكْنَا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشًا وَمَضَى مَثَلُ الْأَوَّلِينَ ﴿۸﴾
ما كساني را كه نيرومندتر از اينها بودند هلاك كرديم، و داستان پيشينيان قبلا گذشت. (۸)
وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ ﴿۹﴾
هرگاه از آنها سؤ ال كني چه كسي آسمانها و زمين را آفريده ؟ مسلما مي‏گويند: خداوند قادر و دانا آنها را آفريده است. (۹)
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَجَعَلَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿۱۰﴾
همان كسي كه زمين را گاهواره و محل آرامش شما قرار داد و براي شما در آن راههائي آفريد تا هدايت شويد (و به مقصد رسيد). (۱۰)
وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَيْتًا كَذَلِكَ تُخْرَجُونَ ﴿۱۱﴾
و آن كسي كه از آسمان آبي فرستاد به مقدار معين، و به وسيله آن سرزمين مرده را حيات بخشيديم، و همينگونه در قيامت زنده مي‏شويد! (۱۱)
وَالَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْفُلْكِ وَالْأَنْعَامِ مَا تَرْكَبُونَ ﴿۱۲﴾
و همان كسي كه همه زوجها را آفريد، و براي شما از كشتيها و چهارپايان مركبهائي قرار داد كه بر آن سوار شويد. (۱۲)
لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُولُوا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ ﴿۱۳﴾
تا بر پشت آنها به خوبي قرار گيريد، سپس نعمت پروردگارتان را هنگامي كه بر آنها سوار شديد متذكر شويد، و بگوئيد پاك و منزه است كسي كه اين را مسخر ما ساخت و گرنه ما توانائي آن را نداشتيم. (۱۳)
وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ ﴿۱۴﴾
و ما به سوي پروردگارمان باز مي‏گرديم. (۱۴)
وَجَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبَادِهِ جُزْءًا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَكَفُورٌ مُبِينٌ ﴿۱۵﴾
آنها براي خداوند از ميان بندگانش جزئي قرار دادند (و ملائكه را دختران خدا خواندند) انسان كفران كننده آشكاري است! (۱۵)
أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَنَاتٍ وَأَصْفَاكُمْ بِالْبَنِينَ ﴿۱۶﴾
آيا از ميان مخلوقاتش دختران را براي خود انتخاب كرده، و پسران را براي شما؟! (۱۶)
وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ ﴿۱۷﴾
در حالي كه هر گاه يكي از آنها را به همان چيزي كه براي خداوند رحمن شبيه قرار داده (به تولد دختر) بشارت دهند صورتش از فرط ناراحتي سياه مي‏شود، و مملو از خشم مي‏گردد! (۱۷)
أَوَمَنْ يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ ﴿۱۸﴾
آيا كسي را كه در لابلاي زينتها پرورش مي‏يابد و به هنگام جدال قادر به تبيين مقصود خود نيست (فرزند خدا مي‏خوانيد)؟! (۱۸)
وَجَعَلُوا الْمَلَائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبَادُ الرَّحْمَنِ إِنَاثًا أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَادَتُهُمْ وَيُسْأَلُونَ ﴿۱۹﴾
آنها فرشتگان را كه بندگان خدايند مؤ نث پنداشتند، آيا به هنگام آفرينش آنها شاهد و حاضر بودند؟ اين گواهي آنها نوشته مي‏شود و از آن بازخواست خواهند شد! (۱۹)
وَقَالُوا لَوْ شَاءَ الرَّحْمَنُ مَا عَبَدْنَاهُمْ مَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ ﴿۲۰﴾
آنان گفتند اگر خدا مي‏خواست ما آنها را پرستش ‍ نمي‏كرديم، ولي به اين امر يقين ندارند، و جز دروغ چيزي نمي‏گويند. (۲۰)
أَمْ آتَيْنَاهُمْ كِتَابًا مِنْ قَبْلِهِ فَهُمْ بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ ﴿۲۱﴾
يا اينكه ما كتابي پيش از اين به آنها داده‏ ايم و آنها به آن تمسك ميجويند؟ (۲۱)
بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُهْتَدُونَ ﴿۲۲﴾
بلكه آنها مي‏گويند ما نياكان خود را بر مذهبي يافتيم و ما نيز به آثار آنها هدايت شده‏ ايم. (۲۲)
وَكَذَلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ ﴿۲۳﴾
همين گونه در هيچ شهر و دياري پيش از تو پيامبري انذاركننده نفرستاديم مگر اينكه ثروتمندان مست و مغرور گفتند ما پدران خود را بر مذهبي يافتيم و به آثار آنها اقتدا مي‏كنيم. (۲۳)
قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدَى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آبَاءَكُمْ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ ﴿۲۴﴾
(پيامبرشان) گفت: آيا اگر من آئيني هدايت بخش تر از آنچه پدرانتان را بر آن يافتيد آورده باشم (باز هم انكار مي‏كنيد؟!) گفتند (آري) ما به آنچه شما به آن مبعوث شده‏ ايد كافريم! (۲۴)
فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ﴿۲۵﴾
لذا ما از آنها انتقام گرفتيم بنگر پايان كار تكذيب كنندگان چگونه بود. (۲۵)
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ ﴿۲۶﴾
به خاطر بياور هنگامي را كه ابراهيم به پدرش (عمويش ‍ آذر) و قومش گفت من از آنچه شما مي‏پرستيد بيزارم! (۲۶)
إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ ﴿۲۷﴾
مگر آن خدائي كه مرا آفريده كه او هدايتم خواهد كرد. (۲۷)
وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿۲۸﴾
او كلمه توحيد را كلمه باقيه در اعقاب خود قرار داد تا به سوي خدا بازگردند. (۲۸)
بَلْ مَتَّعْتُ هَؤُلَاءِ وَآبَاءَهُمْ حَتَّى جَاءَهُمُ الْحَقُّ وَرَسُولٌ مُبِينٌ ﴿۲۹﴾
ولي ما اين گروه و پدران آنها را از مواهب دنيا بهره مند ساختيم تا حق و فرستاده آشكار الهي به سراغشان آمد. (۲۹)
وَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ وَإِنَّا بِهِ كَافِرُونَ ﴿۳۰﴾
اما هنگامي كه حق به سراغشان آمد گفتند اين سحر است و ما نسبت به آن كافريم! (۳۰)
وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ ﴿۳۱﴾
و گفتند چرا اين قرآن بر مرد بزرگي (مرد ثروتمندي) از اين دو شهر (مكه و طائف) نازل نشده است؟! (۳۱)
أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ ﴿۳۲﴾
آيا آنها رحمت پروردگارت را تقسيم مي‏كنند؟ ما معيشت آنها را در حيات دنيا در ميان آنان تقسيم كرديم و بعضي را بر بعضي برتري داديم تا يكديگر را تسخير و با هم تعاون كنند، و رحمت پروردگارت از تمام آنچه جمع آوري مي‏كنند بهتر است. (۳۲)
وَلَوْلَا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ ﴿۳۳﴾
اگر تمكن كفار از مواهب مادي سبب نمي‏شد كه همه مردم امت واحد گمراهي شوند ما براي كساني كه كافر مي‏شدند خانه‏ هائي قرار مي‏داديم با سقفهائي از نقره و نردبانهائي كه از آن بالا روند! (۳۳)
وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ ﴿۳۴﴾
و براي خانه‏ هاي آنها درها و تختهائي (زيبا و نقره گون) قرار مي‏داديم كه بر آن تكيه كنند. (۳۴)
وَزُخْرُفًا وَإِنْ كُلُّ ذَلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿۳۵﴾
و انواع وسائل تجملي، ولي تمام اينها متاع زندگي دنياست و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهيزگاران است. (۳۵)
وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ ﴿۳۶﴾
هر كس از ياد خدا رويگردان شود شيطاني را به سراغ او مي‏فرستيم و همواره قرين او باشد. (۳۶)
وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ ﴿۳۷﴾
و آنها (شياطين) اين گروه را از راه خدا باز مي‏دارند، در حالي كه گمان مي‏كنند هدايت يافتگان حقيقي آنها هستند. (۳۷)
حَتَّى إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ ﴿۳۸﴾
تا زماني كه نزد ما حاضر شود مي‏گويد: ايكاش ميان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود، چه بد همنشيني هستي تو! (۳۸)
وَلَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ ﴿۳۹﴾
هرگز اين گفتگوها امروز به حال شما سودي ندارد، چرا كه ظلم كرديد، و همه در عذاب مشتركيد. (۳۹)
أَفَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَمَنْ كَانَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ ﴿۴۰﴾
آيا تو مي‏تواني سخن خود را به گوش كران برساني يا كوران و كساني را كه در ضلال مبين هستند هدايت كني. (۴۰)
فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ ﴿۴۱﴾
هر گاه تو را از ميان آنها ببريم حتما آنها را مجازات خواهيم كرد. (۴۱)
أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْنَاهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ ﴿۴۲﴾
يا اگر زنده بماني و آنچه را از عذاب آنان وعده داده‏ ايم به تو ارائه دهيم باز ما بر آنها مسلطيم. (۴۲)
فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۴۳﴾
آنچه را بر تو وحي شده محكم بگير كه تو بر صراط مستقيم هستي. (۴۳)
وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿۴۴﴾
و اين مايه يادآوري تو و قوم تو است و به زودي سؤ ال خواهيد شد. (۴۴)
وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ ﴿۴۵﴾
از رسولاني كه قبل از تو فرستاديم بپرس، آيا غير از خداوند رحمان معبوداني براي پرستش آنها قرار داديم؟! (۴۵)
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَقَالَ إِنِّي رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۴۶﴾
ما موسي را با آيات خود به سوي فرعون و درباريان او فرستاديم (به آنها) گفت: من فرستاده پروردگار عالميانم. (۴۶)
فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِآيَاتِنَا إِذَا هُمْ مِنْهَا يَضْحَكُونَ ﴿۴۷﴾
ولي هنگامي كه او آيات ما را براي آنها آورد از آن مي‏خنديدند. (۴۷)
وَمَا نُرِيهِمْ مِنْ آيَةٍ إِلَّا هِيَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِهَا وَأَخَذْنَاهُمْ بِالْعَذَابِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿۴۸﴾
ما هيچ آيه (و معجزه‏ اي) به آنها نشان نمي‏داديم مگر اينكه از ديگري بزرگتر (و مهمتر) بود، و آنها را با مجازات هشدار داديم شايد بازگردند. (۴۸)
وَقَالُوا يَا أَيُّهَ السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِنْدَكَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ ﴿۴۹﴾
(هنگامي كه گرفتار بلا شدند) گفتند: اي ساحر! پروردگارت را به عهدي كه با تو كرده بخوان (تا ما را از اين درد و رنج برهاند) كه ما هدايت خواهيم يافت. (۴۹)
فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ يَنْكُثُونَ ﴿۵۰﴾
اما موقعي كه عذاب را از آنها بر طرف مي‏ساختيم پيمان خود را مي‏شكستند! (۵۰)
وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ ﴿۵۱﴾
فرعون در ميان قوم خود ندا داد و گفت: اي قوم من! آيا حكومت مصر از آن من نيست، و اين نهرها تحت فرمان من جريان ندارد؟ آيا نمي‏بينيد؟! (۵۱)
أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلَا يَكَادُ يُبِينُ ﴿۵۲﴾
من از اين مردي كه خانواده و طبقه پستي است و هرگز نمي‏تواند فصيح سخن بگويد برترم! (۵۲)
فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ ﴿۵۳﴾
اگر راست مي‏گويد چرا دستبندهاي طلا به او داده نشده؟! يا اينكه چرا فرشتگان همراه او نيامده‏ اند؟ (تا گفتارش را تاءييد كنند). (۵۳)
فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ ﴿۵۴﴾
او قوم خود را تحميق كرد و از وي اطاعت كردند. (۵۴)
فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۵۵﴾
اما هنگامي كه ما را به خشم آوردند از آنها انتقام گرفتيم و همه را غرق كرديم. (۵۵)
فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفًا وَمَثَلًا لِلْآخِرِينَ ﴿۵۶﴾
و آنها را پيشگامان (در عذاب) و عبرتي براي ديگران قرار داديم. (۵۶)
وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ ﴿۵۷﴾
و هنگامي كه درباره فرزند مريم مثلي زده شد قوم تو از آن مي‏خنديدند (و مسخره مي‏كردند). (۵۷)
وَقَالُوا أَآلِهَتُنَا خَيْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلًا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ ﴿۵۸﴾
و گفتند آيا خدايان بهترند يا او (مسيح)؟ (اگر معبودان ما در دوزخند مسيح نيز در دوزخ است چرا كه معبود واقع شده!) ولي آنها اين مثل را جز از طريق جدال (و لجاج) براي تو نزدند، آنها گروهي كينه توز و پرخاشگرند. (۵۸)
إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ وَجَعَلْنَاهُ مَثَلًا لِبَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿۵۹﴾
او فقط بنده‏ اي بود كه ما نعمت به او بخشيديم و نمونه و الگوئي براي بني اسرائيلش قرار داديم. (۵۹)
وَلَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَا مِنْكُمْ مَلَائِكَةً فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ ﴿۶۰﴾
و هر گاه بخواهيم بجاي شما در زمين ملائكه‏ اي قرار مي‏دهيم كه جانشين (شما) گردند. (۶۰)
وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ ﴿۶۱﴾
و او سبب آگاهي بر روز قيامت است (نزول عيسي گواه نزديكي رستاخيز است) هرگز در آن ترديد نكنيد و از من پيروي كنيد كه اين راه مستقيم است. (۶۱)
وَلَا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطَانُ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ﴿۶۲﴾
و شيطان شما را (از راه خدا) باز ندارد كه او دشمن آشكار شما است. (۶۲)
وَلَمَّا جَاءَ عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۶۳﴾
هنگامي كه عيسي با دلائل روشن به سراغ آنها آمد گفت من براي شما حكمت آورده‏ ام و آمده‏ ام تا پاره‏ اي از اموري را كه در آن اختلاف داريد تبيين كنم، تقواي الهي پيشه كنيد و از من اطاعت نمائيد. (۶۳)
إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ ﴿۶۴﴾
خداوند پروردگار من و پروردگار شماست، او را پرستش ‍ كنيد كه راه راست همين است. (۶۴)
فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِنْ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ عَذَابِ يَوْمٍ أَلِيمٍ ﴿۶۵﴾
ولي گروههائي از ميان آنها ظهور كردند كه (درباره مسيح) اختلاف نمودند و بعضي او را خدا پنداشتند واي بر آنها كه ستم كردند از عذاب روز دردناك. (۶۵)
هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿۶۶﴾
آنها چه انتظاري مي‏كشند؟ جز اينكه قيامت ناگهان به سراغ آنها آيد در حالي كه خبر ندارند. (۶۶)
الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ ﴿۶۷﴾
دوستان در آن روز دشمن يكديگرند مگر پرهيزگاران. (۶۷)
يَا عِبَادِ لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَلَا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿۶۸﴾
اي بندگان من! امروز نه ترسي بر شماست و نه اندوهگين مي‏شويد. (۶۸)
الَّذِينَ آمَنُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا مُسْلِمِينَ ﴿۶۹﴾
آنها كه به آيات ما ايمان آوردند و تسليم بودند. (۶۹)
ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ تُحْبَرُونَ ﴿۷۰﴾
(به آنها خطاب مي‏شود) وارد بهشت شويد شما و همسرانتان در نهايت شادماني. (۷۰)
يُطَافُ عَلَيْهِمْ بِصِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَأَكْوَابٍ وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَأَنْتُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۷۱﴾
ظرفها (ي غذا) و جامها (ي شراب طهور) از طلا گرداگرد آنها مي‏گردانند، و در آن (بهشت) آنچه دل مي‏خواهد و چشم از آن لذت مي‏برد وجود دارد، و شما در آن هميشه خواهيد ماند. (۷۱)
وَتِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۷۲﴾
اين بهشتي است كه شما وارث آن مي‏شويد به خاطر اعمالي كه انجام مي‏داديد. (۷۲)
لَكُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ كَثِيرَةٌ مِنْهَا تَأْكُلُونَ ﴿۷۳﴾
براي شما در آن ميوه‏ هاي فراوان است كه از آن تناول مي‏كنيد. (۷۳)
إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ﴿۷۴﴾
مجرمان در عذاب دوزخ جاودانه مي‏مانند. (۷۴)
لَا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ ﴿۷۵﴾
هرگز عذاب از آنها تخفيف نمي‏يابد و آنها در آنجا از همه چيز ماءيوسند. (۷۵)
وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِنْ كَانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ ﴿۷۶﴾
ما به آنها ستم نكرديم آنها خود ستمكار بودند. (۷۶)
وَنَادَوْا يَا مَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ قَالَ إِنَّكُمْ مَاكِثُونَ ﴿۷۷﴾
آنها فرياد مي‏كشند اي مالك دوزخ! آرزو داريم پروردگارت ما را بميراند (تا آسوده شويم!) مي‏گويد: شما در اينجا ماندني هستيد! (۷۷)
لَقَدْ جِئْنَاكُمْ بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ ﴿۷۸﴾
ما حق را براي شما آورديم؛ ولي بيشتر شما از حق کراهت داشتيد! (۷۸)
أَمْ أَبْرَمُوا أَمْرًا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ ﴿۷۹﴾
بلكه آنها تصميم محكم بر توطئه گرفتند ما نيز اراده محكمي (درباره آنها) داريم. (۷۹)
أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ ﴿۸۰﴾
آنها چنين مي‏پندارند كه ما اسرار پنهاني و سخنان درگوشي آنها را نمي‏شنويم آري رسولان (و فرشتگان) ما نزد آنها هستند و مي‏نويسند. (۸۰)
قُلْ إِنْ كَانَ لِلرَّحْمَنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعَابِدِينَ ﴿۸۱﴾
بگو اگر براي خداوند فرزندي بود من نخستين مطيع او بودم. (۸۱)
سُبْحَانَ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿۸۲﴾
منزه است پروردگار آسمانها و زمين، پروردگار عرش، از توصيفي كه آنها مي‏كنند. (۸۲)
فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ ﴿۸۳﴾
آنها را به حال خود واگذار تا در باطل غوطه ور باشند، و سرگرم بازي، تا روزي را كه به آنها وعده داده شده است ملاقات كنند (و نتيجه كار خود را ببينند). (۸۳)
وَهُوَ الَّذِي فِي السَّمَاءِ إِلَهٌ وَفِي الْأَرْضِ إِلَهٌ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ ﴿۸۴﴾
او كسي است كه در آسمان معبود است و در زمين معبود و او حكيم و عليم است. (۸۴)
وَتَبَارَكَ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَعِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۸۵﴾
پر بركت و زوال ناپذير است كسي كه مالك و حاكم آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو است مي‏باشد، و آگاهي از قيام قيامت فقط نزد او است و به سوي او باز مي‏گرديد. (۸۵)
وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿۸۶﴾
آنها را كه غير از او مي‏خوانيد قادر بر شفاعت نيستند مگر كساني كه شهادت به حق داده‏ اند، و به خوبي آگاهند. (۸۶)
وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ ﴿۸۷﴾
و اگر از آنها سؤ ال كني چه كسي آنها را آفريده ؟ قطعا مي‏گويند: خدا، پس چگونه از عبادت او منحرف مي‏شويد؟ (۸۷)
وَقِيلِهِ يَا رَبِّ إِنَّ هَؤُلَاءِ قَوْمٌ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۸۸﴾
آنها چگونه از شكايت پيامبر كه مي‏گويد: پروردگارا! اينها قومي هستند كه ايمان نمي‏آورند (غافل مي‏شوند؟). (۸۸)
فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلَامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ﴿۸۹﴾
اكنون كه چنين است از آنها روي برگردان و بگو سلام بر شما، اما به زودي خواهند دانست! (۸۹)
سوره ۴۴: الدخان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
حم ﴿۱﴾
حم. (۱)
وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿۲﴾
سوگند به اين كتاب آشكار. (۲)
إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ ﴿۳﴾
كه ما آنرا در شبي پربركت نازل كرديم، ما همواره انذار كننده بوده‏ ايم. (۳)
فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ ﴿۴﴾
در آن شب كه هر امري بر طبق حكمت خداوند تنظيم مي‏گردد. (۴)
أَمْرًا مِنْ عِنْدِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ ﴿۵﴾
فرماني بود از ناحيه ما، ما (محمد (صلي اللّه عليه و آله و سلّم) را) فرستاديم. (۵)
رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿۶﴾
اينها همه بخاطر رحمتي است از سوي پروردگارت كه او شنونده و داناست. (۶)
رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ ﴿۷﴾
پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست، اگر اهل يقين هستيد. (۷)
لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿۸﴾
هيچ معبودي جز او نيست، زنده مي‏كند و ميميراند، پروردگار شما و پروردگار پدران نخستين شماست. (۸)
بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ ﴿۹﴾
ولي آنها در شكند و (با حقايق) بازي مي‏كنند. (۹)
فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُبِينٍ ﴿۱۰﴾
منتظر روزي باش كه آسمان دود آشكاري پديد آورد. (۱۰)
يَغْشَى النَّاسَ هَذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿۱۱﴾
همه مردم را فرا مي‏گيرد، اين عذاب دردناكي است. (۱۱)
رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ ﴿۱۲﴾
مي گويند پروردگارا! عذاب را از ما برطرف كن كه ايمان مي‏آوريم (۱۲)
أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرَى وَقَدْ جَاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِينٌ ﴿۱۳﴾
چگونه و از كجا متذكر مي‏شوند با اينكه رسول آشكار (با معجزات و منطق روشن) به سراغ آنها آمد؟ (۱۳)
ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ ﴿۱۴﴾
سپس از او رويگردان شدند و گفتند: ديوانه‏ اي است كه ديگران به او تعليم مي‏دهند! (۱۴)
إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عَائِدُونَ ﴿۱۵﴾
ما كمي عذاب را برطرف مي‏سازيم ولي باز به كارهاي خود برمي گرديد! (۱۵)
يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنْتَقِمُونَ ﴿۱۶﴾
ما از آنها انتقام مي‏گيريم در آن روز كه آنها را با قدرت خواهيم گرفت، آري ما از آنها انتقام مي‏گيريم. (۱۶)
وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَجَاءَهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ ﴿۱۷﴾
ما قبل از اينها قوم فرعون را آزموديم و رسول بزرگواري به سراغ آنها آمد. (۱۷)
أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿۱۸﴾
كه اي بندگان خدا آنچه را به شما دستور داده است انجام دهيد و در برابر من تسليم شويد كه من فرستاده اميني براي شما هستم (۱۸)
وَأَنْ لَا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّي آتِيكُمْ بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ ﴿۱۹﴾
و در برابر خداوند تكبر نورزيد كه من براي شما دليل روشني آورده‏ ام. (۱۹)
وَإِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ ﴿۲۰﴾
و من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مي‏برم از اينكه مرا متهم (يا سنگسار) كنيد. (۲۰)
وَإِنْ لَمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ ﴿۲۱﴾
و اگر به من ايمان نمي‏آوريد لااقل از من كناره گيري كنيد (و مانع ايمان آوردن مردم نشويد). (۲۱)
فَدَعَا رَبَّهُ أَنَّ هَؤُلَاءِ قَوْمٌ مُجْرِمُونَ ﴿۲۲﴾
(موسي) به پيشگاه پروردگارش عرضه داشت كه اينها قومي مجرمند. (۲۲)
فَأَسْرِ بِعِبَادِي لَيْلًا إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ ﴿۲۳﴾
(به او دستور داده شد) بندگان مرا شبانه حركت ده كه آنها به تعقيب شما مي‏آيند. (۲۳)
وَاتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْوًا إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ ﴿۲۴﴾
(هنگامي كه از دريا گذشتيد) دريا را آرام و گشاده بگذار كه آنها لشكر غرق شده‏ اي خواهند بود. (۲۴)
كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿۲۵﴾
چه بسيار باغها و چشمه‏ ها كه از خود به جاي گذاشتند. (۲۵)
وَزُرُوعٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ ﴿۲۶﴾
و زراعتها و قصرهاي جالب و گرانقيمت! (۲۶)
وَنَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِينَ ﴿۲۷﴾
و نعمتهاي فراوان ديگر كه در آن متنعم بودند. (۲۷)
كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْمًا آخَرِينَ ﴿۲۸﴾
اينچنين بود ماجراي آنها و ما اينها را ميراث براي اقوام ديگر قرار داديم. (۲۸)
فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنْظَرِينَ ﴿۲۹﴾
نه آسمان بر آنها گريست و نه زمين و نه به آنها مهلتي داده شد. (۲۹)
وَلَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِينِ ﴿۳۰﴾
ما بني اسرائيل را از عذاب ذلتبار نجات بخشيديم. (۳۰)
مِنْ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ كَانَ عَالِيًا مِنَ الْمُسْرِفِينَ ﴿۳۱﴾
از فرعون، كه مردي متكبر و از اسرافكاران بود. (۳۱)
وَلَقَدِ اخْتَرْنَاهُمْ عَلَى عِلْمٍ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿۳۲﴾
ما آنها را با علم خويش بر جهانيان برگزيديم و برتري داديم. (۳۲)
وَآتَيْنَاهُمْ مِنَ الْآيَاتِ مَا فِيهِ بَلَاءٌ مُبِينٌ ﴿۳۳﴾
و آياتي (از قدرت خويش) به آنها داديم كه آزمايش ‍ آشكاري در آن بود (ولي آنها كفران كردند و مجازات شدند). (۳۳)
إِنَّ هَؤُلَاءِ لَيَقُولُونَ ﴿۳۴﴾
اينها (مشركان) مي‏گويند: (۳۴)
إِنْ هِيَ إِلَّا مَوْتَتُنَا الْأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُنْشَرِينَ ﴿۳۵﴾
مرگ ما جز همان مرگ اول نيست (و هرگز زنده نخواهيم شد) (۳۵)
فَأْتُوا بِآبَائِنَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿۳۶﴾
اگر راست ميگوئيد پدران ما را زنده كنيد (تا گواهي دهند) (۳۶)
أَهُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ أَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ ﴿۳۷﴾
آيا آنها بهترند يا قوم تبع و كساني كه پيش از آنان بودند؟ ما آنها را هلاك كرديم چرا كه مجرم بودند. (۳۷)
وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ ﴿۳۸﴾
ما آسمانها و زمين و آنچه در ميان اين دو است بيهدف نيافريديم. (۳۸)
مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۳۹﴾
ما آن دو را فقط به حق آفريديم، ولي اكثر آنها نمي‏دانند. (۳۹)
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقَاتُهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۴۰﴾
روز جدائي (حق از باطل) وعدهگاه همه آنهاست. (۴۰)
يَوْمَ لَا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئًا وَلَا هُمْ يُنْصَرُونَ ﴿۴۱﴾
روزي كه هيچ دوستي كمترين كمكي به دوستش نمي‏كند و از هيچ سو ياري نمي‏شوند. (۴۱)
إِلَّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۴۲﴾
مگر كسي كه خدا او را مورد رحمت قرار داده، و او عزيز و رحيم است. (۴۲)
إِنَّ شَجَرَتَ الزَّقُّومِ ﴿۴۳﴾
درخت زقوم... (۴۳)
طَعَامُ الْأَثِيمِ ﴿۴۴﴾
غذاي گنهكاران است. (۴۴)
كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ ﴿۴۵﴾
همانند فلز گداخته در شكمها مي‏جوشد. (۴۵)
كَغَلْيِ الْحَمِيمِ ﴿۴۶﴾
جوششي همچون آب سوزان. (۴۶)
خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلَى سَوَاءِ الْجَحِيمِ ﴿۴۷﴾
اين كافر مجرم را بگيريد و به ميان دوزخ پرتابش كنيد. (۴۷)
ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذَابِ الْحَمِيمِ ﴿۴۸﴾
سپس بر سر او از عذاب سوزان بريزيد! (۴۸)
ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ ﴿۴۹﴾
(به او گفته مي‏شود) بچش كه (به پندار خود) بسيار قدرتمند و محترم بودي! (۴۹)
إِنَّ هَذَا مَا كُنْتُمْ بِهِ تَمْتَرُونَ ﴿۵۰﴾
اين همان چيزي است كه پيوسته در آن ترديد مي‏كرديد. (۵۰)
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقَامٍ أَمِينٍ ﴿۵۱﴾
پرهيزكاران در جايگاه امن و اماني هستند. (۵۱)
فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿۵۲﴾
در ميان باغها و چشمه‏ ها. (۵۲)
يَلْبَسُونَ مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَقَابِلِينَ ﴿۵۳﴾
آنها لباسهائي از حرير نازك و ضخيم مي‏پوشند، و در مقابل يكديگر مي‏نشينند. (۵۳)
كَذَلِكَ وَزَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِينٍ ﴿۵۴﴾
اينچنينند بهشتيان، و آنها را با حور العين تزويج مي‏كنيم. (۵۴)
يَدْعُونَ فِيهَا بِكُلِّ فَاكِهَةٍ آمِنِينَ ﴿۵۵﴾
آنها هر نوع ميوه‏ اي را بخواهند در اختيارشان قرار مي‏گيرد، و در نهايت امنيت به سر مي‏برند. (۵۵)
لَا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولَى وَوَقَاهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ ﴿۵۶﴾
هرگز مرگي جز همان مرگ اول (كه در دنيا چشيده‏ اند) نخواهند چشيد و خداوند آنها را از عذاب دوزخ حفظ مي‏كند. (۵۶)
فَضْلًا مِنْ رَبِّكَ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۵۷﴾
اين فضل و بخششي است از سوي پروردگارت، و اين پيروزي بزرگي است. (۵۷)
فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿۵۸﴾
ما آن (قرآن) را بر زبان تو آسان ساختيم تا متذكر شوند. (۵۸)
فَارْتَقِبْ إِنَّهُمْ مُرْتَقِبُونَ ﴿۵۹﴾
(اما اگر پذيرا نشدند) منتظر باش آنها نيز منتظرند (تو منتظر پيروزي الهي و آنها منتظر عذاب و شكست باشند). (۵۹)
سوره ۴۵: الجاثية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
حم ﴿۱﴾
حم. (۱)
تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ﴿۲﴾
اين كتاب از سوي خداوند عزيز و حكيم نازل شده است. (۲)
إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿۳﴾
بدون شك در آسمانها و زمين نشانه‏ هاي فراواني است براي آنها كه اهل ايمانند. (۳)
وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِنْ دَابَّةٍ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿۴﴾
و همچنين در آفرينش شما، و جنبندگاني كه در سراسر زمين منتشر ساخته، نشانه‏ هائي است براي جمعيتي كه اهل يقينند. (۴)
وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ﴿۵﴾
و نيز در آمد و شد شب و روز و رزقي كه خداوند از آسمان نازل كرده، و به وسيله آن زمين را بعد از مردنش حيات بخشيده، و همچنين در وزش بادها نشانه‏ هاي روشني است براي جمعيتي كه اهل تفكرند. (۵)
تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿۶﴾
اينها آيات الهي است كه ما آن را به حق بر تو تلاوت مي‏كنيم، اگر آنها به اين آيات ايمان نياورند به كدام سخن بعد از سخن خدا و آياتش ايمان مي‏آورند؟! (۶)
وَيْلٌ لِكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ ﴿۷﴾
واي بر هر دروغگوي گنهكار! (۷)
يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿۸﴾
كه پيوسته آيات الهي را مي‏شنود كه بر او تلاوت مي‏شود اما از روي تكبر اصرار بر مخالفت دارد گوئي اصلا آنرا نشنيده است، چنين كسي را به عذاب دردناك بشارت ده! (۸)
وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ ﴿۹﴾
و هر گاه از بعضي آيات ما آگاه شود آنرا به باد استهزاء مي‏گيرد، براي آنها عذاب خوار كننده‏ اي است. (۹)
مِنْ وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلَا يُغْنِي عَنْهُمْ مَا كَسَبُوا شَيْئًا وَلَا مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۱۰﴾
و پشت سر آنها دوزخ است، و هرگز آنچه را به دست آورده‏ اند آنها را از عذاب الهي رهائي نمي‏بخشد، و نه اوليائي كه غير از خدا براي خود برگزيدند، و عذاب دردناكي براي آنهاست. (۱۰)
هَذَا هُدًى وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مِنْ رِجْزٍ أَلِيمٌ ﴿۱۱﴾
اين (قرآن) مايه هدايت است، و كساني كه به آيات پروردگارشان كافر شدند عذابي سخت و دردناك دارند. (۱۱)
اللَّهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿۱۲﴾
خداوند همان كسي است كه دريا را مسخر شما كرد تا كشتيها به فرمانش در آن حركت كنند و بتوانيد از فضل او بهره گيريد، و شايد شكر نعمتهايش را بجا آوريد. (۱۲)
وَسَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿۱۳﴾
او آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است همه را از سوي خودش مسخر شما ساخته، در اين نشانه‏ هاي مهمي است براي كساني كه اهل فكرند. (۱۳)
قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لَا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْمًا بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿۱۴﴾
به مؤ منان بگو: كساني را كه اميد به ايام الله (روز رستاخيز) ندارند مورد عفو قرار دهد تا خداوند در آن روز هر قومي را به اعمالي كه انجام مي‏دادند جزا دهد. (۱۴)
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَيْهَا ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ ﴿۱۵﴾
كسي كه عمل صالحي بجا آورد براي خود بجا آورده است و كسي كه كار بد مي‏كند به زيان خود او است، سپس همه شما به سوي پروردگارتان بازمي گرديد. (۱۵)
وَلَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿۱۶﴾
ما بني اسرائيل را كتاب آسماني و حكومت و نبوت بخشيديم، و از روزيهاي پاكيزه به آنها عطا كرديم، و آنها را بر جهانيان (و مردم عصر خويش) برتري بخشيديم. (۱۶)
وَآتَيْنَاهُمْ بَيِّنَاتٍ مِنَ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿۱۷﴾
و دلائل روشني از امر نبوت و شريعت در اختيار آنها قرار داديم، آنها اختلاف نكردند مگر بعد از علم و آگاهي، و اين اختلاف به خاطر ستم و برتري جوئي بود، اما پروردگارت روز قيامت در ميان آنها در آنچه اختلاف داشتند داوري مي‏كند. (۱۷)
ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۱۸﴾
سپس تو را بر شريعت و آئين حقي قرار داديم از آن پيروي كن و از هوسهاي سركش كساني كه آگاهي ندارند پيروي مكن! (۱۸)
إِنَّهُمْ لَنْ يُغْنُوا عَنْكَ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ ﴿۱۹﴾
آنها هرگز نمي‏توانند تو را در برابر خداوند بينياز كنند و از عذابش برهانند، و ظالمان يار و ياور يكديگرند، اما خداوند يار و ياور پرهيزگاران است (۱۹)
هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿۲۰﴾
اين (قرآن و شريعت آسماني) وسائل بينائي و مايه هدايت و رحمت است براي مردمي كه به آن يقين دارند. (۲۰)
أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَحْيَاهُمْ وَمَمَاتُهُمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ ﴿۲۱﴾
آيا كساني كه مرتكب سيئات شدند گمان كردند كه ما آنها را همچون كساني كه ايمان آورده‏ اند و عمل صالح انجام داده‏ اند قرار مي‏دهيم كه حيات و مرگشان يكسان باشد؟ چه بد داوري مي‏كنند. (۲۱)
وَخَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَلِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿۲۲﴾
و خداوند آسمانها و زمين را به حق آفريده است، تا هر كس ‍ در برابر اعمالي كه انجام داده است جزا داده شود، و به آنها ستمي نخواهد شد. (۲۲)
أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ﴿۲۳﴾
آيا ديدي كسي را كه معبود خود را هواي نفس خويش قرار داده ؟ و خداوند او را با آگاهي (بر اينكه شايسته هدايت نيست) گمراه ساخته، و بر گوش و قلبش مهر زده، و بر چشمش پرده‏ اي افكنده، با اينحال چه كسي مي‏تواند غير از خدا او را هدايت كند؟ آيا متذكر نمي‏شويد؟! (۲۳)
وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ ﴿۲۴﴾
آنها گفتند: چيزي جز همين زندگي دنيا در كار نيست، گروهي از ما مي‏ميرند و گروهي جاي آنها را مي‏گيرند، و جز طبيعت و روزگار ما را هلاك نمي‏كند، آنها به اين سخن كه مي‏گويند يقين ندارند، بلكه تنها گمان بيپايه‏ اي دارند. (۲۴)
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ مَا كَانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَنْ قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿۲۵﴾
و هنگامي كه آيات روشن ما بر آنها خوانده مي‏شود دليلي در برابر آن ندارند جز اينكه مي‏گويند اگر راست مي‏گوئيد پدران ما را زنده كنيد و بياوريد (تا گواهي دهند!). (۲۵)
قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۲۶﴾
بگو خداوند شما را زنده مي‏كند، سپس مي‏ميراند، بار ديگر در روز قيامت كه در آن ترديدي نيست جمع آوري مي‏كند، ولي اكثر مردم نمي‏دانند. (۲۶)
وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ ﴿۲۷﴾
مالكيت و حاكميت آسمانها و زمين براي خدا است و آن روز كه قيامت برپا مي‏شود اهل باطل زيان مي‏بينند. (۲۷)
وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۲۸﴾
در آن روز هر امتي را مي‏بيني (كه از شدت ترس و وحشت) بر زانو نشسته، هر امتي به سوي كتابش خوانده مي‏شود و (به آنها مي‏گويند) امروز جزاي آنچه را انجام مي‏داديد به شما مي‏دهند. (۲۸)
هَذَا كِتَابُنَا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۲۹﴾
اين كتاب ماست كه به حق با شما سخن مي‏گويد (و اعمال شما را بازگو مي‏كند) ما آنچه را انجام مي‏داديد مي‏نوشتيم! (۲۹)
فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ ﴿۳۰﴾
اما كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند پروردگارشان آنها را در رحمت خود وارد مي‏كند، اين پيروزي بزرگ است. (۳۰)
وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنْتُمْ قَوْمًا مُجْرِمِينَ ﴿۳۱﴾
اما كساني كه كافر شدند به آنها گفته مي‏شود مگر آيات من بر شما خوانده نمي‏شد و شما استكبار كرديد و قوم مجرمي بوديد. (۳۱)
وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُمْ مَا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِنْ نَظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ ﴿۳۲﴾
و هنگامي كه گفته مي‏شد وعده خداوند حق است و در قيامت هيچ شكي نيست، شما مي‏گفتيد: ما نمي‏دانيم قيامت چيست ؟ ما تنها گماني در اين باره داريم، و به هيچوجه يقين نداريم! (۳۲)
وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿۳۳﴾
و سيئات اعمالشان براي آنها آشكار مي‏شود، و سرانجام آنچه را استهزا مي‏كردند بر آنها واقع مي‏گردد. (۳۳)
وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنْسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ نَاصِرِينَ ﴿۳۴﴾
و به آنها گفته مي‏شود: امروز شما را فراموش مي‏كنيم همانگونه كه شما ديدار امروز را فراموش كرديد، و جايگاه شما دوزخ است، و هيچ ياوري نداريد! (۳۴)
ذَلِكُمْ بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ لَا يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ ﴿۳۵﴾
اين به خاطر آن است كه شما آيات خدا را به سخريه گرفتيد و زندگي دنيا شما را مغرور كرد، امروز آنها از دوزخ خارج نمي‏شوند، و هيچگونه عذري از آنها پذيرفته نيست. (۳۵)
فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۳۶﴾
بنابراين حمد و ستايش مخصوص خدا است، پروردگار آسمانها و پروردگار زمين، و پروردگار همه جهانيان. (۳۶)
وَلَهُ الْكِبْرِيَاءُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۳۷﴾
و براي او است كبريا و عظمت در آسمان و زمين و او عزيز و حكيم است. (۳۷)
4264 4510